نسخه چاپی نسخه چاپی

از ۲۲ خرداد ۸۸ تاکنون؛ عقلانیتی که انتظار می‌کشیم

اشاره: روزنوشت روز یکشنبه ۲۲ خرداد ۹۰ را در این بخش مجددا منتشر می‌کنیم تا در معرض مطالعه دوستان قرار داشته باشد و به چشم بیاید.

برخی از روزها را  هرگز نمی‌توان از تاریخ این سرزمین به عنوان یک مقطع و سرفصل حذف کرد و ۲۲ خرداد ۸۸ یکی از این روزهاست. این روز برای همه مردم ما اهمیت یافته است دستکم به این دلیل که حوادث بزرگی را موجب شده است و شاید در آینده هم وقوع رخدادهای بزرگی مرتبط با این روز در پیش باشد. از اهمیت این روز همین بس که نه به نام نامزد ظاهرا پیروز بلکه به نام نامزد ظاهرا شکست خورده انتخابات ثبت شده است. چه کسی است که با یادآوری این روز و حوادث قبل و بعد از آن، به یاد میرحسین موسوی نیفتد و در تایید یا رد مواضع و عملکرد او سخن نگوید؟ این را به خودی‌خود مثبت نمی‌دانم اما تردید نباید کرد که میرحسین موسوی پدیده انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود که بعد از ۲۰ سال حاشیه‌نشینی وارد صحنه شد و سعی کرد در مقابل انحرافاتی که در مدیریت کلان انقلاب در حال وقوع بود، بایستد و در چهره یک نامزد انتخاباتی با آنها مقابله کند و طبیعی بود که اعتراض و تسلیم نشدن وی به نتیجه اعلام شده انتخابات هم بخشی از همین مبارزه‌ای تفسیر شود که از قبل در سخنان و مواضع انتخاباتی وی منعکس شده بود.

واقعیت این است که از سالهای قبل ما در تحقق مردم‌سالاری دینی، گرفتار روندی معکوس شده بودیم. در این روند معکوس، صرف برگزاری انتخابات را به منزله تعین دمکراسی و مردم‌سالاری تفسیر کردند و  هنوز هم چنین تفسیر می‌کنند در حالی که مردم‌سالاری دینی باید بستری برای مشارکت گسترده مردم در انتخابات بر طبق قانون و ضوابط قابل دفاع باشد و صحنه‌ای برای یک رقابت عادلانه را فراهم آورد ولی متاسفانه در ۲۲ خرداد ۸۸ چنین نشد و به همین دلیل، نتیجه آن هم مورد قبول اقشار بزرگی از مردم واقع نشد.

بنا ندارم آن پرونده را بازخوانی کنم اما چند نکته را مورد تاکید قرار می‌دهم که از نظر من، هم درسهای روز ۲۲ خرداد ۸۸ و هم نماد عقلانیت نظام اسلامی است و اگر در روزهای آتی، در فضای سیاسی کشور شاهد این گونه تحولات باشیم، می‌توانیم به عقلانی شدن روش حکومت امیدوار شویم.

اول اصلاح قانون انتخابات: قانون انتخابات کنونی همیشه مجریان را در معرض اتهام قرار می‌دهد زیرا انتخابات از سوی وزارت کشوری اجرا می‌شود که معمولا رئیس دولتش هم یکی از نامزدهای انتخاباتی است. در بسیاری از کشورها برای رعایت بی‌طرفی، اجرای انتخابات به کمیسیونی مستقل واگذار شده است که تحت شرایطی خاص و به شکل بی‌طرفانه مبادرت به برگزاری انتخابات می‌کند و شائبه دخالت دولت در انتخابات را به حداقل می‌رساند و همین امر، اعتماد بیشتر مردم به نتیجه آن را هم به همراه دارد. متاسفانه در کشور ما همه ارکان دولت در کار انتخابات دخالت می‌کنند و علاوه بر آن نیروهای مسلح از جمله سپاه و بسیج که هم قانونا و هم مطابق وصیتنامه امام خمینی از دخالت در امر انتخابات نهی شده‌اند، به اشکال مختلف در کار انتخابات مشارکت و مداخله دارند و هم اعضای شورای نگهبان که باید نهاد داوری و بی‌طرف باشند، به نفع یک نامزد وارد صحنه می‌شوند و البته باز هم مدعی درستی برگزاری انتخابات می‌شوند. این امور و این نوع مداخلات، به هیچ وجه منجر به تحقق مردم‌سالاری دینی نمی‌شود و اگر علیرغم این وضعیت باز هم مدعی مردم‌سالاری و انتخابات آزاد و عادلانه بشویم، معلوم است که نه معنای مردم‌سالاری را درک کرده‌ایم و نه معنای عدالت و آزادی را و البته ممکن است تصویری بسیار زشت از مردم‌سالاری دینی ارائه کنیم که زیان درازمدت آن جبران ناشدنی است.

دوم دفع اتهامات خیانت و براندازی از یاران امام: از تلخی‌های حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ شکل‌گیری نگاهی نسبت به بخشی از بدنه نظام و نیروهای انقلاب بود که هیچ ردی از واقعیت ندارد و ساخته و پرداخته اذهانی است که در صدد یکدست کردن حکومت و حذف بخش بزرگی از یاران انقلابند. این جریان با این نگرش خلاف واقع، بسترساز فتنه‌ای بزرگ در کشور و موجب رودررویی یاران دیروز انقلاب با یکدیگر شده است. در این مجموعه بزرگ از یاران امام که اینک متهم به هزار اتهام بی‌دلیل شده‌اند، دهها چهره روحانی در حد مراجع عظام و علمای بزرگ و صدها تن از مدیران و چهره‌های سیاسی شناخته شده و دهها تن از نمایندگان امام در نهادهای مختلف و مبارزان سالهای قبل از انقلاب قرار دارند که از سوی میلیونها نفر از مردم حمایت می‌شوند. همگان می‌دانند که این اتهامات بی‌اساس است و صرفا برای کنار زدن آنان از قدرت مطرح می‌شوند. اگر برای ما قدرت اصل است می‌توانیم به این جریان اتهام‌زنی ادامه بدهیم ولی اگر به فکر اسلام و مسلمین و آینده انقلاب و کشور هستیم باید یقین داشته باشیم که این روش، همه چیز را بر باد می‌دهد و یک شکاف ترمیم ناشدنی را در بدنه نظام ایجاد می‌کند. باید از این تحلیلهای غلط که زاییده تلاش یک جریان انحرافی در داخل نظام است، دست شست و با دفع اتهامات ناروای وارده به این طیف از یاران امام، به احیای فضای دوستی و محبت میان نیروهای انقلاب کمک کرد.

سوم آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر موسوی و کروبی: حوادث پیش آمده در روزهای بعد از انتخابات، در گام اول ناشی از همان تحلیل انحرافی است که نسبت به پیروزی احتمالی موسوی یا کروبی یا هر نیروی اصلاح‌طلب ارائه می‌شد و آن را به مثابه تهدیدی برای انقلاب معرفی می‌کرد. در واقع به خاطر همان تحلیل انحرافی بود که افرادی مانند «مشفق»، از برنامه‌های سامان‌یافته بخشی از نیروهای مسلح برای پیروز نشدن میرحسین موسوی سخن گفتند و نشان دادند که با ادعای دفع خطر از انقلاب، اقدامات غیرقانونی و مداخلات ناروا از سوی بخشی از بدنه نظامی کشور صورت گرفت و بسیاری از دستگیری‌ها و برخوردها و اقدامات خشن نظامی، از قبل تدارک دیده شده بود. همین واقعیت نشان می‌دهد که غالب دستگیری‌های چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب جزئی از برنامه مشخص این جریان بود و ارتباطی با اقداماتشان بعد از انتخابات ندارد. کیفرخواست اولیه صادره علیه این افراد و برگزاری دادگاه نمایشی و پخش آن از تلویزیون نشان می‌داد که برخورد با این افراد، کاملا جنبه سیاسی دارد نه قضایی و به همین دلیل، بخش بزرگی از اتهامات وارده در این کیفرخواست، در روند رسیدگی به پرونده این افراد، نادیده گرفته و حذف شد. اعتمادسازی میان نیروهای انقلاب ایجاب می‌کند که از یاران امام راحل از جمله کروبی و موسوی، رفع حصر شده و زندانیان بی‌گناه زندانی هم آزاد شوند.

چهارم ایجاد فضای رسانه‌ای و سیاسی عادی و مطابق قانون: متاسفانه اکنون فضای رسانه‌ای و سیاسی کشور کاملا یکطرفه است و امکان فعالیت از نیروهای خط امام گرفته شده است. صدا و سیما به صورت یکجانبه به طرح اتهامات علیه نیروهای موسوم به اصلاح‌طلب مبادرت می‌کند، روزنامه‌های این طیف هم محدود است و هم معدود. احزاب اصلاح‌طلب به صورت غیرقانونی تعطیل و غیرقانونی اعلام شده‌اند و یا حق برگزاری کنگره خود را ندارند. سایتهای خبری این طیف فیلتر می‌شود و خلاصه امکان فعالیت آزادانه و در چهارچوب قانون برای آنان وجود ندارد. این حق قانونی همه است که مجاز به نقد قدرت باشند و از منظر امر به معروف و نهی از منکر، آسیب‌شناسی کنند. باز کردن فضای رسانه‌ای برای جریانهای سیاسی منتقد از جمله اصلاح‌طلبان، به تلطیف فضای سیاسی کشور کمک خواهد کرد و میل به خروج از دایره نظام را کاهش می‌دهد. مگر نذر کردیم که با اقدامات خود، دوستان را به دشمن مبدل کنیم؟

بیش از این انتظارات خود را مطرح نمی‌کنم. به همین موارد اگر توجه شود، بسیاری از مشکلات کشور حل خواهد شد و امید به اصلاحات بیشتر و کارآمدتر شدن نظام اسلامی را افزایش خواهد داد و عقلانیت مورد نیاز برای اداره کشور را به نمایش خواهد گذاشت.

Share and Enjoy


۱۰ نظر در ”;از ۲۲ خرداد ۸۸ تاکنون؛ عقلانیتی که انتظار می‌کشیم“

  1. ناشناس می‌گوید

    شما انسان خوبی هستی که هنوز امید زیادی به اصلاح داری. اما پیشنهاد می‌کنم موضع‌گیری‌های آقایان را بعد از ۲۲ خرداد امسال ملاحظه بفرمایید بعد تنهایی با خودتان فکر کنید، به هر نتیجه‌ای رسیدید همان کار را ادامه دهید.

  2. علیرضا می‌گوید

    الامان ای جوخه! / ماشه را نچکان / هنوز / اندکی شب است …
    هدی صابر، زندانی سیاسی، رفت

  3. عباس می‌گوید

    آقای شکوهی! آیا این مسائل می‌تواند متقلب خواندن نظام را توجیه کند؟ لشکرکشی خیابانی چه توجیهی دارد؟ اگر در همان روز طرفداران آقای احمدی‌نژاد هم به خیابان می‌آمدند چه اتفاقی می‌افتاد؟ و…

  4. محمد می‌گوید

    با سلام. دوسال قبل برگزاری انتخابات ماهیت به اصطلاح جریان انحرافی را معرفی کرد ولی مصلحت‌اندیشی‌های تکراری نگذاشت با بی‌طرفی قضاوت کنند. آیا همه تقصیرها متوجه آقای موسوی بود یا متولیان برگزاری انتخابات خودآگاهانه یا ناآگاهانه در مسیری قدم بر داشتند، یک طرفه بود. تحلیلهایی ارائه کردند در بین مردم خریداری نداشت. با رفتارهای غیرانسانی و غیراخلاقی خط بطلان بر فریضه‌های دینی و اخلاق کشیده شد. اختلافات از انتخابات سال ۸۴ شروع شد و در سال ۸۸ به اوج رسید. اختلافات دو نگرش به داخل خانواده‌ها کشیده شد. اخلاق از صحنه جامعه رخت بر بست. تحمل مخالف جایش را به تنبیه مخالف داد. همه به رای چهل میلیونی می‌بالند ولی کسانی که باعث شدند مردم پای صندوقها بیایند، به اتهام براندازی در زندان بسر می‌برند. آیا وقت آن نرسیده هیجانات انتخابات کنار گذاشته شود و توهم دشمن‌سازی داخلی کنار گذاشته شود؟ متاسفانه هر روز شاهد بروز چالشهایی برای نظام هستیم که به علت فرقه‌گرایی و اثبات مقصر بودن رقیب هستیم. ای کاش هیچ موقع انتخاباتی با شرایط و هزینه‌های انتخابات ۸۸ نداشته باشیم.

  5. مهر بانو می‌گوید

    هم شعله و هم چراغ را دزدیدند
    گلهای قشنگ باغ را دزدیدند
    هدی صابر را هم دزدیدند
    آن چه شما در پی‌اش می‌گردید در کیسه این …ها نیست برادر شکوهی!

  6. سلطان مهدی می‌گوید

    آقای شکوهی! دلت به اصلاح جامعه با این حاکمان خوش نباشد. حق این نیست که همه می‌پندارند حق آن است که آقایان چه می‌خواهند!!!!! در ضمن شما هم نظرات دیگران را سانسور می‌کنید.

  7. حج می‌گوید

    لازمه هر عقلانیتی وجود عقل است، شاید لازم باشد کم‌کم در این موضوع تحقیق و پژوهش شود که آیا منشاء صدور عقلانیت وجود دارد؟
    آنچه در حکمرانی در همه عرصه‌های آن اعم از اقتصاد، فرهنگ، قضا، سیاست خارجی و در موضوع خاص برخورد با منتقدین مشاهده می‌شود بروز رفتار غریزی است نه رفتار مبتنی بر عقلانیت، حداکثر نام اینکارها را در ادبیات دینی “نُکری” می‌گذارند!
    این سوالات و انتظارات در مورد رفتار حکمرانان، سابقه طولانی دارد. برخی از مردم در مورد رفتار علی(ع) و معاویه هم می‌گفتند معاویه از علی(ع) سیاستمدارتر است زیرا در کنترل اوضاع موفقتر از علی عمل کرده اما امام در پاسخ آنها فرمود:
    «به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست وی نیرنگ می‌زند اما من اهل مکر و حیله نیستم.»

  8. سید می‌گوید

    به زبان بی زبانی یعنی:
    آنچه یافت می نشود آنم آرزوست!

  9. ناشناس می‌گوید

    نظام تخلف کرد، قبول
    اول هم نظام قانون شکنی کرد، قبول
    حالا نظام یک تو گوشی به ناحق به میرحسین زد، میر حسین هم چاقو را کشید جگر نظام را درآورد
    یه نظر شما در دعوای بالا کی مقصرتر است؟

    • علی عبداللهی می‌گوید

      آقا یا خانم ناشناس!
      مشکل دوستانی مثل شما اینه که مساله را به حد، توگوشی خوردن موسوی از سوی نظام و بروز تخلف و قانون شکنی (ناچیز و بی اهمیت) از طرف نظام ساده می کنید که البته مایه تعجب و تاسف میشود.
      انگار مساله انتخابات و رعایت حقوق مردم موضوعی شخصی میان موسوی و مقامات بالای نظام است که می شود با گرو گذاردن ریش و کمی صبر آن را حل کرد در حالی که مساله مهمتر از این نوع نگرشهای ساده انگارانه است. رعایت حقوق مردم در مساله ای چون انتخابات و آزادیهای مصرح در قانون اساسی میثاقی است که میان مردم و حکام منعقد شده و به تعبیر دینی بیعت مردم با حاکم مشروط به رعایت این میثاق و شروط مذکور در آن است. لذا (با مبانی حضرت امام در خصوص ولایت فقیه عرض می کنم) اگر قانون اساسی خصوصاً بخش حقوق ملت آن از طرف حاکمیت نادیده گرفته شود، رعایت حقوق متقابل نیز موضوعیت نخواهد داشت.
      با این مبانی، تنها مقصر داستان ما، کسی است که حقوق مصرح مردم را با تخلف و قانون شکنی و توگوشی زدن (البته آنچه واقع شده نه یک سیلی زدن ساده به یک نفر که ریختن خونهایی بوده که غیر قانونی ریخته شده) سلب کرده است .

اضافه کردن نظر