بایگانی مطالب ‘مقالات’

مردم‌سالاری دینی؛ مبانی نظری و چالش‌های موجود

این نوشته مدتی قبل به عنوان یک کار دانشگاهی ارائه شده بود و در آن در باره مفهوم مردم‌سالاری دینی، امکان جمع بین دین و دمکراسی، نظرات گوناگون متفکران داخلی در این زمینه، چالشهای موجود بر سر راه مردم‌سالاری دینی در ایران و … سخن رفته است.

مقدمه

مقوله مردم‌سالاری دینی یا دمکراسی اسلامی، از مفاهیمی است که در دوره معاصر وارد ادبیات سیاسی کشور ما شده و بیش از همه مدیون پیروزی انقلاب اسلامی در ایران است. تعبیر دمکراسی بسان دیگر مفاهیم دنیای مدرن، وقتی با یک مفهوم از حوزه سنت به کار می‌رود، ابهام می‌آفریند و نیازمند تعریف و بازخوانی می‌شود و حتی برای چرایی و فلسفه وجودی خود هم به توضیح و تبیین مفصل احتیاج دارد. این امر هنگامی ضروری‌تر می‌شود که دریابیم در خود غرب در تعریف دمکراسی و در خود محیط اسلامی در برداشت از سیاست اسلامی، توافقی میان اندیشمندان دو حوزه فرهنگی و تمدنی وجود ندارد و گاهی تا حد دو تعریف و برداشت متضاد، پیش می‌رود. آنچه در این نوشته درصدد تبیین آن هستیم، همین مفهوم دمکراسی دینی یا مردم‌سالاری دینی است با این توضیح که تلاش ما بیشتر معطوف تبیین نظری و بررسی چالشهای فکری و عملی موجود است و در نهایت، چهارچوب‌های کلی یک مدل برای مردم‌سالاری دینی مطلوب، ارائه می‌شود.

Share and Enjoy

اجرای بدون تنازل قانون اساسی، تنها راه‌حل

سال ۹۰ هم آغاز شد. حلول این سال را در حالی گرامی می‌داریم که علاوه بر حوادث مهمی که در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در جریان است، در ایران هم دهها موضوع پراهمیت سیاسی و اقتصادی برای مردم و مسئولان مطرح است و کارهای زیادی بر زمین مانده که باید به سامان برسند. در این نوشته به یک نمونه از این موضوعات مهم و کارهای به گمانم مهمتر از بقیه امور، اشاراتی می‌کنم.

بی‌تردید مهمترین مسئله سیاسی کشور، رخدادهای بعد از انتخابات سال ۸۸ و نحوه مواجهه با پیامدهای رفتاری است که در طی ۲۲ ماه گذشته در کشور شاهد بوده‌ایم. واقعیت این است که حوادث انتخابات سال گذشته یک شکاف عمیق سیاسی را در میان نیروهای انقلاب ایجاد کرده است. عمق این شکاف به میزانی است که برای بسیاری از دلسوزان و صاحبنظران، ارائه راه‌حلی برای پر کردن آن ناممکن به نظر می‌رسد و برخی بر این باورند که باید یک طرف این منازعه را گرفت و از خیر طرف دیگر گذشت. در این زمینه هم دو نظر افراطی وجود دارد که البته بنده با هر دو نظر مخالفم.

Share and Enjoy

ایران و غرب، تعارض در هدف و تشابه در عمل

تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، از مهمترین رخدادهای روزهای پایانی سال ۸۹ و آغازین روزهای سال ۹۰ به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد که این منطقه، به کانونی برای رقابت ایدئولوژیک و سیاسی ایران و غرب تبدیل شده است و هر کدام از این دو بلوک قدرت در تلاشند که با ابزارهای گوناگون و میزان تاثیرگذاری متفاوت، تصویر سیاسی آینده منطقه را بر اساس منافع اعتقادی و ملی خود، ترسیم کنند. نکته پراهمیت این است که علیرغم تعارض ایران و غرب در اهدافشان در منطقه و جهان، رفتارهای مشابه و البته دوگانه و متناقض از هر دو بازیگر سیاسی این منطقه سر می‌زند. برای تبیین این ادعا، توجه به نکات زیر ضروری است.

Share and Enjoy

منکر، منکر است حتی اگر رهبری نگوید

هیچ وقت نتوانستم خودم را قانع کنم که این شیوه، دینی است و به همین دلیل تاکنون نتوانستم رفتار و مواضع خودم را با این شیوه تطبیق دهم. برخی ممکن است به این وضعیت راضی باشند و خیال کنند که کاملا دینی عمل می‌کنند و نه از رهبری سبقت می‌گیرند و نه از او عقب می‌افتند اما من بر این باورم که فراتر از رهبری و دیگر مراجع فکری و سیاسی جامعه، حقایقی مسلم و ارزشهایی ثابت وجود دارد که حتی اگر رهبری هم از آن سخن نگوید، باز هم باید از آن سخن گفت و از این بالاتر، رهبران را هم باید با آن ارزشها و حقایق سنجید.

دارم درباره صحبتهای رهبری در جمع خبرگان در مذمت فحش دادن و اهانت به افراد و انتقاد ایشان به بدزبانی عده‌ای از مدعیان دفاع از انقلاب و ولایت سخن می‌گویم. وقتی فیلم اهانت یکی از این مدعیان به ناموس زن مسلمان در اینترنت پخش شد، گروهی دریافتند که قصه چیست و اعتراض کردند. گروهی نیز به دفاع پرداختند و گفتند که اگر مجسمه‌ساز بودند حتما مجسمه تاجیک (فرد اهانت کننده) را می‌ساختند. برخی هم به تمجید از صداقت و ایمان فرد اهانت کننده پرداختند ولی از این عمل وی، برائت جستند دستکم به این دلیل که این امر، به نفع هاشمی و فائزه تمام می‌شود و البته برخی نیز این عمل را به خاطر زشتی نفس عمل، محکوم کردند و به سود و زیان آن کاری نداشتند.

Share and Enjoy

موسوی و کروبی، متهم امنیتی در نبود قانون جرم سیاسی!

سی و سه سال قبل و در اولین روزهای پیروزی انقلاب، با تدبیر امام خمینی و علیرغم نظر بسیاری از انقلابیون، نوشتن قانون اساسی در دستور کار مسئولان قرار گرفت تا دستاوردهای انقلاب ملت مسلمان، تثبیت و بازگشت ارتجاع و استبداد، ناممکن شود. یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های انقلابیون دلسوز به هنگام تدوین قانون اساسی این بود که «حق مخالف» به رسمیت شناخته شود و همان بلایی که در رژیم گذشته بر سر مخالفان و منتقدان می‌آمد، بر سر مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی نیاید. حاصل این دغدغه تصویب اصل ۱۶۸ قانون اساسی بود:

«رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین می‌کند».

Share and Enjoy

نقد مجدد تاریخ‌نویسی به سبک عباس سلیمی نمین

اشاره: به دنبال انتشار نقد بنده به شیوه تاریخ‌نویسی عباس سلیمی نمین، ایشان هم جوابیه‌ای منتشر کرد که در سایت متعلق به ایشان (دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران) و سایت آینده منتشر شد. این امر به نگارش جوابیه‌ای مجدد وادارم کرد. این جوابیه نیز قبلا در سایت آینده با عنوان «بار دیگر جنگ!» منتشر شده است.

خوشحالم که سرانجام پس از ۴ ماه از انتشار نقد بنده به شیوه تاریخ نویسی آقای سلیمی‌نمین، ایشان نتوانست بی‌تفاوت از کنار آن بگذرد و مجبور به پاسخگویی شد. البته ایشان در مقدمه پاسخ خود، ورود به این بحث را از سر اکراه دانسته‌ و دلایلی نیز برای این ادعای خود برشمرده‌ است. از آنجا که قصد شخصی کردن این مناظره قلمی را ندارم، به حمله متقابل نمی‌پردازم و از این که به هر حال آقای سلیمی‌نمین نظرات خود را در پاسخ به نقد بنده منتشر کرده‌اند، متشکرم و این را فرصتی دوباره برای خود تلقی می‌کنم تا به بیان برخی دیگر از نقدهای وارده به این شیوه تاریخ‌نویسی بپردازم و مباحث ناتمام خود را به اتمام نزدیک کنم. هرچند معتقدم اگر خوانندگان گرامی جوابیه سلیمی نمین، بار دیگر نقد اولیه بنده به ایشان را بخوانند، خیلی از پاسخها را خواهند یافت اما برای تتمیم بحث و ذکر ادله و شواهد تازه، نگارش جوابیه مجدد به ایشان، ضرورت یافته است.

Share and Enjoy

ضرورت فهم فرارونده از نظریه ولایت فقیه

اشاره: این مقاله در هفته‌نامه پنجره (شماره ۵۳) به تاریخ ۹ مرداد ۸۹ منتشر شد. از آنجا که نوعی نگاه آسیب‌شناسانه به فهم رایج از ولایت فقیه را در بردارد، در  «نقد زمانه» بازنشر می‌شود.

۱- نظریه ولایت فقیه از اعتقادات محوری من در ۳۵ سال گذشته بوده و هنوز هم چنین است. چه بسا میزان شناختم از این نظریه و درک منطق درونی آن و زاویه ورود برای فهم این نظریه و ارزیابی میزان کارآمدی آن در عمل و…، در طی این سال‎‎ها تغییر کرده باشد، اما بنیان‎‎های اصلی این نظریه همچنان در باور‎های اعتقادی و سیاسی من حضور جدی و محوری دارند.

Share and Enjoy

نقدی بر شیوه تاریخ نویسی عباس سلیمی نمین

اشاره: این نقد اولین بار در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۹ در سایت «دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران» و نیز سایت «آینده» منتشر شد. عنوان این مطلب را سایت آینده چنین انتخاب کرده است: این تاریخ‌سازی است نه تاریخ‌نویسی.

مقدمه:

اخیرا به مناسبتی نقد آقای سلیمی‌نمین بر کتاب «اوج دفاع» (خاطرات سال ۱۳۶۵ هاشمی رفسنجانی) را خواندم. بهانه این امر را خود ایشان فراهم کرد. در جلسه‌ دوستانه‌ای که هرچند گاه یکبار با ایشان داریم، پیام منتقدانه یکی از دوستان را برایشان بازگو کردم که گفته بود: «آقای سلیمی مسائل جاری کشور را که جلوی چشممان در جریان است این گونه به دلخواه می‌نویسد،‌ حال چگونه می‌تواند تاریخ ما را به درستی بنویسد». طبعا آقای سلیمی‌نمین با این قضاوت مخالف بود و همین امر باب مباحثه‌ای طولانی را در آن جلسه باز کرد. در نهایت قرار شد من کتاب «اوج دفاع» آقای هاشمی و نقد آقای سلیمی‌نمین بر این کتاب را به همراه کتاب «ماجرای مک فارلین» نوشته محسن هاشمی و حبیب‌الله حمیدی را بخوانم و بعد با یکدیگر در این باره صحبت کنیم. پس از مطالعه این کتابها، یقین کردم که حق با همان دوستی است که آن پیام منتقدانه را داده بود و به تاریخ‌نویسی سلیمی‌نمین به عنوان یک تاریخ‌نویسی دلبخواه،‌ اعتراض داشت. این گونه شد که بنده وارد این ماجرا شدم و کارم به نوشتن این نقد در شیوه تاریخ‌نویسی سلیمی‌نمین کشید. طبعا این نقد را نباید دفاع از همه عملکردهای آقای هاشمی رفسنجانی تفسیر کرد زیرا در گذشته بارها و بارها، خودم به نقد عملکردها و مواضع این چهره مطرح انقلاب اسلامی پرداخته بودم و البته همیشه این قدر انصاف داشته‌ام که علیرغم وارد دانستن آن نقدها،  بزرگی ایشان را انکار نکنم.

Share and Enjoy

قصه یک استعفا

اشاره: این مطلب در اوج تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ در تبیین ماجرای استعفای مهندس میرحسین موسوی در سال ۶۷ نوشته شد. اصل این نوشته در نشریه «ندای صداقت» که ارگان ستاد اصولگرایان حامی میرحسین موسوی محسوب می‌شد، در اوایل خردادماه ۱۳۸۸ منتشر شد.

قصه یک استعفا

این روزها مسئله استعفای میرحسین موسوی در سال ۶۷ به یک حربه تبلیغات انتخاباتی از سوی مخالفان وی تبدیل شده است. ظاهرا این واقعه تاریخی به عنوان نقطه ضعف بزرگ میرحسین موسوی تلقی شده و مخالفان ایشان گمان می‌کنند که با مطرح کردن یکسویه و بزرگنمایی باورنکردنی این ماجرا، می‌توانند به هدف خود برسند و میرحسین موسوی را هم یک فرد ضعیف و هم مخالف امام جلوه دهند. برای این که گوشه‌ای از این ماجرای تاریخی بازخوانی شود و از جمله معلوم شود که از این نمد، کلاهی برای مخالفان موسوی فراهم نمی‌شود، بر آن شدیم تا بخشی از اسناد رسمی این ماجرا را بازخوانی و برداشت خودمان را از این ماجرا، بیان کنیم.

Share and Enjoy

«میرحسین»، نیاز ایران امروز

اشاره: این مقاله در زمانی نوشته شد که هنوز میرحسین موسوی برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ اعلام آمادگی نکرده بود و جامعه منتظر تصمیم ایشان بود. محتوای این نوشته بر اساس شرایط آن روز کشور و نیازهایی که مطرح بود، فراهم آمد. این مقاله در تاریخ ۱۵ اسفند ۸۷ در سایت قلم هم انتشار یافت.

در چند دوره گذشته انتخابات ریاست جمهوری، هربار نام میرحسین موسوی، نقل محافل می‌شد و سپس با مخالفت ایشان برای نامزد شدن، به تدریج از اذهان رخت برمی‌بست. اینک اما اتفاق دیگری در حال وقوع است و آن تمایل ایشان به جدی تلقی کردن انتخابات این دوره ریاست جمهوری و ورود به صحنه برای طرح دیدگاه‌ها و حتی نقادی ضمنی شرایط کنونی کشور و مدیریت اجرایی است. هر چند فضای سیاسی و انتخاباتی کشور به گونه‌ای پیش می‌رود که نمی‌توان از قطعی شدن حضور ایشان در انتخابات سخن گفت اما در همین حد هم جای خوشحالی دارد زیرا مواضع و شخصیت میرحسین موسوی به گونه‌ای است که می‌تواند به نیازهای ایران امروز پاسخ دهد. در این نوشته کوتاه بر آنم تا برخی از دلایل خودم را در تبیین این ادعا، بیان کنم.

Share and Enjoy

صفحه 5 از 8« بعدی...34567...قبلی »