بایگانی مطالب ‘روزنوشت’

دلم برای ساکنان «اشرف» می‌سوزد

دوشنبه ۲۹ فروردین ۹۰

این روزها موضوع درگیری ایجاد شده در اردوگاه اشرف و حمله نیروهای ارتش عراق به اعضای سازمان منافقین در تاریخ ۱۹ فروردین، نقل محافل خارجی است و به گفته مقامات سازمان ملل، ۳۴ نفر در این حمله کشته شده‌ و به همین دلیل، این مقامات خواستار تحقیق مستقل در این زمینه شده‌‌اند. ظاهرا موجی از اعتراض و انتقاد هم علیه دولت عراق ایجاد شده که برخی از محافل ایرانی هم علیرغم داشتن اختلافات اساسی با منافقین، در ایجاد این موج موثرند.

واقعیت این است که سازمان مجاهدین خلق (منافقین) نماد یک تجربه تلخ مبارزاتی در کشور ما محسوب می‌‌شود. این سازمان در شرایطی به صحنه مبارزه مسلحانه قدم گذاشت که راه‌‌حلهای مسالمت‌‌آمیز مبارزه در رژیم شاه، ثمر نداده بود و بسیاری به این نتیجه رسیده بودند که باید به صورت قهرآمیز نظام را ساقط کرد. البته پیش از آن که اقدامی بایسته از سوی آنان صورت گیرد، قسمت عمده تشکیلات سازمان، ضربه خورد و رهبران بنیانگذار و اصلی سازمان اعدام شدند. بقایای سازمان هم در سال ۵۴ درگیر استحاله درونی شده و یک کودتای تشکیلاتی کمونیستی در درون سازمان واقع شد و رهبری جدید سازمان خود را مارکسیست معرفی کرد. البته در تصفیه درون تشکیلاتی، تعدادی از مجاهدین مسلمان هم به قتل رسیدند و افرادی هم به دام ساواک افتادند. بقایای سازمان هم در زندان، مدعای اسلامی و دینی خود را نگه داشتند اما با همان التقاطی که ثمره آن، استحاله به سوی مارکسیسم بود.

در مقطع پیروزی انقلاب، سازمان مجاهدین خلق عملا وجود خارجی نداشت اما بعد از پیروزی خود را مجددا سازماندهی کرد تا بتواند در حد رهبری انقلاب، قدرت را به دست بگیرد که البته با مقاومت نیروهای وفادار به امام خمینی، این امر میسر نشد. در این مقطع، سازمان خود را ضدامپریالیست‌‌ترین نیروی سیاسی ایران قلمداد می‌‌کرد ولی میل به کسب قدرت، خیلی زود موضوع مبارزه با امپریالیسم را در سازمان به فراموشی کشاند و آنان حاکمیت انقلابی را به مثابه دشمن اصلی قلمداد کردند و از آن پس سعی کردند با توسل به جنگ مسلحانه، انفجارهای حزب و نخست وزیری، ترور مسئولان و روحانیون حامی انقلاب، ترور کور هواداران نظام و اقدامات مشابه به قدرت برسند که نتیجه نداد.

از آن پس سازمان به خارج کشور رفت تا بقایای تشکیلات خود را حفظ کند و به سراغ دولتهایی رفت که بیشترین تعارض را با جمهوری اسلامی داشتند. در این راستا همکاری با آمریکا و محافل صهیونیستی و نیز پناه بردن به صدام و همکاری با عراق برای جنگ علیه ایران، در دستور کار آنان قرار گرفت. در طول جنگ تحمیلی، منافقین متحد صدام بودند اما با قبول قطعنامه و شکست منافقین در مرصاد، ماشین استراتژی جنگ رهایی‌‌بخش آنان به گل نشست و دچار بن‌‌بست شدند. با تحولات ایجاد شده در عراق، این بن‌‌بست تشدید شد و با اعدام صدام، موضوع اخراج منافقین از عراق جدی شد. این هم طبیعی است که دولت جدید عراق به دلیل منافع خود و همکاری‌‌اش با جمهوری اسلامی، اجازه ندهد که یک گروه مخالف ایران در این کشور حضور داشته باشد.

سازمان که برای بقای خود یک تشکیلات فرقه‌‌ای را در عراق ایجاد کرده است، اینک نمی‌‌داند که در این مقطع از فعالیتهایش چه باید بکند. آمریکا چندان اعتمادی به این گروه ندارد و از نفرت مردم ایران از این گروه به خاطر همکاری آنان با صدام، خوب آگاه است. اروپا هم علی‌‌رغم مخالفتش با جمهوری اسلامی، تمایلی به دشمن‌‌تراشی برای خود ندارد و بودن سه تا چهار هزار تروریست در قاره سبز را تهدیدی برای امنیت خود تصور می‌‌کند. همکاری مستقیم با اسراییل هم تیر خلاص برای منافقین است. دیگر دولتهای منطقه و جهان هم انگیزه‌‌ای برای پناه دادن به منافقین ندارند. به همین دلیل اکنون سازمان نمی‌‌داند که با نیروهایش چه کند که هم آنان را از دست ندهد و هم بتواند تضمینی برای فعالیتهایش دست و پا کند.

در عملیات مرصاد و در تنگه چهارزبر وقتی تعداد زیادی از جنازه‌‌های منافقین را در کنار جاده و در بیابانهای اطراف مشاهده کردم، یک لحظه دلم گرفت و اشکم جاری شد. در آنجا فلسفه اشک ریختن امام علی(ع) بر جنازه طلحه و زبیر را ملموس‌‌تر دریافتم زیرا این واقعا جای دلسوزی و تاثر دارد که یک تشکیلاتی به نام اسلام و مبارزه با امپریالیسم و صهیونیسم، به جلب نیرو و هوادار مبادرت کند اما کارنامه سیاهی از خیانت و قتل و کشتار و همکاری با دشمنان ملتها را برای آنان فراهم آورد.

تجربه منافقین، تلخ‌‌ترین تجربه سیاسی – نظامی کشورمان در نیم قرن اخیر است که باید از آن آموخت.

Share and Enjoy

«یاعلی» گفتن رهبری هنگام تولد؟!

یکشنبه ۲۸ فروردین ۹۰

در چند روز گذشته فیلم سخنرانی آقای سعیدی امام جمعه موقت قم در اینترنت منتشر شد. ایشان در این سخنرانی به نقل از مادر شهیدان زین‌الدین و او هم به نقل از خواهر ناتنی مقام رهبری و آن خانم هم از قول قابله‌ای که به هنگام زایمان رهبری بالای سر مادر ایشان بوده، مدعی شده که رهبری هنگام ولادت گفتند «یاعلی» و قابله هم جواب داد «علی نگهدارت باشه». این سخنان انعکاس گسترده‌ای در رسانه‌های مخالف پیدا کرد و به بهانه‌ای برای تمسخر افراد و اعتقادات دینی تبدیل شد.

من نمی‌دانم در این باره چه باید گفت؟ آیا آقایان فکر کردند که با بیان این اظهارات بی‌اعتبار و بدون سند و نامعقول و نسبت دادن این گونه فضائل ساختگی به رهبری، برای ایشان آبرو درست می‌کنند؟ آیا آقایان تصور کردند که مردم جامعه ما آنقدر ساده و عوامند که هر رطب و یابسی را می‌پذیرند؟ آیا واقعا گمان کردند که این اتفاق رخ داده و برایش برهان قاطع وجود دارد و همگان در مقابل این ادله، خاضع می‌شوند و ‌بنابراین باید این ادعاها را به سطح جامعه کشاند و قلوب مردم را با این روش به سوی رهبری و انقلاب سوق داد؟ آیا احتمال نمی‌دهند که این سرکنجبین از قضا صفرا می‌افزاید و مایه آبروریزی و طنز و هجو می‌شود؟

وای به حال اسلام و مسلمین اگر این آقایان نسبت به روایات رسیده از ائمه(ع) هم این میزان تساهل به خرج داده و هر سخن بی‌سند و غیردقیق و مدعای هر راوی کذاب یا اسرائیلیات موجود در روایات ما را به ائمه بزرگوار نسبت دهند و دین را بر اساس این شیوه ارزش‌گذاری اقوال، به مردم معرفی کنند. واقعا آقای سعیدی در مباحث حوزوی وقتی در باب روایات رسیده از ائمه سخن می‌گوید و به سلسله سند روایات می‌پردازد حاضر است روایتی را با همین اسنادی که در سخنرانی خود آورده است، معتبر بداند؟ آیا این ماجرا ارزش این را نداشت که ایشان به اعتبارسنجی اقوال بپردازد و نقل ناقص و ظنی گوینده‌ای ناشناس (همان قابله مجهول) را به مثابه وحی منزل تلقی نکند و از خیر ابزار کردن این ماجرا برای جلب حمایت مردم برای رهبری بگذرد؟

تردید نباید کرد که این روشها نه تنها به سود رهبری تمام نمی‌شود بلکه بیش از گذشته چوب حراج بر اعتبار جایگاه رهبری می‌زند و مهمتر این که موجب وهن اعتقادات تاریخی شیعه می‌شود و این سئوال اساسی را مطرح می‌کند که مبادا بسیاری از کرامات و معجزاتی که در طول تاریخ به بزرگان دینی ما منسوب است، از همین قماش باشند؟

Share and Enjoy

یک یادداشت کوتاه برای هر روز

شنبه ۲۷ فروردین ۹۰

نوشتن هر روزه کار دشواری است و وقت زیادی از نویسنده طلب می‌کند. خیلی‌ها سعی کردند با این عهد شروع کنند اما بعدها کم آوردند و نتوانستند بر عهد خود بمانند. دلایل این امر متعدد است. دسترسی نداشتن دائمی به اینترنت، مسافرت، نیافتن بهانه مناسب برای نوشتن، خودسانسوری، فرصت کم و مواردی از این دست، نمی‌گذارند که نوشتن هر روزه یک یادداشت ولو کوتاه میسر شود. در عین حال، دلایل برای نوشتن زیاد است و با کمی برنامه‌ریزی و همت می‌توان به این هدف رسید. دستکم تجربه‌هایی موفق در این زمینه وجود دارد که انسان را به موفقیت در این مسیر امیدوار می‌کند. سیدمحمدعلی ابطحی یک نمونه موفق از کسانی بود که در طی چندین سال متوالی بر این عهد خود با خوانندگان سایت خود، وفادار ماند و هر روز آنان را به خواندن یک یادداشت مهمان کرد. خودش می‌گفت کاری بس دشوار است اما او حتی در سفرهای خارج کشور هم تلاش می‌کرد که بنویسد و وقفه در کارش ایجاد نشود.

بنا دارم در «نقد زمانه» در همین ستون به صورت روزانه یادداشت کوتاهی را بنگارم و در باره یک موضوع خاص، نظر و موضع خودم را اعلام کنم. در این مسیر، البته نگاه اصلی، نقد است اما ممکن است مطالب خواندنی دیگر هم به آن افزوده شود.

انتظار می‌رود دوستان بزرگواری که خواننده این یادداشتهای روزانه بنده هستند، هم با طرح نظرات خود به غنای این یادداشتها بیفزایند و هم با پیشنهاد نوشتن در موردی خاص، کمک کنند که بی سوژه نمانیم. طبعا مطالب تحلیلی و تحقیقی و متن مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها و دیگر محتوای بلند تولید شده را باید در ستون اصلی وبگاه «نقد زمانه» مطالعه کرد.

Share and Enjoy

چرا «نقد زمانه»؟

کار منتقد سیاسی همانند کار منتقد سینمایی است. صحنه سیاست را مانند صحنه‌های یک فیلم می‌بیند، تدبیر حاکمان را بسان توان فیلمسازی کارگردان، لحاظ می‌کند، میزان رعایت سازوکارهای عقلانی اداره یک کشور را همانند ریتم منطقی یک فیلم بازکاوی می‌کند و در نهایت، به قضاوت می‌نشیند. من هم به عنوان یک منتقد سیاسی و مطبوعاتی در طی ۲۵ سال گذشته (از سال ۱۳۶۵ تاکنون) چنین کردم با این تفاوت که در اهداف کلان و آرمانهای اعتقادی انقلاب، با مسئولان و حاکمان نظام همراه هستم و توفیق و کامیابی آنان را آرزو دارم و برای من مهم است که این فیلم و کارگردانش، خوش بدرخشند و رضایت خدا و خلق خدا را به همراه داشته باشند و اهداف اسلام و انقلاب را محقق کنند. این خواست ماست اما معلوم نیست که مسئولان و مدیران کشور، حتما چنین باشند و چنین عمل کنند. به همین دلیل، آسیب‌شناسی رفتار و عملکرد و مواضع آنان ضرورت پیدا می‌کند. این وبگاه، یادداشتهای یک روزنامه‌نگار سیاسی در نقد رخدادهای سیاسی و اجتماعی زمانه ما را منعکس می‌کند. زمانه‌ای که سخت به مطالعات آسیب‌شناسانه محتاج است.

در عین حال، این وبگاه یک آرشیو تاریخی است از کلیه مطالبی که در طی این سالها به وسیله صاحب این قلم نگاشته شد یا مصاحبه‌هایی است که انجام دادم یا متن سخنرانی‌ها و نامه‌هایی است که منتشر شد و خلاصه شامل همه مطالبی می‌شود که به من مربوط می‌شود. طبعا ممکن است بسیاری از این مطالب، به روز نباشند و صرفا یک متن متعلق به تاریخ و سابقه مطبوعاتی کشور محسوب شوند اما بنده اصرار دارم تا در این وبگاه، امکان مطالعه آنها برای همگان وجود داشته باشد و آرشیو کاملی از نوشته‌های بنده در این مکان از فضای مجازی در دسترس قرار بگیرد.

خوانندگان می‌توانند به مقایسه اندیشه و تفکر نویسنده در طی این ۲۵ سال بپردازند و به تغییرات احتمالی ایجاد شده یا اولویتهای متفاوتی که برای هر دوره مورد توجه نویسنده بوده، پی ببرند. من هیچ اصراری به دفاع از تمامی آنچه نوشتم ندارم اما بدون تردید در زمان نگارش این مقالات و بیان این مواضع، اعتقاد راسخ به آنها داشتم و البته از محکمات و کلیات تفکر خودم در تمامی این دوره‌ها، دفاع می‌کنم و به همین دلیل همه این نوشته‌ها را حاصل فعالیت مطبوعاتی و سیاسی خود می‌دانم.

طبعا این مجموعه هر چه زودتر باید کامل شود هرچند بسیاری از مقالات و نوشته‌هایم در دسترس خودم هم قرار ندارند و بتدریج و با جستجو باید آنها را فراهم کنم. امیدوارم محتوای مطالب قدیمی به کار خوانندگان بیاید و امکان اعلام موضع در قبال مسائل جدید هم برایم فراهم شود.

Share and Enjoy

صفحه 23 از 23« بعدی...10...1920212223