نسخه چاپی نسخه چاپی

لابی حامیان و مخالفان «سازمان مجاهدین خلق» در آمریکا

جمعه ۲۱ مرداد ۹۰

سازمان مجاهدین خلق پس از آغاز جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی و خروج از ایران در سال ۶۰ و بعد از رفتن به عراق و اتحاد با صدام در جنگ تحمیلی، استراتژی متفاوتی را در رابطه خود با کشورهای غربی در پیش گرفت که برای کم کردن زشتی این ارتباط، نامش را «دیپلماسی انقلابی» گذاشت. هدف این دیپلماسی، کسب حمایت کشورهای غربی برای سازمان و منزوی کردن جمهوری اسلامی بود. آنها تلاش کردند تا با هر دولت و حزب و گروه و فردی که جمهوری اسلامی را قبول ندارد – و دلایل آن هم مهم نیست – ارتباط برقرار کنند و از حمایت آنها در مبارزه برای براندازی جمهوری اسلامی برخوردار شوند و در ضمن خود را به عنوان اصلی‌ترین جریان مقاومت در مقابل نظام تثبیت کنند. به همین دلیل روی آمریکا و اروپا و عراق و اسرائیل، حساب ویژه‌ای باز کردند چون به ضدیت جدی و علنی و بارز این دولتها با جمهوری اسلامی مطمئن بودند.

از سال ۶۰ تاکنون، منافقین توانستند جای پای خود را در بسیاری از این کشورها محکم کنند. آنان دائما در فاصله میان پارلمان و دولت و احزاب و نمایندگان مخالف جمهوری اسلامی در آمریکا و کشورهای اروپایی رفت و آمد می‌کنند و به جمع‌آوری امضا و اعلامیه علیه جمهوری اسلامی و در حمایت از سازمان مشغولند. منافع متضاد دولتهای غربی با جمهوری اسلامی هم این وضعیت را به نفع آنان مساعد کرده است و خیلی نیاز به تلاش و تکاپو ندارند. این رفت و آمدها حتی در کشورهایی که سازمان مجاهدین خلق را رسما «تروریست» معرفی کرده‌اند، به آسانی صورت می‌گیرد از جمله در خود آمریکا که این سازمان را در لیست گروههای تروریستی قرار داده است اما نمایندگان این سازمان آزادانه در کنگره حضور می‌یابند و برای رفع این محدودیت و قانونی کردن فعالیتهای خود تلاش می‌کنند. نکته مهم این است که در آمریکا، گروه‌هایی که نام آنان در لیست گروه‌های تروریستی آمده، قانونا از محدودیت زیادی برخوردارند و مطابق قانون، آن دسته از افراد این گروه‌ها که اقامتشان در آمریکا صورت قانونی دارد، چنانچه مرتکب اقدامات تروریستی شوند یا به جمع‌آوری اعانه بپردازند و یا در صدد عضوگیری افراد جدید برای گروه و سازمان خود برآیند، اخراج خواهند شد. در مورد سازمان مجاهدین خلق اصلا این محدودیتها وجود ندارد زیرا این تشکیلات در مقابل جمهوری اسلامی قرار دارد که آمریکا هم با آن دشمن است و تمامی لابی صهیونیستها در آمریکا، پشتیبان مجاهدین خلق هم هستند. به همین دلیل است که سازمان مجاهدین به صورت یک استثنا، دفتر نمایندگی رسمی در ساختمان باشگاه مطبوعات در خیابان ۱۴ واشنگتن دی. سی دارد و به جمع‌آوری اعانه برای سازمان و مذاکره با نمایندگان کنگره آمریکا و ارتباط با سازمان سیا برای دادن اطلاعات مربوط به انرژی هسته‌ای جمهوری اسلامی مشغول است. این وضعیت کار را به جایی کشاند که مدتی قبل، دنیس کوچینیچ نامزد اسبق ریاست جمهوری آمریکا با نگارش نامه‌ای خطاب به دادستان کل این کشور،‌ با انتقاد از رویه تبعیض‌آمیز موجود در برخورد با گروه‌های تروریستی،‌ از فعالیت آزادانه سازمان مجاهدین در آمریکا و عدم برخورد سیستم قضایی این کشور با حامیان آمریکایی این فرقه به شدت انتقاد کرد. وی در قسمتی از نامه خود نوشته است: «چگونه است که اف بی آی فعالیت‌های صلح‌آمیز گروه‌های ضد جنگ را به شدت دنبال می‌کند و حتی به اعزام مامور مخفی به میان آنها مبادرت می‌ورزد تا صدای فعالان ضدجنگ را خفه کند و چطور است که ماه گذشته فاش شد که دولت بوش از سازمان سیا خواسته بود تا فعالیت‌های دکتر «خوان کول» استاد دانشگاه میشیگان که یک منتقد شدید جنگ عراق بود را با دقت زیر نظر گرفته و از وی بازجویی کنند اما افراد سرشناسی همچون «مایکل موکاسی» دادستان سابق آمریکا، «تام ریج» مسئول امنیت داخلی آمریکا، «فرانسیس تاونسند» مشاور امنیتی سابق کاخ سفید و «رودی گیلیانی» شهردار سابق نیویورک، در حال حاضر مشغول به حمایت علنی از یک گروه تروریستی (مجاهدین خلق) هستند که در لیست گروهک‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا نیز قرار دارد و حتی در تجمعاتی که در حمایت از این گروه تروریستی در دسامبر گذشته در پاریس برگزار‌ شد، شرکت کرده و به ایراد سخنرانی ‌پرداخته‌اند؟».

واقعیت این است که تحولات درونی ایران و میزان حضور دیپلماتیک جمهوری اسلامی در جهان، در وضعیت مجاهدین خلق تاثیر تام و تمامی دارد. در دوم خرداد ۷۶ دولت خاتمی با رای بالای مردم تشکیل شد و به دنبال آن و با تکیه بر «دیپلماسی عمومی» خاص آقای خاتمی، افکار عمومی جهان بویژه کشورهای غربی به نفع جمهوری اسلامی چرخش پیدا کرد. کشورهای غربی که به خاطر ماجرای دادگاه میکونوس، سفرای خود را از ایران فراخوانده بودند، با موج جدید ایجاد شده در ایران مجبور به عقب‌نشینی شدند و سرافکنده، سفرای خود را بازگرداندند. در مورد مجاهدین خلق هم تحت تاثیر همین وضعیت تازه، وزارت امور خارجه آمریکا مجبور شد در تاریخ  ۱۶مهرماه ۱۳۷۶(هفتم اکتبر ۱۹۹۷)، سازمان مجاهدین خلق را در فهرست گروههای تروریستی خود قرار دهد. بعدها وزیر امور خارجه آمریکا برای اولین بار به انجام کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد سال ۳۲ در ایران اعتراف و از این بابت از ایران عذرخواهی کرد. همزمان نام ایران که در لیست کشورهای ناقض حقوق بشر قرار داشت در همین فضای تازه، از این لیست خارج شد و وضعیت حقوق بشر در ایران از نظارت سازمان ملل بیرون آمد. آقای ناطق نوری که در آن زمان به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی سفری به اروپا داشت، بعد از بازگشت گفته بود که «خدا پدر و مادر آقای خاتمی را رحمت کند که کار ما را در جهان این همه راحت کرد. قبلا حاضر به گفتگو با ما نبودند اما الان حرفهای ما را هم در مذاکرات به راحتی می‌پذیرند». اکنون اما وضعیت به گونه‌ای دیگر شده است و دیپلماسی ما در جهان، به شکل عجیبی دچار فترت است و مخالفت با جمهوری اسلامی برای دولتها، هیچ هزینه‌ای ندارد و بنابراین آمریکائیان از حمایت پیدا و پنهان از مجاهدین خلق ابایی ندارند و اخیرا هم در تلاشند تا نام این گروه را از لیست گروههای تروریستی وزارت امور خارجه این کشور خارج کنند.

در چند روز اخیر بیانیه‌ای را خواندم که جمعی از کارشناسان و نویسندگان ایرانی و آمریکایی در مورد سازمان مجاهدین خلق منتشر کردند و در آستانۀ تصمیم نهایی دولت آمریکا برای خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق از فهرست تروریستی و در واکنش به معرفی آن سازمان بعنوان «اپوزیسیون اصلی ایران»، خواستار توقف این امر شده و از این موضوع ابراز نگرانی کرده‌اند. این کارشناسان ایرانی و آمریکایی، در بیانیه مشترک خود که متن انگلیسی آن در روزنامه فاینشال تایمز منتشر شده، از دولت آمریکا خواستند که «از خلط هویت این سازمان شناخته شده تروریستی با کیان «جنبش سبز» ایران خودداری کرده تا مردم ایران به مبارزه خود برای نیل به دموکراسی و حقوق بشر ادامه دهند».

در ذیل این بیانیه اسامی ۳۷ تن از اساتید و مدرسان ایرانی و غیرایرانی دانشگاه‌های آمریکایی از جمله: اروند آبراهامیان، شائول بخاش، فاطمه حقیقت‌جو، رامین جهانبگلو، محسن کدیور، جان لیمبرت (معاون سابق وزارت خارجه و گروگان سابق آمریکا در ایران)، احمد صدری، محمود صدری، الهه شریف‌پور (هیکس)، گری سیک و … دیده می‌شود.

در این بیانیه تاکید شده است: «سازمان مجاهدین خلق، پایگاه سیاسی در ایران نداشته و از هیچگونه حمایت اصیلی در میان ایرانیان بهره‌مند نیست. این سازمان از هنگامی که مرکز خود را به عراق منتقل کرد و از حمایت صدام حسین برخوردار شد و در جنگ ۱۳۶۷-۱۳۵۹ علناً از جانب عراق با ایران جنگید، همه پشتیبانان خود را در ایران از دست داد. نفرت عمومی مردم ایران از سازمان مجاهدین خلق با عملیات تروریستی بی‌شمار این سازمان بر علیه مردم بیگناه غیرنظامی ایران، هر چه بیشتر ریشه دوانیده است. از زمان سقوط صدام حسین، قدرت مانور سازمان مجاهدین خلق در واشنگتن و عراق تماماً به عدم اجرای یکدست و بدون استثنای قوانین جاری آمریکا در مورد «سازمانهای تروریستی خارجی» وابسته بوده است. مراجع معتبر حقوق بشر – از جمله سازمان دیده‌بان حقوق بشر – سازمان مجاهدین خلق را به عنوان سازمانی فرقه‌ای می‌شناسند که ساختارها و راهکارهای عملی آن کاملاً با دعاوی آن مبتنی بر طرفداری از «روند گذار به دموکراسی» مغایرت دارند».

امضا کنندگان این بیانیه تاکید کردند که سازمان مجاهدین سعی کرد رخدادهای بعد از انتخابات سال ۸۸ را به خود نسبت بدهد و همین امر، بهانه لازم را به حاکمان جمهوری اسلامی داد تا حرکت قانونی و آرام مردم ایران را زیر سئوال ببرند. البته افرادی چون آقای کروبی و خانم رهنورد با قاطعیت این ادعا را تکذیب کردند و گفتند که حکومت ایران می‌خواهد با مرتبط کردن این مسائل به مجاهدین، حیات تازه‌ای در آن سازمان منافق و مرده بدمد و ابزار لازم برای سرکوب مخالفان دلسوز نظام را فراهم آورد.

این بیانیه نشان می‌دهد که تلاشی از سوی نیروهای سیاسی ایرانی مقیم  آمریکا در جریان است تا جلوی قانونی شدن فعالیت مجاهدین خلق در این کشور گرفته شود و این سازمان تروریست و فرقه‌ای و با پرونده سیاه، به عنوان مخالف اصلی نظام به رسمیت شناخته نشود. البته برای کسانی که در داخل کشور هستند و همه مخالفان و حتی منتقدان نظام اسلامی را دشمن می‌دارند، ممکن است این حرکات، نوعی رقابت برای مقبول افتادن نزد آمریکاییان تفسیر شود اما برای امثال من همین مقدار که معلوم شود برخی از نیروهای سیاسی منتقد حاکمان کنونی نظام – که از سوی دستگاه تبلیغات رسمی، متهم به همکاری با منافقین هستند – حساب جدایی از یک سازمان تروریستی و خائن دارند و علیه این تشکیلات هم فعالیت می‌کنند، مغتنم است.

Share and Enjoy


یک نظر در ”;لابی حامیان و مخالفان «سازمان مجاهدین خلق» در آمریکا“

  1. حبیب ایرانی می‌گوید

    ممنونم آقای شکوهی…. لطفا از مظلومیت و توانمندی مرد بزرگ جنبش سبزمان مهندس موسوی بنویس

اضافه کردن نظر