نسخه چاپی نسخه چاپی

ما به اپوزیسیونی از جنس انقلاب نیازمندیم

دوشنبه ۱۶ خرداد ۹۰

در چند روز گذشته بسیاری از خوانندگان «نقد زمانه» این پرسش را مطرح کرده‌اند که مواضع نویسنده این سایت، بر اساس کدامین مبانی فکری و سیاسی رقم می‌خورد و چرا متناقض به نظر می‌رسد؟ مشخصا این سئوال را مطرح می‌کنند که چرا علیرغم داشتن اختلافات فکری با افرادی مانند مرحوم عزت‌الله سحابی، به دفاع از ایشان و دختر مرحومه وی برخاسته و مطالبی در مدح و تمجید از آنان نگاشته‌ام. بنا دارم در آینده در این باره نکاتی را به صورت تفصیلی بنگارم اما در این نوشته کوتاه، ذکر توضیحی مختصر را کافی تلقی می‌کنم.

نکته اول – بنده اعتقاد ندارم که دفاع از «حق» یک فرد که مورد ظلم واقع شده، به معنای دفاع از همه عملکردها و مواضع اوست. ما ممکن است با افرادی دارای مرزبندی روشن اعتقادی و سیاسی باشیم و در صورت ایجاد فرصت و امکان، به نقد دیدگاه‌ها و مواضع و عملکرد آنان هم بپردازیم اما در عین حال حاضر نباشیم حقی از حقوق قانونی و شرعی و انسانی آنان، ضایع شود. نباید چشم خود را بر ظلم آشکاری که علیه افرادی از جامعه می‌شود، ببندیم و داشتن اختلاف دیدگاه اصلا دلیل و بهانه مناسبی برای انجام ندادن وظیفه امر به معروف و نهی از منکر نیست.

نکته دوم دفاع ما از کلیت انقلاب و ارزشهای اسلامی و پایبندی ما به قانون اساسی و ولایت فقیه به این معنا نیست که تمامی اشتباهات و انحرافات را نیز تایید کنیم و به صورت منطقی و در چهارچوب قانون با آن انحرافات مقابله نکنیم. ما اعتقاد نداریم که به روش قیاسی (از کل به جزء) با مسائل جاری جامعه و انقلاب مواجه شویم و اگر کلیت انقلاب را تایید می‌کنیم پس ناچاریم تمامی اجزای عمکردهای درون جامعه و حکومت را هم مورد حمایت قرار دهیم. همانگونه که با روش استقرایی (از جزء به کل) هم مخالفیم و آن را هم به زیان درک امور کلی می‌دانیم و معتقدیم که با کنار هم قرار دادن برخی اشکالات و انحرافات، نباید به نفی کل انقلاب پرداخت و مشروع نبودن کلیت آن را نتیجه گرفت. به باور ما باید ابتدا با تکیه بر شاخصه‌هایی، هویت کل را مشخص کرد و بعد از آن، وضعیت اجزا را بر اساس هویت کل مورد ارزیابی قرار داد. در این روش هم کل دیده می‌شود و هم جزء و این به معنای آن است که هم می‌توان با کلیت انقلاب اسلامی موافق و همراه بود و هم در قبال بسیاری از عملکردها و مواضع رهبران و مسئولان و نهادهای حکومت، موضع منتقدانه داشت. بر این اساس معتقدم که نقد بسیاری از رخدادهای اخیر و نحوه مدیریت کشور و مواضع رهبری و مسئولان، یک امر ضروری است و به معنای مقابله با انحرافات است نه نفی و طرد اصل نظام و انقلاب.

نکته سوم طرح انتقاد از عملکرد نظام یک فرصت برای نظام است. در واقع امروز در کشور ما اشکالات اساسی به شیوه اداره کشور و نحوه تنظیم مناسبات جناح‌ها و نیروهای سیاسی درون جبهه انقلاب و نیز چگونگی مواجهه با مخالفان و منتقدان و … وجود دارد. این انتقادات در گام اول، فرصتی برای اصلاح اشکالات انقلاب ایجاد می‌کند و باید از آن استقبال شود. ما همیشه در اعتقاداتمان تاکید داریم که بهترین دوستان ما کسانی هستند که عیب ما را به ما هدیه می‌دهند. جمهوری اسلامی باید هزینه کند و اشکالات خود را دریابد اما منتقدان سیاسی ما به صورت رایگان این زحمت را می‌کشند و با هزینه و فرصت خود، برای ما آسیب‌شناسی می‌کنند و این هنر ماست که بتوانیم این انتقادها را مانند یک هدیه الهی برباییم و امور را اصلاح کنیم.

نکته چهارم – در این شرایط حساس کشور، وجود اپوزیسیونی از جنس خود انقلاب بسیار ضروری است. اگر ما که به اسلام و انقلاب و خط امام و قانون اساسی معتقدیم پیشتاز مبارزه با انحرافات و ظلمها و قدرت‌طلبی‌ها و فسادها نشویم، دیگرانی پیدا می‌شوند که با طرح همین انتقادها، برای خود بازارگرمی می‌کنند و آنگاه به نفی همه اصول و ارزشها و دستاوردها انقلاب می‌پردازند. ما باید نشان بدهیم که اسلام این الگویی نیست که در کشور اجرا می‌شود، انقلاب این نمونه‌ای نیست که در حوادثی مانند تشییع جنازه مرحوم سحابی شاهد بودیم، قانون اساسی مترقی‌تر از آن است که امروز متحجرین و بدفهمان از آن سخن می‌گویند و ظرفیت برپایی یک مردم‌سالاری مبتنی بر دین را دارد. تاکید بر این نکات برای همه مردم این نوید را خواهد داشت که جمهوری اسلامی در درون خود، امکان اصلاح دارد و می‌توان به نیروهای انقلابی مسلمان همچنان برای ایجاد اصلاحات مطلوب این مرحله از حیات انقلاب امید داشت و دست رد بر سینه دشمنان و وابستگان به آنها زد که این روزها سوار بر موج نارضایتی عمومی جامعه شده‌اند و به طرد و نفی کلیت انقلاب اسلامی و نظام بر آمده از آن می‌پردازند. وجود این جریان درون انقلاب و در عین حال منتقد و خواستار اصلاحات و طرفدار اجرای قانون اساسی هم یک فرصت بسیار بزرگ برای رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی است اگر قدرشناس باشند.

Share and Enjoy


۸ نظر در ”;ما به اپوزیسیونی از جنس انقلاب نیازمندیم“

  1. عبداله عبداللهی می‌گوید

    یک سوال مهم و اساسی
    جناب شکوهی!
    زندگی اجتماعی و سیاسی دو امام رامختصراً پیش رو می نهم تا سوالم را مطرح نمایم و از اینکه حوصله می کنید تشکر می کنم:
    حضرت علی(ع) پس از رحلت رسول اکرم(ص) با انحرافی بزرگ مواجه شد و آن، کنار گذاشته شدن امامت معصوم از حکمرانی بود. امام اول مسلمین بدلیل حفظ اصل و اساس دین سکوت کرد. حضرت تحمل انحرافی بزرگ همانند طرد امامت از حکومت را در برابر حفظ نظام نوپا ناچیز شمرد در حالی که در سال ۶۰ هجری حضرت امام حسین(ع) شاهد انحرافی می‌گردد که سکوت در برابر آنرا جایز ندانسته و معتقد می‌شود با تحقق این انحراف، از این پس، لباس اسلام وارانه پوشیده می‌شود و از اسلام جز نامی باقی نمی‌ماند و لذا سکوت در برابر آن انحراف را خیانت به اساس دین می‌داند. در این موقعیت امام با فدا کردن جان مطهر خود از این انحراف عظمی جلوگیری می‌نماید.
    به نظر شما آن انحراف بزرگتر چه بود؟ آن چه مساله‌ای بود که از طرد امامت و کنار گذاشتن امام معصوم از حکمرانی مهمتر بود؟ هر کس می‌تواند جوابی دهد اما نکته مهم آن است که میان آن دو انحراف یکی از چنان اهمیتی برخوردار است که اساس دین را نشانه می‌گیرد و قابل مصلحت‌سنجی نیست، واقعه‌ای که نسبتش با دین رابطه متناقضین است.
    با این مقدمه لطفاً نظرتان را در مورد این سوال ارائه فرمایید:
    چه اتفاقی باید رخ دهد تا معتقد شویم از نظام جمهوری اسلامی فقط نامی باقی مانده و لباس اسلامیت و جمهوریت آن وارونه مورد استفاده قرار می‌گیرد؟
    مطمئن هستم می‌دانید این سوال منحصر در این زمان نیست و اهمیت آن برای همه نسلها و عصرهاست.
    چه بسا با پاسخ واقع‌بینانه به این سوال و تطبیق آن با زمان حاضر معتقد شویم جمهوری اسلامی عزیز ما، علیرغم تمامی کاستی‌ها و نقایص‌اش، هنوز قابل دفاع و دوست‌داشتنی است و بخاطر مصالح برتر باید سکوت کنیم.
    اگر کسی بپرسد در ۱۰۰ سال بعد ممکن است روزی بر جمهوری اسلامی فرا برسد که بجای متفکرین، بی‌دانشان و بجای خواص و علماء، مداحان بی‌سواد سردمدار و موثر در حاکمیت شوند، اگر خون مردم کم اهمیت شمرده شود، اگر شکنجه و ظلم به مردم فرعی اعلام شود، اگر تهمت و دروغ سکه رایج شود، اگر بجای پاسخ به نقد، جمله بیست و هفتم ناقد را با جمله دوازدهم دشمن آن زمان، مقایسه کرده و گوینده را بدلیل همراهی با دشمن بعنوان محارب محاکمه کنند، اگر علیرغم اعلام برائت منتقدین از دشمنان خارجی، مواضع آنان را تحریف و ایشان را وابسته به دشمن قلمداد کنند، اگر کشته شدن ۳ نفر در بازداشتگاه تحت نظارت حکومت را مهم ندانند، اگر اختناق را به جای آزادی به مردم ارزانی نمایند، اگر از تشیع جنازه‌ها جلوگیری و دختر را در مراسم تشیع پدر دچار ایست قلبی نمایند و …
    آیا این نظام فرضی صد سال بعد را اسلامی، دینی، جمهوری و در یک کلام جمهوری اسلامی می‌دانید؟
    اگر پاسخ شما آری است لطفا پاسخ دهید چه اتفاقاتی باید رخ دهد و چه اقداماتی باید صورت پذیرد تا بگوییم از جمهوری اسلامی جز نام باقی نمانده است.

    • شکوهی می‌گوید

      خواننده محترم جناب آقای عبداللهی
      پرسش مهم شما را با توضیحات ارائه شده منتشر ولی از پاسخ دادن به آن فعلا خودداری می‌کنم زیرا توضیحات مفصلی می‌طلبد و الان مجال آن نیست. قصد دارم قالب «برخورد اندیشه‌ها» را در «نقد زمانه» تاسیس کنم و در آن صورت به تفصیل به نوشته شما هم خواهم پرداخت. دعا کنید که غم نان بگذارد و فرصت این کار فراهم شود.

  2. مهر بانو می‌گوید

    مانیفست شما عالی بود آقای شکوهی اما نه برای این زمانی که جاری است. ۱۰ سال دیر نوشته شده. حالا قواعد بازی انقلاب و نظام عوض شده، یا باید سکوت کنی یا سر از انفرادی و گورستان در آوری. تازه اگر شانس بیاوری و به جنازه‌ات رحم کنند. دوران این نوع ادبیات مدتهاست سپری شده، حالا از انقلاب تنها یک بهانه برای سرکوب مانده است و بس. نظام هم به ماشین چاپ اسکناس برای خواص و تولید انبوه فقر و فساد برای عوام و بازمانده‌ها، دگردیسی کرده است. یاد باد از دورانی که این نظرات خریدار داشت. حالا بازار ترس و اختناق داغتر است از نقد و انتقاد.
    خوب است شما گاهی این چیزها را یادآوری می‌کنید، دل ما هم می‌گیرد.

    • شکوهی می‌گوید

      خواننده گرامی مهربانو
      با شما موافق نیستم هرچند اشکالات زیادی در کار انقلاب و انقلابیون هست. نه بزرگنمایی کنیم این مشکلات را و نه توجیه. در آن صورت می‌توان به اصلاح آن مبادرت کرد. ناامید هم نباید شد. از صدر تا ذیل نظام می‌توان با نیروهای دلسوزی مواجه شد که از وضع کنونی ناراحتند و اصلاح روندها را طلب می‌کنند. مهم نحوه اصلاح‌طلبی ماست که باید همراه با اصول‌گرایی باشد تا در مسیر تغییرات ضروری برای بهبود امور، به نفی ارزشها و اصول انقلاب کشانیده نشویم. این روش در میان مردم هم مقبولتر واقع خواهد شد. موفق باشید.

  3. ناشناس می‌گوید

    اینکه یک فردی همچون آقای شکوهی هنوز امید به اصلاح دارد که مشکلی نیست. به احتمال زیاد هنوز ما در درون خود آزادیم که چگونه فکر کنیم. اما مسئله این است که مردم هم آیا هنوز امید به اصلاح دارند یا ناامید شده‌اند؟ یا بی‌تفاوت شده‌اند؟ و یا حتی متنفر؟!؟!
    با سرعت هرچه تمام‌تر زمان را از دست می‌دهند.

  4. هم وطن می‌گوید

    به نام خدا
    جناب شکوهی عزیز! دیدگاهی که جنابعالی بیان کردید ترسیم خط‌مشی سیاسی اصلاحات در نظام سیاسی کشور هست لیکن استراتژی و برنامه تاکتیکی این جنبش برای طیف اصلاح‌طلبی (وفاداران به انقلاب و قانون اساسی) کشور که مطالبات مشخصی از حاکمیت دارند، مبهم هست. امروز این جناح سیاسی در کشور از نظر قانونی کان لم یکن اعلام شده، رهبران آن ممنوع التصویر هستند و مجال استفاده از هیچ تریبون رسمی را ندارند. بفرمائید هواداران این طیف سیاسی که تنها منبع ارتباطی آنها در جهت تنظیم رفتاری سیاسی‌شان در جامعه فضای مجازی است، در طرف مقابل که قدرت سیاسی را در اختیار دارند هر روز با عناوین رنگارنگ مثل منافق و فتنه‌گران و توطئه گران و… این جنبش را مورد خطاب قرار می دهند. جناب جنتی عزیز نیز که صفحه فیلترینگ نامزدهای اصلاح‌طلب در انتخابات پیش رو هستند. لطفا بفرمائید اپوزیسیون از جنس انقلاب که در صحنه قدرت سیاسی کشور رسمیت ندارد، چگونه می‌تواند روند اصلاحات در کشور را عملیاتی و دنبال کند؟ این به معنای تناقض در هدف هست.

  5. مهر بانو می‌گوید

    تا کجا می‌توانید از کیش بگریزید؟ تلاشهای شما برای مات نشدن قابل تقدیر است. اما نگاهی به مهره‌هایتان بیندازید. تا مات راه زیادی نیست. اما امید به برد با این چند سرباز خسته و در مانده با وقت اضافه هم امید عبثی بیش نیست. بهتر است همه تخم مرغهایتان را در سبد … قرار ندهید.

اضافه کردن نظر