نسخه چاپی نسخه چاپی

«آش شور» مصباح و فریاد «خان» مدرسین

سه‌شنبه ۱۱ تیرماه ۹۲

 سرانجام مواضع و عملکرد آقای مصباح یزدی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، اعتراض آیت‌الله یزدی را هم بر انگیخت یعنی «آش» آنقدر شور شد که فریاد خان هم بلند شده است!

آیت‌الله یزدی رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در گفتگویی با خبرگزاری مهر از اقدامات آقای مصباح یزدی و شاگردانش در جامعه مدرسین شکایت و تاکید کرد که آقایان با اقدامات خود، جامعه مدرسین را در معرض شکاف عینی و عملی قرار دادند و با همکاری نکردن با اکثریت جامعه مدرسین و روحانیت مبارز تهران، مانع شکل‌گیری وحدت عملی اصولگرایان در جریان انتخابات ریاست جمهوری شدند. وی در روایت خود از جلسه سه نفره با مهدوی کنی و مصباح یزدی گفت: «در آن جلسه که بیش از یک ساعت به طول انجامید، بنده خطاب به جناب آقای مصباح عرض کردم جناب آقای مصباح! اگر جامعه مدرسین و روحانیت مبارز در مسائل انتخاباتی آینده که در پیش داریم به یک نقطه واحدی رسیدند شما که در جامعه اثر گذار هستید آمادگی آن را دارید که همراهی و کمک کنید تا اختلاف کمتر شود تا با همراهی شما این دو نهاد که اثر گذار هستند یکی شوند و اختلافات بین آنها کمتر شود؟ ایشان فرمودند که در آن زمان هر تکلیفی شرعی که داشته باشم عمل خواهم کرد».

وی تاکید کرد که در جریان معرفی نامزد اصلح، «خوب است طلاب محترم حوزه اطلاع داشته باشند و بدانند که کار تا مرز عملی شدن این تجزیه پیش رفت». وی ادامه داد: نزدیک بود که یک تشکل جدیدی شکل بگیرد. چه توسط کسانی که در جلسات جامعه شرکت می‌کنند و چه آنهایی که شرکت نمی‌کنند. خوشبختانه به دلایل مختلف و به خواست خداوند متعال جلوی این تجزیه گرفته شد و خدا را شکر می‌کنیم که در حال حاضر هیچ تجزیه‌ای در جامعه مدرسین وجود ندارد».

واقعیت این است که روشهای حذفی و تنگ‌نظرانه مصباح و شاگردان وی، در جریان مقابل آنان در جامعه مدرسین هم وجود دارد و خود آیت‌الله یزدی یکی از نمونه‌های بارز افرادی است که با همین مدل، می‌اندیشد و عمل می‌کند. مگر از خاطر مردم ما خواهد رفت که آقای یزدی در کنار آقای جنتی در همین دوره از انتخابات ریاست جمهوری، صلاحیت یکی از ستونهای انقلاب و نظام اسلامی را تایید نکرد و با همان روش حذفی، یکی از سیاسی‌ترین تصمیمات شورای نگهبان را رقم زد؟ در عین حال باید اذعان کرد که مصباح یزدی در طول حیاتش، عموما مبتنی بر روش تنگ‌نظرانه و حذفی عمل کرده و در این زمینه از آقای یزدی پیشتازتر است.

آیت‌الله مصباح در سالهای قبل از انقلاب در باره مرحوم دکتر شریعتی و آثار ایشان، روش تکفیر و نفی را در پیش گرفت و در حالی که نسلی از جوانان ایران و کشورهای اسلامی با تکیه بر اندیشه و آثار شریعتی، رویکرد به دین و مذهب اهل بیت را تجربه می‌کردند، مصباح یزدی با دوستان خود از جمله شهید بهشتی و شهید قدوسی، بر سر شریعتی به تعارض و درگیری رسید و حساب خود را از آنان جدا کرد و ساز جداگانه نواخت.

در سالهای بعد از انقلاب هم آیت‌الله مصباح یزدی با همین روش عمل کرد و از جمله در معرفی اصلاح‌طلبان به عنوان دشمنان نظام و انقلاب، پیشتاز بود. وی و شاگردانش با چنبره زدن بر برخی از نهادهای فکری و فرهنگی، تحلیلهای خاصی را تولید کردند که در آن به جای نزدیک کردن دلهای نیروهای سیاسی به یکدیگر، اصل بر نفی و طرد اصلاح‌طلبان گذاشته شد. امروز متاسفانه به برکت قراردادهای میلیاردی موسسه آیت‌الله مصباح با نهادهای مختلف فرهنگی و نظامی، فقط همین تحلیلها به خورد سپاهیان و بسیجیان و دانشجویان و اساتید داده می‌شود و به نام اجرای طرح بصیرت و هدایت و …، بذر تفرقه میان نیروهای انقلاب پراکنده می‌شود.

در جریان سخنرانی دکتر هاشم آغاجری در همدان هم باز مصباح یزدی از همه تندتر وارد ماجرا شد و حکم کفر ایشان را صادر کرد در حالی که هیچ دلیل قابل اعتنایی در این سخنرانی برای تکفیر یک مسلمان انقلابی و جانباز دفاع مقدس وجود نداشت. الحمدلله مسئولان گوش به حرف و فتوای بی‌قاعده و خلاف آیت‌الله مصباح ندادند و با آزاد کردن دکتر آغاجری، این اقدامات تند تفرقه‌افکنانه را بدون اثر کردند.

یکی دیگر از کارکردهای مصباح یزدی و شاگردانش،‌ دامن زدن به تفرقه میان رهبری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و تلاش برای حذف بازوی پرتوان نظام و این چهره دلسوز امام و رهبری از بدنه نظام بود. تردید نباید کرد که بدترین برخوردهای با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از سوی آقای مصباح صورت گرفت و شاگردان ایشان بدترین حملات را به شخص و شخصیت آقای هاشمی سازماندهی کردند و تلاش برای کنار گذاشتن آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از ریاست خبرگان هم کار ایشان بود.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ و در دفاع از احمدی‌نژاد هم آقای مصباح با تندروی خود منجر به پیروزی کسی شد که قانون‌گریزترین و متخلف‌ترین دولت را تشکیل داد و روند افراط‌کاری و تفرقه‌برانگیزی آقای مصباح را کامل کرد.

اینک هم به سراغ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم رفته است و با این ادعا که من به تکلیف شرعی خود عمل خواهم کرد، بنای یک تفرقه جدید را گذاشته است. به قول آقای یزدی، آقای مصباح به گونه‌ای از تکلیف شرعی سخن می‌گوید که گویی دیگران، ادعای دیگری دارند و در همکاری با یکدیگر و ایجاد وفاق و اتحاد عملی میان بخشی از نیروهای انقلاب، قصد عمل به تکلیف شرعی را ندارند.

سخن آخر این که وقتی روش حذف و طرد و نفی به قاعده تبدیل شود، دلیلی ندارد که وقتی به خودمان می‌رسیم، کنار گذاشته شود. این روش را به صورت کامل در درون جبهه انقلاب و در میان نیروهای سیاسی درون نظام و معتقد به قانون اساسی باید کنار گذاشت و الا امروز علیه کسی و فردا علیه خودمان به کار خواهد رفت.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر