نسخه چاپی نسخه چاپی

متاسفانه برای اخلاق، مبانی مستقل عقلی قایل نشدیم

گفتگوی علی شکوهی با شفقنا (پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه)

علی شکوهی، روزنامه نگار با ابراز نگرانی از وضعیت اخلاق در جامعه، بیشترین نقش در تربیت اخلاقی جامعه را متوجه عالمان و حکومت ها دانست و یادآور شد: نمی توان به دلیل وجود افرادی که فراتر از سنتهای اجتماعی و مناسبات حاکم بر جامعه، خود را تربیت کرده اند و می توانند جامعه سازی کنند، این تفکر را تعمیم داد و تصور کرد پس از طریق توجه صرف به افراد میتوان جامعه را ساخت. او به تاثیر شیوه های تبلیغی قدرت های جهان اشاره کرد و با انتقاد از آنچه داخل ایران رخ می دهد، بیان کرد: نسل های قبلی در انتقال مفاهیم فرهنگی به نسلهای جدید ناکام مانده اند. در این بستر لیز، آماده و بی هویتی که به هر دلیلی در جامعه مشاهده می شود، متاسفانه زمینه برای اثرگذاری دیگران بسیار بالا رفته است؛ آن هم جریانی که نفسانی ترین فرهنگ را با پیشرفته ترین تکنولوژی و پیچیده ترین تکنیک ارائه می دهد.

شکوهی در گفت وگو با شفقنا: متاسفانه برای اخلاق، مبانی مستقل اخلاقی قایل نشدیمعلی شکوهی، روزنامه نگار در گفت وگو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) در توضیح چگونگی احیای اخلاق در جامعه و نقش افراد در این زمینه بیان کرد: در جوامع به هم پیوسته کنونی که سرنوشت همه ملت­های دنیا و همه اقشار اجتماعی درون یک کشور به طور جدی به هم پیوند می‌خورد، افراد را در چارچوب اخلاق فردی نمی‌توان تعریف کرد. اخلاق با نگاه فردی – روان‌شناسانه قابل تبیین و تعریف نیست و قطعا نوعی نگاه جمعی – جامعه‌شناسانه احتیاج است تا دستاوردی در جهت یافتن راه‌هایی برای احیای اخلاق در جامعه داشته باشد. به همین دلایل بحث اخلاق را در حوزه تربیت افراد به مفهوم شخص و فرد نباید متمرکز کرد و سهم عوامل اجتماعی در احیای اخلاقیات و از بین بردن موانع تحقق ارزش های اخلاقی را باید مضاعف دید.او معتقد است: با این نگاه اگر در جامعهای مثل ایران و فرهنگ عمومی میان افراد، از بزرگان گرفته تا نسل جوان، بداخلاقی یا ناکامیهایی در احیای ارزش های اخلاقی مشاهده شد، علل و ریشه­‌های آن را باید کمتر به رفتارهای فردی انسان ها و بیشتر به آن وضعیت اجتماعی ارجاع داد که طی چند دهه بر کشور حاکم بوده است.

شکوهی در ایجاد بداخلاقی های اجتماعی و فردی و نیز گزینش راه­‌حل هایی که بتوان بر این بی اخلاقیها غلبه کرد، رویکردهای جمعی- جامعه شناسانه را بر رویکردهای فردی-روانشناسانه ارجح دانست و افزود: در این راستا نقش اجتماع پررنگ­تر است. چگونگی تبیین و تحلیل سهم فرد یا جامعه در هر حادثهای از دغدغههای تاریخی بشر است. ممکن است گاهی این پاسخ داده شده باشد که باید آدم ها را به مثابه اجزای اصلی جامعه ساخت که به تبع آن جامعه هم خود به خود ساخته خواهد شد. همین تفکرات وقتی به دنبال فردسازی میروند، به دلیل متوجه شدن تاثیرگذاری تمام تصمیمات جمعی و نهادهای عمومی بر خلقیات انسان ها مجددا به جامعه باز میگردند و تاثیر تصمیمات جمعی را مهم­تر از افراد قرار میدهند.

او با اشاره به وجود نخبگانی که یک فرد هستند اما به دلیل توانایی­های خود، بر مناسبات اجتماعی غلبه میکنند، اظهار کرد: این گونه افراد میتوانند جامعه را هدایت کنند اما اندیشه و اخلاق غالب مردم تحت تاثیر فضای عمومی جامعه شکل میگیرد. نمی توان به دلیل وجود افرادی که فراتر از سنتهای اجتماعی و مناسبات حاکم بر جامعه، خود را تربیت کرده­اند و میتوانند جامعه­سازی کنند، این تفکر را تعمیم داد و تصور کرد پس از طریق توجه صرف به افراد میتوان جامعه را ساخت.

شکوهی با تاکید بر اهمیت فرد بر اهمیت بیشتر نقش جامعه در شرایط و وضعیت فعلی، گفت: جز نخبگان که سهمشان در شکل­‌دهی مناسبات اجتماعی، اخلاق و فرهنگ جامعه وسیع­تر است، اکثریت مردم را فهم غالب و اخلاق حاکم بر جامعه رنگ و شکل میدهد.

او با اشاره به وضعیت امروز ایران، به بیان روایتی پرداخت و گفت: در روایات آمده است که «اگر در جامعهای دو قشر صالح باشند، آن جامعه صالح خواهد شد؛ عالمان و حاکمان». در روایتی دیگر نیز گفته می شود که «مردم به حاکمان شبیه­‌ترند تا به پدران خود» بنابراین این روایات می توان گفت اثرپذیری مردم از محیط اجتماعی و ساختار حکومت بسیار بیشتر از خانواده است. در روایتی از امام سجاد(ع) نیز آمده است که از خداوند تشکر و سپاسگزاری میکنند که در یک خانواده مسلمان به دنیا آمدهاند یعنی حتی امام معصوم هم اثرگذاری محیطهای غالب اجتماعی مثل جامعه، حکومت و خانواده را بر اخلاق، دین و اعتقادات فردی خود مهم میدانند.

شکوهی با تاکید بر اینکه سلوک فردی و حکومتی عالمان و حاکمان، اولین نکتهای است که بر فرد و وضعیت اخلاقی امروز جامعه اثر دارد، اظهار کرد: با در نظر گرفتن این نکته که در جمهوری اسلامی، حساب عالمان و حاکمان از هم جدا نیست و به این دلیل که حکومت به نام دین و روحانیت است، هر اتفاقی که رخ دهد هم­زمان به حساب دین و حکومت با هم گذاشته میشود، اهمیت این مطلب را بهتر می توان درک کرد. در چنین فضایی اثرپذیری مخاطبان عمومی جامعه و مردم از عالمان و حاکمان به صورت مضاعف است بنابراین اثرگذاری سلوک فردی و شیوه حکومتی عالمان و حاکمان و حکومتی که به نام حکومت دین بنا شده، بر اخلاق مردم بسیار بیشتر است.

او ادامه داد: البته ممکن است گفته شود که بسیاری از این عالمان و حاکمان به صورت فردی خوب هستند، شاید به تعبیری بتوان پشت آنها نماز خواند اما به گمان من اجتماع فقط حاصل جمع افراد نیست؛ مسایل اجتماعی از مسایل جمع افراد متفاوت است و قوانین و مناسبات اختصاصی خود را دارد. به طور مثال ممکن است مردم ضعفی که در این عالمان و حاکمان وجود دارد را ندانند یعنی مثلا اگر تجمل­‌گرایی در بین خانواده مسوولان و عالمان ما رونق یافته باشد، حتی اگر مردم این را ندانند و نبینند اما تاثیر وضعی خود را بر خانواده ها و جامعه خواهد گذاشت. یکی از نتایج این اثرگذاری این است که تاثیر تبلیغی حکومت و عالمان را کاهش میدهد. به تعبیری دیگر نمیشود که خود در رفاه غرق باشند و از مردم انتظار در سادگی زیستن را داشته باشند یا در اوج مصرف‌­زدگی باشید و از مردم انتظار قناعت داشته باشید.

شکوهی عامل موثر دیگر در این زمینه را یک کاسه شدن اخلاق و دین با یکدیگر دانست و افزود: متاسفانه ما برای اخلاق، مبانی مستقل اخلاقی قایل نشدیم و گمان کردیم چون اخلاق ریشه در دین دارد و دین مقوم اخلاق است، گویی منشا اخلاق فقط دین است. در حالی که اخلاق، منشا مستقل دارد و می توان زندگی دینی نداشت اما زیست اخلاقی داشت بنابراین ما با یکی کردن این دو، معضل درست کردهایم. به عبارتی به مردم گفتیم که فقط میتوانید دیندار باشید تا اخلاق­‌مدار هم شوید، در حالی که ممکن است به هر دلیلی مردم از دینداری امروز ما زده شده باشند اما چرا به خود آسیب زنند و زندگی اخلاقی خود را نداشته باشند؟  چرا یک جوان باید فکر کند که برای دهن­‌کجی به مسوولان باید معتاد شود یا به دنبال گناه بگردد؟ اگر کسانی برای رفتارهای اخلاقی خود، هیچ پایه مستقل عقلی نداشته باشند و تصور کنند اخلاقی عمل کردن، دینی عمل کردن است، در آن صورت اگر دین گریز شوند، غیر اخلاقی هم عمل خواهند کرد.

او با تاکید بر اینکه این آفت باید درمان شود، گفت: باید به جامعه گفت که اخلاق، ریشههای مستقل عقلانی دارد و حتما نیاز نیست که دیندار باشید تا اخلاقی عمل کنید؛ البته اگر دیندار باشید، مبانی مستقل عقلی اخلاق هم تقویت و باورهای اخلاقی، درونی و نهادینه میشوند.

شکوهی با بیان اینکه دین در مبانی اعتقادی و فکری­ خود اصرار دارد که انسان، پیامبری درونی به نام عقل دارد، خاطرنشان کرد: از طرفی مفاهیمی به نام مستقلات عقلیه نیز وجود دارد و علما نیز بحث مفصلی تحت عنوان حسن و قبح عقلی امور دارند بنابراین دیگر نیاز نیست که خداوند گفته باشد که عدالت خوب است زیرا عدالت فی­‌نفسه خوب است و چون خوب است، خداوند گفته است. از این رو نیاز نیست که حتما دین گفته باشد که دزدی، قتل، زنا و دهها گناه دیگر بد هستند زیرا عقل هم به خودی خود تشخیص میدهد که این کارها بد هستند و چون بد هستند، دین هم گفته است که این گناهان را انجام ندهید. دین پایه عقلی محکمی برای اخلاق مستقل فراهم کرده است اما برای اینکه اجرایی­‌تر و درونی­‌تر شود، پایههایی را در دین تدارک دیده است تا همین اخلاق مستقل از دین، از منظر ذاتی و عقلی دانستن حسن و قبح امور،  پذیرفتنی­‌تر شود.

او با اشاره به وصیتنامه امام علی(ع) به امام حسن(ع) خاطرنشان کرد: امام علی(ع) در وصیت به امام حسن(ع) میفرمایند که «اینطور نباشد که دیگران عمل به قرآن کنند اما شما عمل به قرآن نکنید» البته منظور از دیگران، غیرمسلمانان هستند. بعضی مفسران معتقدند که این جمله امام علی(ع) نشان میدهد اگر کسی بر اساس عقلانیت، اخلاق و سنتهای الهی عمل کند، به قرآن و دین عمل میکند. بنابراین اگر در غرب نظم را میبینید که منجر به نتایجی میشود، یعنی اینکه به قرآن عمل میکنند. اگر شما در جامعه خود که به نظم سفارش شده، منضبط عمل نکنید و نتایج نظم را به بار نیاورید، در حقیقت قرآن را کنار گذاشتهاید و سنتهای الهی را تعطیل میکنید ولو مسلمان باشید.

او ادامه داد: در جامعه غربی امروز به دلیل اینکه از دین گذشتهاند، به دنبال پایگاههای دیگری برای رفتار اخلاقی میگردند؛ بعضی به مستقلات و حسن و قبح ذاتی امور توجه و بعضی هم قانون مبتنی بر عرف را جایگزین کردهاند. قانون برای غربیها طوری تعریف میشود که گویی مقدس است، در حالی که ما همین تقدس را حتی برای احکام دین خود قایل نیستیم و بعضا با توجیهاتی از کنار آن میگذریم.

شکوهی، عوامل دیگری را نیز در این زمینه تاثیرگذار دانست و تصریح کرد: همانطور که گفته شد، عالمان و حاکمان الگوی مردم هستند و رفتار آنها حتی به صورت وضعی اثرات خود را در خلقیات مردم میگذارد. این نکته را هم بر اساس روایات بیان کردیم که اگر علما و امرا اصلاح شوند، جامعه اصلاح میشود و در غیر این صورت جامعه فاسد خواهد شد بنابراین نقش نخبگان، مرکزیت و آنهایی که از ثروت، قدرت و علم برخوردار هستند، از دیگر اقشار جامعه بیشتر است. از طرفی هم در پیوندی که در جمهوری اسلامی بین عالمان و حاکمان به وجود آمده، این تاثیر مضاعف شده است زیرا هیچ کدام از این دو قشر، حساب مستقلی ندارند.

او با ابراز تاسف، اصالت یافتن قدرت را از عناصری دانست که تاثیر بدی در اخلاق جامعه داشته است و گفت: این اصالت ممکن است در اقشار نخبه ما اصیل­‌تر هم جلوه کند و بین علما و روحانیون هم این اصالت و موضوعیت پیدا کردن قدرت قابل مشاهده باشد. این توضیح باید بیان شود که همه ما از لحاظ تئوریک باور داریم که قدرت اصیل نیست و آن را به عنوان ابزاری برای تحقق ارزش ها میخواهیم. در بین مومنان و متدینان هیچ کس را نمیتوان پیدا کرد که اعتقاد داشته باشد از نظر تئوریک، خود قدرت اصیل است و کسب قدرت به هر قیمت موضوعیت دارد. همه میگویند ما مامور به تکلیف هستیم، باید یک سری ارزش ها را پیاده کنیم وهدف ما اقامه قسط و احیای اخلاق است یعنی همان رسالتی که پیامبر(ص) برای خود قایل بودند.

شکوهی ادامه داد: نکته در این است که حتی اگر شما با این نیت هم سراغ قدرت رفته باشید، قدرت مکانیزم و بازی­های خاص خود را دارد و بسیاری از صاحبان قدرت را مثل یک اسب چموش به هر جایی که میخواهد میکشاند و یک جایی زمین میزند که نتوانند بلند شوند. در حقیقت در جاهایی شما تصور میکنید که بر قدرت سیطره دارید اما ممکن است همان جایی باشد که قدرت بر شما سیطره یافته است. شما خیال میکنید که برای رسیدن به اهداف، دنبال قدرت هستید اما بعد از مدتی، هدف اصلی یادتان میرود اما قدرت یادتان نمیرود. از این به بعد چون قدرت را مقدمه واجبی قرار داده­اید و به قول علما، مقدمه واجب هم واجب است، می­خواهید به هر قیمتی قدرت را کسب و حفظ کنید. از اینجا بی­اخلاقیهایی از خود نشان خواهید داد تا بتوانید قدرت را حفظ کنید. در این حالت، هدف اصلی مخدوش میشود ولو با هر منطقی توجیه کرده باشید.

او با بیان اینکه در چنین شرایطی است که شیطان وارد عمل شده و به تعبیر قرآن اعمال انسان را تزیین، تئوریزه و توجیه میکند، گفت: در این شرایط شیطان به انسان میگوید که شما مجبور هستید تا برای هدف مهم­تری قدرت داشته باشید، حال اگر یک بی­اخلاقی کوچک هم رخ داد، اشکالی ندارد، دروغ هم بگویید مهم نیست و حق مخالف را ضایع کنید هم مشکلی پیش نخواهد آمد. در حقیقت انسان به تدریج کار را به جایی میکشاند که عملا این عصایی که به دست گرفته بود تا برای رسیدن به هدفی کمک کند، آنقدر قطور شده است که شما دیگر روی پای خود نایستادید و تمام تکیه گاه شما به همین عصا و قدرت است و مبانی، اعتقادات و ارزش ها که تا امروز قدرت را برای آن میخواستید، کمرنگ شده و نقش قدرت، محوری شده است.

شکوهی با بیان اینکه در چنین شرایطی جایگاه ابزار و هدف گم شده و چیزی که اصیل نبوده، اصل شده است، تصریح کرد: شاید تا زمانی که قدرت در اختیار شماست، متوجه نشوید، اما وقتی می­‌خواهید قدرت را از دست بدهید، بی­‌تابیهایی حاصل میشود و به هر دری میزنید تا قدرت از دست شما گرفته نشود. در چنین شرایطی بهتر فهمیده میشود که قدرت برای ما اصیل بوده است یا ابزار. مشهور است که بنده خدایی ۴۰ سال در صف اول نماز جماعت میایستاده است اما یک بار دیر میرسد و جایی در صف اول پیدا نمی­کند،  آن روز متوجه شد که این نماز، به اندازه نمازهای صف اول مزه ندارد بنابراین شروع به اعاده نمازهای ۴۰ ساله خود کرد زیرا به این نتیجه رسیده بود که تمام نمازهای ۴۰ ساله را برای صف اول خوانده بود و اگر برای خدا بود در صفهای دیگر نماز هم همان مزه را میچشید.

او ادامه داد: آقای جوادی آملی میگویند «مرد آن است که کشیده دوم را برای خدا بزند» زیرا کشیده اول را بسیاری برای خدا میزنند اما اگر کشیده اول را که بزنید، طرف مقابل هم یک کشیده میزند، احتمالا فحش هم میدهد، شما عصبانی میشوید و قطعا کشیده دوم را نمیتوانید برای خدا بزنید چون عواملی مانند منافع خود و تلافی کردن و غضب هم اضافه شده است. مهم این است که انسان بتواند آن حسی را که اول کار نسبت به قدرت دارد تا آخر حفظ کند.

شکوهی معتقد است: یکی از عواملی که اخلاقیات امروز جامعه ما را به هم ریخته این است که قدرت تا اندازه ای نزد عالمان، حاکمان، نخبگان، احزاب و گروههای سیاسی اصالت پیدا کرده است که در رقابت با یکدیگر، ارزش ها و مبانی اعتقادی خود را از دست میدهند.

او به بیان خاطرهای پرداخت و گفت: در مناظرهای شرکت کرده بودم؛ رقیب بنده در حین بحث، رقابت سیاسی بین دو مسلمان را اینگونه وصف کرد که اگر در یک مسجدی بروید ۵ روحانی هم در مسجد باشند، هیچکدام رقابت نمیکنند که پیش‌نماز بایستند بلکه به طور دائم یکی دیگری را ترغیب می­‌کند که برود و نماز را بخواند. همین فرد چند دقیقه بعد وقتی در مورد کاندیدای مورد نظر خود توضیح میداد گفت که ایشان تکلیف محور است و حتی اگر کسی از ایشان حمایت هم نکند، حتما کاندیدا خواهد شد. من به مخاطبان گفتم در مواضع ایشان تناقض نظری و عملی را می­‌ببینید؟ یک جا میگوییم که رابطه ما با قدرت اینگونه است که دیگران را هل میدهیم تا صف اول بایستند و نماز جماعت برگزار کنند و خودمان در صف دوم می­‌ایستیم اما در جایی دیگر میگوییم که فلانی حتما کاندیدا میشود و به هر قیمت تلاش میکند که رای بیاورد ولو این که دیگران از ایشان حمایت نکنند و طبعا در این گونه رقابت ها، تمام تلاش صورت می­‌گیرد که دیگری امام جماعت نشود. اینجاست که احساس میکنیم قدرت اصالت پیدا کرده و آن حرفهایی که زدیم چندان در عمل مشاهده نمی شود. بعد هم انتظار داریم که مردم به حب دنیا، میل به قدرت و حفظ قدرت به هر قیمت تمایل پیدا نکنند. از این رو مجددا تاکید میکنم که حتما خلقیات نخبگان و گروه­های مرجع اجتماعی از جمله عالمان و حاکمان بر مردم تاثیر خواهد گذاشت.

شکوهی  با تاکید بر اینکه همواره سهم اجتماع بیشتر از افراد، سهم نهادها بیشتر از مردم و سهم حکومت بیشتر از نهادهای مدنی است، گفت: البته ما قبول داریم که اگر مردم بفهمند و درست عمل کنند، ­تاثیر گذارند و اگر مردم سازماندهی کنند و نهاد بسازند، سهم‌شان در تاثیرگذاری بر عرصه اجتماعی مضاعف میشود. به طور قطع تشکل و سازماندهی از بی­‌تشکلی و بی­‌هویتی جمعی بهتر و تاثیرگذارتر است. از طرفی هم علی رغم اعتراضات و گلایهها همین نهادهای اجتماعی و تاریخی مثل مسجد، جلسات قرآنی، محافل دینی و مذهبی و از این قبیل، تاثیرات خود را میگذارند اما متاسفانه ما باز هم از نظر اخلاقی دارای مشکلات بسیاری هستیم.

او افزود: من منکر این واقعیت نیستم که وقتی کسی پای منبری مینشیند و برای سیدالشهدا گریه میکند، دلش نرم میشود و ممکن است در جایی گناهی از او سر نزند. طبق آمارهایی که اعلام میشود در ماه محرم و صفر و ماه مبارک رمضان، حجم بزهکاری اجتماعی کاهش مییابد چون همین نهادهای تاریخی و دینی بر خلقیات مردم تاثیر میگذارند اما سهم نهادهای حکومتی را بیشتر میدانم زیرا آنها جامعهسازی میکنند و الگو میسازند. تصور کنید که سیستمی به نام دین شکل بگیرد و در عین حال ناکارآمد باشد و در حاکمانش این تمایل وجود داشته باشد که ناکارآمدی­های سیستم، حکومت و عملکرد مسوولان را با توسل به منابع مشروعیت­‌بخش نظام توجیه کنند.

او تصریح کرد: به بیانی دیگر مسوولان و حاکمان در پشت دین سنگر بگیرند و هر سنگی که در اعتراض به عملکرد آنها به سمتشان پرتاب میشود، به دین بخورد. رابطه دین و اخلاق را هم قبلا نقد کردیم که متاسفانه وجود دارد. در چنین شرایطی آیا نقش این نوع کارکردها بر اخلاق مردم و جامعه منفی­‌تر نخواهد شد؟ به گمان من قطعا این اتفاق میافتد یعنی اگر شما پشت دین سنگر بگیرید و منابع مشروعیت­‌بخش را هزینه ناکارآمدی خود کنید و برای ساکت کردن مردم، عملکرد عرفی، عادی و معمولی خود را دینی جلوه دهید، قاعدتا نقد مردم هم متوجه اصل دین خواهد شد. به تبع آن این موضوع بر خلقیات مردم هم اثر میگذارد و دین­‌گریزی نیز در جامعه رواج مییابد. این موارد، خطاهایی است که رخ میدهد و هر کدام از اینها به اندازه خود بر اخلاق مردم اثر دارند.

شکوهی با بیان اینکه در سال های بعد از انقلاب، پیام جذاب دینی را که در سال های قبل از انقلاب وجود داشت، کم اثر کردیم، خاطرنشان کرد: نفس تشکیل حکومت از آن به بعد جذابیت پیام را کم می­‌کند. شما تا وقتی حکومت تشکیل نداده اید، می توانید از ارزش های اخلاقی و اعتقادی صحبت کنید و حتما هم مقبول واقع میشود اما تا قدرت در اختیار شما قرار گرفت، مردم از شما انتظار حرف ندارند بلکه انتظار عمل اجتماعی دارند و اگر شما نتوانید آن آرمان­ها را محقق کنید، آن پیام هم جذابیت خود را از دست خواهد داد.

او به بیان تجربه ای در این زمینه پرداخت و گفت: شما قبل از انقلاب میتوانستید الگوی حکومت امام علی(ع) و پیامبر(ص) را بیان کنید و همه میپذیرفتند و جوانان شیفته میشدند. امروز میآیید و همه تبلیغات و رسانهها را بسیج میکنید که فرهنگ علوی، اخلاق و عدالت علوی در جامعه جا بیافتد اما چون در عمل محقق نمیشود، ممکن است این رسانهها به اندازه آن روحانی انقلابی که قبل از انقلاب در یک مسجد منبر می­رفت، اثر نداشته باشند.

او ادامه داد: حضرت امام(ره) قبل از انقلاب میگفتند که «شما نیم ساعت تلویزیون را به من بدهید، من مملکت را درست میکنم» زیرا امام (ره) میدانستند که اگر مقداری از حرف های خود را با مردم در میان بگذارند، جامعه متحول میشود و چه بسا این اثر را دارد که اساسا نظام سیاسی موجود را تغییر دهند اما بعد از انقلاب، تمام رادیو، تلویزیون و شبکه‌­های متعدد آن تبدیل به منبر عمومی شد و حرف خود را زدید. ممکن است میزان اثر این رسانه ها به اندازهای که قبلا بوده، نباشد زیرا شما این ارزش ها را فرهنگ و پیام غالب قرار داده­اید در حالی که مردم نوعی گریز از فرهنگ غالب و تمایل به استثنا دارند یعنی از آنچه نهی میشوند به سمت آن گرایش مییابند. به همین دلایل نفس تشکیل حکومت، جذابیت پیام را پایین آورده است و اگر ناکامیهای دیگر را هم بیفزاییم، مشاهده می شود که چقدر این اثرها در هم ضرب و مضاعف میشوند و ممکن است نقش اخلاق و دین را در جامعه کمرنگ کنند.

شکوهی با اشاره به جملهای منسوب به احمد کسروی توضیح داد: برای ما که تجربه جمهوری اسلامی را داریم، این جمله حرفی بسیار مهم است. کسروی میگوید که ملت ایران یک حکومت به روحانیت بدهکار هستند چون روحانیت در طول قرن ها حکومت نداشته، همیشه در حوزه مخالفت و منتقد حکومتها عمل کرده است و مردم ما اینطور باور کردند که روحانیت میتواند بسیاری از مطالبات آنها را پاسخ دهد. اگر ملت ایران یک بار این بدهی را به روحانیت بدهند و روحانیت در عمل نشان دهد که در نحوه اداره کشور فرقی با بقیه ندارند، آن موقع ملت به روحانیت همان نگاه را خواهند داشت که به اقشار دیگر اجتماعی دارند.

او ادامه داد: من نگران هستم که خدای ناکرده در موضع قدرت به گونهای عمل کنیم که نه تنها مردم بعد از سال ها به روحانیت مثل دیگران نگاه کنند، بلکه به سراغ هر جریانی بروند اما سراغ روحانیت برای حضور در قدرت نروند. به این معنا که مردم به سراغ همه اقشار دیگر روند اما دیگر به روحانیت شیعه مراجعه نکنند زیرا ما با نوع عملکرد خود بهتر میتوانیم حقانیت دین را اثبات کنیم تا با شعار و ارائه طرح های تئوریک و آرمانی ارزش های خود. اینکه در روایت هم آمده است که «مردم را به دین دعوت کنید اما نه به زبان خود» در واقع همین پیام را دارد که باید در عمل، درستی آرمان های خود را نشان داد و مردم به خاطر عمل ما به ما مراجعه کنند نه به خاطر حرف ما.

او با تاکید بر اینکه اگر آسیب‌­شناسی درستی انجام شود، بسیاری از راه­‌حل ها خود به خود از دل آسیب­‌شناسی خارج خواهند شد، اظهار کرد: جدا کردن حریم بسیاری از نهادهای دینی از حریم حکومت و اینکه همه نهادهای دینی، حکومتی تلقی نشوند تا مردمی که نمیخواهند خود را در چنبره حکومت تعریف کنند، جایی برای دین‌­ورزی خود داشته باشند. اینکه همه حوزههای علمیه و مساجد را حکومتی نکنیم، تشکیل محافل دینی را منوط به اجازه حکومت ندانیم، تفکر و فهم خاصی از دین را ملاک همه فهمها از دین قرار ندهیم و به دیگران اجازه دهیم که اگر فهمی متفاوت دارند، عرضه کنند، همه راه­‌حل هایی است که از این آسیب شناسی قابل استخراج است.

شکوهی گفت: تحولات ایجاد شده در سطح جهانی در خصوص رسانه و محتوایی که امروز از طریق رسانهها برای کل جهان تبلیغ میشود، در اختیار ما نیست. این واقعیتی است که امروز نفسانی­‌ترین فرهنگ با پیشرفته‌­ترین تکنولوژی و پیچیده ترین تکنیک در دنیا عرضه می­‌شود. رسانههایی فراگیر، نفسانی­‌ترین خلقیات، فرهنگ و آداب معاشرت را در سطح بینالمللی تبلیغ میکنند؛ آن هم نه به شیوه ما که مستقیم عمل میکنیم، بلکه با تکنیکهای پیچیده تبلیغاتی که میزان اثرگذاری آن تا اندازه ای بالاست که حتی کسی که در برابر آن گارد دارد و سراغ این رسانهها میرود، نمیتواند اثر نپذیرد و حتی در درازمدت در او هضم میشود.

او ادامه داد: درست است که این واقعیت وجود دارد اما همین مطالب نیز در بسترهایی که مساعدتر هستند، اثر می­گذارند و در یکسری بسترها اثر متفاوت­‌تری نشان میدهند. به طور مثال در جوامع بازی مانند لبنان و ترکیه، رسانهها سانسور نمیشوند، ماهوارهها به هر شکل وجود دارند و صدها شبکه غیراخلاقی در آنجا ترویج میشود اما باز هم انتخاب مردم، دین و ارزش های اخلاقی است. میل به حجاب در ترکیه بسیار بیشتر از کشورهایی مثل ایران است که میل به بی­‌حجابی افزایش یافته است. چرا این اتفاق میافتد؟ شاید در تحلیل اولیه بتوان گفت که در آنجا مردم خود نوع پوشش خود را انتخاب میکنند.

شکوهی اظهار کرد: زمانی مطالعه میکردیم که چگونه میتوان بر نسل جوان جامعه اثر داشت، در این مطالعه چند اصل و شاخص­ به دست آمد، از جمله این که «فعالیت» بهتر از «آموزش»، «کار گروهی» بهتر از «کار فردی»، «کار داوطلبانه» بهتر از «کار اجباری»، «کار مداوم» بهتر از «کار گه‌گاهی» و «کار غیررسمی» هم بهتر از «کار رسمی و حکومتی» جواب میدهد. به همین دلیل ما نیز در آن فعالیت، خود در جستجوی فعالیتهای داوطلبانه گروهی دایمی غیررسمی بودیم. بسیاری از این گونه فعالیت ها را می توان در ساختارهای قدرت و نظامهای سیاسی دیگر کشورها مشاهده کرد اما متاسفانه در ایران نمیتوان زیرا آن کشورها کمتر به دنبال فعالیتهای رسمی هستند و به کارهای نهادسازی، مدنی و داوطلبانه بهای بیشتری میدهند. به طور مثال در بررسی اقداماتی که جریانات مذهبی ترکیه برای ایجاد خیریهها انجام دادند، مشخص می شود که به اندازه یک دولت، قدرت اقتصادی دارند. آنها توان خود را برای کادرسازی و کارهای عام­‌المنفعه و خیر بسیج کردند. آنها مدارسی دارند که از ابتدایی تا دانشگاه، نیروهای وابسته به حزب سیاسی خود را آموزش و پوشش مالی میدهند.

او با بیان اینکه تجربه حجاب در لبنان هم مورد خوبی برای بررسی است، تصریح کرد: پیش از شکل­‌گیری حزب­‌الله و امل، شیعیان در بدترین وضعیت قرار داشتند. تا قبل از رفتن امام موسی صدر به لبنان، شیعه در جامعه لبنان مظلوم بود؛ اکثر کمونیستها از پسرهای شیعه و اکثر زنان مساله‌­دار از زنان شیعه بودند یعنی مستضعف به معنای واقعی کلمه. امام موسی صدر در آنجا سازماندهی و فعالیتهایی انجام داد و تحولاتی در آنجا رخ داد که نتیجه آن امروز در جامعه حزب­‌الله مشاهده می شود. حجاب و پوشش زنان حزب­‌اللهی در لبنان کاملا داوطلبانه اتفاق افتاد، به طور مثال خواهر امام موسی صدر در آنجا جشن حجابی برگزار میکند که زنان شیعه که محجبه نیستند در روز مشخصی داوطلبانه حجاب را انتخاب میکنند و بعد از این انتخاب آگاهانه، هرگز حجاب را کنار نمیگذارند.

شکوهی ادامه داد: حتی می توان خانواده ای از حزب­‌الله در لبنان مشاهده کرد که برادری عملیات استشهادی انجام میدهد اما خواهرش حجاب ندارد و خواهر دیگرش هم باحجاب، معتقد به اسلام و علاقه­‌مند به ایران است، به حدی که بدون وضو به عکس بزرگان جمهوری اسلامی ایران دست نمیزند. این افراد با این تنوع فرهنگی در کنار هم زندگی میکنند و هیچ فشاری بر یکدیگر وارد نمیکنند.

او با تاکید بر اینکه باید فرهنگ اجبار را کاهش داد، اظهار کرد: حکومتی کردن دین و رسمی بودن اخلاق و خلقیات دینی را باید نقص دانست و دفاع از این ارزش ها را به نهادهای اجتماعی و دینی واگذار کرد تا مردم، دینداری خود را به مقوله حکومت گره نزنند. اگر این کار انجام شود، مقداری از تاثیرات منفی عملکرد حاکمان، ضعفها و سوء تدبیرها و در پشت دین سنگر گرفتنهای آنها بر دینداری مردم و از جمله بر اخلاق آنان کاهش خواهد یافت.

شکوهی با اشاره به متحد نبودن کشورهای اسلامی و تاثیر کم آنها بر مناسبات بینالمللی گفت: متاسفانه هنگامی که قوانین ماهوارهها را در سطح بینالمللی مینویسند، حضور نداریم تا مانع از پخش این نوع مسایل در ماهوارهها شویم. قدرت سیاسی ما در سطح بینالمللی آنقدر موثر نیست که بتوانند این قوانین را اصلاح کنند و جلوی پخش بسیاری از این مسایل را بگیرند. می توان در زمان تدوین این قوانین، بسیاری از این موارد را سامان داد اما امروز ابزار را آنها میسازند، محتوا را هم آنها تولید میکنند و قوانین استفاده از این ابزار را آنها ایجاد میکنند بنابراین اگر پارازیت هم پخش کنید، فردا میبینید که چند قانون بینالمللی را هم زیر پا گذاشتهاید. هنگامی که از موضع ضعف با یک تحول بزرگ جهانی مواجه شویم، نمی توان انتظار اثرگذاری بالا را داشته باشیم.

او با بیان اینکه متاسفانه از نظر تئوریک عقب­تر از عمل اجتماعی هستیم، گفت: ما اول عمل میکنیم و با شکستها، پیروزیها و روش تجربی تئوری­‌سازی میکنیم یعنی از نظر تاریخی مدلی برای تاسیس دولت در عصر دولتهای مدرن نداشته ایم. اگر قبل از انقلاب از مسوولان جمهوری اسلامی میپرسیدند که چه حکومتی را میخواهید برپا کنید، به حکومت امام علی(ع) ارجاع میدادند یعنی برای ما حکومت پیامبر(ص) و امام علی(ع) تاریخی­‌ترین مدلی است که برای جمهوری اسلامی میتوانستیم تصور کنیم. دیگر حکومتها مانند فاطمیون مصر، آل­‌بویه گیلان و مازندران و سربداران خراسان و امثال آنها حکومت­های قابل الگوبرداری برای ما نبودند.

شکوهی با اشاره به عدم رشد کافی فقه حکومتی شیعه گفت: ما با یک تئوری راهنمایی عمل، به انقلاب نرسیدیم. اجمالا حضرت امام (ره) در نظریه ولایت فقیه خود این مفهوم را جا انداختند که فقها در زمان غیبت مامور به تشکیل حکومت هم هستند یعنی تمام تلاش ایشان این بود که برای باقی علما و فقها این مفهوم را جا بیندازند که چه کسی گفته است که ما در زمان غیبت، حکومت نداریم؟ تمام دین، فقه و ذات احکام دین، اقتضای حکومت دارد بنابراین علما در زمان غیبت هم باید حکومت تشکیل دهند و اینکه منتظر امام زمان (عج) بمانیم تا احکام الهی پیاده شود، درست نیست.

او با تاکید بر اینکه ما با این حد از اجمال وارد مرحله انقلاب شدیم، گفت: بعد از پیروزی نیز باید نظام سازی می­کردیم؛ البته نه بر اساس تجربه حکومت امام علی(ع) و پیامبر(ص) بلکه در عصر دولت­های مدرن که مفاهیم تازه­ای وارد شده است. این ساختار نه در نظر و نه در عمل در تشیع وجود نداشت. در زمان امام علی(ع) و پیامبر(ص) یک حاکم را برای یک ایالت و ولایت مامور میکردند و او خود، قاضی، فرمانده کل قوا، خزانه­دار و … بود زیرا اداره دولتهای ساده آن عصر با این مدل شدنی بود.

شکوهی با اشاره به اینکه تجربه جدید بشر از عقلانیت او برخاسته است، بیان کرد:  عقل نیز برای ما پیامبر باطن است و حجیت دارد. ما در تجربه بشر امروز به تجاربی رسیدهایم که تفکیک قوا باید رخ دهد، اقتدار متمرکز نیست، مردم نقش اجتماعی دارند و مشارکت­پذیری وجود دارد. ما در این عصر میخواستیم نظام­سازی کنیم در حالی که علمای ما تجربه این کار را نداشتند. مورد نظر من پدیدههایی که دنیا را هم غافلگیر کرده نیست بلکه ما درباره مسایلی که صد یا دویست سال از آنها گذشته است (مثل مشروطیت، جمهوریت، مشروعیت حکومت و…) نیز مباحث نظری مورد اجماع نداریم.

او در پایان گفت: یک بحث ریشهای و اساسی این است که متاسفانه ما نتوانستیم در نسل جوان، هویت دینی، اخلاقی، ایرانی و اسلامی به وجود آوریم. به همین دلیل نوعی انقطاع فرهنگی و بین نسلی ایجاد شده است. در واقع نسلهای قبلی در انتقال مفاهیم فرهنگی به نسلهای جدید ناکام ماندهاند. در این بستر لیز، آماده و بی­هویتی که به هر دلیلی در جامعه مشاهده می شود، متاسفانه زمینه برای اثرگذاری دیگران بسیار بالا رفته است؛ آن هم جریانی که نفسانی­ترین فرهنگ را با پیشرفته­ترین تکنولوژی و پیچیده­ترین تکنیک ارائه میدهد.

Share and Enjoy


یک نظر در ”;متاسفانه برای اخلاق، مبانی مستقل عقلی قایل نشدیم“

  1. سنگ تیپاخورده می‌گوید

    خانه از پای بست ویران است / خواجه در بند نقش ایوان است

اضافه کردن نظر