نسخه چاپی نسخه چاپی

رهبری و انتخابات ریاست جمهوری ۹۲- قسمت سوم

 شنبه ۱۵ تیرماه ۹۲

 اولین نکته درباره اقدامات رهبری در جریان انتخابات ریاست جمهوری این است که ایشان از ابتدای سال، مسئله انتخابات ریاست جمهوری را در ضمن انتخاب نام سال ۹۲ گنجانیدند و از ضرورت تبدیل انتخابات به «حماسه سیاسی» یاد کردند. این امر بیانگر این مسئله بود که برای ایشان، انتخابات ریاست جمهوری امسال صرفا یک انتخابات عادی نیست بلکه رخدادی است که به سرنوشت ملی و آینده نظام پیوندی وثیق‌تر از گذشته دارد.

دومین نکته مهم، اعلام بی‌طرفی رهبری در سخنرانی آغازین سال بود. این مواضع اولیه تا پایان هم به همین شدت و شاید محکم‌تر و واضح‌تر ادامه پیدا کرد. پیشتر برخی از نیروهای سیاسی چنین تبلیغ می‌کردند که این گونه مواضع رسمی و علنی رهبری تا روز برگزاری انتخابات، تداوم نمی‌یابد و برخی معتقد بودند که میان مواضع اعلانی و مواضع اعمالی ایشان تفاوت هست. در این انتخابات، هم موضع بی‌طرفی ایشان تا روز انتخابات ادامه یافت و هم هیچ قرینه و دلیلی وجود ندارد که بتوان مدعی وجود نظرات دوگانه نزد رهبری شد. هیچ کس حتی خود نامزدی که سعی کرد بیش از دیگران خود را همسو با نظرات رهبری معرفی  کند، مدعی نشد که رهبری به او نظر دارد و رای دادن به فردی خاص را از دیگران انتظار می‌کشد. خود رهبری هم تاکید کردند که به هر کدام از این ۸ نامزد رای داده شود، به تکلیف عمل شده است.

نکته سوم، دعوت رهبری از همه مردم برای رای دادن بود حتی اگر به نظام اعتقاد نداشته باشند. این سخن از زبان رهبری تازگی داشت. پیشتر چنین اعلام می‌شد که هر رای به یک نامزد ریاست جمهوری، رای به نظام است اما این بار رهبری تاکید کردند که حتی اگر به نظام هم اعتقاد ندارید به کشور و منافع آن که معتقدید پس در این انتخابات شرکت کنید. این سخن اذعان به یک واقعیت از گذشته تا حال است به این معنا که در گذشته هم بسیاری از افراد در انتخابات شرکت کرده بودند بدون آن که رای دادن آنها را بتوان به معنای رای به نظام تلقی کرد. قبلا گفته می‌شد که رای مردمی که با انگیزه‌ای غیر از دفاع از نظام به سر صندوق رای می‌رفتند، به سود نظام مصادره می‌شود اما با این سخن رهبری، اذعان شد که همه رای‌ها به معنای رای به نظام نیست و چه بسا افرادی بدون اعتقاد به نظام اما با هدف استفاده از حق شهروندی خود و برای تاثیرگذاری بر فضای سیاسی و مدیریتی کشور،‌ در انتخابات شرکت می‌کنند. البته بعد از برگزاری انتخابات،‌ آیت‌الله خامنه‌ای با هدف توضیح این سخن خود،‌ تاکید کردند که من خواسته بودم افرادی که به نظام هم اعتقاد ندارند به خاطر منافع کشور در انتخابات شرکت کنند و لابد کسانی هم با همین هدف در انتخابات شرکت کردند و این نشان می‌دهد که حتی مخالفان نظام هم به نظام و انتخابات آن،‌ اطمینان و اعتماد دارند. این سخن رهبری شاید برای تبیین سخن اولشان و بهره‌برداری سیاسی به نفع نظام مطرح شده باشد ولی نتیجه سخن اول ایشان را تغییر نمی‌دهد. از سخن اول ایشان چنین فهمیده می‌شد که هر رای در انتخابات، لزوما به معنای رای به نظام نیست.

چهارمین نکته قابل ذکر این است که رهبری موفق شدند با تشویق آشکار و پنهان و ایجاد فضای مناسب برای همه جریانهای سیاسی، نمایندگانی از سه طیف اصولگرا،‌ اصلاح‌طلب،‌ اعتدالگرا و نیز افراد مستقلی را به صحنه رقابت وارد کنند. هر چند یکی از طیفهای موجود سیاسی یعنی دولت موفق نشد نامزدی را به مردم معرفی کند اما این امر بیش از آن که حاصل تدبیر رهبری و نظام باشد محصول بی‌تدبیری خود احمدی‌نژاد و طیف حامیان دولت بود. آنان تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد مشایی گذاشته بودند و هیچ فردی دیگری را که احتمال تایید صلاحیت شدن داشته باشد، معرفی نکردند و به همین دلیل،‌ طیف طرفدار دولت اساسا بیرون از گود رقابت ماند.

نکته پنجم، رای نسبتا خوب مردم به نامزدها و سطح بالای مشارکت بود که از جمله حاصل به صحنه آمدن بخش بزرگی از تحریم کنندگان انتخابات است. هر چند میزان مشارکت در این انتخابات به حد انتخابات گذشته نرسید و فاصله معناداری داشت (فاصله ۷۳ تا ۸۵ درصد) اما در نتیجه تدبیر نظام و شرکت افرادی با سلایق گوناگون سیاسی و وجود گزینه‌هایی که حتی تحریم کنندگان هم امکان رای دادن پیدا کرده بودند، میزان مشارکت در مجموع خوب بود که باید به معنای موفقیت نسبی استراتژی رهبری تفسیر شود.

ادامه دارد

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر