نسخه چاپی نسخه چاپی

سخنان رهبری و پرسشهایی که نمی‌شود مطرح نکرد

دوشنبه ۶ تیر ۹۰

امروز حوالی ظهر بود که صحبتهای مقام رهبری در دیدار با مسئولان قضایی را شنیدم. این عبارات برایم جالب توجه آمد. شما هم بخوانید:

«یک مطلب دیگرى که در باب قوه‌ قضائیه و عملکرد قوه و بازخوردهاى این عملکرد در بیرون باید مورد توجه قرار بگیرد – که الان رئیس محترم قوه هم اشاره کردند – این است: خب، قوه‌ قضائیه با متهم مواجه است. یک نفرى متهم به یک معنائى می‌شود؛ قوه‌ قضائیه وظیفه دارد از راه‌هائى که قانون معین کرده، برود تحقیق کند، تفحص کند و مشخص کند که این اتهام وارد است یا وارد نیست. صرف متهم شدن که جرم نیست. به هر کسى ممکن است یک اتهامى وارد شود. تا وقتى که از طریق قانونى جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بیرون قوه، نه در تریبونها و منبرهاى رسمى، نه در وسائل ارتباط جمعى، کسى حق ندارد آبروى یک مسلمانى را ببرد؛ این بسیار مسئله‌ مهمى است. بعضى اوقات انسان مى‌بیند روى قوه‌ قضائیه فشار مى‌آورند که آقا افشاء کنید. نه آقا، هیچ لزومى ندارد افشاء کردن. در موارد خاصى، بله، شارع مقدس مشخصاً و معیناً خواسته است که مردم مجازات را ببینند، یا مجازات شونده را بشناسند؛ اینها موارد خاصى است، مال همه جا نیست. بخصوص وقتى که در فضاى جامعه روحیه‌ تعمیم وجود دارد که یک چیزى را به غیر مورد خودش تعمیم می‌دهند، اینجا انسان خیلى باید احتیاط کند. تا وقتى جرمى ثابت نشده است، قطعاً نبایستى کسى را در معرض قرار داد؛ در معرض اتهام هم نباید قرار داد؛ چون وقتى گفتید متهم است، افکار عمومى تفکیک نمی‌کند بین متهمى که هیچ گناهى نکرده است، با آن کسى که شواهدى بر گناه او وجود دارد. حتّى بعد از اثبات جرم هم چه لزومى دارد؟ عرض کردم، مگر یک موارد خاص؛ «ولیشهد عذابهما طائفه من المؤمنین». چند موردِ اینجورى داریم. حتّى اگر چنانچه فرض کنیم یک نفرى جرمى هم کرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محکوم هم شده است – فرض کنید رفته زندان – چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر کنیم تا بچه‌ این آدم که دارد مدرسه می‌رود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشکال دارد که این مدتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمى کرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزى بشود؟ این از نکات بسیار مهمى است».

حتما شما هم مانند من از اعتدال و انصاف و اصولگرایی موجود در این عبارات لذت بردید ولی نمی‌دانم آیا همان سئوالاتی که در ذهن من ایجاد شده،‌ برای شما هم مطرح شده است یا نه. در هر صورت من این پرسشها را مطرح می‌کنم و شما آن را با پرسشهای ذهن خود مقایسه کنید.

اول – این شیوه برخورد در باره همه نوع جرایم است یا جرایم عادی مردم عادی؟ از سخنان مقام رهبری این گونه بر می‌آید که همه نوع جرایم از خرد و کلان باید مشمول این شیوه برخورد شوند ولی در آن صورت باید پرسید که اگر این گونه است و جرایم سیاسی چهره‌های مطرح سیاسی را هم شامل می‌شود، آیا ما تازه به درستی این روش برخورد رسیده‌ایم یا در گذشته هم روش درست و اسلامی همین بوده است؟

دوم – مرور حوادث دو سال گذشته نشان می‌دهد که در همه رسانه‌های تصویری و صوتی، مطبوعات و کتاب، مجالس و محافل دینی، تریبون نماز جمعه و منابر مساجد،‌ سایتهای خبری و تحلیلی و … ما شاهد اتهام‌زنی مجموعه ارکان حکومت به بخشی از نیروهای انقلابی و یاران امام و مسئولان دهه‌های گذشته جمهوری اسلامی بوده‌ایم که در هیچ دادگاه صالحی این اتهامات مورد رسیدگی و اثبات قرار نگرفته بودند. آیا با این سخنان می‌توان نتیجه گرفت که همه این اقدامات خلاف بوده است؟

سوم – در صورت قبول این که تمامی مطالب منتشره در باره چهره‌هایی چون هاشمی رفسنجانی،‌ میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سیدمحمد خاتمی، موسوی خوئینی‌ها، علی اکبر ناطق نوری، علی اکبر محتشمی‌پور، بهزاد نبوی، مصطفی تاج‌زاده، و دهها چهره انقلابی باسابقه کشور در هیچ دادگاهی به اثبات نرسیده اما از سوی دهها رسانه و مسئولان روحانی و سیاسی کشور دائما تکرار شده و می‌شود، آیا می‌توان نتیجه گرفت که انتشار این مطالب،‌خلاف بوده است و ریختن آبروی مومن محسوب می‌شود که مطابق تعالیم دین ما از حرمت کعبه هم بالاتر است؟

چهارم – حکم شرعی در باره کسانی که این اتهامات اثبات نشده را به صورت سراسری منتشر کرده و آبروی مومن را برده‌اند، چیست؟ آیا باید مجازات شوند؟ آیا اگر این افراد شاکی خصوصی داشته باشند، دستگاه قضایی مکلف به پیگیری است؟ آیا ضامن هم محسوب می‌شوند و باید جبران هم بکنند؟

پنجم – اگر یکی از رسانه‌های اصلی و شاید اصلی‌ترین رسانه‌ای که در این زمینه اقدام کرده،‌ همین صدا و سیمای خودمان باشد که به صورت شبانه‌روزی مبادرت به انتشار این اتهامات می‌کرد و سریال دادگاه‌های نمایشی را به صورت مرتب در تمامی شبکه‌های خود پخش می‌کرد و حتی در فاصله دو نیمه فوتبال هم به مردم و متهمان رحم نمی‌کرد و اعترافات اثبات نشده و احتمالا زورکی علیه افراد را منتشر می‌ساخت و …،‌‌ آن وقت تکلیف چیست و آیا مسئولان این رسانه باید پاسخگو باشند یا خیر؟

ششم – با توجه به این که صدا و سیما زیر نظر رهبری اداره می‌شود و رئیس سازمان صدا و سیما را ایشان نصب کرده و بر عملکرد وی نظارت دارد،‌ و از سویی این اقدامات در یک دوره زمانی طولانی انجام گرفته­اند و امکان جلوگیری از آن هم وجود داشت، آیا می‌توان شخص رهبری را هم در گناه مسئولان صدا و سیما شریک دانست و از ایشان هم انتظار داشت که جبران آن مسائل را بکنند و به تلافی انتشار مداوم و مستمر این گونه اتهامات علیه افراد،‌ فرصتهایی را برای دفاع در اختیار این متهمان قرار دهند یا به هر شکلی که میسر است، جبران ریخته شدن آبروی مومنین مورد اتهام را بکنند؟

عنان قلم دارد از دست من خارج می‌شود. دیگر سئوالی را مطرح نمی‌کنم. اگر خوانندگان گرامی پرسشهایی را در ذهن دارند که من مطرح نکرده‌ام،‌ البته با حفظ شئونات، بنگارند تا در ذیل همین مطلب بیاورم. خداوند امور فاسد مسلمین را اصلاح کند.

No related content found.

Share and Enjoy


۳۲ نظر در ”;سخنان رهبری و پرسشهایی که نمی‌شود مطرح نکرد“

  1. عبدالله می‌گوید

    سلام علیکم
    بله اولین مطلبی که پس از شنیدن صحبتهای دیروز رهبر بذهنم آمد همین بود که گوینده سخن در مورد پخش دادگاههای “متهمان” انتخاباتی که با هماهنگی دو ارگان زیر نظر ایشان یعنی “قوه قضاییه” و “صدا وسیما” انجام شد چه توجیهی دارند؟! کسی هم نمی‌تواند بگوید بدون اطلاع ایشان بوده زیرا بارها و بارها و بارها پخش شد و ۱۰۰ درصد با رضایت ایشان بوده است.
    همین یک عملکرد برای خروج شخص از …. (این جمله آخر را اگر خواستید حذف کنید).

  2. بنده خدا می‌گوید

    آقا احتمالا این موارد را جزو همان استثناها می‌دانند. بعدش هر وسیله‌ای برای حفظ نظام که از نماز هم واجبتر است، توجیه می‌شود البته از منظر آقایان! کلا خودتان را خیلی خسته نفرمایید… با این سوالات فقط گزک دست این آقایان می‌دهید که ترتیب شما را هم بدهند!

  3. علی عبداللهی می‌گوید

    یک داستان واقعی: مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری ما عوض شد و جناب مدیرعامل جدید در مراسم معارفه بجای اعلام برنامه کاری، بیش از دو ساعت در مورد اهتمام به قرآن و نیکوکاری افاضه فرمودند و ما از اینکه خدا چنین مدیر عامل معتقدی را نصیبمان فرموده، شاکر حق شدیم. زمانی نگذشت که جناب ایشان با انتصاب مدیر اداری، خدمت همه مدیران سابق رسیده و کمتر مدیر و حتی کارمندی از نیش و زخم مدیر اداری مصون مانده بود. مدیران چاره‌ای جز شکایت بردن نزد مدیرعامل ندیدند و شکایت نزد او بردند و او در حضور ما مدیر اداری را مخاطب قرار داد که ای جان برادر! انجام این نوع آزار در مورد مدیران سابق نه تنها شایسته این مدیران نیست که نسبت به کفار هم نمی‌توان آنرا روا دانست و در مذمت رفتارهای مدیر اداری منصوب خود آیه‌ها خواند و از احادیث بسیاری بهره جست و ما سرخوش که بحمدالله مساله حل شده است. دیری نپایید (فقط چند روز) که مدیر اداری با ترفندی جدید به آزار مدیران قبلی اقدام نمود و شکایت ما به مدیرعامل همانا و خطبه مطول او همانا و سرخوشی مجدد ما همان!
    چشمتان روز بد نبیند شش ماه کار ما شده بود شکایت از مدیر اداری نزد مدیرعامل و سخنرانی جناب ایشان در محق بودن ما و البته بی‌نتیجه بودن عملی شکایات ما! … کم کم مدیران با تجربه شرکت استعفاء داده، عطاء کار در شرکت را به لقایش بخشیدند و هر کدام با کار در جایی دیگر (با حقوق و مزایای بهتر و ارج و قرب عالیتر) خود را نجات دادند.
    جناب شکوهی عزیز! اگر عزمی برای اصلاح باشد تاسی به فرمایش علی(ع) به عثمان کافی است که فرمود: نیازی به مهلت برای اصلاح در مدینه نیست و برای شهرهای دیگر نیز همان مهلت رسیدن نامه کافی است.
    فقط کافی است مقامات گرامی ما بخواهند تا همه چیز حل شود. جبران مافات هم نمی‌خواهیم از این پس آن کنند که از اخلاق و دین در سخنرانی‌ها می‌گویند.

  4. ناشناس می‌گوید

    اضافه بفرمایید سخنان احمدی نژاد را در شب مناظره معروف با میرحسین موسوی و آن اتهاماتی که وی به افراد شناخته شده و غایب در جلسه زد.

  5. نوید رهایی می‌گوید

    به هر حال جرائم سیاسی جزو جرائم غیر قابل بخشش است و اگر به کسی اتهامی وارد شود باید او را مجرم دانست چرا که در این بخش نباید با کسی به صورت مسالمت‌آمیز برخورد شود چون حیثیت نظام و اسلام در خطر است.
    این نوع فکر حاکمیت است که همیشه خود را درخطر می‌بینند چرا که آنقدر ضعیف و بی‌مسئولیت هستند که حتی انتقادات کوچک هم ممکن است اساس نظام را به خطر بیاندازد.

  6. دخو می‌گوید

    من زردشتی هستم و نه مسلمان و به هیچ دینی توهین نمی‌کنم با آنکه از اسلام و شیعه توهین زیادی شنیدم ولی اگر مسلمان بودم به هم‌کیشی همانند شما افتخار می‌کردم همانگونه که به ایرانی بودن شما می‌بالم. بسیار عالی و شیوا بیان فرمودید.

    • ناشناس می‌گوید

      بله موافقم، مسلمانم و آنچه از اسلام شناخته ام عدل است و این نوع تفکر مایع مباهات ماست متعلق به هرکه باشد!

  7. تبسم می‌گوید

    مدتها بود از خودم می‌پرسیدم راستی علی شکوهی آن روزنامه‌نگار توانمندی که در نشریات گوناگون کشور قلم زده و تجربیات متفاوتی را پشت سر گذاشته است، کجاست؟ من که تحلیلها و روایتهای او را از زبان خودش در مورد تاریخ انقلاب و جریانهای سیاسی پس از انقلاب شنیده بودم ، همیشه این سوال را از خودم می‌پرسیدم که امروز آن مرد در کجای جغرافیای سیاست ایران ایستاده است و در ارتباط با رویدادهای سالهای اخیر چه موضع و دیدگاهی دارد؟
    امروز خوشحال و خرسندم که همچنان قلم این نویسنده توانمند را در راستای حمایت از مظلوم و دفاع از حقوق مردم می‌بینم. خوشحالم که او همچنان دغدغه‌هایش را حفظ کرده و موشکافانه مسائل و رویدادها را مورد نقد قرار می‌دهد و شادمانم از این که روزگاری اگر بر پایه دیدگاه‌ها و تحلیل‌های او راهی را برگزیده‌ام، همچنان او را مؤمن به نظرات و دیدگاه‌هایش می‌بینم.

  8. سيد علي حسين می‌گوید

    به قول یکی از دوستان:
    گمان می‌کنم دیگر تا به حال کمتر کسی در این تردید داشته باشد که مضامین و عباراتی که در این چند ماهه بر زبان رهبر کشور جاری شده است، … هیچ ارتباطی با اصلاح‌طلبان زدوده‌شده از صحنه‌ سیاست ندارد، بلکه دقیقاً متعلق همه‌ این سخنان همین باقیان بر مسند و مصدر قدرت هستند؛ یعنی احمدی‌نژاد و اطرافیان‌اش.
    جایی که می‌گوید از تقوا نیست که مخالف را زیر پا له کنیم، من هیچ قرینه‌ای دال بر این نمی‌بینم که روی این سخن کسی باشد جز نمایندگان اصول‌گرایی که دندان تیز کرده‌اند برای دریدن احمدی‌نژاد، خصوصاً که این حرف‌ها در همان ایام قتل هاله سحابی و شهادت هدی صابر صادر شده است.
    جایی که می‌گوید آبروی متهم را نباید برد حتی اگر جرم‌اش ثابت شده باشد نباید به رسانه کشیدش، باز هم مثل روز روشن است که قصه‌، قصه‌ غیرمتابعان، سبزها، اصلاح‌طلبان و سایر معزولان از قدرت نیست… و باز هم به گمان من، ناظر به احمدی‌نژاد و اطرافیان اوست.
    خیال خامی است اگر کسی فکر کند می‌تواند این حرف‌ها را بهانه کند یا به آن‌ها استشهاد بجوید و از این نظام نرمش و مدارا یا گفت‌وگو طلب کند. هم گوینده‌ این سخنان و هم مخاطب و شنونده‌ اصلی آن، مغز سخن را دریافت می‌کنند و مرجع ضمیر را خوب می‌شناسند. این گوینده و آن مخاطبان، زبان هم را خیلی خوب می‌‌دانند. لذا هیچ کدام‌شان به خطا نمی‌افتند. این خطا را تنها بعضی از اصلاح‌طلبان ساده‌دل و خوش‌خیال مرتکب می‌شوند که در توهم گشوده شدن روزنه‌ای هستند. اگر روزنه‌ای قرار است گشوده شود، بیایید تصور کنید که مثلاً تاج‌زاده را «تبرئه» کنند یا بیایند رسماً بابت آن دادگاه نمایشی عذرخواهی کنند یا به خاطر همین مطلب شنیع و لجن‌پراکنانه‌ فارس‌نیوز علیه داریوش شایگان، سخنان رهبر را مستند کنند و بگویند اشتباه کردیم. مثل روز روشن است که چنین نخواهند کرد. آن‌ها زبان رهبرشان را خوب می‌فهمند و می‌دانند او چه می‌گوید.

  9. حاج حمید (آهنربای کربلای ۵) می‌گوید

    شما که ولایت‌مدار بودید برادر. بنده سالهاست که شما را می‌شناسم. مقالات شما را خواندم ..
    خواهش عاجزانه می‌کنم از ولی امر انتقاد نکنید بزرگوار… روح خودتان را با اضافه کردن به مظلومیت آقا تیره نکنید …
    آقا خودش تنها است و شبانه روز خون دل می‌خورد.
    «بیاید ما اگر باری به دوش نمی‌گیریم نمک روی زخم نباشیم».

    • یه دانشجوی مملکت می‌گوید

      دوست عزیز! می‌فرمایید آقا تنهاست! بله زمانی که صاحب ۱۳ میلیون رای، فتنه‌گر و صاحب ۲۴ تای دیگر، انحرافی باشند تنها می‌مانند. به جای این عصبیت‌ها یک بار هم که شده لااقل به این پرسش فکر کنید که چگونه است حاصل ۳۳ سال رای مردم، یا فتنه‌گر شدند و یا انحرافی؟! اگر فکر می‌کنید کسی دلسوزتر از آقا پیدا نمی‌شود، خیلی خوب، حماسه‌ای دیگر خلق کنید و بساط انتخابات را جمع کنید و حکومت رو بسپرید به همانهایی که از نظر شما بهترینند و اهل واقعی بصیرت! تا دولت کریمه‌ای که منتظرش هستید حاصل شود!
      حاج حمید جان! این چه گفتمانیه که از فلان مسئول مملکتی سوال یا انتقاد نفرمایید! مگر علی(ع) می‌گفت که از من انتقاد نکنید؟ آیا شخص مقام رهبری جایگاهی بالاتر از علی (ع) دارند که نشود عملکرد ایشان را زیر سوال برد؟ اگر انتقادی کردیم و جوابی قانع کننده دریافت کردیم بسیار خوب، به نظام علاقه‌مند خواهیم شد. اگر انتقاد کردیم و وارد بود، می‌توان از آن جهت اصلاح امور و افزایش کارایی سیستم بهره جست. فرار از انتقاد و ممانعت از آن روحیه مستبدین است. این روحیه شما نشان می‌دهد که هنوز مردم و نخبگان رو محرم نمی‌دانید.
      دوست عزیز! ما برای باربری آماده‌ایم به شرطی که ما را هم محرم بدانید و ملت را با خودی و ناخودی کردن، دو شقه نکنید!

    • دوستدار امام می‌گوید

      برادر گرامی‌ام حاج حمید!
      بنده (یک رزمنده حاضر در ۸ سال جنگم و قبل از سن تکلیف در جنگ حاضر بودم) متوجه نشدم منظور شما از اینکه از ولی امر انتقاد نکنید یعنی انتقادات مطرح شده غلط و نادرست است و به همین جهت طرح آن صحیح نیست و یا اینکه انتقادات وارد بوده و تمامی آن متوجه مقامات است ولی نباید انتقاد کرد؟ برادر حاجی عزیز! اگر انتقادات درست است که بیاییم کمک کنیم آنرا اصلاح کنند و اگر غلط است دلیل آنرا به همگان توضیح دهیم که این به مصلحت مردم و نظام و مقامات نزدیکتر است. لطفاً به این چند فراز از نامه علی(ع) (نامه ۵۳ نهج‌البلاغه) به مالک اشتر توجه کن!
      ۱- به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نیز فرمان مى‌ دهم پس باید اطاعت شوم که این گونه خودبزرگ‌بینى دل را فاسد و دین را پژمرده و موجب زوال نعمت‏هاست.
      ۲- از خونریزى بپرهیز و از خون ناحق پروا کن که هیچ چیز همانند خون ناحق، کیفر الهى را نزدیک و مجازات را بزرگ نمى‏‌کند و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‌بخشد و زوال حکومت را نزدیک نمى‏گرداند و روز قیامت خداى سبحان قبل از رسیدگى اعمال بندگان، نسبت به خون‏هاى ناحق ریخته شده داورى خواهد کرد. پس با ریختن خونى حرام، حکومت خود را تقویت مکن زیرا خون ناحق، پایه‏‌هاى حکومت را سست و پست مى‏کند و بنیاد آن را بر کنده به دیگرى منتقل سازد.
      ۳- پنهان بودن رهبران، نمونه‌‏اى از تنگ‌خویى و کم اطّلاعى در امور جامعه مى‌‏باشد. نهان شدن از رعیّت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است باز مى ‏دارد. پس کار بزرگ، اندک، و کار اندک بزرگ جلوه مى‏کند، زیبا زشت و زشت زیبا مى‌ نماید و باطل به لباس حق در آید.
      ۴- بدان که هر گاه در کار نویسندگان و منشیان تو (و هرکه از جانب تو سمت نمایندگی دارند) کمبودى وجود داشته باشد که تو بى‏خبر باشى، خطرات (و تبعات) آن دامنگیر تو خواهد بود.
      برادر خوبم! نکند شما مقام و شان مقامات ما را از حضرت علی و مالک اشترش برتر می‌دانید که فکر می‌کنید این تکالیف مربوط به آنان است و بزرگان نسبت به این فرمایشات مسئولیت و تکلیفی ندارند؟

    • سئوال ساز بی پاسخ می‌گوید

      برادر عزیز! سئوال کردن منطقی ار مقام معظم رهبری مشکل ایجاد نمی‌کند. کسانی که دم ار اطاعت از رهبری می‌زنند و به خلوت کارهای ضد کشور و رهبری می‌کنند به مقام ولایت ضربه می‌زنند. دوست عزیز! مولا علی علیه سلام می‌فرماید از من انتقاد کنید دیگران که جای خود دارند. این اجازه برای طرح سئوال در دروس حوزه هم رواج دارد. بالاخره یک کسی باید بگوید اختیارات کامل باید با پاسخگو بودن کامل همراه باشد؟ نمی شود که همه اختیارات را داشت اما پاسخگو نبود.

  10. مرتضی می‌گوید

    من از مقام معظم رهبری یک سئوال دارم….من با این ذهن ناقص متوجه شدم که وقتی مسائلی پیش بیاید که غیرمستقیم مقام معظم رهبری هم زیر سئوال می‌روند، ایشان سریع در سخنرانیهای خود موضع‌گیری می‌کنند که قضیه دیگر کش پیدا نکند تا دامان ایشان هم آلوده نشود و یا شاید…….مگر نمی‌گویند «آن‌چه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند و آن‌چه را که برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران هم نپسند»… یدالله فوق ایدیهم

  11. محمد می‌گوید

    حر دیگری سر برافراشته است
    یاعلی

  12. reza می‌گوید

    سلام حاج آقا! خدا به تو رحم کنه! کم کم داری مثل … می‌شی. کله‌ات بوی قورمه‌سبزی می‌دهد. بوی الرحمن می‌دهی! حواست جمع باشه برادر شکوهی!
    یادم میاد من و شما برای آقا محسن (رضایی) کار می‌کردیم. آن روز یک مقاله‌ات را دستکاری و سانسور کردی و ناراحت شدی اما نه زیاد. یادش بخیر!
    برای سلامتی تو دعا می‌کنم. همه بینندگان را بگو ۷ بار سوره اخلاص برایت بخوانند.

  13. ناشناس می‌گوید

    بازم به شرافت و راستی شما….

  14. بنده خدا می‌گوید

    محمد نوری زاد دیگری متولد شد

  15. راوي حق می‌گوید

    ضمن سلام ورود شما به عرضه راست را تبریک می‌گویم. فکر نمى‌کنید بازه زمانی مطرح شده در یادداشت شما قدرى کوتاه است. این سؤالات را برای دوره‌های بیش إز این دو سال می‌توان تعمیم داد شاید به بلندی عمر جمهوری إسلامی. حال که شجاعت سوال نمودن را در خود زنده نموده‌اید به آن لجام خودسانسوری مجدد را نزنید. جوابها نیز در متن سوال شرافتمندانه شما مستتر است اما دریغ و صد افسوس که مخاطبان سخن مشفقانه شما همه ورودی احساسات خود را به هر نکته إز هر کس بسته‌اند. سخن خود را ادامه دهید که بیش از آنکه امید به تأثیر آن به … مخاطب سوال برود، امید به برآمدن طنین آزاداندیشی در میان آن دسته از هموطنانی است که تاکنون اساس تفکر مستبدانه را ادراک نکرده بودند. خداوند را برای این نعمتی که به شما ارزانی شده، شاکر باشید.

  16. محمد می‌گوید

    همین سوالات را نامه کن بفرست دفتر رهبری و بخواه که جواب بدهند … البته اگر تا آن روز مثل نوری‌زاد نشده باشی….

  17. مرادنیا می‌گوید

    سلام علیکم بما صبرتم….
    اجرتان با خدا و سعیتان مشکور. جانا سخن از زبان مومنین صادق می‌گویید. اما توصیه مشفقانه و برادرانه. این نوع نوشته‌ها را برای سلامتی خودتان هم شده، فراموش فرمایید. نوری‌زاد عزیز و مظلوم به جرم خیرخواهی به بلاهای بزرگی دچار شد و هرچند اجر او با حضرت پروردگار است، اما لطمه‌های شدید نصیبش شد. لطمه‌هایی که باید بحران‌آفرینان آن را تحمل می‌کردند، نه یک صادق حقگوی و مخلص همچون نوری‌زاد.
    به هر حال، برای نهی از منکر و امر به معروف تکلیف از کسی ساقط نمی‌شود ولی احتیاط هم شرط عقل است! باز هم اجرتان با خدا.
    اللهم اجعل عاقبه امورنا بالخیر…. که «بوی خیر نمی‌شنوم از این اوضاع!»
    با احترام، کوچک و ارادتمند شما ـ مرادنیا

  18. علی می‌گوید

    خیلی می‌شنوم از این ولایتی‌ها که حفظ نظام از نماز واجب‌تر است! باید بگویم برای حفظ اسلام باید از این نظام گذشت! بزرگترین ضربه‌ها را به اسلام این نظام زد که برای حفظ آن از هیچ دروغ و … دریغ نکردند! من به عنوان یک مسلمان از وقتی بزرگوارانی مثل محمد نوری‌زاد را می‌بینم به اسلام و عقیده‌ام افتخار می‌کنم… یادمان باشد همه ما فدای اسلام هستیم (البته نه با عملیات تروریستی) نه اینکه همه و کل اسلام فدای یک نفر…!

  19. مهرداد می‌گوید

    آقای شکوهی عزیز! اگر متوجه شدی ما هم مسلمان و ایرانی هستیم و معترض به دروغ و ریا و ظلم… نه جاسوس آمریکا و اسرائیل و منافق و اغتشاشگر و خود فروخته و… به تو سلام میگویم و خواهش میکنم از قلمت برای دفاع از من که هم توهین شنیدم هم تو سری خوردم استفاده کن… نه از دین فروشان زورگو!

  20. بهشهری می‌گوید

    سلام آقای شکوهی! من شما رو از نزدیک می‌شناسم و شما هم پدرم رو می‌شناختید. شما را همیشه فردی می‌شناختم که سوار امواج می‌شود تا در تلاطم دریای سیاست غرق نشود. از کیهان هوایی گرفته تا مقالاتتان علیه سروش و تا بازتاب و تابناک و … اما خوشحالم که انگار اینک که سن و سالی گذرانده‌اید, دست از محافظه‌کاری برداشته‌اید و به حق‌گویی روی آورده‌اید.
    برای منی که خانواده‌ام از متن انقلاب بود و انقلابی! زیستن در آنسوی مرزهای وطن و دسترسی به جریان آزاد اطلاعات نعمتی بوده است تا چشمان دلم گشوده شود به حقایقی از روند انقلاب که شما و کسانی که در عرصه فلم عمری گذرانده‌اید، هیچگاه بازگو نکرده‌اید. اگر از آغاز در برابر انحرافات می ایستادید و انحراف آن را از سالیان نخستین انقلاب به دیگران نیز می‌نمایاندید، اینک اینقدر از اهداف انقلاب ۵۷ دور نبودیم! امیدوارم که نگویید شماهایی که از آغاز دسترسی به دنیای ارتباطات و اطلاعات داشته‌اید، از اینهمه فجایع و انحرافات و خیانت به آرمان ملتی که از خون خود برای به ثمر نشستن انقلاب گذشتند، بی‌اطلاع بوده‌اید که آنرا باور نخواهد کرد نسل من!

  21. بنده خدا می‌گوید

    اگر تو اصولگرایی و اگر اصولگرایی در منش تو تعریف شود به خدا که من هم اصولگرا می‌شوم.
    خداوند اجرت دهد.

  22. سید ابوالفضل می‌گوید

    حاج آقا برای این همه شجاعت به شما تبریک میگم. من هم خودم خیلی برای آقا احترام و ارزش قائلم ولی بعضی وقتها سئوالهایی برایم پیش می‌آید که مانند خوره به جانم می‌افتد ولی شهامت گفتن را ندارم و می‌گویم ولش کن. به خاطر این ترس همیشه به خود می‌گویم چرا سید؟ مگر تو شیعه علی نیستی؟ مگر تو پیرو آقا نیستی که می‌ترسی؟ ولی بعد می‌گویم حاج آقا نوری‌زاد را چه کردند؟ او که عاشق ولایت بود و حال تو که جای خود دارد! «حق را بگویید حتی اگر جانتان در خطر است»….نمی‌دانم این سخن از کدام یک از معصومین است… حال می‌فهمم شیعه واقعی علی بودن چه سخت است… خدای علی یارت حاج آقا!

  23. هموطن می‌گوید

    سلام برادر گرامی! حق می‌گویی ولی عاشقان قدرت تحمل شنیدن حرف شما را ندارند. امیدوارم با شما مانند نوری‌زاد نکنند.

  24. علی می‌گوید

    با نام و یاد خدا. آقای شکوهی! شما که خود اهل فن بوده و از جریانات پشت پرده تا حدودی آگاهید، بخوبی می‌دانید که روزنامه کیهان تحت نظر رهبر و نماینده ایشان اداره می‌شود و بروشنی پیداست که این روزنامه بخاطر همین ویژگی، سیاست اصلی و راهبردی صدا و سیما و بیشتر منابر و تریبونها در کشور می‌باشد . البته همگان می‌دانند که روزنامه کیهان از حالت یک روزنامه بعنوان یک رسانه خارج شده است و تنها جائی برای تحلیل امور کشور از نظر یک طیف خاص تبدیل شده است و بعضا هم گفته می شود که نوشته‌هایی به اسم آقای شریعتمداری تماما کار خود ایشان نیست چرا که با اندک توجهی بخوبی پیداست برخی از مطالب، نوشته فردی روحانی و برخی دیگر نوشته فردی عادی است. این تغییر حتی درنوع نگارش و کلمات مستعمل هم بخوبی دیده می‌شود . با مقایسه مطالب نوشته شده با سخنان ایراد شده در جامعه می‌توان حدس زد که جناب شریعتمداری بیشتر سپر بلائی در این اینگونه موارد نیست. با توجه به این مطالب و تهمت‌های فراوانی که در این جریده به انسانهای مومن و غیرمومن زده شده و می‌شود، می‌توان حدس زد که منظور رهبری، افرادی از خودیهاست که احیانا بجرم دزدی از بیت‌المال و غیره، قوه قضائیه مجبور به دستگیری و پیگرد آنها می‌باشد و الا افرادی همجون خاتمی و نبوی و تاج‌زاده و….و کسانی که دارای طیف فکری مشابه هستند پیش از این بوسیله روزنامه تحت امر رهبری به جاسوسان امریکا و اسرائیل تعریف شده‌اند و نباید آنها را جزء مسلمانان و مومنین دانست تا سخنان اخیر رهبری شامل آنها شود. در اینجا بیاد گفته‌ای از شهید دستغیب افتادم که می‌گفت مذهبی و خشکه‌مذهبی‌های ما اول طرف را جایز الغیبه می‌کنند بعد با غیبت کردن از وی هم پدر طرف را در می‌آورند و هم احساس می‌کنند کار ثوابی انجام داده‌اند.

  25. پیش از این طرفدار می‌گوید

    جمع این سخنان حضرت آقا با پدیده‌ای به نام “حسین شریعتمداری” نماینده ولی فقیه چگونه ممکن است؟!

  26. خُسن آقا می‌گوید

    زیاد در این مسائل باریک نشو! مگه تاکنون کدام رفتار جمهوری اسلامی بر اساس قانون و قاعده بوده که این یکی باشد!…. پس زیاد سخت نگیر وگرنه خودت را هم می‌فرستند لای دست آنها که در اسارت‌اند!

  27. مسعود می‌گوید

    من به خدا اعتقاد دارم و معتقدم دست سنت الهی د ر این قضایاست خداوند حساب همه کس وهمه چیز را دارد

  28. علی می‌گوید

    با نام و یاد خدا
    دوست مجازی و قدیمی و هم فکر قدیمی! از اینکه نظر حقیر را درج نکردید خیلی تعجب کردم. بنده که مطلبی خارج از ادب ننوشته بودم ولی به یک نکته‌ای اشاره کرده بودم که سالهاست تیشه به ریشه اصولگرایی می‌زند. این طیف به سرکردگی «حاج ح» با بی‌شرمی تمام خود را منادی دفاع از انقلاب و ولایت فقیه قلمداد کرده و باز با کمال بی‌شرمی تمام خون شهدا و میراث امام راحل را یک جا به نام خود مصادره کرده‌اند و متاسفانه نمایندگی رهبری را هم یدک می‌کشند و شما و ما هم در مقابل این همه با سکوت خود میدان را برای آنان باز گذاشته‌ایم و نظاره‌گر به غارت بردن میراث شهدا و مجاهدین راه حق هستیم و نتیجه آن، بی‌اعتقادی و دوری جوانان و پیران این مرز بوم شده است. در هر حال اگر هم مطلب درج شده بنده ایرادی داشت با توضیحی می‌توانستید در ذیل آن، خود را از تیغ خوارج و روندگان راه ابن‌تیمیه شیعه شده مصون بدارید.

اضافه کردن نظر