نسخه چاپی نسخه چاپی

آقایان! باور کنید اتفاقی افتاده است!

جمعه ۴ مرداد ۹۲

 این روزها شاهد اعلام موضع جریانهای متفاوت سیاسی درباره دکتر حسن روحانی هستیم. نکته جالب این ماجرا به اعلام مواضع نیروهای طیف اصولگرا باز می‌‌گردد که وقتی در باره انتخابات روز ۲۴ خرداد امسال حرف می‌‌زنند، آنقدر طلبکارانه سخن می‌‌گویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. از سخنان آقای شریعتمداری که بگذریم (چون نیازمند تحلیل روانکاوانه است نه سیاسی)، اظهارات یکی دو هفته قبل آیت‌‌الله جنتی در خطبه‌‌های نماز جمعه تهران جالب بود که از آقای روحانی خواسته بود او هم مانند احمدی‌‌نژاد عمل کند! امروز هم جناب آقای صدیقی در نمازجمعه تهران در باره وزارت علوم به آقای روحانی سفارش کرد که وزیری انتخاب کند که وضعیت دانشگاه‌‌ها همینجور که هستند، ادامه یابد و خدای ناکرده کسی یا کسانی نیایند که تغییری در وضعیت ایجاد کنند. ظاهرا آقایان باور ندارند که اتفاقی افتاده است.

درباره دیدگاه‌‌های متفاوتی که در باره دکتر حسن روحانی و انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ وجود دارد، شاید بشود جریانها و نگرشهای کلی زیر را از هم تفکیک کرد:

۱-    برخی از مخالفان جمهوری اسلامی، رای آوردن دکتر روحانی را به مهندسی آگاهانه انتخابات از سوی نظام و رهبری نسبت می‌‌دهند و بر این باورند که رهبری با زیرکی، فضای انتخابات را به گونه‌‌ای سامان داد که همه باور کنند که رهبری با رای آوردن آقای روحانی موافق نیست و بنابراین مردم باید به او رای بدهند. دلیل و شاهد اصلی این گروه از تحلیل‌‌گران، مخالفت نکردن رهبری با مواضع و اظهارات آقای روحانی از سویی و نیز حمایت صریح و همه‌‌جانبه دکتر روحانی از رهبری از سوی دیگر و سرانجام مطرح نشدن مطالبات اصلی حامیان آقای روحانی یعنی رفع حصر از آقایان موسوی وکروبی و آزادی زندانیان سیاسی است. اینان با اشاره به برخی از شنیده‌‌های پشت پرده مبنی بر مخالفت رهبری با رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی، چنین تبلیغ می‌‌کنند که همه رای‌‌دهندگان بخصوص اصلاح‌‌طلبان حامی آقای روحانی، فریب خوردند و به کسی رای دادند که پیش و بیش از آن که نامزد و سخنگوی مواضع اصلاح‌‌طلبان باشد، سرباز فداکار رهبری و نظام است.

۲-    گروه دوم را کسانی تشکیل می‌‌دهند که مخالف حاکمیت و نظام هستند ولی بر این باورند که در این انتخابات، نظام قادر به مهندسی انتخابات نبوده است و بنابراین روحانی مانند خاتمی در سال ۷۶ است که علیرغم میل رهبری، پیروز انتخابات شد و از این پس رهبری و نظام مجبور به کار کردن با کسی هستند که تمایلی به رای آوردن وی نداشتند. به اعتقاد این افراد، روحانی «خیرالموجودین» است و رای دادن به او به نفع نیروهای سیاسی در حاشیه بوده  و می‌‌تواند منجر به ایجاد تغییراتی به نفع مخالفان و گامی در مسیر اجرای قانون اساسی باشد. در باور این گروه، فریب مردم از سوی نظام، صحت ندارد و نباید حمایت روحانی از رهبری و رهبری از روحانی را به منزله مهندسی از قبل انتخابات دانست. مگر انتظار داشتیم که این حمایتهای دوجانبه رهبری و دکتر روحانی از یکدیگر را شاهد نباشیم؟

۳-    گروه سوم کسانی هستند که از موضع اصولگرایان افراطی، با روحانی مخالف بودند و قبل از رای آوردن وی در انتخابات، اساسا او را تهدیدی برای نظام و فرصتی برای نیروهای سیاسی مخالف و اصلاح‌‌طلب معرفی می‌‌کردند که طبعا نباید این فرصت ایجاد می‌‌شد. آنان بعد از این که نامزد مورد حمایت آنان رای نیاورد و دکتر روحانی به عنوان نامزد مشترک اصلاح‌‌طلبان، بخشی از اصولگرایان و غالب اعتدال‌‌گرایان، به ریاست جمهوری برگزیده شد،‌ دچار بن‌‌بست تحلیلی شدند و برای اقناع خود و هوادارانشان،‌ صریحا چرخش مواضع داده و دکتر روحانی را یک اصول‌‌گرا معرفی کردند و مدعی شدند که در رای آوردن او، اساسا اصلاح‌‌طلبان هیچ نقشی نداشتند. این گونه ادعاها، صرفا برای ایجاد روحیه در هواداران و برجسته کردن ابعاد اصول‌‌گرایانه مواضع دکتر روحانی مطرح شدند تا بتوانند در مرحله بعد، همکاری احتمالی روحانی با اصلاح‌‌طلبان و گزینش وزرای دولت از میان این طیف را منتفی یا دستکم محدود کنند. اینان نیز بعضا مدعی می‌‌شوند که رای آوردن دکتر روحانی در انتخابات، حاصل تدبیر رهبری است و به همین دلیل، رئیس جمهوری منتخب، تنها مدیون رهبری و مردم است و دیگر نیروهای سیاسی حامی موسوی و کروبی یا همراهان آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی یا اصلاح‌‌طلبان همسو با خاتمی، نباید از دکتر روحانی،‌ سهم بخواهند یا مطالباتی داشته باشند. همین گروه در خبرسازی خود،‌ مطالبی را به نقل از دکتر روحانی منتشر و بازگو می‌‌کنند که در ضمن آن، روحانی خود را اصول‌‌گرا و تابع رهبری و بدون هر گونه دین و تعهدی به هاشمی و خاتمی معرفی می‌‌کند. اینان دائما به دکتر روحانی هشدار می‌‌دهند که به اصلاح‌‌طلبان و فتنه‌‌گران نزدیک نشود و خواسته‌‌های آنان را جدی نگیرد. طبعا می‌‌توان درک کرد که جریانهای افراطی راست، گریزی جز اتخاذ این مواضع و طرح این سخنان ندارند و الا خودشان هم می‌‌دانند که رای اصلی روحانی را همان حامیان هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی فراهم آوردند و دکتر روحانی هم به این واقعیت اذعان دارد و طبعا عمل به وعده‌‌هایش هنگام تبلیغات انتخاباتی و برآورده کردن بخشی از مطالبات این جریانها، امری ضروری است.

۴-    جریان اصلی اصولگرایان که با روحانی رقابت هم کرده بود اینک در تردید به سر می‌‌برد که روابط خود با دکتر روحانی و دولت وی را چگونه تنظیم کند. طبعا اینان با افراطیون طیف اصولگرا از جمله جبهه پایداری و انصار حزب‌‌الله و نیروهای سیاسی تندی که امثال کیهان، آنان را نمایندگی می‌‌کنند، فاصله دارند ولی در عین حال، باید دانست که اینان هم راضی به پیروزی دکتر روحانی نبودند و اینک باید به سازوکاری برسند که هم با دولت تازه‌‌تاسیس، همکاری کنند و هم با کسانی که قبول ندارند و در جمع حامیان دولت روحانی دسته‌‌بندی می‌‌شوند (از جمله حامیان موسوی و کروبی، اصلاح‌‌طلبان، حامیان آقای هاشمی رفسنجانی و امثالهم)، مرزبندی داشته باشند. این وضعیت کمی برایشان تازگی دارد ولی بتدریج وضعیت آنان هم روشن‌‌تر خواهد شد. انتظار می‌‌رود که در جریان رای اعتماد به کابینه دکتر روحانی، اصولگرایان به دو شاخه مشخص تبدیل شوند. گروهی که به سمت افراطیون اصولگرا خواهند رفت و گروهی که به سمت اصولگرایان منتقد و اهل تعامل با دولت روحانی سوق پیدا خواهند کرد.

۵-     جریان عمومی مدافعان آقای روحانی اکنون بر همان تحلیل اولیه خود استوار است. در نزد این نیروها، نظام جمهوری اسلامی متعلق به همه نیروهای سیاسی است و جریانی که در ۸ سال گذشته در صدد حذف نیروهای اصیل انقلاب بر آمد، جریان خطرناکی برای آینده نظام اسلامی بوده که باید به مثابه جریان افراطی، طرد و نفی شود. اینان بر این باورند که دکتر روحانی با رای مردم و دلسوزان نظام از طیفهای گوناگون سیاسی به پیروزی رسیده و فرصتهای تازه‌‌ای را برای نظام اسلامی پدید آورده است که باید از آن استفاده کرد و از جمله با بازسازی اعتماد مردم و با اتخاذ سیاستهای عاقلانه خارجی و تکیه بر تدابیر اقتصادی کارشناسانه، مشکلات نظام را از سر راه برداشت. طبعا توفیق این دولت، به همراهی همه ارکان نظام از رهبری تا مجلس و نهادهای نظامی و امنیتی و جریانهای سیاسی، بستگی دارد و نمی‌‌توان و نباید در کار این دولت در شرایط خاص کشور، کارشکنی صورت بگیرد. نزدیک کردن مواضع خدمت نیروهای سیاسی به یکدیگر، آرمان بزرگ امام راحل بود که مورد توجه این جریان قرار دارد و بنابراین، فرصت روی کار آمدن دکتر روحانی را باید با هدف نزدیک کردن مواضع و عملکرد همه نیروهای سیاسی به یکدیگر، مورد اعتنا قرار داد.

۶-     مواضع اصلاح‌‌طلبان در قبال دکتر روحانی حائز اهمیت است. برخی از اصلاح‌‌طلبان، دارای مواضع تندتری هستند و برخی هم معتدلانه عمل می‌‌کنند. جریان تندروی اصلاح‌‌طلب، مدعی نیست که روی کار آمدن دکتر روحانی حاصل مهندسی انتخابات از سوی نظام است اما در عین حال خیلی امیدوار نیست که بشود کاری کرد. اینان معمولا مطالباتی مانند رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی و آزاد شدن فضای سیاسی و فرهنگی را شاخص موفقیت دولت جدید تلقی می‌‌کنند و در ارزیابی آنان از کارکرد و مواضع دکتر روحانی، این مسائل بسیار مهم و برجسته است. اصلاح‌‌طلبان اعتدال‌‌گرا، ضمن طرح همان مطالبات، شرطی برای دولت جدید مطرح نمی‌‌کنند. از آنجا که سیدمحمد خاتمی به عنوان نماد این طیف تلقی می‌‌شود، می‌‌توان امیدوار بود که جریان عمومی اصلاح‌‌طلبان، عاقلانه و از سر گذشت و خیرخواهی نسبت به نظام عمل کرده و با گشودن درهای آشتی و مفاهمه، به حمایت از دولت روحانی اقدام کند. اینان غالبا از دکتر روحانی انتظارات متفاوت و اختصاصی ندارند و تنها انتظارشان از دکتر روحانی این است که به وعده‌‌های انتخاباتی خود به مردم، عمل کند. در باور این جریان، میزان تهدیدها علیه نظام، آنقدر زیاد و گسترده است که سهم‌‌خواهی از دولت روحانی را نمی‌‌توان با هیچ منطقی توجیه کرد. البته نیروهای سیاسی تندتر این طیف مطالباتی مانند رفع حصر از موسوی و کروبی و آزادی زندانیان سیاسی را پی می‌‌گیرند که در جای خود، اهمیت دارد اما همین افراد هم متوجه هستند که در این زمینه، بدون رسیدن به مرحله‌‌ای از آرامش و اعتماد متقابل، کاری نمی‌‌توان کرد و باید با صبوری و سنجیدگی عمل شود تا پیامدهای ناگوار رخدادهای سال ۸۸ به بعد را بتوان بتدریج ترمیم کرد. حتی افراد زندانی این جریان سیاسی هم معقولانه با مسائل مواجه می‌‌شوند و از هواداران خود می‌‌خواهند که به خاطر آزاد شدن آنان، کاری نکنند که فرصت روی کار آمدن دکتر حسن روحانی از دست برود.

این چند سنخ از موضع‌‌گیری نسبت به دولت روحانی تاکنون قابل شناسایی است اما بعد از برگزاری مراسم تنفیذ و انجام تحلیف در مجلس و معرفی وزرای دولت، این مواضع روشن‌‌تر خواهد شد زیرا انتظار می‌‌رود ترکیب کابینه هم با اعتراض طیفی از اصلاح‌‌طلبان مواجه شود و هم بخشهایی از اصولگرایان به مخالفت با آن برخیزند. شروع به کار دولت روحانی را باید سرفصل مهمی در صف‌‌بندی سیاسی کشور تلقی کرد زیرا چنین به نظر می‌‌رسد که تصویر جناح‌‌بندی گذشته نیروهای سیاسی، در معرض تغییر قرار گرفته و باید ایجاد شکل جدیدی از صف‌‌بندی سیاسی را انتظار کشید.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر