نسخه چاپی نسخه چاپی

گریز از حجاب یا گریز از دین؟ مسئله این است!

سهشنبه ۱۱ مرداد ۹۰

قصد ندارم به عنوان این نوشته به صورت تحلیلی وارد شوم و صرفا به چند خاطره اشاره می‌کنم که هر کدام از آنها ممکن است یک بخش از حرف مرا منتقل کند.

اول – دانشآموزان و انتخاب میان سوت و صلوات

در سالهای قبل که برای جلسات پرسش و پاسخ مربیان و دانش‌آموزان دعوت می‌شدم، سفری به شمال داشتم برای حضور در جمع دانش‌آموزان نخبه علمی و اخلاقی در اردوگاه شهید رجایی رامسر. قبل از تشکیل جلسه، دانش‌آموزان را به صف کرده بودند و با شعارهای مذهبی و انقلابی آنان را به محل آمفی‌تاتر می‌بردند. یکی از مسئولان که از دوستان بسیار عزیز بنده است و نگرانی مرا از وضعیت فکری و اخلاقی نسل جوان می‌دانست، با دیدن این صحنه‌ها تذکر داد که ما نباید خیلی هم نگران باشیم چون این دست از جوانان و دانش‌آموزان هم در کشور زیادند. لحظاتی بعد همان دانش‌آموزان در محل آمفی‌تاتر شروع کردند به هلهله و شادی و کف و سوت زدن که طبیعی بود و متناسب با سن و سال آنان و وضعیت اجتماع دانش‌آموزی. مدیرکل وقت آموزش و پرورش شهر تهران (آقای عارف) هم با ما بود. پشت تریبون قرار گرفت و به دانش‌آموزان تذکر داد که ایام فاطمیه است و نباید شادی کنند و سوت و کف بزنند. دانش‌آموزان در واکنش به این درخواست یکجا شروع کردند به سوت زدن. آقای عارف دوباره تذکر داد که ما باید به عزای ائمه، غمگین و به شادی آنان، شاد باشیم و این روزها، ایام عزای اهل بیت است بنابراین صلوات بفرستید و سوت نزنید. بار دیگر دانش‌آموزان یکجا مبادرت به زدن سوت و کف کردند. برای سومین بار تذکر که داده شد برخی از مربیان که در میان دانش‌آموزان بودند، آنان را از سوت زدن باز داشتند و ماجرا ختم شد. من به آن دوست عزیز خودم گفتم که این همان نکته‌ای است که مرا نگران می‌کند. مرحوم شریعتی می‌گفت من آنقدر عوام نیستم که دامن بلند زنان (ماکسی‌ژوب) را حجاب اسلامی تلقی کنم زیرا این نوع دامن هم مانند دامن‌های کوتاه (مینی‌ژوب)، یک «مد» است. توضیح دادم که نه آن پای کوبیدن و شعارهای انقلابی و اسلامی دادن دانش‌آموزان و تبعیت از «مد»ی که ما برای آنان ساختیم، از سر اعتقاد بود و نه سوت و کف و هلهله آنان برای دهن‌کجی به اعتقادات مردم. اما وقتی به آنان تذکر داده شد که از این رفتار خود دست بکشند، آنان در موضع انتخاب قرار گرفتند و دیدیم که چگونه انتخاب کردند. نگرانی من همین است که آنان وقتی در موضع انتخاب قرار می‌گیرند، کدام دسته از اعتقادات و ارزشها و رفتارها را انتخاب می‌کنند.

دوم – محمد علی رامین و خانواده شهید لبنانی

محمدعلی رامین معاون بسیار ناموفق مطبوعاتی وزارت ارشاد، از دوستان قدیم بنده است اما با اختلافات فکری و سیاسی زیاد. ایشان نقل می‌کرد که در سفری به لبنان، به دیدن یک خانواده شهید رفتیم. من در مقابل چشم اعضای خانواده، عکس امام (به قول ایشان) خامنه‌ای را به دختر خانواده تعارف کردم. ایشان عکس را از من نگرفت و از اتاق بیرون رفت. دقایقی بعد برگشت و عکس را گرفت و من متعجب شدم. پدر خانواده توضیح داد که فرزندان من بدون وضو به عکس امام خامنه‌ای دست نمی‌زنند به همین دلیل اول بار از شما نگرفت و بعد از وضو گرفتن به عکس دست زد. رامین اضافه کرد که مدتی بعد همان دختر را به همراه یک دختر بی‌حجاب لبنانی دیدم که در خیابان در حال قدم زدن هستند در حالی که من هم با برادر وی که از فعالان جنبش حزب‌الله بود، صحبت می‌کردم و قدم می‌زدم. به برادرش گفتم که آیا این دختر همان خواهر شما نیست که بدون وضو به عکس رهبری دست نمی‌زد؟ پس چرا الان با یک دختر بی‌حجاب در خیابان قدم می‌زند؟ برادر وی توضیح داد که آنها هر دو خواهران من هستند. ما در لبنان اصلا اجباری برای پوشیدن حجاب نداریم و دختران ما خودشان این نوع پوشش را انتخاب می‌کنند. آن خواهر ما هم تا مدتی قبل مانند این یکی بود اما بتدریج قانع شد که حجاب را رعایت کند و کرد . وی توضیح داد که وقتی دختران ما حجاب را از سر اختیار انتخاب می‌کنند، دیگر از آن عدول نخواهند کرد.

سوم – استاد حکیمی و حاج آقا قرائتی

سالهای قبل در محضر استاد محمدرضا حکیمی، از ایشان خاطره‌ای را شنیدم. ایشان می‌گفتند روزی حاج آقا قرائتی از ایشان دعوت کردند تا با یکدیگر دیداری داشته باشند و درباره موضوعی با هم گفتگو کنند. استاد حکیمی در پاسخ به ایشان فرمودند که آمدن من به محل کار شما راحت‌تر است چون محافظ و راننده ندارم و اگر شما بیایید ممکن است با اطرافیانتان در خانه من جا نشوید! در ملاقات میان آن دو، حاج آقا قرائتی از مشکل نماز نخواندن جوانان و کم‌توجهی به نماز در مدارس و دانشگاه‌ها صحبت کرد و بعد آمارهایی را ارائه داد که نگران کننده بود. سپس توضیح داد که می‌خواهد «بنیاد نماز» را راه‌اندازی کند و از استاد حکیمی هم کمک و مساعدت خواسته بود. استاد محمدرضا حکیمی از ایشان پرسیده بود: این که جوانان ما نماز نمی‌خوانند به این دلیل است که نماز را نمی‌دانند یا این که می‌دانند ولی نمی‌خوانند؟ حاج آقا قرائتی توضیح داد که نماز را از همان دوره ابتدایی یاد می‌گیرند اما علیرغم آن، بسیاری از آنان در سنین بالاتر نماز نمی‌خوانند. استاد حکیمی هم توضیح داد که اگر مشکل این است راه‌حل آن ایجاد بنیاد نماز و کار کردن مستقیم روی این موضوع نیست که هیچ اثری ندارد. وی سپس برای آقای قرائتی نظر خود را توضیح داد مبنی بر این که اجرای عدالت بخصوص در زمینه عدالت اقتصادی، اصلی‌ترین راه نمازخوان کردن مردم است چون آنقدر برای دین و دینداران جذابیت ایجاد می‌شود که موج نمازخوانان را شاهد خواهیم بود.

چهارم – تاج­‌زاده و علی مطهری

به مناظره قلمی سیدمصطفی تاج‌زاده و علی مطهری هم مراجعه کنید. در آن نوشته‌ها تاکید شد که مسئولان ما نگران آزاد کردن حجاب زنها هستند و معتقدند اگر ما از زور استفاده نکنیم وضعیت بی‌حجابی زنان ایران از اروپا هم بدتر خواهد شد اما در ترکیه، لائیکها نگران آزادی محجبه شدن زنهای ترک هستند و معتقدند اگر داشتن حجاب آزاد شود، در همه جای این کشور نه فقط در دانشگاه‌ها، همه زنها باحجاب خواهند شد. پرسش مهم تاج‌زاده از علی مطهری این بود که ما چه کردیم که چنین شد؟

این روزها بحث حجاب و بدحجابی بار دیگر نقل محافل است و برخی اصرار دارند که مسئله بدحجابی خانمها را با زور حل کنند. وقتی جذابیت اصل دینداری و حکومت به نام دین، این همه کاهش یافته باشد، آیا می‌توان به کارآمدی زور در باحجاب کردن زنان و پاک نگه‌داشتن مردان، امید داشت؟ من چنین فکر نمی‌کنم. مسئله گریز از حجاب، فرع بر گریز از دین است که متاسفانه به دلایلی رواج یافته است. شاید جنبه‌های استدلالی این بحث را در آینده بنگارم.

Share and Enjoy


۴ نظر در ”;گریز از حجاب یا گریز از دین؟ مسئله این است!“

  1. amir می‌گوید

    سلام آقای شکوهی
    مطالبتون واقعا منصفانه و خوب نوشته می‌شود. تعداد مطالبتون کم است و به نظرم باید بیشتر بشود.
    از همه مهمتر یک پیشنهاد دارم که ممکن است بسیار سازنده باشد. بخشی را در وبلاگتون باز کنید و دوباره مثل گذشته که توی ارزشها می‌نوشتید جریانهای سیاسی بعد از انقلاب را دنبال کنید. به نظرم جامعه جوان نیازمند این اطلاعات با ارزش است. شما کل تاریخ نوشتاری خودتان را از بعد فوت امام متوقف کردید که به نظرم کمی سیاسی‌کاری کردید.
    در ضمن من کل مطالب شما را به صورت نوشته به دوستانم هر هفته می‌دهم. دوستان من اکثرا مذهبی و طرفدار آقای خامنه‌ای هستند و مطالب شما روشنگر و پاسخگوی بسیاری از مسائل می‌باشد.
    ممنون

    • شکوهی می‌گوید

      هموطن گرامی جناب آقای امیر
      از محبت شما متشکرم. از پیشنهاد شما هم ممنونم اما مجال این کار را ندارم، شاید وقتی دیگر. بنده مطالب نوشته شده توسط خودم در سالهای قدیم را در اختیار ندارم که بتوانم در سایت منتشر کنم و در این زمینه اصلا سیاسی‌کاری نمی‌کنم. اگر بتوانم هر مطلبی از نوشته‌های گذشته خودم را پیدا و برای انتشار آماده کنم، حتما آنها را در معرض مطالعه دوستان قرار خواهم داد ولو آن که الان محتوای آن را قبول نداشته باشم یا ملاحظاتی برای آنها در ذهن من موجود باشد. از این که نوشته‌های بنده را برای مطالعه در اختیار دوستان دیگر قرار می‌دهید، متشکرم. موفق باشید.

  2. هموطن می‌گوید

    دوست عزیز و گرامی جناب آقای شکوهی
    با سلام. تفاوت دیدگاه آقایان حاکم بر ایران با کشورهای توسعه یافته نادیده گرفتن واقعیتها و تحمیل عقیده خود به هر شکل ممکن است. در غرب و سایر کشورهای توسعه یافته برای هر پدیده اجتماعی که نیاز به بررسی و اصلاح امور دارد، کنفرانس و جلسه برگزار و از کارشناسان زبده ذیزبط در هر زمینه استفاده می‌کنند و بر اساس واقعیتها به دنبال راه‌حل مطلوب جامعه خود می‌گردند. در کشور ما آیا واقعیت‌ها را می‌پذیرند یا همانند کبک سر در برف دارند؟ تا زمانی که ما واقعیت‌های جامعه را نپذیریم و از کارشناسان خبره در هر زمینه اقتصادی و اجتماعی استفاده نکنیم و آزادی تفکر و آرا را نپذیریم، وضع جامعه ما همین است که با میلیاردها ثروت هنوز جهان سومی باشیم.

  3. رهگذر می‌گوید

    با سلام… ضمن اینکه مطلب میانه‌رویی بود اما نکته‌ای به ذهنم خطور کرد که دلم نیامد ناگفته بماند… از نظرم بین شما و کسانی که برای حجاب از روشهای قهری و زور استفاده می‌کنند تفاوت تنها در روش است و نه در منش… ایراد متخصصان و کاربلدان ما این است که متاسفانه خود را منجی بشریت و عقاید خود را عقاید نجات‌دهنده بلامنازع بشریت می‌دانند…….باز صد رحمت به شما… ولی با این منش اگر با روش‌های صلح‌آمیز جوابی نگیرید هیچ بعید نمی‌دانم که شما هم به روشهای کنونی رویگردان شوید… اصل منش است و نه روش… شاید شما حجاب داشتن را بهتر از بی‌حجابی بدانید اما در نظر داشته باشید که احیانا کسی هم برعکس شما می‌اندیشد… با تشکر .

اضافه کردن نظر