نسخه چاپی نسخه چاپی

به بهانه توقیف روزنامه «بهار»

روزنامه ایران / سه‌شنبه ۷ آبان ۹۲

 رسانه‌ها از توقیف روزنامه بهار خبر دادند و مسئولان امر علت آن را تذکرات یک سال گذشته هیأت نظارت بر مطبوعات به این روزنامه و نیز چاپ همان نوشته‌ای اعلام کردند که این روزها موجب جنجال‌هایی شده است. در این باره چند نکته را قابل تأمل می‌دانم:
۱- مطبوعات قطعاً یکی از منابع قدرت اجتماعی محسوب می‌شوند و به همین دلیل حتماً باید بر آنها هم نظارت وجود داشته باشد. این نظارت به معنای سلب آزادی مطبوعاتی نیست بلکه بخشی از قوانین و سازوکارهایی است که برای کنترل قدرت مطبوعات و ضایع نشدن حقوق شهروندان و حقوق اجتماعی آنها ضروری است.
۲- در عین حال باید دانست که تعطیلی یک روزنامه، مجازات نیست بلکه مرگ آن است و به همین دلیل باید آخرین و کامل‌ترین مجازاتی باشد که برای یک روزنامه تعیین می‌شود. تذکر، توبیخ، اخطار، جریمه مالی، تغییر مدیرمسئول و تعطیلی موقت، مجازات‌هایی هستند که پیش از تصمیم به تعطیلی یک روزنامه باید مورد توجه باشند.
۳- با فرض این که هیأت نظارت بر مطبوعات رأساً می‌تواند به توقیف نشریه‌ای رأی بدهد، برای اعضای هیأت نظارت بر مطبوعات، اصل اولیه باید تداوم انتشار مطبوعات باشد مگر این که مراحل قبلی درباره آن نشریه طی شده باشد. اگر تصمیم به توقیف کردن یک روزنامه گرفته باشیم، یافتن دلیل برای این اقدام چندان سخت نیست.
۴- روزنامه بهار در انتشار مقاله مورد مناقشه، بی‌تدبیری کرد زیرا آن مقاله دارای مضامین کلامی مورد اختلافی است که بحث درباره آن متناسب با نشریات تخصصی و در حوزه کار خواص است و طبعاً درج آن در جایگاه سرمقاله و در یک روزنامه عمومی، قابل دفاع نیست. آن مقاله می‌توانست در صفحات اندیشه و به همراه نظرات مخالف منتشر شود و اصلاً به این میزان، حساسیت ‌برانگیز نباشد.
۵- تجربه ۸ ساله دولت اصلاحات، باید مدنظر اهالی مطبوعات باشد. در آن سال‌ها برخی از نویسندگان بدون رعایت برخی از ارزش‌ها و اصول و به نام بهره‌برداری از آزادی، اقدام به تندروی کردند و با نوشتن و انتشار برخی مطالب قابل خدشه، علما و روحانیون و محافل دیندار را حساس و زمینه برخورد قضایی با مطبوعات را فراهم کردند. هیچ دلیلی ندارد که اصلاح‌طلبان دفاع از دین و دینداری را به دیگران واگذارند و نسبت به این مقولات از خود حساسیت نشان ندهند.
۶- اذعان سریع مسئولان روزنامه بهار به خطای خود و عذرخواهی آنان از خوانندگان و اقدام داوطلبانه برای توقف انتشار روزنامه و طبعاً آمادگی آنان برای جبران مسأله از طریق انتشار نقدهای وارده به مقاله مذکور، حتماً باید به مثابه علل مخففه جرم مورد توجه هیأت نظارت بر مطبوعات قرار می‌گرفت.
۷- در صورتی که اهالی مطبوعات دارای «نظام صنفی مطبوعاتی» بودند، به این گونه تخلفات در درون صنف رسیدگی می‌شد و از ارجاع آن به قوه قضائیه حتماً جلوگیری به عمل می‌آمد. امیدواریم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هر چه سریع‌تر به تشکیل نظام مطبوعاتی مبادرت کند و راهکار نظارت درون‌صنفی را پدید آورد.

۸- تعطیلی یک روزنامه در دولت دکتر حسن روحانی، حادثه خوشایندی نیست و با انتظارات اهالی مطبوعات از ایشان انطباق ندارد. خوب است که در این زمینه، مداخله‌­ای مصلحت‌­اندیشانه صورت گیرد و دست‌کم تعطیلی این روزنامه به «تعطیلی موقت» تبدیل شود. در آن صورت روزنامه بهار به حیات خود ادامه خواهد داد و تعطیلی موقت را به عنوان مجازات بی­‌تدبیری مدیران خود خواهد پذیرفت.

تذکر: قسمت قرمز در روزنامه ایران منتشر نشد.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر