بایگانی مطالب ‘مقالات’

رهبری و مفهوم «نوسازی» نظام / متن کامل

اشاره: آنچه می‌خوانید متن کامل نوشته‌ای است که در تاریخ ۶ و ۷ و ۸ در قسمت روزنوشت منتشر شده است. اینک متن کامل آنرا در معرض مطالعه خوانندگان گرامی قرار می‌دهم.

از مدتها قبل در محافل سیاسی چنین مطرح بود که مقام رهبری در مسیر اصلاح قانون اساسی حرکت می‌کند و این مدعا با سخنان ایشان در اواخر تابستان درباره انعطاف داشتن ولایت فقیه برای ایجاد تغییرات ساختاری در نظام جمهوری اسلامی، قوت گرفت. اینک در سفر به کرمانشاه و انتشار بیانات صریح ایشان درباره ضرورت «نوسازی» نظام اسلامی و حتی تصریح ایشان بر احتمال احیای پست نخست وزیری، این ادعا کاملا عینی و ملموس و باورپذیر شده است.

مضامین اصلی سخن رهبری

ایشان در سخنان خود، از مسئله پیری و جوانی نظام اسلامی سخن گفتند و این پرسش‌ها را مطرح کردند: «یک سؤال این است که مسئله‌ پیرى و جوانى نظام چگونه قابل تحلیل است؟ هر موجود زنده‌اى دوران جوانى‌اى دارد، دوران پیرى‌اى دارد. وضع نظام اسلامى در این زمینه چیست و چگونه خواهد شد؟ آیا نظام اسلامى پیر خواهد شد؟ فرسوده خواهد شد؟ از کارافتاده خواهد شد؟ براى اینکه چنین وضعى پیش نیاید، آیا راهى وجود دارد؟ اگر یک وقتى چنین حالتى پیش آمد، آیا علاجى براى آن متصور است و وجود دارد؟ اینها سؤالات مهمى است. این سؤالات باید در مراکز فکر و تصمیم‌گیرى و تصمیم‌سازى – عمدتاً در حوزه و دانشگاه – بین اصحاب فکر مطرح شود؛ باید روى اینها فکر شود، بحث شود».

Share and Enjoy

دو خاطره و یک تذکر درباره اعترافات تلویزیونی

دوشنبه ۴ مهر ۹۰

خاطره اول: در بهمن ماه ۱۳۶۷ از سوی هفته‌نامه کیهان هوایی برای انجام گفتگویی با رئیس جمهور وقت (رهبری کنونی) در دفتر کار ایشان حاضر شدیم. در آغاز گفتگو، ایشان از آقای سلیمی نمین مدیر مسئول کیهان هوایی پرسید می‌خواهید یک جلسه گفتگوی رسمی داشته باشیم یا یک دیدار دوستانه و خودمانی؟ طبعا همه ما طلب یک جلسه غیررسمی و دوستانه را داشتیم. به اتاق استراحت ایشان رفتیم که به حجره یک طلبه شباهت بیشتری داشت تا دفتر کار یک رئیس جمهور. اکثر قسمتهای اتاق را قفسه‌های کتابخانه پر کرده بودند و پتوهایی برای نشستن مهمانان در کف اتاق پهن بود و البته یک تلویزیون و یک تخت برای خواب و استراحت ایشان، در قسمت دیگر این اتاق جلب توجه می‌کرد.

Share and Enjoy

شان نزول «ولایت مطلقه فقیه»

مرور رخدادهایی که منجر به طرح اندیشه ولایت مطلقه فقیه شد

اشاره: در روزنوشت امروز بر برداشت رهبری از ولایت مطلقه فقیه حاشیه‌هایی زدم. برای فهم بهتر این مفهوم ضروری است خوانندگان گرامی به سراغ تاریخ بروند و روندی را که منجر به طرح اندیشه ولایت مطلقه فقیه شد، بشناسند. این گونه بررسی مسائل ما را به درک بهتر این مفاهیم نظری کمک می‌کنند. آنچه می‌خوانید بازنشر بخشی از سلسله مقالات جریان‌شناسی سیاسی است در این باره. علاقه‌مندان برای مطالعه کامل این مقالات می‌توانند به آرشیو سایت نقد زمانه مراجعه یا متن جزوه را از سایت دانلود کنند.

رجوع به احکام ثانویه

با ظهور بن‌بست عملی در تدوین قانون در خواستهای مکرر مسئولان دولت از حضرت امام برای ارائه راهکارهای فقهی، ایشان به مجلس اجازه دادند با توسل به احکام ثانویه، مشکل را حل کنند. بدین معنا که در صورت تشخیص ضرورت حاد از سوی نمایندگان و به شرط موقت بودن قوانین مصوب، مجلس می‌تواند قوانینی را به تصویب برساند بدون آن که شورای نگهبان بتواند با آن مخالفت کند. در ابتدا قرار بود که تصمیم گیری در این زمینه با اکثریت نمایندگان مجلس باشد اما به خاطر سرعت زیاد مجلس در تصویب قوانین مبتنی بر احکام ثانویه و اعتراضات بر انگیخته شده از سوی محافل مخالف به ویژه شورای نگهبان، امام دستور دادند تا ملاک تصمیم گیری، رأی «دو سوم» نمایندگان مجلس باشد. در اینجا ضروری است توضیحی را درباره مفهوم احکام ثانویه بیاوریم.

Share and Enjoy

«دشمن‌هراسی» تا کی؟

سخنی با مخالفان و موافقان صادق حاکمیت

مدتی قبل و همزمان با شورش جوانان انگلیسی، مطلبی را در «نقد زمانه» منتشر کردم که عنوان آن چنین بود: خوبیهای دشمن را هم ببینیم! در این یادداشت تلاش کردم بر این نکته تاکید کنم که حوادث اخیر انگلیس و نحوه برخورد پلیس و دستگاه قضایی این کشور با شورشیان، می‌تواند برای ما آموزنده باشد. همین موضع، خوشایند برخی از سایتها قرار گرفت و به بازنشر آن نوشته مبادرت کردند. از جمله «سایت کلمه» با عنوان: از دشمن بیاموزیم! آن را منتشر ساخت که واکنش گسترده‌ای داشت و افراد زیادی نظر خود را در پیرامون آن نوشته بیان کردند.

بنده در انتهای آن نوشته تاکید کرده بودم: «بنده نخواستم همه سیاستها و رفتارهای حاکمان انگلیس را قابل دفاع ارزیابی کنم و طبعا در عمده مسائل جهانی و مرتبط با جهان اسلام و انقلاب اسلامی، بر این باورم که انگلیس دنباله سیاستهای آمریکا در جهان محسوب شده و دشمن ماست اما در عین حال معتقدم که ما می‌توانیم خوبی‌های دشمن را هم ببینیم و از آنها هم بیاموزیم». همین نکته مورد اعتراض برخی از خوانندگان سایت کلمه قرار گرفت زیرا آنان بر این باور بودند که طرح مفهوم دشمن و معرفی انگلیس به عنوان دشمن، کار خطایی است. طبعا بنده همچنان بر همان مواضعی هستم که در آن نوشته آمده است و به همین دلیل قصد دارم بار دیگر بر ضرورت توجه به دشمن و ترفندهای آنان در مقابله با انقلاب اسلامی تاکید کنم و پاسخی به این طیف از خوانندگان کلمه بدهم.

Share and Enjoy

تاملی در خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه / متن کامل

اشاره: در ایام و لیالی ماه مبارک و مشخصا در روزهایی که به ضربت خوردن و شهادت امام علی(ع) مرتبط بود، مجالی دست داد تا تاملی در خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه داشته باشم که در ۵ روز متوالی در روزنوشت منتشر شد. اینک متن کامل و یکپارچه شده آن را در پیش روی دارید.

امشب، اولین شب قدر در ماه مبارک رمضان امسال و همزمان با شب ضربت خوردن امام علی(ع) است و به همین مناسبت می‌خواهم از عدالتی سخن بگویم که با نام آن امام مظلوم، پیوند خورده و حسرتی است که بر دل تاریخ مانده است. برای هر روز فرازهایی از خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه را گزینش کرده‌ام تا با هم مرور کنیم و متناسب با نیاز امروزمان از آن سخن بگوییم، شاید درسی برای همه ما اعم از حاکمان و مردم باشد.

مقدمه

امام علی(ع) برای جنگ با معاویه به صفین رفته است. طبیعی می‌نماید که با مردم و سربازانش در باره رزم و جنگ سخن بگوید و چگونگی غلبه بر دشمن را به بحث بگذارد اما ایشان در صحرای صفین، رزمندگان را گرد آورده و در باره حقوق متقابل حاکمان و مردم سخن می‌گوید و بر اجرای حق و عدل تاکید می‌کند تا همگان دریابند که فلسفه حکومت در نزد او نه کسب قدرت به هر قیمت بلکه اجرای عدالت است و بس.  پیشتر ابن‌عباس دیده بود که امام با دستان خود بر کفش پاره‌اش وصله می‌زند. تعجب کرد. امام از او قیمت آن کفش پاره را پرسید و طبعا ابن‌عباس آن کفش را بی‌ارزش دانست. همین پاسخ را امام مبنا قرار داد و او را به فلسفه حکومت متوجه ساخت و فرمود: «به خدا سوگند، همین کفش بی‌ارزش نزد من از حکومت بر شما محبوب‌تر است، مگر اینکه حقی را با آن به پا دارم و یا باطلی را دفع نمایم ».(نهج البلاغه، خطبه ۳۳)

Share and Enjoy

آقای نقدی و تاثیرات معکوس روزه‌داری!

شنبه ۲۹ مرداد ۹۰

سرانجام روزه گرفتن ماه مبارک رمضان از سوی آقای نقدی، اثر معکوس گذاشت و ایشان را به مرحله‌ای رساند که دیگر گویی در مورد ایشان، «رفع القلم» شده است و فرشتگان ناظر بر اعمال، دیگر گناه او را ثبت نمی‌کنند و خداوند هم ناظر اعمال او نیست و به همین دلیل مجاز است هر چه می‌خواهد بر زبان جاری کند و برای اظهاراتش، هیچ سند و مدرکی هم ارائه نکند. او که اخیرا به کمتر از گفتن «امام» به مقام رهبری رضایت نمی‌دهد، به خاطر پخش یک خبر جعلی و دروغ از سوی دوستانی مانند خودش، به جوش آمده و معترض است که چرا آقای خاتمی و دوستانش در جماران جمع شده و با هم افطار خوردند و البته به قول ایشان، «توطئه» کردند!

به گزارش خبرگزاری‌ها، «سردار نقدی که در مراسم گرامیداشت شهدای مظلوم مبارزه با ترور و نفاق و در جمع خانواده‌های شهدای افطار در حسینیه شهدای بسیج سخن می‌گفت، در واکنش به تحرکات جدید منافقین در خصوص انتخابات آینده تصریح کرد: راس منافقین ملعون که از پادشاه جنایتکار عربستان پول و رهنمود می‌گیرد و با پادشاه بحرین نشست و برخاست می‌کند و رئیس دفترش را برای جمع‌آوری کمک به کشورهای صهیونیستی می‌فرستد، باید بداند که در میان مردم رسواست و مردم او و سایر منافقین را شناخته‌اند. وی با اشاره به افطاری‌های شبانه منافقین تاکید کرد: کسانی که در فتنه ۸۸ رسوا و بی آبرو شدند باز هم از رو نمی‌روند و هر شب افطاری می‌دهند و برای برپایی آشوب علیه انقلاب توطئه‌چینی می‌کنند. این ها بارها و بارها با آمریکا و صهیونیست‌ها هم دستی کردند ولی باز هم چهره‌ای موجه از خود نشان می‌دهند. نقدی افزود: عده‌ای فکر می‌کنند که داشتن نسبت فامیلی با امام راحل(ره) برای آن‌ها حقانیت می‌آورد در حالی که مردم بیدارند و قطعا توطئه‌های منافقین شکل نخواهد گرفت».

Share and Enjoy

لابی حامیان و مخالفان «سازمان مجاهدین خلق» در آمریکا

جمعه ۲۱ مرداد ۹۰

سازمان مجاهدین خلق پس از آغاز جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی و خروج از ایران در سال ۶۰ و بعد از رفتن به عراق و اتحاد با صدام در جنگ تحمیلی، استراتژی متفاوتی را در رابطه خود با کشورهای غربی در پیش گرفت که برای کم کردن زشتی این ارتباط، نامش را «دیپلماسی انقلابی» گذاشت. هدف این دیپلماسی، کسب حمایت کشورهای غربی برای سازمان و منزوی کردن جمهوری اسلامی بود. آنها تلاش کردند تا با هر دولت و حزب و گروه و فردی که جمهوری اسلامی را قبول ندارد – و دلایل آن هم مهم نیست – ارتباط برقرار کنند و از حمایت آنها در مبارزه برای براندازی جمهوری اسلامی برخوردار شوند و در ضمن خود را به عنوان اصلی‌ترین جریان مقاومت در مقابل نظام تثبیت کنند. به همین دلیل روی آمریکا و اروپا و عراق و اسرائیل، حساب ویژه‌ای باز کردند چون به ضدیت جدی و علنی و بارز این دولتها با جمهوری اسلامی مطمئن بودند.

Share and Enjoy

تاریخ‌نویسی یا عقده‌گشایی؟

تاملی در اظهارات سیداحمد کاشانی علیه میرحسین موسوی

جمعه ۱۴ مرداد ۹۰

نمی‌دانم خوانندگان و دوستان گرامی بنده، گفتگوی رجانیوز با احمد کاشانی فرزند آیتالله کاشانی را خوانده‌اند یا نه؟ این گفتگو یکی از چند گفتگویی است که رجانیوز با برخی از مرتبطین مرحوم حسن آیت انجام داده است تا در فضای کنونی کشور که ضدیت با میرحسین موسوی، به یک روال عادی تبدیل شده ولی دفاع از وی جرم محسوب می‌شود، یکجانبه به تحریف تاریخ بپردازد و کسانی را که در طول سالهای اولیه انقلاب، به افراط و تندروی و حتی ارتباط مشکوک با برخی جریانهای تفرقه‌افکن مرتبط با بیگانه مشهور بودند، کاملا تبرئه کند و برای آنان معجزاتی از جنس دشمن‌شناسی و بابصیرت بودن بسازد.

مرحوم آیت یکی از نیروهای سالهای اول انقلاب بود که نسبت به مواضع و رفتار وی در سالهای قبل از انقلاب، پرسشهایی مطرح بود و به همین دلیل، بنی‌صدر تلاش می‌کرد وی را به دلیل همان نقاط ضعفش، به عنوان دشمن اصلی به مردم معرفی کند و از این طریق، مخالفانی مانند سران حزب جمهوری اسلامی و بزرگانی مانند شهید بهشتی را در بین مردم تخریب کند. مرحوم آیت، از دوستان نزدیک مظفر بقایی بود و به همراه بسیاری از دوستانش از جمله اطرافیان آیت‌الله کاشانی، علیه دکتر محمد مصدق فعالیت می‌کرد. در واقع در آن روزها، دو طیف تندرو و افراطی در اطراف آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق ایجاد شده بود که به شکل افراطی در صدد تخریب روابط خوب این دو چهره مطرح نهضت ملی شدن نفت بودند. اطرافیان تندروی مصدق، آیت‌الله کاشانی را مورد حمله قرار می‌دادند و در نشریات خود، کاریکاتور اهانت‌آمیز علیه ایشان چاپ می‌کردند و حتی در تظاهراتی، سگی را آیت‌الله نامیدند و به تمسخر پرداختند. در مقابل، برخی از اطرافیان آیت‌الله کاشانی از جمله مظفر بقایی و دوستانش، سخت به مصدق حمله می‌کردند و حتی اقدامات مصدق علیه دربار و شاه را هم خیانت می‌دانستند و در تعارض میان مصدق و دربار و خارجی‌ها، عملا در مقابل مصدق قرار داشتند. مرحوم آیت از کسانی است که به دلیل همکاری و ارتباط با مظفر بقایی و نیز تندروی‌هایش، متهم بود و در واقع خیلی از دوستان و یاران انقلاب مواضع آنان را قبول نداشتند و عمده کردن دعوای دوران ملی شدن نفت و کشاندن آن به سالهای بعد از انقلاب و تقسیم‌بندی نیروهای انقلاب به موافقان و مخالفان مصدق را یک خطای استراتژیک تلقی می‌کردند. کم نبودند کسانی که مصدق را به عنوان یک چهره ملی و خدوم قبول داشتند اما با ناسیونالیسم و ملی‌گرایی مخالف بودند و در عصر احیای دین، بازگشت به قومیت و ملی‌گرایی را یک حرکت ارتجاعی می‌دانستند. بنابراین اصرار این دست از نیروهای انقلاب را برنمی‌تابیدند و علیه مصدق و همه کسانی که او را قبول دارند، وارد عمل نمی‌شدند و از این طریق میدان را برای کسانی باز نمی‌کردند که در نهضت ملی شدن نفت، به مصدق خیانت کردند و در کنار دربار قرار گرفتند و ابزار دست یک کودتای آمریکایی – انگلیسی شدند.

Share and Enjoy

پاسخی به چند پرسش در باره سازمان مجاهدین خلق

 اشاره: یکی از خوانندگان گرامی سایت «نقد زمانه» (م رهبر) پس از مطالعه نوشته بنده تحت عنوان «چرا کار منافقین به جنگ مسلحانه کشید؟»، پرسشهایی را مطرح کرد که در زیر می‌خوانید. پاسخهای مختصر بنده هم در پی آمده است.

پرسش:

آقای شکوهی!

چند سوال را مطرح می‌کنم. شاید برخی سوالات نیاز به پاسخ‌های طولانی داشته باشد که در این‌ صورت ممنون می‌شوم اگر در آینده مطلبی در موردشان در صورت امکان بنویسید چرا که کامل بودن پاسخ ها و همه جانبه نگری در ارائه آن بسیار مهم است.

۱ – در متن خود واژه منافقین را بکار بردید، واژه‌ای که تقریبا توسط همه مسئولین نظام نیز بکار گرفته می‌شود. با توجه به تعریفی که از «منافق» در ذهن بنده است، نیاز به توضیحاتی دارم تا در قبال نسبت دادن آن به مجاهدین خلق قانع شوم.

۲ – به اعتقاد شما آغاز خشونت و به طور شفاف‌تر قتل، در درگیری میان جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق از سوی کدام یک از طرفین بوده است؟

Share and Enjoy

صدا و سیمای خصوصی، نیاز فوری کشور

در جلسه دیروز مجلس (۲۹ تیرماه ۹۰) یک فوریت طرحی به تصویب رسید که از سوی ۳۵ تن از نمایندگان ارائه شد و به نحوه مدیریت و نظارت بر عملکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی مربوط است. این طرح مطابق با اصل ۱۷۵ قانون اساسی ارائه شد که می‌گوید: « در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد. نصب و عزل رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با مقام رهبری است و شورایی مرکب از نمایندگان رییس جمهور و رییس قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی (هر کدام دو نفر) نظارت بر این سازمان خواهند داشت. خط مشی و ترتیب اداره سازمان و نظارت بر آن را قانون معین می‌کند».

مطابق مفاد این اصل قانون اساسی، از میان همه نقشهایی که صدا و سیما می‌تواند داشته باشد (خبری، آموزشی، تفریحی و …) بر این نکته تاکید شده است که این نهاد باید تامین کننده آزادی بیان و نشر افکار باشد. همچنین جز عزل و نصب رئیس سازمان، رهبری مسئولیتی در صدا و سیما ندارد. نظارت بر صدا و سیما وظیفه شورای نظارت است که از نمایندگان سه قوه تشکیل می‌شود و مهمتر این که مجلس باید با تصویب قانونی، خط مشی و ترتیب اداره سازمان و نظارت بر آن را معین کند. طرح پیشنهادی نمایندگان، ناظر بر این نکته اخیر است.

Share and Enjoy

صفحه 3 از 812345...قبلی »