نسخه چاپی نسخه چاپی

اخلاق و سیاست

روزنامه ایران / پنجشنبه ۳۰ آبان ۹۲

سیاست، حوزه‌ای است که با قدرت سر و کار دارد و سیاستمدار، انسانی است که معطوف به قدرت عمل می‌کند. نوع عملکرد هر سیاستمدار به نوع نگرش وی به قدرت وابسته است یعنی اگر قدرت را «هدف» بداند، به گونه‌ای عمل می‌کند و اگر قدرت را « ابزار» تلقی کند، رفتارهای دیگری خواهد داشت. طبعاً در نگاه هدف‌انگارانه از قدرت، احتمال عدم رعایت اخلاق بیشتر می‌شود ولی در نگرش ابزارانگارانه از قدرت، ارزش‌ها و اهداف بزرگ‌تری وجود دارند که عمل سیاسی معطوف به قدرت، در واقع پیگیر تحقق آن ارزش‌ها و اهداف برتر است و بنابراین می‌توان امید داشت که اخلاق در این نگرش، بیشتر رعایت شود.
اسلام و انقلاب اسلامی مروج آن نگرشی از سیاست است که قدرت را هدف نمی‌داند. سیاستمدار مسلمان، قدرت را ابزار خدمت به خلق و اهرم اجرای عدالت و مقدمه تحقق ارزش‌ها تلقی می‌کند و به همین دلیل، نه در کسب قدرت، به هر وسیله‌ای متوسل می‌شود و نه در حفظ قدرت، انجام هر کاری را مجاز می‌داند و نه در صورت از دست رفتن قدرت، بی‌تاب می‌شود و همه چیز را از دست رفته تصور می‌کند.
علی‌رغم این گونه تلقی نظری، متأسفانه در عمل شاهد هستیم که اخلاق در حوزه سیاسی، چندان رعایت نمی‌شود و نیروهای سیاسی فعال در جامعه گاهی مبادرت به اقداماتی می‌کنند که چندان اخلاقی نیست. اشکال از آنجا ایجاد می‌شود که شماری از فعالان سیاسی، بتدریج جایگاه «هدف» و «ابزار» را فراموش می‌کنند و قدرت را هدف می‌پندارند. آنان در آغاز راه، انگیزه فعالیت خود را خدمت به مردم و اجرای ارزش‌های اسلامی می‌دانند و واقعاً هم ممکن است نیت آنان خیر باشد اما در مسیر کسب قدرت یا حفظ آن، بتدریج هدف اصلی را فراموش کرده و «قدرت» را در جایگاه «ارزش» می‌نشانند.
حضرت آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمودند «مرد آن است که سیلی دوم را برای خدا بزند.» سیلی اول را خیلی‌ها ممکن است برای خدا بزنند اما وقتی سیلی اول را زدید، بلافاصله ممکن است به شما هم سیلی بزنند یا اهانت کنند و از آن پس، شما هم خدا را فراموش خواهید کرد و سیلی دوم را از سر خشم یا خنک شدن دل خودتان یا انتقام خواهید زد. قدرت هم چنین است. شاید خیلی از افراد به قصد خدمت به سراغش بروند اما بتدریج همین وسیله را هدف بپندارند و همه اخلاقیات و ارزش‌های دینی را در پای آن فدا کنند.
بسیاری از کسانی که فضای سیاسی کشور را به دروغ و تهمت آلوده کرده و هرگونه دشمنی با دیگران را جایز می‌شمارند و حد دشمنی با دیگران را نگه نمی‌دارند و دشمنی و رقابت با دیگران آنان را از جاده عدالت خارج می‌کند، متأسفانه از همین افرادی هستند که روزی قرار بود قدرت برای آنان ابزار باشد اما اکنون هدف شده است.
بر همه سیاستمداران واجب است که ماهیت قدرت و طنازی‌های آن را بشناسند و هر چند گاه خود را محاسبه کنند تا خدای ناکرده، قدرت را خدای خود قرار نداده باشند و به پرستش قدرت نرسیده باشند. رعایت نکردن ارزش‌های دینی و اخلاقیات در کسب قدرت و در هنگام قدرتمندی و به هنگام از دست دادن قدرت، بزرگ‌ترین دلیل و نشانه قدرت‌پرستی است.

No related content found.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر