نسخه چاپی نسخه چاپی

به چه شرطی انتخاب روحانی، مصداق «خیر کثیر» است؟

سه‌شنبه اول مرداد ۹۲

 اخیرا شنیده شده است که رهبری در دیدارهایشان با نامزدهای ریاست جمهوری و نیز برخی دیگر از ملاقات کنندگان تاکید کرده‌اند که رای آوردن آقای روحانی، فرصتی برای نظام است که اگر هر کدام از نامزدهای دیگر رای می‌آوردند، چنین فرصتی ایجاد نمی‌شد. ایشان همچنین تاکید کردند که گاهی فکر می‌کنیم چیزی خیر است ولی شر است و گاهی هم چیزی را فکر می‌کنیم که شر است ولی خیر است. ایشان بر همین اساس که بر گرفته از تعالیم قرآنی است، گفتند که من این اتفاقی را که افتاد، خیر می‌دانم. این اتفاق برای شما (اصولگرایان) خیر نیست ولی برای کشور مصداق «خیر کثیر» است. در همین راستا شنیده شده است که رهبری اعلام کرده‌اند که انتخاب آقای روحانی، ظرفیتهای زیادی را برای نظام ایجاد کرده و بسیاری از مشکلات و چالشهای داخلی و خارجی کشور را کاهش داده است.

مدتها قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امسال، شنیده بودم که آیت‌الله خامنه‌ای بر این باور بودند که اگر آقای روحانی کاندیدا شوند نه طیف اصولگرا به او رای خواهد داد و نه جریان اصلاح‌طلب اما روند حوادث به گونه‌ای شد که دکتر حسن روحانی در دور اول با حمایت هم اصولگرایان منتقد و هم اصلاح‌طلبان، رئیس جمهور شد. اکنون شنیدن این سخنان رهبری برای بنده بسیار خوشحال کننده است زیرا نشان می‌دهد که رهبری با انتخاب آقای روحانی از سوی مردم، همراه هستند و آن را مثبت ارزیابی می‌کنند.

نکته مهمی که در این سخنان رهبری قابل توجه است، اذعان به این واقعیت است که اگر یکی از اصولگرایان در انتخابات به پیروزی می‌رسید نمی‌توانست این ظرفیت عظیم داخلی و خارجی را برای انقلاب و نظام و کشور ایجاد کند. این نکته به این معناست که نباید از حاکمیت یک دست جریان اصولگرا بر کشور در همه حال خوشحال شد زیرا این امر در عین حال، باعث حذف ظرفیتهای بزرگی می‌شود که دیگر نیروهای سیاسی درون جبهه انقلاب در اختیار دارند ولی تنگ‌نظری و افراط‌کاری و بی‌تدبیری جریان حاکم، امکان ظهور و بروز به آنان نمی‌دهد.

سخنان رهبری دارای نکته برجسته دیگری هم است که به مقوله تشخیص خیر و شر امور باز می‌گردد. واقعیت این است که اگر بخواهیم عاشق خود و مواضع و سخن خودمان باشیم و به نظرات دیگران بهایی ندهیم و به عملی شدن نظرات خودمان به هر قیمتی اصرار بورزیم، ممکن است دچار اشتباه در تشخیص خیر و شر شده و برای مردم و کشور، مشکل درست کنیم. این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که مسئولان نظام در گذشته هم به توهم خیر بودن کاری، موجبات شر فردی و اجتماعی را فراهم آوردند و به خیال شر بودن یک فرد و جریان و یک عمل، مردم را از خیر حضور و فعالیتهای دلسوزانی محروم کردند. در این مواقع بهتر آن است که به رویه‌های قانونی و نتایج آن تمکین کنیم تا جلوی اعمال نفوذ فردی و جناحی و فراقانونی گرفته شود که عین خیر است.

نکته دیگر این که مقام محترم رهبری، انتخاب دکتر حسن روحانی را برای اصولگرایان خیر نمی‌دانند اما برای کشور و مردم، مصداق «خیر کثیر» قلمداد می‌کنند. این سخن به این معناست که نباید ملاک خیر و شر امور را منافع جناح اصولگرا قرار داد و این جریان را معادل انقلاب و کشور و نظام دانست. چه بسا مصالح نظام و کشور که با منافع تنگ جناحی اصولگرایان در تعارض قرار دارند و طبعا در ترجیح منافع نظام بر جناح، تردید نباید کرد.

 سخن پایانی این که آیا صرفا انتخاب آقای روحانی، خیر کثیر است یا تحقق برنامه‌ها و مواضعی که در جریان تبلیغات انتخاباتی از سوی ایشان مطرح و عامل رای دادن مردم به ایشان شد؟ بنده بر این باورم که «خیر کثیر» بودن انتخاب دکتر روحانی به این است که بسیاری از رویه‌ها و سیاستهای جاری، تغییر کنند و غالب مطالبات مردم، محقق شوند. باید یقین دانست که حل نهایی معضلات نظام، جز با تدبیر جمعی نهادهای کارشناسی و افراد توانمند و دلسوز ناشدنی است ولی رویه کشورداری در ۸ سال گذشته، واجد خطاهای استراتژیک زیادی بود که باید اصلاح شود. حذف و طرد و توسل به اقدامات غیرقانونی علیه نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب و حتی بخشی از مخالفان نظام، اساسا اشتباه بوده است و نباید تداوم یابد. دخالت نیروهای نظامی و امنیتی در امور سیاسی و اقتصادی، قطعا خلاف قانون و وصایای امام راحل بود که باید از آن جلوگیری کرد. اجرایی نشدن همه اصول قانون اساسی بخصوص اصول مربوط به حقوق ملت و از جمله اصل ۱۶۸ قانون اساسی در زمینه جرم سیاسی، قطعا شر است که باید به خیر تبدیل شود. ادامه حصر آقایان موسوی و کروبی و تداوم زندانی ماندن کسانی که کاملا بی‌گناه زندانی هستند، قطعا به سود کشور نیست و اگر این افراد با تدبیر رهبری، هر چه زودتر آزاد شوند، موجی از اعتماد مردمی به مثابه اصلی‌ترین سرمایه اجتماعی بر خواهد خاست که خیر کثیری را به همراه خواهد آورد.

در یک کلام، حضور دکتر روحانی در قوه مجریه یک فرصت است و تا همین مرحله هم خیر بوده است اما برای تبدیل این فرصت به خیر کثیر، همه نهادهای کشور بخصوص مقام رهبری باید به حمایت از شعارها و برنامه‌های روحانی بپردازند و اجازه دهند که دکتر روحانی با نیروهای مورد قبول خودش، برای اجرایی کردن شعارهای انتخاباتی‌اش، اقدام کند. برخی از اقدامات دیگر از جمله رفع حصرها و آزادی زندانیان سیاسی هم که تصمیم‌گیری در آن زمینه‌ها با رهبری است، برای افزایش اعتماد مردم به نظام و رهبری و نیز در کند کردن شمشیر منتقدان نظام، بسیار ضروری است. تنها در این صورت است که می‌توان به «خیر کثیر» مورد نظر رهبری رسید. یادمان باشد هیچ بعید نیست که انجام این کارها را هم شر بدانیم اما از کجا معلوم که خیر ما در این امر نباشد؟

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر