نسخه چاپی نسخه چاپی

رهبری و انتخابات ریاست جمهوری ۹۲- قسمت آخر

 دو‌شنبه ۱۷ تیرماه ۹۲

 پس از ردصلاحیت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، مواضع مقام رهبری در برگزاری یک انتخابات رقابتی و مشارکتی، قابل دفاع‌تر می‌شود. ایشان علیرغم این که می‌توانستند با موضع‌گیری نسبت به برخی از اظهارات مطرح شده در جریان مناظرات نامزدها،‌ عملا به نفع نامزدی و علیه نامزدی دیگر،‌ سخن بگویند ترجیح دادند که این سخنان را برای بعد از انتخابات نگه دارند و از مطرح کردن آن در ملاء عام و قبل از روز انتخابات، خودداری کردند. اما مهمترین اقدامی که به نظر می‌رسد از سوی رهبری برای برگزاری انتخاباتی سالم صورت گرفت، جلوگیری از ردصلاحیت مجدد آقای دکتر حسن روحانی بود که در هفته آخر تبلیغات، در دستور کار محافل افراطی حاکمیت قرار گرفته بود.

در آخرین ساعات روز یکشنبه ۱۹ خردادماه، یکباره سایتهای وابسته به سپاه و همان محافل افراطی که به صورت غیرقانونی در مسائل سیاسی مداخله می‌کنند، خبر احتمال تجدیدنظر شورای نگهبان در تایید صلاحیت دکتر روحانی را مطرح کردند. آغاز مطرح شدن این پروژه با خبرگزاری فارس و سایت مشرق بود که از سوی نهادهای وابسته به سپاه اداره می‌شوند. این سایتها از قول «یک منبع آگاه» اعلام کرده بودند که به دلیل اظهارات ضدامنیتی و غیرقانونی حسن روحانی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری، شورای نگهبان تصمیم دارد تا صلاحیت این کاندیدا را در جلسه فردای خود (روز دوشنبه ۲۰ خرداد) مجددا مورد بحث و بررسی قرار دهد. همان منبع آگاه افزود: حمایت از سران فتنه در جلسات سخنرانی، افشای اطلاعات نظام و حرکات ضدامنیتی همچون همایش حامیان روحانی در جماران و همچنین حرکات خیابانی مانند همایش ورزشگاه شهید شیرودی از جمله مواردی است که شورای نگهبان تصمیم دارد تا به این دلایل، صلاحیت این کاندیدا را مجددا مورد بررسی قرار دهد. خبرگزاری فارس، از این حد هم فراتر رفت و ریختن «آتش تهیه» سنگین برای پیروزی در این ماجرا را در همان شب آغاز کرد. این خبرگزاری با افرادی مانند سردار کوثری و قدوسی کریمی نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم شبانه مصاحبه کرد تا آنان بر درستی تصمیم احتمالی شورای نگهبان، مهر تایید بزنند و روحانی را شایسته ریاست جمهوری ندانند.

صبح روز دوشنبه در حالی که بسیاری از مردم و نیروهای سیاسی نگران صحت این گونه اخبار بودند، ناگهان متوجه شدند که تمامی این اخبار از سایت فارس و مشرق و دیگر سایتها برداشته شده است و سخنگوی شورای نگهبان هم پس از ساعاتی این خبر را کاملا تکذیب کرد. از قرائن اینگونه برداشت می‌شد که یک مقام عالی‌رتبه باید دستور ختم این ماجرا را صادر کرده باشد و احتمال این که رهبری در این زمینه مداخله کرده باشند،‌ بسیار زیاد است. در هر صورت با این اقدام،‌ یک توطئه دلسرد کننده افراطیون با شکست مواجه شد و مانند توطئه ردصلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی، جواب نداد. البته هر مقامی در این زمینه اقدام کرده باشد حتما دریافته بود که ردصلاحیت آقای روحانی بعد از تایید اولیه و شروع فعالیت تبلیغاتی،  چه خسارت سنگینی بر اعتماد مردم می‌زند و چه آب سردی است که بر فضای رقابت انتخاباتی ریخته ‌می‌شود. این اقدام اگر صورت می‌گرفت موجب دلسرد شدن کامل مردم شده و میزان مشارکت در انتخابات را بسیار کاهش می‌داد. به همین دلیل بود که بی‌تدبیری جریان افراطی با مخالفت مقامات عالی نظام مواجه شد و مسئله ردصلاحیت مجدد آقای روحانی از دستور کار آقایان خارج شد و الا اخباری وجود داشت که از تماس تلفنی آیت‌الله جنتی با دکتر روحانی و تهدید ایشان به ردصلاحیت مجدد حکایت داشت.

دو اقدام مهم دیگر رهبری را نباید از خاطر دور کرد. اقدام اول، سخنرانی ایشان در دوسه روز مانده به انتخابات که از آن بوی بی‌طرفی کامل به مشام می‌رسید. اقدام دوم، اعلام موضع صریح رهبری مبنی بر بی‌طرفی در میان نامزدهای موجود بود و تاکید بر امانت بودن رای مردم و این که این حق‌الناس از حق‌الله هم مهمتر است. این سخنان، هم احتمال دخل و تصرف در آرای مردم را عملا کاهش داد و هم موجب ایجاد اعتماد در مردمی شد که به شمرده شدن آرای خود، مطمئن نبودند.

جمع‌بندی:

چنین به نظر می‌رسد که مقام رهبری در این انتخابات، در راستای ایجاد فضای رقابتی و مشارکتی در انتخابات، موفق عمل کردند و توانستند بسیاری از خطاهای نهادها و افراد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را اصلاح کنند. در این انتخابات، مداخله مستقیم و همه‌جانبه نهادهای نظامی مانند سپاه و بسیج در انتخابات بسان گذشته قابل مشاهده نبود و این گونه اقدامات بسیار محدود شده بودند. اعضای شورای نگهبان مانند گذشته به نفع یک نامزد خاص، وارد میدان نشدند. دولت تمامی امکانات خود را به نفع یک کاندیدا وارد صحنه نکرد. صدا و سیما کمتر به صورت مستقیم علیه یک نامزد و به نفع نامزدی دیگر تبلیغات کرد. نهادهای نمایندگی رهبری در سپاه و دانشگاه‌ها، اوقاف و … کمتر وارد بازی سیاسی انتخاباتی شدند. نهادهای امنیتی و سیاسی مبادرت به اقداماتی مانند اشغال ستاد یک نامزد انتخابات و تعطیل کردن سیستم پیامکهای تلفنی نکردند. دستور دستگیری جمعی از نیروهای سیاسی مخالف از روزهای قبل از برگزاری انتخابات صادر نشد. در سخنان رهبری،‌ عبارات و مواضعی وجود نداشت که بشود به نفع یک نامزد یا علیه دیگری مورد استفاده قرار بگیرد. خلاصه آن که مجموع عملکرد نهادهای گوناگون منتسب به رهبری به گونه‌ای نشان می‌داد که نفس برگزاری انتخاباتی سالم و احیای مجدد اعتماد مردم به انتخابات در ایران، برای مقام رهبری دارای موضوعیت و اهمیت است و فارغ از این که نتیجه انتخابات چه خواهد شد، ایشان بر درستی روش برگزاری انتخابات اصرار دارند. شاید پایبندی رهبری به این اصل، شاید موجب عملی نشدن استراتژی فرعی مورد نظر ایشان مبنی بر رای آوردن یک چهره اصولگرا شده باشد اما میزان دستاورد این شیوه برای انقلاب و کشور و جایگاه ولایت فقیه، بقدری زیاد است که به شکست نامزدهای اصولگرا می‌ارزید.

مواضع رهبری در این انتخابات را غالب نیروهای سیاسی منتقد و حتی مخالف، وقتی از سر انصاف بنگرند،‌ مثبت ارزیابی خواهند کرد. آنان به خاطر نتیجه انتخابات و رای آوردن دکتر روحانی،‌ از طرح برخی از اعتراضات خود به رهبری هم کوتاه آمدند و این واقعیتی بود که در برخی از شعارهای تندروانه آنان هم قابل مشاهده بود (…. ، …..، تشکر،‌ تشکر). البته نباید فراموش کرد که این روند اگر ادامه نیابد و مطالبات آنان در زمینه رفع حصر و آزادی زندانیان و … عملی نشود، روند احیای جایگاه رهبری در نزد ناراضیان انتخابات سال ۸۸ متوقف خواهد شد که امیدواریم چنین نشود.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر