نسخه چاپی نسخه چاپی

انتخابات مجلس و سردرگمی اصلاح‌طلبان

روزنامه سیاست روز / یکشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۰

دیروز عصر وقتی اخبار خبرگزاری فارس را مرور می‌کردم، در کمال تعجب با چندین خبر انتخاباتی از سوی چندین شخصیت اصلاح‌طلب مواجه شدم که توجه مرا به خود جلب کرد. اگر از این نکته بگذریم که در مدتهای اخیر در این خبرگزاری، انتشار این گونه خبرها مشاهده نمی‌شد، محور خبرهای منتشره هم جالب توجه بود و آن درخواست ضمنی از اصلاح‌طلبها برای شرکت در انتخابات مجلس بود. البته نمی‌دانم تاکنون این افراد مصاحبه خود با این خبرگزاری را تکذیب کرده‌اند یا نه اما شما ابتدا به عناوین این خبرها توجه کنید تا بنده حرف اصلی خودم را بزنم.

– حجت‌الاسلام شکوری عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی: تحریم انتخابات در نظام مدنی بی‌معناست و اصلاح طلبان معتقد به تحریم نیستند.

– قنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس: تحریم، خواست دشمن است و اصلاح‌طلبان حضور گسترده در انتخابات را تکلیف می‌دانند.

– با صدور بیانیه انتخاباتی شماره یک عنوان شد: دعوت «ائتلاف اصلاح‌طلبان جوان» از «اصلاح‌طلبان متعهد» برای حضور در انتخابات مجلس

– شورای هماهنگی جبهه اصلاحات چگونگی حضور در انتخابات را بررسی می‌کند.

– برای رایزنی درباره نحوه حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس، اعضای فراکسیون اقلیت به دیدار شخصیت‌های مطرح سیاسی می‌روند.

– نوروززاده عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی: جبهه اصلاحات باید حضوری گسترده در انتخابات مجلس نهم داشته باشد.

– سید مهدی موسوی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی: عدم شرکت گروه‌ها در انتخابات «حذف از عرصه سیاست» را درپی خواهد داشت.

واقعیت این است که جریان اصلاحات هنوز تکلیف خود را نمی‌داند و تردید دارد که در انتخابات باید شرکت کند یا نه؟ منظور من این است که این گروه بعد از رخدادهای سال ۸۸ تاکنون، در بستر آزمایش مجدد قرار نگرفت و معلوم نیست که نوع رابطه خودشان با نظام را چگونه باید تنظیم ‌کنند. هنگامه تبلیغات انتخاباتی که می‌رسد مخالفان، آنان را وابسته به دشمن معرفی می‌کنند. خودشان خود را دلسوزتر از دیگران برای سرنوشت انقلاب می‌دانند و انتظار برخورد یکسان دارند. در میان آنان کسانی یافت می‌شوند که بدون هر پیش‌شرطی به شرکت در انتخابات حکم می‌کنند و در عین حال، برخی از آنان با شرط و شروط راضی به شرکت در انتخابات هستند. برخی از آنان منتظر دستور تشکیلاتی مانده‌اند و برخی دیگر تصریح می‌کنند که جریان اصلاح‌طلبی در انحصار این تشکلها نیست و خودشان باید تصمیم بگیرند. تعدادی از آنها میل به تحریم انتخابات دارند و تعدادی دیگر به مشارکت جدی در انتخابات و حضور در مجلس شورای اسلامی می‌اندیشند. برخی از آنها معتقدند که باید با همان عنوان اصلاح‌طلبی وارد رقابت انتخاباتی بشوند و برخی دیگر می‌گویند باید اسم و عنوان تازه‌ای برای خود دست و پا کنند. هستند اصلاح‌طلبانی که معتقدند وضع تهران با دیگر شهرستانها فرق دارد و نباید سران تشکلهای اصلاح‌طلب در تهران بنشینند و برای کل اصلاح‌طلبهای کشور تصمیم بگیرند. گروهی می‌گویند انتخابات را باید تحریم کرد و لیست هم نداد و برخی دیگر معتقدند که حتی اگر نتوانیم فهرست انتخاباتی بدهیم اما حق نداریم انتخابات را تحریم کنیم. برخی می‌گویند طرفداران ما میل به مشارکت ندارند و بنابراین هر اصلاح‌طلبی که در انتخابات شرکت کند، پیشاپیش شکست خورده است و برخی دیگر می‌گویند با تبلیغ و ایجاد شور انتخاباتی می‌توان هواداران اصلاحات را به صحنه آورد.

هنوز هم می‌توان با ذکر مواردی دیگر نشان داد که رابطه اصلاح‌طلبها با نظام و نظام با اصلاح‌طلبها خیلی روشن نیست و همین امر آنان را دچار سردرگمی کرده است. این ابهام باید روشن شود و طبعا صاحبان قدرت یعنی مسئولان که دارای قدرت تصمیم‌گیری بیشتری هستند و نحوه برخورد خود با جریان اصلاح‌طلب را می‌توانند مطابق قانون تنظیم کنند، بیش از خود اصلاح‌طلبها در روشن کردن این وضعیت و تعیین تکلیف این جریان می‌توانند نقش بازی کنند. آیا اصلاح‌طلبها به عنوان بخشی از بدنه نظام و جامعه، به رسمیت شناخته می‌شوند؟ پاسخ به این سئوال، بسیاری از مسائل از جمله نحوه شرکت اصلاح‌طلبها در انتخابات مجلس شورای اسلامی را روشن خواهد کرد.

تذکر: این یادداشت در روزنامه سیاست روز با نام مستعار «علی اشرفی» منتشر شد.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر