نسخه چاپی نسخه چاپی

ما و قطعنامه‌های حقوق بشر

روزنامه ایران / پنجشنبه ۱۴ آذر ۹۲ 

اخیراً برای چندمین بار، قطعنامه‌ای در سازمان ملل به تصویب رسید که در آن جمهوری اسلامی به عنوان یک کشور ناقض حقوق بشر قلمداد شده است. طبعاً برای ما خوشایند نیست که با این گونه برخوردها مواجه شویم و در حالی که مرام و هدف و آرمان ما تأمین حقوق مردم و رعایت کرامت‌هایی است که اسلام به انسان بخشیده، می‌رنجیم که تصویری ضدحقوق بشری از ما در جهان ترسیم شود.
این درست است که «بانی این قطعنامه‌ها، معمولاً کشورهایی هستند که با ما دشمنند و خودشان هم موارد فراوان نقض حقوق بشر را در کارنامه خود دارند».
با این نکته هم نمی‌شود مخالفت کرد که «یکی از ریشه‌های ادعاهای مطرح شده در مقوله حقوق بشر به «اختلاف مبنایی» میان غرب و جهان اسلام در این حوزه مربوط می‌شود».

با این مسأله هم موافقیم که «استناد به ادعاهای مغرضانه و دروغ عناصر ضدانقلاب از منافقین گرفته تا سلطنت‌طلب‌ها، مهم‌ترین منبع گزارش‌نویسان حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی است».
حتماً این را هم قبول داریم که اگر سیاست‌های جمهوری اسلامی خوشایند غربی‌ها بود، آنها هیچ قطعنامه‌ای را علیه ایران پیشنهاد نمی‌کردند همان گونه که حاضرند چشم خودشان را بر عملکرد ضدحقوق بشری بسیاری از کشورهای متحد خود ببندند.
در عین حال باید خودمان در درون کشور و بدون آن که بویی از انفعال داشته باشد، درباره رعایت حقوق بشر، اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی، تدوین حقوق شهروندی و مواردی از این دست، حساس باشیم و خودمان بیش از دیگران جانبدار اجرای قوانینی باشیم که حقوق مردم ما را در همه حوزه‌ها تضمین می‌کند. البته برای ما که مدعی همه خوبی‌ها برای تمام بشریت در کل جهان هستیم، قطعاً شایسته نیست که در موضع تهمت قرار بگیریم و دشمنان ما از طریق توسل به برخی ضعف‌های درونی، تصویر ناجوری از نظام ما در دنیا ارائه کنند اما از آن مهم‌تر این است که ما مسلمانیم و اسلام را مدافع کرامت انسانی و حقوق بشر می‌دانیم و مردم خودمان بیش از دیگران مستحق برخورداری از این نعمت الهی هستند و بنابراین حق نداریم این موهبت را از مردم خود دریغ کنیم.
سال‌ها قبل با حمایت رئیس قوه قضائیه، کمیسیون حقوق بشر اسلامی در کشور تشکیل شد که کارش نظارت بر ارکان نظام در زمینه اجرای حقوق بشر بوده است. همچنین از سوی چندین رئیس جمهور در دوره‌های متعدد، گروه‌هایی شکل گرفتند که کارشان زمینه‌سازی برای عملی شدن تمامی اصول قانون اساسی از جمله فصل مربوط به حقوق ملت بود. تدوین منشور حقوق شهروندی که این روزها مطرح شده، یکی دیگر از تلاش‌های نیروهای درون نظام برای رعایت حقوق بشر در کشور است. همه این تلاش‌ها، بیانگر وجود یک نیاز و خواست و نیز عزمی درونی برای هر چه بهتر اجرا شدن قانون و تأمین حقوق بشر در کشور است. این تلاش‌ها را باید تقویت و برای نهادینه کردن آن باید برنامه‌ریزی کرد اما پیش‌فرض اصلی ما در این گونه اقدامات باید این باشد که رعایت حقوق بشر، اساس اعتقادات و تعالیم دین ما را تشکیل می‌دهد و بدون آن که دفع اتهام دیگران مدنظر ما باشد، خودمان هم به رعایت حقوق شهروندان ملزم باید بمانیم. اگر این گونه شود، ما بیش از دیگران از مسئولان و صاحبان قدرت، مطالبه رعایت قانون و حقوق شهروندی را خواهیم کرد و دهان دشمنان را هم خواهیم بست.

Share and Enjoy


یک نظر در ”;ما و قطعنامه‌های حقوق بشر“

  1. کاوه می‌گوید

    به نظر می‌رسد شکوهی گرامی، اجرای حقوق بشر را مسئله‌ای در حد سعی کردن و تلاش کردن انگاشته‌اند و گویا اگر سعی شود مقصود حاصل است اما مواردی از آنچه موانع جدی بر سر راه اجرای نسبی حقوق بشر در ایران است (حداقل در حد کشورهای دیگری که مجری این حقوق هستند) را لیست می‌کنم. آیا در میان انقلابیون اسلامی حتی کمی عزم برای زسیدن به رفع این موانع هست یا نه؟
    ۱- چرا در ایران کارگر و کارمند حق اعتصاب ندارد؟ مگر کارگران یکی از ارکان اصلی پیروزی انقلاب نبودند؟چرا کارگران حق تشکل خودساخته و نه دولت‌ساخته را ندارند؟… چرا کارگر حق اعتراض به حقوق نصف خط فقر خود را ندارد؟ مگر این درآمد نابود کننده کرامت انسانی – اسلامی وی و خانواده‌اش نیست؟ و این در حالتی است که بخشهای بزرگی از کادرهای انقلاب اسلامی امکان برخورداری از درآمد در حد برخورداری از زندگی شایسته را براحتی و فقط بخاطر نزدیکی به مراکز قدرت سیاسی دارا هستند… آیا امکان دادن این حق طبیعی مندرج در اعلامیه حقوق بشر به کارگران ایران را دارید؟ خوب وقتی قرار است بانکها و مراکز مالی از سود تضمینی ۳-۴۰ درصد سالیانه یرخورد باشند طبیعی است که این حق طبیعی کارگر باید پایمال شود. من بعید می‌دانم بتوانید کاری کنید … لطفا از اجرای حقوق بشر حرف نزنید، کرامت انسانی واسلامی کارگر ایرانی که جای خود دارد…
    ۲- چرا در ایران بعضی اقلیت‌های مذهبی از حقوق انتخاب شدن در بعضی مشاغل مهم محرومند؟ جمهوری اسلامی سعه صدر دادن این حق اولیه به حداقل مسلمانان سنی را دارد؟
    ۳- چرا بهائیان این همه فقط به خاطر بهایی بودن مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند؟ من خود در دوره‌ای از عمرم از طرف انجمن حجتیه در جلسات بهاییان در تهران شرکت می‌کردم و هیچ مورد خلاف اخلاق و عفت یا توهین به اسلام و…از آنها ندیدم. چرا اینان را این همه آزار می‌دهید؟
    باور می‌کنید که در مدارس کشورهای اروپایی برای دانش‌آموزان معتقد به هر مذهبی زنگ تدریس تعلیمات دینی همان مذهب و به هزینه دولت فراهم می‌شود و اگر دانش‌آموزی نخواهد بخاطر عقاید مذهبی از غذای تهیه شده همگانی مصرف کند، برای آنان هر روزه غذای سرد و از گوشت حلال تهیه می‌شود … چرا شکوهی عزیز که می‌گوید ما در اسلام خودمان حفظ کرامت اسلامی را داریم، به این بی‌احترامی و بی‌حقوقی اقلیتهای مذهبی در ایران اشاره‌ای نمی‌کنند؟
    ۴- چرا پناهندگان در ایران از اولیه‌ترین حقوق داشتن امکان تحصیل فرزندانشان محرومند؟ چرا فرزندان خانواده‌ای که از زن ایرانی و مرد خارجی به دنیا آمده‌اند از بسیاری از حقوق محرومند؟ آیا جمهوری اسلامی سعه صدر دادن این حقوق را به این صاحبان حق دارد؟
    دلایل بی‌حقوقی‌های ذکر شده بالا که تنها اشاره‌ای به حقایق بسیاری از بی‌حقوقی بسیاری از ایرانیان و غیرایرانیان مقیم در ایران است، در مواردی سودجویی بی‌حد و حصر سرمایه‌داران دولتی و غیردولتی و در مواردی نداشتن سعه صدر و فزهنگ عدم تحمل نظرات مخالف و…است.
    جناب شکوهی! شما خود قضاوت کنیدآیا دولتمردان ما توان ایحاد تغییرات مادی و معنوی برای اجرای مبانی حداقلی حقوق بشر در حد کشورهای اروپایی و … را دارند؟… کرامتهای انسانی مندرج در قران و حدیث را ما از خیرش می‌گذریم.

اضافه کردن نظر