نسخه چاپی نسخه چاپی

ملت بدهی خود به طیف راست را پرداخت!

یکشنبه ۹ تیر ماه ۹۲

 سال ۸۳ یعنی در اواخر فعالیت دولت آقای خاتمی، بتدریج مسئله انتخابات ریاست جمهوری داغ می‌شد و همه جریانهای سیاسی، خود را برای رقابت با یکدیگر آماده می‌کردند. در آن شرایط، این بحث به صورت جدی در میان نیروهای سیاسی موسوم به «راست» سابق یا «محافظه‌کار» همان روزها یا «اصولگرا»ی بعدی مطرح بود که زمان تشکیل دولتی با محوریت این جریان فرا رسیده است. آنان استدلال می‌کردند که بعد از گذشت حدود ۲۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز دولتی با محوریت این جریان تشکیل نشده است و بنابراین زمان این رخداد سیاسی فرا رسیده و اکنون نیروهای سیاسی جریان راست باید خود را برای تشکیل دولتی اصولگرا آماده کنند بویژه به این دلیل روشن که مردم، دیگر آماده پذیرش دولتی با عناصر و نیروهای متعلق به جریان چپ سیاسی یا کارگزاران تکنوکرات یا اصلاح‌طلبان نبوده و خواستار تشکیل دولتی با حضور افراد متعلق به طیف اصولگرا هستند.

در همان زمان مطلبی را در سایت بازتاب منتشر کردم که عنوان آن چنین بود: «یک دولت به طیف راست بدهکاریم!». این تیتر و مضمون را از کلامی به عاریه گرفته بودم که منسوب به کسروی است. او به قولی گفته بود که ملت ایران یک حکومت به روحانیت بدهکار است و منظورش این بود که در طول تاریخ، روحانیت شیعه در قدرت نبوده و به همین دلیل تصور می‌کند که دیگر حاکمان نتوانستند بدرستی حکومت کنند و غالبا قدرت‌طلبان فاسدی بوده‌اند که برای کسب و حفظ قدرت، حاضر به انجام هر کاری شدند و طبعا نتوانستند کشور و مملکت را به شکلی مناسب اداره کنند. بر این اساس کسروی می‌گفت باید ملت ایران یک حکومت به روحانیت بدهد تا آنها نیز دست از طلبکاری ملی بردارند و خود را منتقد همه حکومتهای ایران در طول صدها سال ندانند. به عقیده کسروی، وقتی روحانیت در ایران قدرت را به دست بگیرد اما نتواند به شکلی حکومت را اداره کند که موجبات رضایت مردم فراهم شود، در آن صورت مردم به روحانیت هم مانند دیگران نگاه خواهند کرد و خوش‌بینی کنونی از میان خواهد رفت و چون معلوم خواهد شد که روحانیت هم نتوانست کاری برجسته و متفاوت انجام دهد لذا دست از طلبکاری از مردم برخواهد داشت.

بر همین قیاس بنده هم معتقد بودم که ما یک دولت به طیف راست بدهکاریم و باید اجازه دهیم دولتی از سوی این جریان تشکیل شود تا میزان توانایی و درستی عمل نیروهای سیاسی این جریان هم برملا شود و به گمان من دولت احمدی‌نژاد در واقع پرداخت همان بدهی مردم به جریان اصولگرا بود. حال که ۸ سال از تشکیل دولت به وسیله احمدی‌نژاد گذشت بهتر می‌توان قضاوت کرد که این جریان سیاسی هم در مدیریت کشور به چه میزان توانایی دارد و از فرصت تاریخی ایجاد شده، چگونه بهره گرفته است. شخصا معتقدم که متاسفانه دولت احمدی‌نژاد کارنامه‌ای بغایت ضعیف‌تر از دیگران دارد و با توجه به امکانات در اختیار، بسیار ناکارآمد بوده است. همه آمارها و ارقام هم نشان می‌دهد که عملکرد این دولت قابل دفاع نیست و در میان چهار دولت بعد از انقلاب (موسوی، هاشمی، خاتمی و احمدی‌نژاد) این دولت از همه دولتها، قانون‌گریزتر، ناکارآمدتر و غیرقابل‌دفاع‌تر است.

این نکته هم قابل ذکر است که بخشی از اصولگرایان، جریان احمدی‌نژاد را به مثابه یک دولت اصولگرا نمی‌دانند بلکه یک طیف فرصت‌طلب و قدرت‌طلب می‌دانند که با استفاده از یک فرصت تاریخی خاص، بر موج برانگیخته شده از سوی اصولگرایان سوار شد و با بهره‌گیری از روشهای پوپولیستی به قدرت رسید اما واقعیت این است که کلیت جریان اصولگرا، این دولت را از خودشان می‌دانست و با حمایت از وی در سالهای ۸۴ و ۸۸ مانع از رای آوردن هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی شد و بنابراین نمی‌توان حساب دولت احمدی‌نژاد را از کل جریان اصولگرا جدا کرد.

مهندس بهزاد نبوی – که امیدواریم خداوند وسیله استخلاص ایشان و دوستانش را فراهم آورد – بعد از تشکیل دولت احمدی‌نژاد، به شوخی به من گفته بود که تو شاهد باش ما بدهی خودمان را به جریان راست پرداخته‌ایم. با  همان لحن طنز به ایشان گفتم ما انتظار داشتیم که این بدهی را به نیروهای عاقل طیف اصولگرا و راست بپردازید اما متاسفانه شما در دوران حاکمیت اصلاح‌طلبها آنقدر بد عمل کردید که اکنون بدترین طیف جریان راست به قدرت رسیده است.

واقعیت این است که دولتهای بعد از انقلاب، هر کدام نقاط قوتی داشته‌اند و نقاط ضعفی اما دولت احمدی‌نژاد در پایان کارش، کشوری با بحرانهای اساسی و مشکلات اقتصادی کمرشکن و تحریم‌های کم‌نظیر جهانی را به دولت بعدی تحویل داده است و این در حالی است که خود در بهترین شرایط از هر جهت، کشور را از خاتمی تحویل گرفته بود. اکنون همه طیفهای سیاسی درون نظام موفق به تشکیل دولت شده و امکان بروز توانایی‌های خود را داشته‌اند و دیگر هیچ جریان سیاسی نیست که ملت، یک دولت به او بدهکار باشد.

 

Share and Enjoy


۴ نظر در ”;ملت بدهی خود به طیف راست را پرداخت!“

  1. س ع ق می‌گوید

    بسمه تعالی. با سلام «دولت احمدی‌نژاد در پایان کارش، کشوری با بحرانهای اساسی و مشکلات اقتصادی کمرشکن و تحریم‌های کم‌نظیر جهانی را به دولت بعدی تحویل داده است.» آیا تحویل داده است یا خواهد داد؟ و آیا به واقع تحویل خواهد داد؟

  2. کاوه می‌گوید

    با این حساب هنوز نوبت چپ و حزب توده و مجاهدین و جبهه ملی مانده که بیایند و نجربه کنند؟ بِا اینکه شما سیاست‌ورزی را فقط حق طیفهای مختلف حزب‌الله می‌دانید؟ که از ساحت شما به دور است.
    من فکر می‌کنم الان دیگر، ملت ایران یک حکومت به حکومتی وحدت ملی و برآمده از دل همه گرایشات مبتنی بر انتخاباتی نسبتا آزاد بدهکار است.

  3. رهگذر می‌گوید

    آقای کاوه! حرف شما از جهتی درست است. بله قطعا امثال ملی مذهبی‌ها و نهضت آزادی که از همان ابتدای انقلاب در مظلومیت بودند هم باید حقی برای حضور داشته باشند. اما ما داریم در مورد پتانسیل‌های بالفعل حرف می‌زنیم و خوب طبیعتا در زمانی که گروهی چه به حق و گروه‌هایی چه به ناحق از صحنه رقابت‌های سیاسی حذف شدند، صحبت از حضورشان در مقاطعی مانند ریاست جمهوری محلی از اعراب ندارد.
    به عنوان مثال در جریان رد صلاحیت مهندس سحابی در سال ۷۶ می‌بینیم که در همان مقطع هم رد صلاحیت ایشان، چندان دور از انتطار نبوده و اینکه اعتراض‌ها و نارضایتی اجتماعی زیادی را بوجود نیاورد و نارضایتی‌ها اغلب محدود به بدنه دانشجویی و برخی از رجال سیاسی می‌شود اما در سال ۹۲ با وجود اینکه اصلاح‌طلب‌ها در آستانه حذف و عزلت‌نشینی کامل قرار گرفته بودند، رد صلاحیت شخصی مثل آقای هاشمی چنان هزینه‌ای بوجود می‌آورد که نتیجه آن محبوبیت هاشمی و بی‌آبرویی نهادهای نظارتی می‌شود! حتی در مورد رد صلاحیت آقای خاتمی هم اگر کاندیدا می‌شدند تا حدی چنین حکمی صادق بود و این نشان‌دهنده پویایی اصلاح‌طلبان و پشتوانه  مردمی آنان است که طبیعتا حقی برای حضورشان در عرصه‌های رقابت ایجاد می‌کند. در مورد اصولگرایان نیز همین امر صادق است ولی نمی‌توان این مسئله را به تمامی احزاب و گروهها تسری داد.

    • کاوه می‌گوید

      رهگذر عزیز! از نظر پتانسیل‌های موجود و رئال پلتیک حرف شما درست است اما بعضا و گاه می‌توان از آرزوهای بزرگ هم یادی کرد. من فقط آرزوی انتخاباتی نسبتا آزاد را کردم. من مطمئنم در صورت برگزاری چنان انتخاباتی، حتی گروههای چپ هم هواداران خود را در کشور خواهند داشت.

اضافه کردن نظر