نسخه چاپی نسخه چاپی

آقای هاشمی! کشور به فداکاری شما نیاز دارد!

نامه سرگشاده علی شکوهی به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

 

 بسمه تعالی

 حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی دام‌عزه

با سلام و عرض احترام

مدتی است با خود کلنجار می‌روم که این نامه را خطاب به حضرتعالی بنویسم یا خیر. سرانجام به این جمع‌بندی رسیده‌ام که نگارش این نامه و انتشار عمومی آن در شرایط کنونی و طرح دعوت از شما برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، عین صلاح است و بنابراین، تقاضا می‌کنم به مفاد این نامه و درخواست مطروحه در آن، از موضع تدبر و تامل و از سر حسن‌ظن بنگرید تا شاید خداوند با تصمیم فداکارانه شما در این شرایط، برخی از مهمترین مفاسد امور مسلمین را اصلاح کند.

پیشاپیش باید عرض کنم که بنده در دوران ریاست جمهوری حضرتعالی و حتی بعدها، از منتقدین بسیاری از سیاستها و اقدامات دولت و شخص شما بوده‌ام و هنوز هم بسیاری از آن انتقادهای تند و تیز را وارد می‌دانم. البته در آن روزها به دلیل اینکه رهبری انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای در پیغام‌هایی به ما و بسیاری از دوستان، انتقاد از جنابعالی را «خط قرمز» تلقی کرده بودند، ما هم ملاحظه می‌کردیم و حد نگه می‌داشتیم اما در هر صورت به طیف منتقدان شما تعلق داشتیم. در عین حال نقش و جایگاه شما در میان یاران امام و تاثیر حضور بزرگانی مانند شما در جمع تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران انقلاب، همیشه برای ما برجسته بود و بزرگی شما را نمی‌توانستیم انکار کنیم. بنابراین دعوت از جنابعالی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، با حفظ تمام نقدهایی است که از گذشته تا حال بر مواضع و عملکرد شما وارد می‌دانستم و هنوز هم اصلاح برخی از امور شخصی و خانوادگی و سلایق مدیریتی را شرط موفقیت شما در حضور مجددتان در این عرصه می‌دانم. این موارد را جداگانه باید متذکر شوم و در این نوشته جای آن نیست.

حضرت آیت‌الله!

اوضاع عمومی کشور در بسیاری از حوزه‌ها نگران کننده است. با کسانی که حاضر به اعتراف به این واقعیت نیستند کاری ندارم اما غالب دوستان انقلاب و نظام را کسانی تشکیل می‌دهند که در این وضعیت، نگرانند و درمان معضلات کنونی را طلب می‌کنند.

در سطح بین‌المللی، عملا انزوای جمهوری اسلامی در حال کامل شدن است. دشمنان کینه‌جوی انقلاب در حالی که میان اقشاری از مردم و مسئولان نظام، شکاف عمیق تحلیلی و عاطفی و سیاسی ایجاد شده است، عزم خود را جزم کرده‌اند تا تمامی دستاوردهای انقلاب را از طریق تحریم بی‌سابقه و محاصره اقتصادی و افزایش نارضایتی‌های داخلی و شاید تحمیل یک جنگ خارجی، بر باد دهند. امروز در نتیجه تلاشهای دشمنان و بی‌تدبیری و انفعال مسئولان، قطعنامه‌های تحریمی متعددی علیه جمهوری اسلامی در سطح نهادهای بین‌المللی به تصویب رسیده است. حجم تحریمهای اعمال شده علیه ایران، باور نکردنی و در طول تاریخ بی‌سابقه است و تاثیر رو به تزاید آن بر اوضاع اجتماعی و اقتصادی کشور را نمی‌توان نادیده گرفت. بسیاری از کشورهای اسلامی و غیرمتعهد و جهان سومی که به صورت طبیعی باید در کنار ما قرار داشته باشند، به صف دشمنان ما پیوسته و تحریم اعلامی آمریکا را عملی و اجرایی کرده‌اند. هزینه دشمنی با جمهوری اسلامی در دنیا، بسیار پایین آمده و در مقابل این گونه فعالیتهای خصمانه دولتها، واکنشی از سوی مردم و روشنفکران و حتی علما و روحانیون این کشورها در دفاع از ایران دیده نمی‌شود. شعار «عزت، حکمت، مصلحت» که روزی راهنمای مسئولان حوزه سیاست خارجی بود، امروز به حد پیگیری سطحی یک جزء آن یعنی «عزت» تنزل پیدا کرده است که چون از پشتوانه «مواضع حکیمانه و مصلحت‌اندیشانه» برخوردار نیست، در حد شعار باقی مانده و می‌رود که به ضد خود تبدیل شود.

در سطح منطقه نیز تحولات به زیان ما در حال پیش‌روی است. تحولات ضداستبدادی و آزادیخواهانه مردم منطقه، بی‌تردید ریشه در مطالبات دین‌خواهی و اسلام‌گرایی مردم منطقه دارد اما این امر به معنای تعمیق و گسترش حوزه نفوذ و تامین منافع ملی جمهوری اسلامی نیست. همگی شاهد هستیم که مواضع منطقه‌ای و جهانی دولتهای تازه‌تاسیس در این کشورها، به سود مواضع جمهوری اسلامی نبوده است و در سطح ملتهای منطقه هم به خاطر حمایت جمهوری اسلامی از دولت سوریه، پایگاه سابق ما بر باد رفته است. برخورد دوگانه ما با لیبی و سوریه، قابل توجیه نیست و حمایت از یک دیکتاتور با هیچ منطقی برای مردم منطقه مقبول نمی‌افتد. مردم فلسطین و جنبش حماس، به همین دلیل رابطه خود با جمهوری اسلامی را محدود کرده‌اند و حتی مردم شیعه بحرین هم در این زمینه با جمهوری اسلامی اختلاف مشرب دارند و عکس بشار اسد را در گردهمایی‌های اعتراضی خود در کنار دیگر دیکتاتورهای منطقه حمل می‌کنند. امروز شاهد رشد اسلام‌گرایی از نوع اخوان‌المسلمین در تمامی کشورهای منطقه هستیم که اگر این را هم تحمل نکنیم و با آن کنار نیاییم باید با بی‌خردی‌ها و قشری‌گری‌های جریان سلفی و القاعده‌ای مواجه شویم که متاسفانه در تمامی کشورهای عربی در حال رشد است. دیگر از روابط مناسب و خوبی که جنابعالی و جناب آقای خاتمی میان ایران و کشورهای منطقه پی‌ریزی کرده بودید، خبری نیست و حتی دولت ترکیه هم در چشم برخی از سیاسیون در حد دشمن تلقی می‌شود.

در داخل کشور هم اوضاع نگران کننده اجتماعی و وضعیت نابسامان مدیریت سیاسی و دشواری معیشتی مردم به قدری آشکار است که نیازی به گفتن ندارد. علاوه بر این، شکاف عمیقی میان نیروهای انقلاب ایجاد شده است که با توجه به رخدادهای سال ۸۸ بعید است که به آسانی امکان ترمیم و پرشدن داشته باشد. ریختن خون بی‌گناهان و حصر دو چهره خدوم انقلاب و زندانی کردن بسیاری از مدیران باسابقه و دلسوز نظام و به انزوا کشاندن یک جریان مهم و اصلی انقلاب و نادیده گرفتن بسیاری از انتقادها، دلسوزی‌ها و خیرخواهی‌های شما و آنان از سوی مسئولان، بر حجم اختلافات میان نیروهای درون جبهه انقلاب افزوده و به معضلی پیچیده تبدیل شده است که اگر اکنون و به دست حاکمان، جبران و اصلاح نشود، در آینده کل انقلاب و نظام را به زانو در خواهد آورد. جریانهایی که متخصص تبدیل دوست به دشمن هستند، اینک بر نهادهای امنیتی و قضایی چنبره زده‌اند و دائما در حال کم کردن از حجم دوستان انقلاب و افزودن بر ناراضیان و مخالفان نظام هستند و متاسفانه بخشی از اصلاح‌طلبان سابق تحت تاثیر این گونه عملکردها،‌ رسما مایوس از توفیق هر گونه اصلاحات داخلی، همکاری با بیگانه و خارجیان را مباح تلقی می‌کنند. شکاف عمیق ایجاد شده میان مردم و مسئولان انقلاب هم در تمامی سالهای پس از انقلاب بی‌سابقه است و از دست رفتن سرمایه اجتماعی اعتماد مردم، بزرگترین خسارتی است که بر دوش انقلاب بار شده است. بازسازی این اعتماد و پرکردن شکاف جدی میان مسئولان و مردم و تجدید مشروعیت مواضع و عملکرد حاکمان نزد مردم، از دشوارترین کارهایی است که باید انجام شود.

حضرت آقای هاشمی!

در وضعیت انزوای جهانی و منطقه‌ای و در اوضاع نگران کننده اقتصادی و اجتماعی در داخل و در شرایطی که مناسبات نیروهای جبهه بزرگ انقلاب در نتیجه یک تحلیل غلط، به هم ریخته است و یاران دیروز را در مقابل هم قرار داده است، انتخابات ریاست جمهوری یک فرصت استثنایی برای اصلاح امور و حل معضلات بزرگ انقلاب است. متاسفانه هنوز هم از سوی بسیاری از مسئولان نظام، این وضعیت به مثابه یک «بحران» تصور نمی‌شود و گویی دلسوزان نظام و منتقدان وضع موجود هستند که گرفتار «بحران تحلیلی» شده‌اند و بنابراین به جای اصلاح امور و روندهای موجود، باید ذهنیت آنان را اصلاح کرد! در نتیجه همین برداشت غیرواقعی از وضعیت کشور و منطقه و جهان است که هیچ تغییری را در نحوه اداره کشور و بازگرداندن اعتماد عمومی به جامعه ضروری نمی‌بینند و از آمدن همه سلایق سیاسی موجود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری، استقبال نمی‌کنند. در این شرایط، چشم امید بسیاری از دلسوزان نظام و علاقه‌مندان امام و نیروهایی از طیفهای اصلاح‌طلب، اعتدال‌گرایان و اصول‌گرا به شما دوخته شده است که پای همت پیش نهید و بار دیگر خود را به مردم عرضه کنید تا با قرار گرفتن شما در راس قوه مجریه و در کنار رهبری، عقلانیت و اعتدال،‌ مورد توجه قرار گیرد و بدون آن که نیازی به عدول از مواضع اصولی انقلاب و نظام در حوزه‌های داخلی و خارجی باشد، اداره عقلانی امور مردم میسر شود.

در همین رابطه بیان چند نکته را ضروری می‌دانم:

۱-    اینک شاید از سوی رهبری، هیچ چراغ سبزی برای آمدن شما وجود نداشته باشد و حتی مطابق آنچه برخی از منتقدان شما مدعی هستند معلوم نیست که ایشان مانند گذشته به شما و نقش شما در آینده انقلاب اعتقاد داشته باشند. شاید این سخن هم قابل تامل باشد که با رئیس جمهور شدن احتمالی شما، اختلاف نظر و عمل در حد بالای نظام ظهور خواهد کرد که این امر به مصلحت کشور نیست. به گمان بنده این احتمال،‌ نباید شما را از ورود به صحنه انتخابات باز بدارد. رهبری به هر دلیلی اکنون اعلام کرده‌اند که به حضور همه سلایق سیاسی درون انقلاب در انتخابات اعتقاد دارند و خودشان هم بی‌طرف خواهند ماند و طبعا به حکم عدالتی که از ایشان انتظار داریم،‌ این گونه هم باید عمل کنند. از سوی دیگر، رهبری تنها به سرباز نیاز ندارد بلکه به سردارانی مانند شما هم نیاز دارد که از سر خیرخواهی و دلسوزی برای ایشان و انقلاب و مردم،‌ خود را سانسور نکنند و شجاعانه آنچه را به مصلحت می‌دانند بیان کنند و بر درستی نظرات خود اصرار بورزند و بدین وسیله تصمیمات کلان نظام، پس از مواجهه جدی نظرات متفاوت اتخاذ شود. حضرتعالی بهتر از بنده می‌دانید که بسیاری از مشاوران کنونی رهبری، خود واجد نظرات مستقل نیستند و تنها به تکرار نظرات ایشان می‌پردازند و این امر، می‌تواند ایشان را از برخورداری از نظرات صائب و کارشناسانه و حتی مخالف، محروم سازد. در این شرایط، یکی مثل شما بیش از دهها تن از این گونه مشاوران،‌ به سود رهبری عمل خواهد کرد و مفیدتر خواهد بود. جنابعالی در طی ۲۴ سال گذشته ثابت کرده‌اید که خیرخواه رهبری هستید و ضمن حفظ حرمت و جایگاه ایشان، بر پیگیری نظرات خود در چارچوب ساختار نظام تاکید دارید. این امر طبعا برای رهبری هم مطلوب است و قطعا بعد از رای آوردن شما در انتخابات، روند همگرایی نظرات شما و رهبری – به حکم احترامی که رهبری به نظرات رای‌دهندگان می‌گذارند – تسهیل هم خواهد شد.

۲-    حضرتعالی تنها چهره‌ای هستید که قادرید نیروهای سیاسی فعال در طیف‌های متفاوت را یکجا زیر علم انقلاب و نظام و رهبری گرد آورید. امروز بسیاری از مراجع و علما و روحانیون از شما به عنوان بازوی اجرایی دوران جنگ و مشاور و خیرخواه حضرت امام و رهبری،‌ سابقه‌ای مثبت در ذهن دارند و قالب سیاسیون عصر امام خمینی(ره) به خاطر دارند که چه زحماتی را متقبل شدید تا نظام اسلامی پیروز شود و دوام بیاورد. جریانهای اصلاح‌طلب در شرایط کنونی و البته متاسفانه، قادر به معرفی نامزد اصلی خود نیستند و بسیاری از آنان هم با توجه به حصر آقایان موسوی و کروبی و زندانی بودن بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب، میلی به مشارکت در انتخابات ندارند. اگر شما هم در صحنه رقابت انتخاباتی حضور نیابید،‌ آنان هیچ انگیزه‌ای برای مشارکت در انتخابات نخواهند داشت و بنابراین با توجه به پایگاه اجتماعی نسبتا بالای این جریان،‌ این امر منجر به خدشه به «حماسه سیاسی» مطلوب خواهد شد. نیروهای اعتدال‌گرا و میانه هم که به صورت طبیعی، شما را بهترین گزینه برای ریاست جمهوری می‌دانند و با توجه به تجربه حضرتعالی در کاهش منازعات جهانی و منطقه‌ای و نیز در مدیریت اقتصادی کشور، درمان دردهای کنونی کشور را در مواضع شما جستجو می‌کنند. بخش بزرگی از روحانیون و نیروهای سیاسی اصولگرا هم با توجه به تجربه دولت نهم و دهم،‌ افسوس این را می‌خورند که چرا در سال ۸۴ از شما حمایت نکرده و کشور را با سوءتدبیر احمدی‌نژاد، به چنین وضعیتی گرفتار کرده‌اند. اینان شاید گلایه‌هایی از شما داشته باشند ولی احساس خطر آنان از بحرانهای داخلی و خارجی و نیز اعتقادشان به توانایی‌های جنابعالی به میزانی است که شما را بر بسیاری از نامزدهای کنونی طیف اصولگرا، ترجیح می‌دهند. مردم هم دیگر به شما به مثابه «نماد اشرافیت» درون حکومت – آن گونه که رقیب انتخاباتی شما در انتخابات سال ۸۴ به بعد تبلیغ می‌کرد – نگاه نمی‌کنند. اینک با سر برآوردن بسیاری از باندهای فساد و اختلاس تازه و حمایت رئیس دولت نهم و دهم از افراد مسئله‌دار مالی و اقتصادی و خالی بودن دست وی حتی در ارائه یک سند معتبر علیه شما، معلوم شد که آن تصویرسازی مبالغه‌آمیز علیه حضرتعالی،‌ تا چه میزانی غیرواقعی و تبلیغاتی بوده است. با این حساب، اینک حضرتعالی تنها فردی هستید که می‌توانید بخش بزرگی از مردم را حول محور مواضع و برنامه‌های خودتان،‌ بسیج کنید و آنان را به آینده امیدوار سازید.

۳-    شاید شما در این فکر باشید که چهره‌هایی جوانتر از جمله آقای سیدمحمد خاتمی نجیب یا آقای حسن روحانی محترم در این شرایط موفق‌تر خواهند بود اما بنده با این تحلیل موافق نیستم. آن سیدبزرگوار در میان اصلاح‌طلبان و اقشار بزرگی از مردم، دارای رای است ولی به ایشان اجازه حضور در جمع نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری داده نخواهد شد. متاسفانه تصویری که از او در میان مردم عادی ساخته‌اند، دست خود آقایان را بسته است و اکنون برای این که تایید صلاحیت ایشان به مثابه عقب‌نشینی نظام! تلقی نشود، بر رد صلاحیت آقای خاتمی اصرار دارند و پیشاپیش به تخریب شخصیت ایشان مبادرت می‌کنند. متاسفانه ردصلاحیت آقای خاتمی به بهانه عدم اطاعت ایشان از رهبری بسیار محتمل است و این در حالی است که برخی از اصولگرایان اعتراف کرده‌اند که میزان اطاعت‌پذیری آقای خاتمی از رهبری بسیار بیشتر از احمدی‌نژاد بوده است. طبعا شما هم با بنده و آقای خاتمی هم‌عقیده هستید که اگر آقایان به فکر مصلحت نظام و آینده آن نیستند، ما باید به این مقوله جدا فکر کنیم و هزینه ردصلاحیت شدن ایشان را هم بر نظام تحمیل نکنیم و میل مشارکت مردم در انتخابات را کاهش ندهیم. در باره آقای حسن روحانی محترم هم باید تاکید کنم که هم ایشان چندان شناخته شده نیستند و هم ایجاد تفاهم بر سر ایشان دشوار است و هم اصلاح‌طلبان میلی به حمایت از ایشان ندارند. مواضع آقای روحانی در جریان رخدادهای انتخابات سال ۸۸ هم به گونه‌ای نبوده است که هواداران اصلاحات را به رای دادن به ایشان، ترغیب کند. با این حساب جز حضرتعالی کسی را سراغ نداریم که بتواند چنین نقش بزرگ تاریخی را در این شرایط حساس کشور بازی کند.

۴-    بنده مدعی نیستم که جنابعالی حتما رای می‌آورید. همچنین تردید ندارم که مخالفان حضرتعالی با زیر پا گذاشتن تمامی اصول اخلاقی و اسلامی و قانونی، مبادرت به تخریب شخصیت شما کرده و با بر باد دادن دین و آخرت خود،‌ برای رای نیاوردن شما تلاش خواهند کرد. در عین حال این احتمال که در این شرایط، مردم به شما استقبال نشان داده و برای حل معضلات اساسی کشور به شما رای بدهند بسیار زیاد است. با حضور حضرتعالی، اصلاح‌طلبها هم مانند سال ۸۴ اشتباه فاحش خود را تکرار نکرده و نامزد مستقل معرفی نخواهند کرد و همین امر موجب می‌شود که شانس رای‌آوری شما بسیار بالا برود. در عین حال اختلافات طیفهای رقیب شما آنقدر زیاد است که با توصیه اخلاقی بزرگان و حتی هراس از رای آوردن احتمالی جنابعالی هم نمی‌توانند به تفاهم برسند. همه این موارد به علاوه شخصیت کم‌نظیر شما نزد مردم و جایگاه حضرتعالی در تمامی تاریخ انقلاب و تجربه حضورتان در سخت‌ترین شرایط بحرانی کشور، ما را امیدوار می‌سازد که مردم قدرشناس ایران به شما اقبال نشان دهند و بار سنگین عبور دادن کشور از این شرایط را بر دوش شما بگذارند.

جناب آقای هاشمی رفسنجانی!

بارها فرمودید که عمر بعد از انقلاب شما هدیه خداوند برای خدمت به اسلام و انقلاب و مردم است و الا شما باید در سالهای قبل از انقلاب به شهادت می‌رسیدید. در جریان قبول قطعنامه، فداکارانه به حضرت امام پیشنهاد کردید که مسئولیت قبول قطعنامه را بپذیرید و بعدها‌ شما را محاکمه و محکوم کنند اما کشور از بحران جنگ تحمیلی عبور کند. امروز هم کشور و مردم به فداکاری شما نیاز دارند. بگذارید یک بار دیگر، مردم فرصت انتخاب شما را داشته باشند. با نیت خیر وارد صحنه شوید و بدانید که خداوند هم به نیت خیر شما برکت خواهد داد. اگر ان‌شاءالله وارد میدان رقابت شدید و رای آوردید،‌ حرفهایی از جنس دیگر هم دارم که در آن زمان برایتان خواهم نوشت.

والسلام علیکم و رحمه‌الله

علی شکوهی

دوازدهم اردیبهشت ۹۲

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر