بایگانی مطالب ‘روزنوشت’

اخلاق و سیاست

روزنامه ایران / پنجشنبه ۳۰ آبان ۹۲

سیاست، حوزه‌ای است که با قدرت سر و کار دارد و سیاستمدار، انسانی است که معطوف به قدرت عمل می‌کند. نوع عملکرد هر سیاستمدار به نوع نگرش وی به قدرت وابسته است یعنی اگر قدرت را «هدف» بداند، به گونه‌ای عمل می‌کند و اگر قدرت را « ابزار» تلقی کند، رفتارهای دیگری خواهد داشت. طبعاً در نگاه هدف‌انگارانه از قدرت، احتمال عدم رعایت اخلاق بیشتر می‌شود ولی در نگرش ابزارانگارانه از قدرت، ارزش‌ها و اهداف بزرگ‌تری وجود دارند که عمل سیاسی معطوف به قدرت، در واقع پیگیر تحقق آن ارزش‌ها و اهداف برتر است و بنابراین می‌توان امید داشت که اخلاق در این نگرش، بیشتر رعایت شود.
اسلام و انقلاب اسلامی مروج آن نگرشی از سیاست است که قدرت را هدف نمی‌داند. سیاستمدار مسلمان، قدرت را ابزار خدمت به خلق و اهرم اجرای عدالت و مقدمه تحقق ارزش‌ها تلقی می‌کند و به همین دلیل، نه در کسب قدرت، به هر وسیله‌ای متوسل می‌شود و نه در حفظ قدرت، انجام هر کاری را مجاز می‌داند و نه در صورت از دست رفتن قدرت، بی‌تاب می‌شود و همه چیز را از دست رفته تصور می‌کند.
علی‌رغم این گونه تلقی نظری، متأسفانه در عمل شاهد هستیم که اخلاق در حوزه سیاسی، چندان رعایت نمی‌شود و نیروهای سیاسی فعال در جامعه گاهی مبادرت به اقداماتی می‌کنند که چندان اخلاقی نیست. اشکال از آنجا ایجاد می‌شود که شماری از فعالان سیاسی، بتدریج جایگاه «هدف» و «ابزار» را فراموش می‌کنند و قدرت را هدف می‌پندارند. آنان در آغاز راه، انگیزه فعالیت خود را خدمت به مردم و اجرای ارزش‌های اسلامی می‌دانند و واقعاً هم ممکن است نیت آنان خیر باشد اما در مسیر کسب قدرت یا حفظ آن، بتدریج هدف اصلی را فراموش کرده و «قدرت» را در جایگاه «ارزش» می‌نشانند.
حضرت آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمودند «مرد آن است که سیلی دوم را برای خدا بزند.» سیلی اول را خیلی‌ها ممکن است برای خدا بزنند اما وقتی سیلی اول را زدید، بلافاصله ممکن است به شما هم سیلی بزنند یا اهانت کنند و از آن پس، شما هم خدا را فراموش خواهید کرد و سیلی دوم را از سر خشم یا خنک شدن دل خودتان یا انتقام خواهید زد. قدرت هم چنین است. شاید خیلی از افراد به قصد خدمت به سراغش بروند اما بتدریج همین وسیله را هدف بپندارند و همه اخلاقیات و ارزش‌های دینی را در پای آن فدا کنند.
بسیاری از کسانی که فضای سیاسی کشور را به دروغ و تهمت آلوده کرده و هرگونه دشمنی با دیگران را جایز می‌شمارند و حد دشمنی با دیگران را نگه نمی‌دارند و دشمنی و رقابت با دیگران آنان را از جاده عدالت خارج می‌کند، متأسفانه از همین افرادی هستند که روزی قرار بود قدرت برای آنان ابزار باشد اما اکنون هدف شده است.
بر همه سیاستمداران واجب است که ماهیت قدرت و طنازی‌های آن را بشناسند و هر چند گاه خود را محاسبه کنند تا خدای ناکرده، قدرت را خدای خود قرار نداده باشند و به پرستش قدرت نرسیده باشند. رعایت نکردن ارزش‌های دینی و اخلاقیات در کسب قدرت و در هنگام قدرتمندی و به هنگام از دست دادن قدرت، بزرگ‌ترین دلیل و نشانه قدرت‌پرستی است.

Share and Enjoy

اعتدال، اثبات برادری و ‌طلب ارث

روزنامه ایران / سه‌شنبه ۲۸ آبان ۹۲

 اعتدال، سفارش قرآن است و پیام اخلاق حتی اخلاق مستقل از دین. با تکیه بر اعتدال نمی‌توان به کسی ظلم کرد ولو آن که همو در جایی دیگر ظالم بوده باشد. اعتدال، حد نگه داشتن است حتی در حق دشمن یا مخالف. وقتی گفته می‌شود دشمنی یک قوم و گروه نباید ما را از اعتدال دور کند به این معناست که رعایت عدالت حتی در حق دشمن هم ضروری است. بگذریم که برخی از نیروهای سیاسی امروز جامعه ما حق دوست و برادر را هم پاس نمی‌دارند چه برسد به دشمن و مخالف.

به بهانه ایرادهایی که برخی از دوستان در چند روز اخیر به برخی از مطالب این ستون (حاشیه و متن) وارد کرده­‌اند، چند نکته زیر را عرض می­‌کنم تا برخی از اصول مبنایی در نگارش این مطالب را به دوستان عرضه کرده باشم:

نکته اول – دفاع از «حق» یک فرد که مورد ظلم واقع شده، به معنای دفاع از همه عملکردها و مواضع او نیست. ما ممکن است با افرادی دارای مرزبندی روشن اعتقادی و سیاسی باشیم و در صورت ایجاد فرصت و امکان، به نقد دیدگاه‌ها و مواضع و عملکرد آنان هم بپردازیم اما در عین حال حاضر نباشیم حقی از حقوق قانونی و شرعی و انسانی آنان ضایع شود.
نکته دوم – دفاع ما از کلیت انقلاب و ارزشهای اسلامی و پایبندی ما به قانون اساسی و ولایت فقیه به این معنا نیست که تمامی اشتباهات و خلافهای موجود در کشور را تأیید کنیم و به صورت منطقی و در چهارچوب قانون با آن مسائل مقابله نکنیم. بر این اساس معتقدیم که نقد بسیاری از مسائل کشور و مواضع مسئولان گذشته و حال، یک امر ضروری است و به معنای مقابله با اشکالات است نه نفی و طرد اصل نظام و انقلاب.
نکته سوم – طرح انتقاد از عملکرد مسئولان سه قوه، یک فرصت برای نظام است. این انتقادات در گام اول، فرصتی برای اصلاح اشکالات موجود است و باید از آن استقبال شود. ما همیشه در اعتقاداتمان تأکید داریم که بهترین دوستان ما کسانی هستند که عیب ما را به ما هدیه می‌دهند. مسئولان باید هزینه کنند تا اشکالات خود را دریابند اما منتقدان سیاسی ما به صورت رایگان این زحمت را می‌کشند و با هزینه و فرصت خود، برای ما آسیب‌شناسی می‌کنند و این هنر ماست که بتوانیم این انتقادها را مانند یک هدیه الهی برباییم و امور را اصلاح کنیم.
نکته چهارم – در این شرایط حساس کشور، وجود منتقدانی از جنس خود انقلاب بسیار ضروری است. اگر ما که به اسلام و انقلاب و خط امام و قانون اساسی معتقدیم پیشتاز مبارزه با انحرافات و ظلمها و فسادها نشویم، دیگرانی پیدا می‌شوند که با طرح همین انتقادها، برای خود بازارگرمی می‌کنند و آنگاه به نفی همه اصول و ارزشها و دستاوردهای انقلاب می‌پردازند. ما باید نشان بدهیم که قانون اساسی ظرفیت برپایی یک مردم‌سالاری مبتنی بر دین را دارد و مترقی‌تر از آن است که امروز برخی بدفهمان از آن سخن می‌گویند. تأکید بر این نکات برای همه مردم این نوید را خواهد داشت که جمهوری اسلامی در درون خود، امکان اصلاح دارد و می‌توان به نیروهای انقلابی مسلمان همچنان برای ایجاد اصلاحات مطلوب این مرحله از حیات انقلاب امید داشت و دست رد بر سینه دشمنان و وابستگان به آن‌ها زد که این روزها سوار بر موج نارضایتی عمومی جامعه شده‌اند و به طرد و نفی کلیت انقلاب اسلامی و نظام بر آمده از آن می‌پردازند. وجود این جریان درون انقلاب و در عین حال منتقد و خواستار اصلاحات و طرفدار اجرای قانون اساسی هم یک فرصت بسیار بزرگ برای مسئولان است. باید کسانی که اثبات برادری کرده‌اند، حق داشته باشند که ارث بطلبند.

تذکر: قسمت قرمزرنگ در روزنامه ایران منتشر نشده است.

Share and Enjoy

سخنی با وزیر ورزش و جوانان

روزنامه ایران / دوشنبه ۲۷ آبان ۹۲

جناب آقای دکتر گودرزی
وزیر محترم ورزش و جوانان

خوشحالم که سرانجام شما رأی اعتماد مجلس را کسب و رسماً کارتان را آغاز کرده‌اید. در آغاز کارتان، نکاتی را تقدیم می‌کنم به این امید که مفید واقع شود:
۱- ارتباط حوزه «ورزش» و «جوانان»، خواه به درستی ایجاد شده باشد و خواه به خطا، در ساختار وزارت ورزش و جوانان برقرار شده است و بنابراین باید به هر دو حوزه به صورت اساسی توجه شود. در ساختار کنونی وزارتخانه، سازوکارهایی برای فعال کردن حوزه جوانان پیش‌بینی شده است اما در صورتی که بخواهیم به همه نیازهای متحول نسل جوان پاسخ دهیم، باید سازوکار چابکتری را ایجاد کنیم، بویژه به این دلیل که قرار نیست مسأله جوانان قربانی بخش ورزش شود.
۲- نسل جوان جامعه ما اکنون، هم «مسأله» دارد که باید حل شود و هم «سؤال» دارد که باید پاسخ داده شود. شما باید بپذیرید که هم برای حل مسائل جوانان و هم پاسخ دادن به سؤالات آنان، وزارت ورزش و جوانان نقش و مسئولیت دارد.
۳- مسائل امروز جوانان به وضعیتی در آمده است که نمی‌توان با رویکرد فردی – روان‌شناسانه به سراغ آن رفت بلکه باید رویکرد جمعی – جامعه‌شناسانه داشت. معنای این سخن آن است که نمی‌توان به حل تک‌تک مشکلات نسل جوان به صورت مجزا پرداخت بلکه باید با ایجاد موج‌های مناسب و هدایت شده اجتماعی، بستر مناسب برای حل شدن وسیع‌تر و گسترده‌تر مسائل این نسل را فراهم کرد.
۴- مسأله «هویت جمعی» از جمله نکات مغفول این نسل است. باید نگران این مسأله بود که اگر ما نتوانیم بستر مشارکت اجتماعی جوانان را فراهم آوریم، هر گروه منحرف فکری و سیاسی و اخلاقی صرفاً به همین دلیل که می‌تواند هویت جمعی کاذب به این نسل بدهد، کارش را پیش می‌برد.
۵- موضوع جامعه‌پذیری و از جمله جامعه‌پذیری سیاسی، از نیازهای اساسی هر جوان است زیرا جوان در مرحله‌ای از عمرش با تعلق پیدا کردن به یک گروه، درصدد کسب هویت جمعی خویش بر می‌آید. در این مرحله حتماً باید سازوکار مناسب برای اجتماعی شدن نسل جوان وجود داشته باشد. وزارت ورزش و جوانان باید با همفکری همه نهادها و وزارتخانه‌های مرتبط با جوانان، سازوکارهای مناسب را طراحی کرده و به مرحله اجرا در آورد که تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد (سمن) یکی از این راهها است.
۶- نهادهای دینی از جمله مسجد و هیأت‌ها و محافل مذهبی، کانون‌های مناسبی برای جذب جوانان و انتقال ارزش‌های اسلامی و انقلابی است اما همه جوانان را نمی‌توان به این کانون‌ها جذب کرد. برای آن طیف از جوانان که به هر دلیل، به دین و نهادهای دینی، خوشبین نیستند هم باید فکری کرد و نهادهایی را برای جذب آنان تدارک دید.
مختصر آن که اگر همین یک نکته مورد قبول حضرتعالی قرار گیرد که با اولویت نگرش جمعی و با راهکارهای اجتماعی به سراغ مسائل جوانان بروید، به گمانم قادر به هدایت درست بسیاری از مسائل جدی حوزه ورزش و جوانان خواهید شد.
زیاده جسارت است و دیگر حرفها هم بماند برای بعد.
برای شما آرزوی توفیق می‌کنم.

Share and Enjoy

۱۰۰ روز اول دولت روحانی و انتظارهای تلنبارشده

روزنامه ایران / یکشنبه ۲۶ آبان ۹۲

با نزدیک شدن به عمر ۱۰۰ روزه دولت روحانی، همه نگاه‌ها بر این مسأله متمرکز شده است که دولت در این مقطع چه حرف تازه‌ای برای مردم دارد و قرار است چگونه گزارشی را به اطلاع ملت برساند. البته همگان می‌دانند که تمرکز اصلی گزارش دولت بر ارائه تصویر وضعیت اقتصادی و آمارهای مالی و بودجه‌ای کشور خواهد بود و کمتر از دستاوردهای دولت جدید در این ۱۰۰ روز سخن به میان خواهد آمد اما کم نیستند کسانی که ماجرای «۱۰۰ روز» را به ابزاری برای اعمال فشار بر دولت تدبیر و امید تبدیل کرده‌اند و با دامن زدن به انتظارات از دولت، قصد ناامید کردن زودهنگام مردم را دارند.
اصلی‌ترین جریانی که بر طبل انتظارآفرینی مردم می‌کوبد، مسئولان سابق و حامیان دولت‌های نهم و دهم هستند که بهتر از همگان از وضعیت کشور اطلاع دارند. آنها می‌دانند که دولت سابق با درآمد نفتی حدود ۸۰۰ میلیارد دلاری، باید رونق اقتصادی بزرگی را ایجاد می‌کرد اما نکرد. آنها واقفند که با تصمیم نابجای خود در زمینه توزیع یارانه نقدی، آینده اقتصادی و درآمد آتی کشور را پیش‌فروش کرده‌اند و بحران افزایش نقدینگی در کشور را موجب شده‌اند. آنها بهتر از دیگران می‌دانند که تحویل گرفتن یک اقتصاد با رشد ۸ درصد و تحویل دادن اقتصادی با رشد منفی ۵/۴ درصدی، به چه میزان بی‌تدبیری نیاز دارد. آنان واقفند که با ایجاد «رکود تورمی» چه بلایی سر کشور آمده است به گونه‌ای که نه می‌توان با تزریق پول به داد رکود رسید و نه با جمع‌آوری پول، تورم را مهار کرد. آنها کاملاً واقفند که دولت کنونی میراثی را از دولت‌های نهم و دهم تحویل گرفت که خزانه خالی، پول‌های نفتی بلوکه شده، بدهی هزاران میلیاردی به پیمانکاران، شکاف طبقاتی، بیکاری مفرط، استخدام‌های غیرکارشناسی و حجیم شدن دولت، تنها بخشی از آن میراث است.
مخالفان دولت درصددند چنین القا کنند که دکتر روحانی با وعده رونق اقتصادی ۱۰۰ روزه، از مردم رأی گرفته است در حالی که همه می‌دانند دکتر روحانی معتقد بود برای کارهای اساسی در کشور، به زمانی زیاد و برنامه‌هایی درازمدت نیاز است، هر چند دولت برای ماه اول و ۱۰۰ روز اول هم برنامه دارد تا اوضاع را بهبود ببخشد. اصلی‌ترین سخن دکتر روحانی آن بود که دولت وی تلاش خواهد کرد در طی حدود ۱۰۰ روز اول فعالیتش، گزارش جامعی از وضعیت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مالی کشور تهیه و به مردم ارائه کند تا مردم بدانند که دولت تدبیر و امید، کشور را در چه شرایطی تحویل گرفته و اکنون با چه مشکلاتی مواجه است.
اکنون در آستانه ۱۰۰ روزه شدن عمر دولت دکتر روحانی، انتظار می‌رود وعده فوق بدون هرگونه مصلحت‌اندیشی، عملی و گزارشی واقعی از وضعیت موجود ارائه شود. این گزارش باید هم شامل آمارهای درست اقتصادی شود و هم به صورت مقایسه‌ای، تفاوت وضع موجود را با آنچه از سوی مسئولان دولت قبل در رسانه‌ها با هدف تبلیغاتی مطرح شدند، نشان دهد. اطلاع مردم از این آمارها، هم سطح توقع آنان از دولت جدید را منطقی و متوازن خواهد کرد و هم ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از عملکرد دولت قبل ارائه خواهد داد.

Share and Enjoy

آخرین دولتی که مذاکره می‌کند!

روزنامه ایران / شنبه ۲۵ آبان ۹۲

 مذاکره هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با کشورهای اروپایی و امریکا، تا پایان هفته دوباره از سر گرفته می‌شود و البته به نقطه حساس و مهم خودش می‌رسد. در دور قبل همه طرف‌های مذاکره اذعان کردند که جمهوری اسلامی به صورت جدی برای حل مسائل فیمابین مذاکره می‌کند و مسئولان ایران هم خوشبین‌تر از قبل، امیدوارند این مذاکرات منجر به انزوای اسرائیل و جناح‌های جنگ‌طلب غربی شود و در طی آن، راهکار سیاسی برای حل مناقشات هسته‌ای کشورمان به دست آید. تلاش مسئولان کاخ سفید اعم از اوباما و جان کری برای جلوگیری از تصویب تحریم‌های جدید علیه جمهوری اسلامی، یکی از دلایل خوشبینی مقامات ایران به انگیزه امریکایی‌هاست.
در عین حال یک مانع مهم بر سر راه مذاکره هسته‌ای ایران وجود دارد که ممکن است رسیدن به هدف نهایی یعنی حل و فصل سیاسی مسأله را ناممکن سازد و آن اثرگذاری رژیم غاصب فلسطین بر نظرات دولت‌های غربی است. متأسفانه لابی صهیونیست‌ها در غالب کشورهای غربی بخصوص امریکا بسیار قوی است به گونه‌ای که در مواردی تصور جدایی میان منافع اسرائیل و غرب ناشدنی می‌شود. این لابی در تلاش است تا با جلب نظر جناح جنگ‌طلب امریکا و اروپا، مسائلی را در توافقنامه میان ایران و ۱+۵ بگنجاند که ایران نتواند آنها را بپذیرد و در نتیجه مذاکرات به شکست بینجامد.
دولت‌های غربی تاکنون به خاطر همراهی با صهیونیست‌ها و دولت اسرائیل، منافع ملی خود را بارها به خطر انداخته‌اند زیرا ورود امریکا در چندین جنگ منطقه‌ای معلوم نیست به سود امریکا بوده باشد اما اسرائیل از این جنگ‌ها برای افزایش منازعات و درگیری داخلی و تضعیف کشورهای اسلامی بهره برده است. اکنون سیاست اسرائیل این است که ایران اساساً از حق غنی‌سازی خود برخوردار نشود و بنابراین به بهانه دادن تضمین، خواستار تعلیق کامل غنی‌سازی هسته‌ای در داخل ایران هستند. طبعاً اگر کشورهای غربی از این نظر صهیونیست‌ها تبعیت کنند، راه بر هرگونه توافق میان ایران با ۱+۵ بسته خواهد شد. بر طبق شواهد موجود، اسرائیلی‌ها همین سیاست را برای به شکست کشاندن مذاکرات آتی ایران و غرب در دستور کار دارند.
به نظر می‌رسد این مذاکرات، از محدود فرصت‌های سیاسی ایجاد شده برای حل مسأله هسته‌ای ایران است. در این مذاکرات، هم غربی‌ها می‌توانند مطمئن شوند که جمهوری اسلامی قصد تولید سلاح هسته‌ای ندارد و هم ایران می‌تواند در چارچوب قوانین بین‌المللی و تحت نظارت جدی آژانس اتمی، از حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای برخوردار شود. این مذاکرات اگر شکست بخورد، تنازع در منطقه افزایش می یابد و طبعاً در ایران اعتماد به امریکا و اروپا و مذاکرات سیاسی، بسیار کاهش خواهد یافت و عرصه برای کسانی در دو بلوک قدرت (هم غرب و هم منطقه) مساعد خواهد شد که اعتقادی به مذاکره ندارند. در واقع دولت روحانی آخرین دولت در جمهوری اسلامی است که از موضع برابر خواستار مذاکره است و اگر غربی‌ها این فرصت تاریخی برای حل مسائل اختلافی را از دست بدهند، گزینه جنگ را تقویت کرده‌اند. برخورد معقول و از موضع برابر امریکا با دولت روحانی، زمینه‌ساز حل بقیه مشکلات فیمابین خواهد شد اما اگر این مذاکرات به شکست بینجامد، دیگر هیچ دولتی در جمهوری اسلامی روی کار نخواهد آمد که شعارش مذاکره و تنش‌زدایی باشد. به همین دلیل می‌گوییم امریکا و اروپا در مذاکرات پیش‌رو اگر از سیاست‌های اسرائیل تبعیت کنند، بدون تردید فرصت بزرگ تاریخی برای حل سیاسی منازعات با ایران را از دست داده‌اند و مهم‌ترین بازنده هم خودشان خواهند بود.

Share and Enjoy

اندیشه را با اندیشه پاسخ دهیم

روزنامه ایران / سه‌شنبه ۲۱ آبان ۹۲

شنیده شد که غروی نویسنده مقاله‌ای که منجر به تعطیلی روزنامه «بهار» شده، پس از احضار به دادسرای اصفهان، بازداشت شده است. متاسفانه این گونه واکنش­ها در سالهای گذشته هم ­سابقه داشته و ما شاهد بوده‌­ایم که برخی از افراد به خاطر عرضه یک فکر یا نوشتن یک مقاله یا اعلام یک نظر، مورد پیگرد قرار گرفتند.
نویسنده مقاله مذکور درباره امامت نظر خود را بیان کرد و ما می‌توانیم با آن مخالف باشیم که البته بنده نیز با نظر ایشان مخالفم. در عین حال تا زمانی که ایشان به طرح نظرات خود می‌پردازد، ما نباید به سراغ برخوردهای قضایی برویم و با زندانی کردن ایشان، ابعادی متفاوت به مسائل فکری بدهیم. ممکن است انتشار آن نوشته را مطابق قانون مطبوعات خلاف بدانید که بر همین اساس، برخوردی حداکثری با روزنامه بهار صورت گرفت و آن را تعطیل کردند- که این برخورد هم قابل توجیه نیست- و بنابراین چه نیازی است که نویسنده را هم به جرم نوشتن آن مطلب، به دادگاه بکشانیم و با دستگیری وی، تصویری ناشکیبا از جمهوری اسلامی به نمایش بگذاریم؟ این اقدام نه تنها گستره تأثیرگذاری آن نوشته را کم نمی‌کند، بلکه موجب می‌شود افراد بیشتری به سراغ آن بروند و به دلیل مظلوم تلقی کردن نویسنده آن، جانبداری ناخواسته از آن نوشته هم گسترش پیدا ‌کند.
خدا رحمت کند شهید مطهری را که به خاطر اعتماد به داشته‌های معرفتی خود، آزاده بود و تحمل اندیشه مخالف را داشت و از آزادی اندیشه دیگران هراسی به خود راه نمی‌داد. به فراز زیر از فرمایشات ایشان توجه کنید:
«هرکس می‌باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد… اگر در جامعه ما، محیط آزاد برخورد آرا و عقاید به وجود بیاید به طوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرف‌هایشان را مطرح کنند و ما هم در مقابل، آرا و نظریات خودمان را مطرح کنیم تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هرچه بیشتر رشد می‌کند. اینجا بی‌مناسبت نیست که خاطره‌ای برایتان تعریف کنم. چند سال پیش در دانشکده الهیات یکی از استادها ماتریالیست بود؛ به طور مرتب سر کلاس‌ها تبلیغات ماتریالیستی و ضداسلامی می‌کرد. دانشجویان به این عمل اعتراض کردند و کم‌کم نوعی تشنج در دانشکده ایجاد شد. من نامه‌ای به طور رسمی به دانشکده نوشتم و توضیح دادم که به عقیده من لازم است در همین جا که دانشکده الهیات است، یک کرسی ماتریالیسم دیالکتیک تأسیس شود و استادی هم که وارد به این مسائل باشد و به ماتریالیسم دیالکتیک معتقد باشد، تدریس این درس را عهده‌دار شود. این طریق صحیح برخورد با مسأله است و من با آن موافقم… بعد من به همان شخص چند بار پیشنهاد کردم که… در یک مجمع عمومی چند هزار نفری ما دو نفر حرف‌هایمان را مطرح کنیم و به اصطلاح نوعی مناظره داشته باشیم. حتی به او گفتم با این که من حاضر نیستم به هیچ قیمتی در رادیو و تلویزیون ظاهر شوم ولی برای این کار حاضرم در رادیو یا تلویزیون با شما مناظره کنم. به اعتقاد من، تنها طریق درست برخورد با افکار مخالف همین است والا اگر جلوی فکر را بخواهیم بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده‌ایم» (کتاب پیرامون جمهوری اسلامی، چاپ یازدهم، پاییز ۱۳۷۴ص۶۴ و ۶۵).
باید یک بار برای همیشه باور کنیم که آنچه یک اندیشه را از کرسی حقانیت به زیر می‌کشد، اندیشه‌ای برتر و غنی‌تر است نه برخوردهای امنیتی یا قضایی.

تذکر: قسمت قرمز رنگ در روزنامه ایران منتشر نشده است.

Share and Enjoy

فرصت‌سوزی مجلس و خویشتنداری دولت

روزنامه ایران / دوشنبه ۲۰ آبان ۹۲

دیروز مجلس شورای اسلامی به وزارت دکتر نصرالله سجادی رأی نداد. علت اصلی آن را در ورای همه حرف‌هایی که از سوی نمایندگان مخالف زده شد، باید در موضعگیری متفاوت سجادی در رخدادهای سال‌های قبل جست‌وجو کرد که این روزها برای برخی از نمایندگان مجلس، تنها ملاک ارزیابی افراد و گروه‌ها شده است. شنیده بودیم که برخی از نمایندگان مجلس با جمع‌آوری نظر دیگر نمایندگان مجلس، درصدد برآمده‌اند که به هر شکل ممکن، از رأی آوردن سومین وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان در مجلس جلوگیری کنند. گفته می‌شود که این طیف از نمایندگان قصد داشتند تا به رئیس جمهوری پیام بدهند که چون با عملکرد برخی از وزرا از جمله وزیر علوم و فناوری موافق نیستند، به وزیر ورزش و جوانان رأی نخواهند داد.
دلیل رأی ندادن نمایندگان مجلس هر چه باشد، این را باید گفت که نمایندگان، یک وزیر کارآمد و توانمند و متخصص را از دست داده‌اند. سجادی یک چهره سیاسی حرفه‌ای نبود بلکه مدیر حرفه‌ای در حیطه جوانان و ورزش بود که می‌توانست این وزارتخانه را به خوبی اداره کند. او هم با مسأله جوانان به دلیل مسئولیتش در وزارت آموزش و پرورش سر و کار داشت و هم با مسائل دنیای ورزش درگیر بود و به صورت نسبی از مدیرانی بود که دو جزء نسبتاً مستقل موجود در وزارت ورزش و جوانان را خوب می‌شناخت. به همین دلیل معتقدیم که (این فرصت از دست رفت) مجلس در این ماجرا، فرصت­‌سوزی کرد.
انتظاری که از مجلس بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر می‌رود، مدنظر داشتن پیام رأی مردم در انتخابات ریاست جمهوری و باز گذاشتن دست رئیس جمهوری در انتخاب همکاران همفکر و همسو با آن پیام است. متأسفانه بخشی از نمایندگان مجلس هنوز باور ندارند که اتفاقی افتاده است و کسی در انتخابات ریاست جمهوری از سوی مردم برگزیده شد که منادی نظرات سیاسی متفاوتی است. آنان انتظار دارند که دولت آقای روحانی هم به همان سیاق سیاسی و تحلیلی مورد نظر آنان، عمل کند و همکاران خود را هم با ملاک‌های مورد نظر آنان برگزیند. این نگرش اگر باقی بماند و تداوم یابد، باید انتظار رودررویی و منازعه میان این طیف از نمایندگان مجلس با دولت و برخی از وزرا را داشت که نه شایسته مجلسیان است و نه کمکی به کار دولت و تأمین نیازهای مردم می‌کند.
در این میان بعید است که دولت روحانی در مسیری بیفتد که دولت احمدی‌نژاد طی کرد. همگان شاهد بودیم که دولت سابق در موارد زیادی در مقابل مجلس ایستاد و نمایندگان را تحقیر کرد و جایگاه مجلس را مادون جایگاه دولت دانست و مصوبات مجلس را اساساً قانون ندانست و در موارد زیادی قوانین جاری را به دلخواه خودش تفسیر و اجرا کرد. عقلانیت و اعتدال همراه با نجابت دکتر روحانی و وزرای ایشان، باعث می‌شود که این دولت جا پای دولت قبل نگذارد و جایگاه مجلس را تضعیف نکند. دکتر روحانی دیروز تأکید کرد که بیشتر خود را یک مجلسی می‌داند تا رئیس دولت و به همین دلیل، تعامل خویشتندارانه خود با مجلسیان را ادامه خواهد داد. اما آیا آن دست از نمایندگان متعلق به طیفی خاص که بر تعارض میان مجلس با دولت دامن می‌زنند، نباید قدر این حسن‌نیت را بدانند و از مشکل‌آفرینی برای دولت پرهیز کنند؟

تذکر: قسمتهای رنگی در روزنامه ایران منتشر نشدند. همچنین عنوان یادداشت هم به «منطق تعامل خویشتندارانه روحانی با مجلس» تغییر کرد. 

Share and Enjoy

طبقه جدید!

روزنامه ایران / یکشنبه ۱۹ آبان ۹۲

در سا‌ل‌های دور «میلوان جیلاس» کتابی را منتشر کرد که عنوان «طبقه جدید» را داشت. وی در این کتاب توضیح می‌دهد که چگونه در کشورهای چپگرا، طبقه جدیدی ایجاد می‌شود که از ثروت و قدرت بیشتری از دیگران برخوردار است. به نظر جیلاس، این طبقه مانند کشورهای سرمایه‌داری از طریق داشتن ثروت به قدرت نمی‌رسد بلکه به دلیل کسب قدرت، از ثروت بهره‌مند می‌شود و وضعیت بهتری در قیاس با بقیه مردم برای خود تدارک می‌بیند. طبعاً در ادامه حیات این طبقه جدید، سرنوشت قدرت سیاسی و ثروت اقتصادی، آنچنان در هم تنیده می‌شود که فائق آمدن بر این طبقه جدید، دشوار و حتی ناممکن خواهد شد.
از واقعیت‌های تلخ جامعه ایرانی که مورد نقد نخبگان بوده ظهور طبقه جدید اجتماعی بعد از دهه ۶۰ بوده است یعنی همه ما کسانی را سراغ داریم که فاقد هرگونه امکانات اقتصادی بوده‌اند اما بتدریج به دلیل کسب موقعیت سیاسی و با استفاده از رانت قدرت، توانستند صاحب امکانات زیادی شوند و فاصله بسیار زیادی از دیگرانی پیدا کنند که به دلیل فقدان قدرت یا عدم تمایل به سوءاستفاده از موقعیت سیاسی، در همان وضعیت سابق باقی مانده‌اند.
اخیراً یکی از اعضای کمیسیون اصل ۹۰ مجلس (حیدرپور) ضمن آن که مجوز تأسیس دانشگاه ایرانیان در تهران را یک رانت معرفی کرد، برداشت ۱۶ میلیارد تومان از حساب ریاست جمهوری و انتقال آن به حساب دانشگاه ایرانیان را غیرقانونی دانست. وی از بررسی پرونده دانشگاه ایرانیان در این کمیسیون خبر داد و گفت مجوز صادره از وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تأسیس دانشگاه ایرانیان، غیرقانونی است و وزیر علوم و رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، باید به این پرونده رسیدگی کنند. حیدرپور با بیان این که ۱۶ میلیارد تومان برداشت شده از حساب ریاست جمهوری در آخرین روز عمر دولت پیشین به حساب رسمی دانشگاه ایرانیان واریز نشده بلکه به حساب دو شخص حقیقی که هیأت مؤسس دانشگاه بودند واریز شده است، افزود: در واقع درخواست اختصاص این مبلغ در یک اتاق نهاد ریاست جمهوری نوشته شده و در اتاق کناری دستور پرداخت آن صادر گردیده است.
نمونه دیگری هم در همین روزها اعلام شده است که نشان‌دهنده بهره‌برداری از قدرت برای کسب ثروت است. جواد شمقدری‌، معاون وزیر ارشاد و رئیس سازمان سینمایی، مبلغ کلان یک میلیارد و۶۷۰ میلیون تومان‌ از اعتبارات دولتی را از سال ۹۰ تا واپسین روزهای تحویل پستش، به نام «کمک» به مؤسسه‌ای پرداخت کرده که برادرش مدیرعاملی آن را برعهده دارد.
این روش متأسفانه بسیار رایج بوده است و بدون تردید اگر کسانی همت و جست‌وجو کنند، به صدها نمونه از این دست برخواهند خورد چرا که در این سال‌ها، هم درآمد نفتی بسیار زیادی در اختیار دولت قرار داشت و هم قانون به آسانی کنار گذاشته می‌شد.

Share and Enjoy

تذکری دوستانه به جمعی از نمایندگان مجلس

روزنامه ایران / شنبه ۱۸ آبان ۹۲

در چند روز گذشته، مباحثی برضد دولت روحانی و برخی از وزرای ایشان از سوی تعدادی از نمایندگان مجلس مطرح شده است که جای تأمل دارد. این اظهارات بیشتر از سوی آن طیفی از نمایندگان مجلس مطرح می‌شود که به جبهه سیاسی مشخصی تعلق دارند و صف‌بندی خود با دیگران را عمدتاً با ملاک «همراهی با فتنه» تنظیم می‌کنند. بزرگ‌ترین اعتراض این طیف از نمایندگان به دولت روحانی این است که چرا در دولت ایشان، کسانی به مسئولیت‌های کلیدی گمارده می‌شوند که در جریان رخدادهای سال ۸۸ مانند آنان عمل نکردند یا تحلیل متفاوتی دارند. در این باره چند نکته را برادرانه و دوستانه به این گروه از نمایندگان عرضه می‌دارم:
۱- قرائت و تفسیر شما از رخدادهای سال ۸۸ نباید و نمی‌تواند ملاک ارزیابی عملکرد تمامی جریان‌ها و افراد باشد. بسیاری از افراد و گروه‌ها حتی بخش عمده‌ای از اصولگرایان، بر این باور نیستند که تحلیل شما از فتنه سال ۸۸ بر واقعیت منطبق است بلکه بسیاری معتقدند در ایجاد آن رخدادها، رئیس دولت و آن طیفی از حامیان دولت سابق مقصرند که با تندروی و افراط‌کاری و قانون‌گریزی خود، انتخابات را با مشکلاتی روبرو کردند و دیگران را به اتخاذ مواضع اعتراضی، کشاندند. به همین دلیل، زمان کلید خوردن فتنه را نه پایان روز انتخابات بلکه مسائل قبل از انتخابات و از جمله ماجرای اتهام‌زنی‌های شب مناظره می‌دانند. حال به چه دلیل باید تفسیر و قضاوت شما از آن رخدادها مبنای قضاوت و ارزیابی در باره عالم و آدم قرار گیرد.
۲- انتخابات امسال و رأی آوردن نامزد مورد حمایت طیف‌های مختلف اصلاح‌طلبان، اعتدالگرایان و اصولگرایان، نشان داد که تفسیر این گروه از نمایندگان از وقایع سال ۸۸ در میان غالب مردم هم مقبولیت نیافته است و اتفاقاً همان کسانی که اینان سعی داشتند مرتبطین با فتنه و فاقد پایگاه مردمی معرفی کنند (هاشمی رفسنجانی، خاتمی و…)، سهم زیادی را در به صحنه آوردن مردم و بیشترین نقش را در رأی آوردن دکتر روحانی داشتند. البته آن افراد هم نشان دادند که همچنان به انقلاب و نظام و قانون اساسی آن وفادارند و اتهاماتی مانند براندازی یا انقلاب رنگی یا ارتباط با بیگانه و…، درباره آنان، جفاست.
۳- ارزیابی افراد با ملاک و مناط فردی و گروهی، موجب کنارگذاشته شدن بخش بزرگی از مدیران و نیروهای توانمند و وفاداران به انقلاب از صحنه مدیریت کشور می‌شود و این هم جفای به نظام و مردم است. این کار در عمل هم ناشدنی است و دیدیم که تاکنون نشد. اگر نمی‌توانید تحلیل آنان از رخدادهای سال ۸۸ را بپذیرید دست‌کم فرصت خدمت به آنان بدهید. اصرار بر حذف مدیران توانمند کشور بر اساس ملاک خدشه‌پذیر ذهنی دوستان، جز تشدید کدورت‌های بین نیروهای انقلاب، نتیجه دیگری در بر ندارد و حذف آنان به معنای نادیده گرفتن رأی مردم در انتخابات ریاست جمهوری است.
۴- انتخابات ریاست جمهوری امسال و رأی معنادار مردم به دکتر روحانی که شعار اعتدال و عقلانیت داشت، بهترین فرصت و امکان برای عبور آرام و بدون تنش از کنار همه مسائل تلخ سال‌های گذشته است و نباید این فرصت را از دست داد. زنده نگه‌داشتن مسائل سال ۸۸ بر اساس تحلیل‌های خاص و اصرار بر برخورد با یک جبهه بزرگ از نیروهای باسابقه انقلاب، بدترین کاری است که می‌شود کرد. امیدواریم تدبیر آقای روحانی در نزدیک کردن دل‌های بریده به یکدیگر، مورد توجه این دوستان قرار گیرد و آنان هم به بهانه تحلیل و عملکرد متفاوت بسیاری از مدیران و نیروهای سیاسی فعال در دولت، برای رئیس جمهوری مشکل‌آفرینی نکنند.

Share and Enjoy

اندر حکایت روش‌های پرکردن خزانه!

روزنامه ایران / پنجشنبه ۱۶ آبان ۹۲

از هنگام روی کار آمدن دولت روحانی، مسأله کسری بودجه و خالی بودن خزانه کشور به صورت جدی مطرح شد و هنوز هم دغدغه دولتیان است. کسانی که در دولت گذشته مسئول ایجاد این وضعیت هستند یا از عملکرد دولت قبلی دفاع می‌کنند، تمام تلاششان این است که وضعیت را خوب معرفی کنند و به همین دلیل، مدعی می‌شوند که کسری در کار نیست و خزانه هم خالی نبوده است اما سازمان‌های نظارتی و وزرای دولت دکتر روحانی که درگیر تأمین منابع مالی برای پرداخت حقوق و اجرای طرح‌های مختلف هستند، بهتر می‌دانند که وضع چگونه است. نکته جالب این است که برخی از این افراد، برای پاسخ دادن به دولت و اثبات مدعای خود، اظهاراتی را مطرح می‌کنند که از هیچ پشتوانه علمی و عملی برخوردار نیست و تنها سخنانی از سر جدل و منازعه است. برخی از این‌گونه سخنان را در زیر می‌خوانید:
نمونه اول- مدتی قبل خانم آلیا نماینده مردم تهران در نطقی در مورد خالی بودن خزانه، گفت: «آقای رئیس‌جمهور! موجودی کیف خود را برای خارجی‌ها رو نکنید». وی همچنین تأکید کرد: «رئیس کمیسیون برنامه و بودجه می‌گوید که دولت را با پول کافی تحویل گرفته‌اید ضمن اینکه اگر نیمی از زنان ایران طلاهای خود را زیر پای نظام بریزند، می‌توانیم تمام بانک‌های امریکا را بخریم».
این سخنان معلوم است که هیچ پشتوانه‌ای ندارد ولی بهانه‌ای شد تا ثروت برخی از بانک‌های امریکایی در ایران منتشر شود و گروهی بنشینند حساب و کتاب کنند تا معلوم شود که تنها برای خرید ۷ بانک امریکا، هر زن ایرانی باید دو میلیارد و سیصد میلیون تومان طلا در کیف خود داشته باشد!
نمونه دوم – از این جالب‌تر سخنان حسین الله کرم، رئیس شورای هماهنگی انصار حزب الله است که مدعی وجود «رابطه معنادار» میان درآمد نفتی با شعار مرگ بر امریکا شد! وی در جلسه کرسی آزاداندیشی دانشگاه اصفهان با موضوع «امریکا؛ تقابل یا تعامل» اظهار کرد: «اگر میان سه دولت گذشته مقایسه‌ای انجام دهیم، خواهیم دید که سود مرگ بر امریکا تا چه اندازه خواهد بود. در دولت آقای هاشمی درآمد کشور در هشت سال ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیارد دلار بوده است. آقای خاتمی با سیاست‌های تنش زدایانه خود توانست این درآمد را به ۲۰۰ میلیارد دلار برساند، اما در دولت آقای احمدی‌نژاد که «مرگ بر امریکا» بشدت رواج داشت و در سر لوحه کار بود، درآمد هشت سال ۸۳۰ میلیارد دلار بود. احمدی‌نژاد نشان داد که با تقابل بیشتر با امریکا، درآمد کشور به‌طور بسیار معنی‌داری بالا می‌رود».

به این می‌گویند «قائل به ربط» نبودن! کافی است شما چشم خودتان را به ده‌ها عاملی که موجب افزایش قیمت نفت در جهان و افزایش درآمد کشورهای صادر‌کننده نفت شد، ببندید و از این حرف‌ها بزنید. در آن صورت حتماً می‌توانید رابطه معناداری میان شعار مرگ بر امریکا و افزایش درآمد نفتی کشور بیابید یا بتراشید.
نمونه سوم- حسین طلا نماینده مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با «خبرگزاری دانشجویان» گفت: «شاید برخی فکر کنند که خزانه خالی است اما این درست نیست بلکه خزانه پر از شعارهای مرگ بر امریکاست».
این هم در نوع خود پاسخی است. حال که با منطق نمی‌توانیم نشان دهیم که خزانه خالی نیست پس بهتر است که به «سفسطه» متوسل بشویم و خزانه را پر از شعار کنیم! ما مخالف این نیستیم که خشم مردم از امریکا را سرمایه تلقی کنیم اما اگر خیال کنیم که این حرف‌ها پاسخی به دولتی‌هاست یا خزانه ملت با این حرف‌ها پر می‌شود و با آن کشور را می‌توان ساخت، مشکل داریم.

کافی است دوستان بپذیرند که خزانه واقعاً خالی و این امر ناشی از سوءتدبیر مسئولان قبلی است. در آن صورت از طرح بسیاری از این‌گونه سخنان، خودداری خواهند کرد.

Share and Enjoy

صفحه 3 از 2312345...1020...قبلی »