نسخه چاپی نسخه چاپی

دو خاطره و یک تذکر درباره اعترافات تلویزیونی

دوشنبه ۴ مهر ۹۰

خاطره اول: در بهمن ماه ۱۳۶۷ از سوی هفته‌نامه کیهان هوایی برای انجام گفتگویی با رئیس جمهور وقت (رهبری کنونی) در دفتر کار ایشان حاضر شدیم. در آغاز گفتگو، ایشان از آقای سلیمی نمین مدیر مسئول کیهان هوایی پرسید می‌خواهید یک جلسه گفتگوی رسمی داشته باشیم یا یک دیدار دوستانه و خودمانی؟ طبعا همه ما طلب یک جلسه غیررسمی و دوستانه را داشتیم. به اتاق استراحت ایشان رفتیم که به حجره یک طلبه شباهت بیشتری داشت تا دفتر کار یک رئیس جمهور. اکثر قسمتهای اتاق را قفسه‌های کتابخانه پر کرده بودند و پتوهایی برای نشستن مهمانان در کف اتاق پهن بود و البته یک تلویزیون و یک تخت برای خواب و استراحت ایشان، در قسمت دیگر این اتاق جلب توجه می‌کرد.

در این جلسه که حدود ۵ ساعت طول کشید، در باره همه چی حرف زدیم. بخشی از آن همان گفتگوی رسمی بود که در ویژه‌نامه دهه فجر سال ۶۷ کیهان هوایی منتشر شد. در حین گفتگو و صحبت، تلویزیون اقدام به پخش قسمتی از مصاحبه تلویزیونی سعید شاهسوندی عضو سازمان مجاهدین خلق کرد که در آن سال به صورت مسلسل و در شبهای متعددی پخش می‌شد. سعید شاهسوندی از اعضای شورای مرکزی سازمان بود که در عملیات مرصاد، به اسارت در آمد و در زندان به نقادی سازمان و عملکرد و مواضع رجوی رسید و بعدها هم آزاد شد و از ایران رفت و اکنون هم در فرانسه زندگی می‌کند و همچنان منتقد رجوی است. با شروع این اعترافات و نقادی سازمان، ایشان گفتگو را قطع کردند و گفتند که قصد دیدن صحبتهای شاهسوندی را دارند و با هم مشغول دیدن و شنیدن اعترافات مذکور شدیم. در حین دیدن این اعترافات و نقدها، آیت‌الله خامنه‌ای بر نکته‌ای تاکید کردند که برای همه ما جالب بود. ایشان تاکید کردند که وقتی در سالهای قبل از انقلاب از تلویزیون، مصاحبه و اعترافات یک چهره سیاسی پخش می‌شد، همه می‌دانستند که این اعترافات واقعی نیست اما در این مصاحبه‌ها از جمله اعترافات احسان طبری یا سعید شاهسوندی، اینان واقعا متحول می‌شوند چون در برابر منطق نظام اسلامی کم می‌آورند و این اعترافات از فکر و دل آنان بر می‌آید. بعدها از یکی از مسئولان شنیدم که از آزاد کردن سعید شاهسوندی و رفتن او به فرانسه نگران بودند چون احتمال می‌دادند که او بعد از رفتن به خارج، دوباره به منافقین بپیوندد اما چنین نشد زیرا برداشت آیت‌الله خامنه‌ای از ماهیت تحول رخ داده در تفکر شاهسوندی درست بود و او واقعا متحول شده بود و در محیط باز و آزاد خارج کشور هم بر این تحول فکری اصرار ورزید.

خاطره دوم: با علی افشاری هنگام حضورش در ایران خیلی آشنا نبودم. بعد از دوم خرداد و به هنگام حاکمیت اصلاح‌طلبان نمایشگاهی از نشریات دانشجویی اصلاح‌طلب در دانشگاه بابلسر بر پا شد که من هم برای انجام مناظره‌ای با کامبیز نوروزی دبیر کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، در این نمایشگاه حاضر شدم و با علی افشاری هم  ملاقاتی کردم. با هم در باره خیلی از مسائل صحبت کردیم و چون من به عنوان یک اصولگرا در این مناظره شرکت کرده بودم، طبعا اختلافاتی هم با او داشتم. به هنگام اذان ظهر با علی افشاری به سراغ مسجد دانشگاه رفتیم که در این ایام یعنی تعطیلی دانشگاه، امام جماعتی نداشت و باید خودمان نمازمان را می‌خواندیم. در آنجا متوجه شدم که تنها تعداد کمی از دانشجویان برای اقامه نماز به مسجد آمده‌اند و البته از ظاهر بسیاری از دانشجویان حاضر در آن جشنواره مطبوعات دانشگاهی می‌شد حدس زد که آنان خیلی نباید اهل نماز و روزه باشند. گلایه‌وار از علی افشاری پرسیدم که مگر این دانشجویان، عضو «انجمن اسلامی دانشجویان» نیستند؟ پس چرا برای خواندن نماز به مسجد نمی‌آیند؟ افشاری ضمن تایید این که بسیاری از این دانشجویان دیگر نماز نمی‌خوانند گفت: من آخرین نسل از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان هستم که نماز می‌خوانم و شما یقین بدانید که بعد از نسل ما در این انجمن‌ها، دیگر نمازخوانی را نباید سراغ بگیرید. البته افشاری اضافه کرد که علت اصلی این امر را باید در عملکرد مسئولان نظام جستجو کرد. طبعا بنده با برخی از نظرات وی موافق و با برخی از آنها مخالف بودم.

در سال ۸۰ علی افشاری دستگیر شد. مدتی بعد یکی از سیاسیون مرتبط با سپاه در جلسه‌ای از من پرسید اگر اعترافات علی افشاری از تلویزیون پخش شود، چه واکنشی را ایجاد خواهد کرد؟ معلوم بود که علی افشاری مصاحبه کرده و آقایان تصمیم به پخش این اعترافات دارند و برای نظرخواهی یا زمینه‌سازی، این پرسش مطرح شده است. بنده صراحتا به ایشان گفتم که این گونه مصاحبه‌ها با میل و رغبت صورت نمی‌گیرد و اگر این تحولات برای کسی در بیرون از زندان پیش نیاید، دوام هم ندارد. به ایشان عرض کردم که علی افشاری یقینا تحت فشار و در شرایط خاص، راضی به این مصاحبه تلویزیونی شده است و بعد از آزادی، به شکلی از محتوای اظهارات تلویزیونی خود برائت خواهد جست و ابراز خواهد کرد که این حرفها را قبول ندارد و طبعا اگر این انکار کردن در ایران میسر نشود، مجبور به رفتن از کشور خواهد شد. متاسفانه همه این برداشتها و پیش‌بینی‌های من صحیح از آب در آمد. آن اعترافات پخش شد و مدتی رسانه‌ها در باره آن حرف زدند اما کسی باور نکرد و بعدها علی افشاری به خارج رفت و شد آدمی که الان با اساس جمهوری اسلامی مخالف است و متاسفانه با صدای آمریکا همکاری می‌کند و نمی‌دانم آیا خودش هنوز نماز می‌خواند یا نه.

اما تذکر: در یک ماه گذشته، برخی از سایتها و خبرگزاری‌ها اعلام کردند که حجه‌الاسلام و المسلمین شیخ مهدی کروبی، قصد اعتراف کردن دارد و از این که در مسیر مخالفت با مسئولان قرار گرفته، پشیمان است. این سخن را تحقیق نکرده می‌شد انکار کرد و بعدها در ملاقاتهای حضوری آن بزرگوار با اعضای خانواده، معلوم شد که این ادعا از اساس کذب بوده و مانند بسیاری از موارد مشابه، دروغ‌هایی است که به قصد تخریب شخصیت ایشان و جناب آقای مهندس میرحسین موسوی ساخته می‌شوند.

واقعیت این است که در سالهای گذشته، مصاحبه‌ها و اعترافات برخی از چهره‌های سیاسی به صورت مکرر از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد که همگان یقین داشتند محتوای آن را دیگران نوشته و ساخته‌اند یا حاصل معامله‌ای است که با زندانیان صورت گرفته است تا در ازای زدن برخی از این حرفها، از شرایط بهتری در زندان برخوردار شوند یا اساسا از زندانی بودن نجات یابند. اعترافات محمدعلی ابطحی، سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک، محمد عطریانفر، سعید شریعتی و بسیاری دیگر با همین منطق قابل توجیه است. آنان به بسیاری از اعترافات خود، باور نداشتند. مردم هم یقین داشتند که آنان در شرایط عادی به طرح این نظرات مبادرت نمی‌کردند و یقینا تحت فشار زندان انفرادی یا شکنجه، راضی به گفتن این حرفها شده‌اند. معلوم بود که آنان بعد از آزادی از زندان و بعد از حذف فشارها و خلاصی از فضای بسته سیاسی موجود، دوباره به سر جای اول خود بر می‌گردند و حرفهای سابق خود را تکرار خواهند کرد. بنابراین، از نظر افکار عمومی، جنس این مصاحبه‌ها مشابه مصاحبه‌های افرادی مانند تیمسار فردوست، احسان طبری یا سعید شاهسوندی نیست که حتی بعد از آزادی از زندان هم بر مواضع تازه خود اصرار می‌ورزیدند و در مقابل منطق برتر جمهوری اسلامی، تسلیم می‌شدند. آیا اکنون هم منطق ما آنقدر قوی است که بتوانیم دیگران را به قبول نظرات خود، مجاب کنیم؟ آیا تحلیلی که بر اساس آن، رخدادهای دو سه سال گذشته واقع شدند، از آن میزان پشتوانه نظری و عینی برخوردار است که در یک فضای باز و آزاد و در مقابل نقدها و انتقادها، بتواند از خود دفاع کرده و دیگران را وادار به تمکین کند؟ آیا سراغ دارید کسانی را که اعترافاتی از آنان پخش شده باشد و باز هم حاضر به دفاع از سخنان پخش شده خود باشند؟ آیا موارد فراوانی را نمی‌توان نشان داد که اعتراف کنندگان، اکنون حرفهای سابق خود را می‌زنند و گویی اصلا سخنی بر خلاف آن اعتقادات را در تلویزیون مطرح نکرده‌اند؟ آیا مقاومت جدی زندانیان سیاسی در مقابل فشارهای موجود برای اعتراف‌گیری را نمی‌بینید و آیا همین ماجرا حکایت از آن ندارد که ما منطق برتر در تحلیل رخدادهای سیاسی دو سه سال اخیر را در اختیار نداریم و در یک فضای باز سیاسی و همراه با آزادی بیان و مطبوعات، بسیاری از رشته‌های تحلیلی نظام، پنبه شده و مدعای آقایان در باره برانداز بودن طیفی از نیروهای انقلاب، از اعتبار نداشته خود هم ساقط می‌شود؟ آیا نظام اسلامی بر فرض تحت فشار قرار دادن امثال کروبی به انجام مصاحبه تلویزیونی و پخش این اعترافات فرضی، سودی هم خواهد برد؟

امیدوارم مسئولان نظام از خود عقلانیت بیشتری به خرج دهند و به تکرار تجربه‌های شکست خورده قبلی اصرار نورزند و به جای اندیشیدن به گرفتن اعتراف از بزرگوارانی مانند کروبی و موسوی، به فکر آزادسازی همه زندانیان و در حصرشدگان باشند تا از طریق جلب اعتماد آنان، افکار عمومی و اعتماد مردمی را نیز متوجه اساس نظام کنند که بزرگترین پشتوانه برای بقای هر نظام سیاسی محسوب می‌شود.

Share and Enjoy


۸ نظر در ”;دو خاطره و یک تذکر درباره اعترافات تلویزیونی“

  1. علي می‌گوید

    جناب آقای شکوهی! من هم با حرفای شما موافقم و اعتقاد دارم اینجور اعتراف گرفتن، هم خلاف عقل و منطق است و هم خلاف شرع. همانجوری که می‌دانید روایات زیادی داریم که فرمودند اعتراف گرفتن با حبس و شکنجه و تهدید و …. از اساس باطل است اما شما را ارجاع می‌دهم به سخنان حضرت آقا در خطبه نماز عید فطر سال ۱۳۸۸ یعنی زمانی که اعترافات آقایان ابطحی و …. از سیمای «میلی» ما پخش شده بود و همین حرف و حدیث‌هایی که الان می‌فرمایید به وجود آمده بود، آقا توی همان خطبه فرمودند اعترافات اینها که از تلویزیون پخش شده بود، عقلا و منطقا و شرعا درست و صحیح است: «همین جا من این را هم بگویم. اینکه در دادگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها – که در تلویزیون هم پخش می‌شد – از قول یک متهمى چیزى راجع به یک کس دیگرى گفته می‌شود، من این را بگویم که این، شرعاً حجیت ندارد. بله، متهم هر چه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خود در دادگاه بگوید، این حجت است. اینکه بگویند در دادگاه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خودش اگر اعترافى کرد، حجت نیست، این حرف مهملى است، حرف بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در یک دادگاه در مقابل دوربین، در مقابل بینندگان میلیونى که متهم علیه خود بکند، این اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما علیه دیگرى بخواهد اعترافى کند، نه، مسموع نیست».
    می‌شود جواب بدهید این تناقض را چه جوری جمع می‌کنید؟ رهبری هم از منظر حکومتی و هم از منظر فقاهتی و مرجعیت نظرشان را گفتند. خواهشا توجیه نکنید. تازه بماند که این سریال اعترافات ۲۰ بار پخش شد و اسم خیلی‌ها برده شد و حتی آنهایی که توی دادگاه نبودند و می‌شد با یک تلفن زدن ساده جلوی پخش اینها را گرفت اقلا در مورد کسائی که توی دادگاه نبودند ولی این کار را نکردند. بعد دیدند دارد دودش توی چشم خودشان می‌رود از پخش آن اعلام نارضایتی کردن و….. این سوال تا مدتی بدجور فکر مرا مشغول کرده بود یعنی آقا نمی‌داند از این آقایان اصلاح‌طلب چه جوری اعتراف گرفتند؟ از زندان آمدند دادگاه، بعد هم رفتند زندان. چگونه می‌توانم باور کنم اعترافاتشان از ته قلبشون یا باورشون بوده؟! مطلقا اینجوری نیست. عملکرد بعدشان این را نشان می‌دهد. مگر اعترافات افشاری و عبدی و نبوی یادمون رفته؟ کم از صدا و سیمای میلی نشون دادند؟ وقتی که آزاد شدند بدتر از قبل هم موضع گرفتند. مگر اینجوری نبود؟
    جناب آقای شکوهی! یا مستدل جواب بدهید به ما یا اینکه ای کاش این بحث را پیش نمی‌کشیدید. اگر بخواهم از این دست تناقضات بگویم که خیلی است ولی این بار پای حرف و سخن رهبری که ولی فقیه و مرجع تقلید است، وسط است و نمی‌شود به سادگی با خودم حلش کنم.

    • شکوهی می‌گوید

      خواننده گرامی!
      نوشته شما بیشتر درددلی است که نیاز به پاسخ ندارد. در واقع این پرسشی است که دیگران باید پاسخ دهند که چگونه حاضرند اعترافاتی را ولو آن که فرد علیه خودش کرده باشد، حجت بدانند در حالی که می‌دانیم از اصل بازداشت، مراحل بازجویی، نگهداری در سلول انفرادی، قطع ارتباط کامل افراد زندانی و بی‌اطلاع گذاشتن آنان از مسائل، نداشتن وکیل مدافع مستقل، برگزاری دادگاه فرمایشی و نمایشی به قصد کنترل افکار عمومی، آوردن دهها زندانی بدون اعلام قبلی به صحن دادگاه و آماده کردن تعدادی از آنها برای طرح مطالب خاص و مورد توافق و … جملگی خلاف شرع است. فتوای رهبری درست است اگر کلی مدنظر باشد زیرا طبیعی است که «اقرار عقلا علی انفسهم، جایز». اما حتما این اقرار باید در شرایط عادی صورت گیرد نه آن گونه که ما در مورد این دادگاه‌های خاص مشاهده کردیم.
      در مورد قسمت آخر صحبت شما این را از قول امام علی یادآور می‌شوم که باید حق را شناخت و افراد را با آن سنجید نه آن که فرد را ملاک حق و باطل دانست. این تعلیم دین ماست و نباید از آن عدول کرد.
      ضمنا از شما دعوت می‌کنم نوشته حقیر با عنوان سخنان رهبری و پرسشهایی که نمی‌شود مطرح نکرد را مطالعه کنید.

      • علي می‌گوید

        جناب آقای شکوهی! یک قاعده کلی را وقتی در خصوص سخنانی خاص یا مواردی خاصی یا مراسمی خاص بکار می‌برند حتما در همان موارد موضوعیت پیدا می‌کند و بهش اطلاق میشه. درسته؟ در کل هم من و هم شما و هم خیلی‌ها می‌دانند این صحبتها و حرفها فقط توجیه کننده عملکرد ماست و الا حقیقت چیز دیگری است.

  2. حمید رضا می‌گوید

    با این کارها حیثیت و آبروی نظام را می‌برند. دفاع کردن از نظام و امام را سخت و دشوار نموده‌اند……

  3. امیر می‌گوید

    این سخنان رهبری، داغ دلی است که پاسخی برای آن وجود ندارد! برای خیلی از دوسداران ایشان هم این سوالات به وجود آمده است و هنوز جوابی برای این ابهامات داده نشده است! به نظر می‌رسد رهبری به اطرافیان خود و وزارت اطلاعات بیش از حد اعتماد دارد و واقعا آنها را سربازان گمنام امام زمان می‌داند!
    فقط می‌توانم بگویم که خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند!

  4. ناشناس می‌گوید

    آقای شکوهی! من در سالی که آقای محمود کبیر در کلمبیا سخنرانی کرد، دستگیر شدم و بعد هم اعتراف. به عنوان یک منتقد مسلمان رفتم و امروز بک لیبرال هستم. همانطور که در زندان شاه خلافش اتفاق می‌افتاد.

  5. عبدالله عبداللهی می‌گوید

    چند نکته در ارتباط با موضوع تقدیم می‌کنم:
    ۱- توجه به بیانات مرجع تقلید معاصر حضرت آیت‌الله العظمی وحید خراسانی (که کسی را یارای ایجاد شک و شبهه در مرجعیت، تقوا، عدالت و … او نیست و برخی حتی توفیق شاگردی او و امثال او را نداشته‌اند) در مورد اعتراف در زندان به روشنی ثابت می‌کند که ادعای مقامات چقدر منطبق بر شرع و فقه آل محمد است.
    ایشان ضمن رد معتبر بودن اینگونه اعترافات، قاضی‌ای که بر مبنای آن حکم داده را از عدالت خارج می‌داند.
    ۲- گیر کردن همه ما در تناقضات رفتار و عمل سابق با رفتار و عملکرد امروز آقایان به این نکته ساده بر می‌گردد که ما بجای اینکه به وضع فعلی افراد توجه کنیم و رفتارشان در امروز را با شرع و عقل مقایسه کنیم عموماً آنان را در آینه خوبی‌های گذشته به نظاره می‌نشینیم و بجای واقع‌بینی در آرزوهایمان غرق می‌شویم.
    ۳- دوستان اگرکتاب «نقد و تحلیل دیکتاتوری»را مطالعه کنیم در می‌یابیم چگونه خوبان عالم در گذار زمان به ظالمین تاریخ مبدل می‌شوند و از طرف دیگر قدر علی(ع) را می‌دانیم که چگونه رفتار کرد تا بعنوان یک حاکم عدل‌گستر در تاریخ جاودانه شد.
    از متفکری نقل شده که «فقط خیاطم با من درست برخورد می‌کند زیرا هر وقت به من می‌رسد اندازه‌های جدیدم را طلب می‌کند ولی بقیه همیشه با اندازه‌های سابقم مرا مورد قضاوت قرار می‌دهند.
    ۴-در حدیث از معصوم نقل شده آخرین چیزی که از قلب مومن خارج می‌شود، حب ریاست است. لطفاً آنرا دست کم نگیرید.

  6. علی می‌گوید

    با سلام…
    یکی از دوستان در فیسبووک لینک این مطلب شما را برای آقای افشاری ارسال کرده و نظرش را درباره نوشته شما پرسیده..
    آقای افشاری چنین پاسخ داده است:
    در مورد خاطره آقای شکوهی باید عرض کنم که اصل دیدار را درست گفتند ما با هم در حاشیه نمایشگاه مطبوعات دانشجویی در بابلسر ملاقات کردیم. ایشان فرد خوش برخوردی بودند. من از کسی که دبیر انجمن روزنامه نگاران مسلمان بود انتظار نداشتم آنقدر منطقی باشد. تصور فردی سالم و خیرخواه از وی در ذهنم نقش بست. الان هم می‌بینم وی منتفد جدی اصولگرایان است. الان هم در آن گفتگو حول موضوعات زیادی صحبت کردیم اما بحثی پیرامون نماز خواندن اعضا انجمن‌ها نشد. چون در آن نمایشگاه فعالان مطبوعات دانشحویی گرد هم آمده بودند و من عدم اقبال به نماز و احکام شریعت در بین دانشجویان را توضیح دادم. در خصوص ارتباط بین افشاگری در خصوص اعترافات اجباری و خروج از ایران نیز تفسیر ایشان صحیح نیست. من از درون زندان آغاز به افشاگری کردم و بعد هم که آزاد شدم طی مصاحبه مطبوعاتی مفصلی مسئله را و عواملی را که باعت مجبور شدن من به مصاحبه شد، توضیح دادم. خدمت ایشان هم عرض کنم که کماکان نماز می‌خوانم و در صدای امریکا به عنوان مفسر مهمان حضور پیدا می کنم نه همکار

اضافه کردن نظر