نسخه چاپی نسخه چاپی

چشم امید احزاب به مساعد شدن فضای سیاسی

روزنامه ایران / دوشنبه ۲۲ مهر ۹۲

 در اظهارات روزهای اول دکتر روحانی پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری، مضامینی وجود داشت که برخی آن را به معنای مخالفت ایشان با تحزب تفسیر کردند اما بیشتر به نظر می‌رسد که ایشان در مقام توصیف و آسیب‌شناسی تحزب و فعالیت‌های احزاب سیاسی بودند و بارها با به کار بردن تعبیر «متأسفانه»، نشان دادند که از این وضعیت راضی نیستند. این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که متأسفانه احزاب سیاسی دارای جایگاهی برجسته و محوری در ساختار نظام سیاسی کشور نیستند و به همین دلیل، به عنوان اصلی‌ترین نهادی که در جریان چرخش قدرت میان نخبگان سیاسی، باید نقش بازی کند، شناخته نمی‌شوند. هنوز کم نیستند نهادها و گروه‌های مرجع اجتماعی که بیش از احزاب سیاسی، در جابه‌جایی سیاستمداران نقش دارند و کارکرد حزبی آنان بیش از احزاب رسمی است. بخشی از این واقعیت به پیشینه تاریخی و فرهنگ سیاسی خاص جامعه ایرانی باز می‌گردد اما بخشی از آن هم ریشه در ناکارآمدی سازوکار تحزب در کشور ما و نیز ناتوانی فعالان حزبی دارد.
احزاب سیاسی کشور ما عمدتاً فصلی هستند یعنی در زمان انتخابات، دیده می‌شوند و فعالیت می‌کنند و در بقیه ایام، از صحنه غایبند. همچنین بسیاری از آنان به عنوان احزاب دولتی شهره‌اند زیرا به هنگام حاکمیت دولتی خاص و با حمایت همان دولت، تأسیس شدند. بسیاری از این احزاب در حد داشتن دفتر مرکزی در تهران فعالیت می‌کنند و از داشتن شاخه‌های استانی و شهرستانی محرومند. کم نیستند احزابی که به صورت محافل قدرت در آمده‌اند و فاقد تشکیلاتی منظم و فراگیر هستند. تربیت کادرهای سیاسی مورد نیاز و مدیران کارآمد، به صورت جدی در دستور کار بسیاری از این احزاب سیاسی قرار ندارد و در تهیه برنامه‌های مدون اداره کشور، ناتوانند. برای فعال شدن احزاب سیاسی در کشور، چند نکته زیر قابل تأمل است:
اول – مسئولان باید با توجه به دستاوردهای متعدد احزاب سیاسی برای نظام، به مفید بودن فعالیت احزاب سیاسی معتقد بشوند و برای رونق بازار تحزب تلاش کنند.
دوم – احزاب سیاسی همسو با یکدیگر، مذاکره و همفکری برای رسیدن به چند حزب سراسری در کشور را آغاز کنند و به جای تکثر و تعدد احزاب سیاسی همسو، با ادغام و ائتلاف و یکی شدن بسیاری از این احزاب، راه را برای ایجاد حزب واحد قدرتمند در هر یک از جبهه‌های سیاسی موجود هموار سازند.
سوم – قانون جرم سیاسی در اسرع وقت تهیه و تصویب و اجرا شود تا رسیدگی به تخلفات احزاب هم در چارچوب همان قانون، شدنی باشد. متأسفانه امروز به دلیل نبودن قانون جرم سیاسی، حتی با تخلفات احتمالی احزاب سیاسی قانونی هم به عنوان یک جرم امنیتی مواجه می‌شویم که اصلاً منطقی نیست.
چهارم – احزاب سیاسی موجود – و چه بهتر پس از متحد و یکی شدن احزاب همسو – باید به افزایش توان انسانی، آموزش درون تشکیلاتی، عضوگیری گسترده و کادرسازی، تدوین برنامه، ایجاد شعب در سراسر کشور و فعالیت در طول سال، توجه جدی نشان دهند تا از فصلی و محلی و محدود بودن فعالیت‌های خود خارج شوند.
سرانجام آن که احزاب و گروه‌ها در وضعیت کنونی، چشم‌انتظار مساعد شدن فضای سیاسی کشور برای گسترش فعالیت‌های قانونی خود هستند و صحبت‌هایی که این روزها در جراید درباره از سرگیری احتمالی فعالیت برخی از احزاب سیاسی منتشر شده، نویدبخش جان گرفتن دوباره احزاب در کشور است.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر