نسخه چاپی نسخه چاپی

ساعتی پای صحبت بهزاد نبوی

روز پنجشنبه ۲۲ خرداد ماه، با هماهنگی قبلی و به همراه دو تن از دوستان همفکر، به دیدن مهندس بهزاد نبوی رفتم. بهزاد نبوی را همگان می‌شناسند و از نقش وی در سالهای قبل و بعد از انقلاب مطلع هستند. او را باید یکی از سرشناس‌ترین عناصر انقلابی و سیاسی کشور دانست که حذف نام وی از تاریخ مبارزات سیاسی بیش از ۴۰ سال اخیر کشور ما ناشدنی است.

nabavi

در حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ او از جمله کسانی بود که به اتهامات واهی و بدون رعایت تشریفات محاکم سیاسی (مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی)، دستگیر و محاکمه شد و این روزها بعد از تحمل ۵ سال زندان و حبس ناحق، آزاد شده است. اینک او و همسرش روزانه پذیرای دهها تن از دوستداران، همفکران و فعالان سیاسی هستند که به دیدن او می‌آیند و دقایق و ساعاتی را با ایشان سپری می‌کنند.

بهزاد نبوی، بسیار پیرتر از قبل شده است. بیماری و زندان و سن نسبتا بالا او را خمیده کرده است و این را در راه رفتن او کاملا می‌توان مشاهده کرد. البته او حال خودش را متناسب با ۷۲ ساله‌های دیگر خوب می‌داند اما واقعیت این است که نبوی شکسته‌تر از قبل شده است و چه کسی می‌تواند تاثیر ۵ سال زندانی شدن مظلومانه را در این امر انکار کند؟نبوی با دیدن من به یاد روزنوشتهای روزنامه ایران افتاد و گفت که در زندان به روزنامه ایران و اطلاعات دسترسی داشته و تمام یادداشتهای مرا از مهرماه ۹۲ به بعد خوانده است. وی همین موضوع را بهانه برای ورود به نقد مواضع روزنامه ایران قرار داد و گفت که این روزنامه باید روزنامه دولت باقی بماند. البته او روزنامه ایران را خیلی قوی نمی‌دانست و بر این نکته تاکید می‌کرد که روزنامه ایران مانند روزنامه‌های شرق و اعتماد نباید عمل کند اما باید به قدرت و قوت آنها باشد. نبوی به «خبر» مانند افراد قدیمی نگاه می‌کرد و بیشتر دوست داشت خبرها خلاصه باشند و از تحلیل خالی اما اکنون سیر روزنامه‌نگاری به گونه‌ای است که معمولا تحلیل در متن خبر وارد می‌شود و برای خواندن یک خبر خام، باید کلی حرفهای پخته و ناپخته را خواند. به همین دلیل است که نبوی روزنامه اطلاعات را بر دیگر روزنامه‌ها ترجیح می‌دهد!

وی بر این نکته تاکید می‌کرد که دکتر حسن روحانی خودش را اصلاح‌طلب معرفی نکرده و ما هم نباید از وی انتظار داشته باشیم که اصلاح‌طلبانه عمل کند. به گمان نبوی، دولت دکتر روحانی باید در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی هسته‌ای و نیز در حوزه مسائل اقتصادی با جدیت عمل کند و اصلاح‌طلبان نباید به مطالبات خود در حیطه مسائل سیاست داخلی و موضوعات فرهنگی دامن بزنند و به دولت دکتر روحانی فشار آورند.

البته این مواضع بهزاد نبوی،‌ خیلی مطلوب دوستان جوانتر ما نبود و اشکال کردند که مردم به امید رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی و باز شدن فضای سیاسی و فرهنگی کشور به روحانی رای دادند و امروز ایشان باید به وعده خودش عمل کند اما نبوی خیلی با این نوع نگاه موافق نبود و تاکید داشت که ما نخبگان و فعالان سیاسی که نباید همه جا به دنبال مردم راه بیفتیم و خودمان مواضع مستقل نداشته باشیم و از نقش خودمان برای هدایت افکار عمومی طفره برویم. نبوی تاکید کرد که از زندان یک نامه خصوصی برای دکتر روحانی نوشته و خواستار این شده بود که دولت بیشتر به سراغ مسائل هسته‌ای و اقتصادی برود زیرا با توجه به مشکلات و موانعی که وجود دارد، اگر دکتر روحانی بتواند دستکم در این دو زمینه موفق شود، کاری بزرگ کرده است، بگذریم که ما هم اواخر مدت زندان ماست و دیر یا زود آزاد خواهیم شد. از سخنان مهندس نبوی به روشنی بر می‌آمد که برای او مسائل مردم بسیار مهمتر از مسائل گروهی از نخبگان و فعالان سیاسی بود و این را به اشکال مختلف بروز می‌داد حتی در جایی به خبرنگاران روزنامه‌های اصلاح‌طلب این اشکال را وارد می‌دانست که با توجه به وجود دهها مسئله مهم و فراگیر سر راه مردم و کشور، چرا آنان فقط سئوالاتی در باره ماجرای بند ۳۵۰ زندان اوین را از مسئولان می‌پرسند؟

دوستان ما با این استدلال که معنای حرف‌های شما را می‌فهمیم اما نمی‌توان نسبت به سرنوشت زندانیان و کسانی که برای مردم هزینه‌های سنگین داده‌اند، بی‌تفاوت بود، همچنان بر مواضع خود پایدار بودند و خیلی با مهندس بهزاد نبوی و استدلال‌های وی، همراه نشدند اما نبوی با سخنان خود نشان می‌داد که انقلاب اسلامی و سرنوشت کشور و مردم برای او دارای اهمیت اول است و علیرغم جفاهایی که در حق وی و دوستانش شده است، او همچنان اصولگراتر از هر اصولگرایی از مواضع انقلابی و اسلامی خود دفاع می‌کند و خواستار اصلاح امور با روش قانونی است.

از نکات جالب در سخنان بهزاد نبوی، پذیرش جدی‌تر تکثر سیاسی و مفیدتر دانستن این امر برای کشور بود. وی تاکید داشت که نیازی نیست افراد همه اصلاح‌طلب شوند بلکه کافی است هر کسی در جایگاه خودش، مواضع درست داشته باشد و درست عمل کند. وی ضمن نام بردن از افرادی مانند ناطق نوری و علی لاریجانی تاکید می‌کرد که اگر آنان اصلاح‌طلب بودند مانند خود ما می‌شدند و معلوم نبود می‌توانستند کاری کنند و مفید باشند اما وقتی از جایگاه اصولگرایی، جلوی انحرافات می‌ایستند و مواضع درست اتخاذ می‌کنند، موثرند و ما باید به همین امر راضی‌تر باشیم. در همین راستا، بهزاد نبوی برای انتخابات مجلس آتی هم به ائتلاف میان اصلاح‌طلبان و اعتدالیون اعتقاد نداشت و معتقد بود که باید اصلاح‌طلبها فهرست مستقلی ارائه کنند و اگر توانستند رای بیاورند اما اگر اعتدالیون و اصولگرایان عاقل هم رای بیاورند، جای نگرانی نیست و می‌شود به آینده کشور امیدوار بود.

این سخنان نبوی مرا به یاد خاطره‌ای از ایشان انداخت که ذکر آن بد نیست. در اوایل دهه ۷۰ شمسی یعنی در دوره دولت سازندگی، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران از جمله بهزاد نبوی، به ارائه تحلیلی اختصاصی از صف‌بندی سیاسی کشور رسیدند که آن تحلیل را در هفته‌نامه «عصر ما» منتشر می‌کردند. در این صف‌بندی، «راست» و «چپ» و «سنتی» و «مدرن» داشتیم و همین امر بهانه‌ای شد تا یک «چهره به چهره» یعنی مصاحبه جدلی و جدی با ایشان در هفته‌نامه صبح داشته باشیم. در پایان آن مصاحبه، نبوی تاکید کرد که این تقسیم‌بندی را برای دیگران عرضه می‌کنیم اما من خودم یک صف‌بندی اختصاصی دارم و آن تقسیم افراد به «مرد» و «نامرد» است. بعد توضیح داد که چه بسا کسی در جبهه سیاسی خودمان باشد اما مرد نباشد ولی دیگری در جبهه مقابل باشد اما مرد باشد و انسان در کنار او احساس آرامش کند و مطمئن باشد که با دیگران ناجوانمردانه برخورد نمی‌کند و دست به پرونده‌سازی و … نمی‌زند. اینک هم وی خیلی به صف‌بندی اصلاح‌طلب و اصولگرا تاکید ندارد و در جستجوی همان مردها و برخوردهای جوانمردانه‌ای است که باید میان انسان‌ها جریان داشته باشد ولو آن که به طیف‌های سیاسی متفاوتی تعلق داشته باشند.

به مهندس بهزاد نبوی پیشنهاد کردیم که با هم مصاحبه‌ای غیررسمی داشته باشیم و به نوعی هم آن را منتشر کنیم. نپذیرفت. بهانه و شاید دلیلش هم این بود که «من به روز نیستم»! البته وی از بسیاری از مسائل خبر داشت ولی شاید حق با ایشان باشد که در این شرایط تن به گفتگو ندهد و زمان دیگری را انتخاب کند که بر مسائل جاری کشور، اشراف بیشتری پیدا کرده باشد.

نبوی از پرونده‌سازی جدید علیه خودش هم خبر داد و این که در روز ۲۰ خرداد برای محاکمه به دادگاه رفته و در فرصت باقی‌مانده باید لایحه دفاعیه خود را تقدیم دادگاه کند. وی همچنان از بهانه‌جویی برای محکومیت خود گلایه و از بی‌طرف نبودن حتی ظاهری قاضی پرونده، شکایت داشت. وی در برابر برخوردهای جانبدارانه قاضی و سخنان صریحی که قاضی علیه متهم بر زبان جاری می‌کرد، اعتراض و تاکید کرده بود که آقای قاضی! دستکم به ظواهر بی‌طرف بودن قاضی پایبند بمانید! نبوی علیرغم این انتقادها که بر روند بازجویی و محاکمات سال ۸۸ تاکنون داشته و دارد اما حاضر نبود بزرگ‌نمایی کند و صریحا اخبار مربوط به شکنجه خود را تکذیب می‌کرد و می‌گفت که حتی برخوردهای بد هم با او نشده است.

در حین صحبت‌ها، حرف به فیلم منتشر شده سردار جعفری و سعیدی نماینده رهبری در سپاه کشید. نبوی تاکید داشت که بهتر از این نمی‌شد به دخالت در انتخابات اعتراف کرد. وی اهمیت سخنان سردار جعفری را بسیار بیشتر از نوار سخنرانی «مشفق» تلقی می‌کرد؛ همان سخنانی که به خاطر آن شکایتی از سوی نبوی و دوستانش تقدیم قوه قضاییه شد ولی هرگز دادگاهی در این زمینه تشکیل نشد و مسئله دخالت سپاه در انتخابات ۸۸ تنها در اذهان مخالفان باقی ماند. اینک سردار جعفری فرمانده کل سپاه و نیز سعیدی نماینده رهبری در سپاه، رسما اعتراف کرده‌اند که در انتخابات مداخله داشته‌اند تا از پیروزی اصلاح‌طلب‌ها و دوم خردادی‌ها جلوگیری کنند.

یکی از دوستان از نبوی در مورد نقل قول وی پرسید که گفته بود «تقلب نشده اما من به میرحسین موسوی خیانت نمی‌کنم». نبوی توضیح داد که این عبارات در کیفرخواست عمومی آمده و اصل ماجرا چیز دیگری بود. وی توصیح داد که بعد از دستگیری و در بازجویی از وی پرسیدند آیا برای وقوع تقلب در انتخابات دلیلی هم دارید؟ من گفتم شما که مرا خیلی زود دستگیر کردید و بنابراین نمی‌توانم در نفی و اثبات تقلب چیزی بگویم. بازجو گفت حالا که مدرک نداری بیا بگو تقلب نشده و من در جواب گفتم که من به موسوی خیانت نمی‌کنم.

من از نبوی پرسیدم آیا در بازجویی هیچ پرسشی در باره پرونده انفجار نخست وزیری هم از شما پرسیدند و نبوی قاطعانه پاسخ داد که خیر. این پاسخ به این معناست که علیرغم تبلیغاتی که در این سالها علیه نبوی و مرتبط دانستن وی به انفجار نخست وزیری مطرح کردند، خودشان هم می‌دانند که این امر به چه میزان دروغ است و اصلا به سراغ آن بحث نرفتند.

حرفهای جسته و گریخته دیگری هم میان دوستان با بهزاد نبوی رد و بدل شد که ذهنم یاری نمی‌کند و به خاطر نمی‌آورم.

در نهایت با این آرزو که دیگر هیچ چهره خدومی در حصر و زندان نماند، از یکدیگر جدا شدیم به این امید که بار دیگر همدیگر را ببینیم و شاید گفتگویی صریح با یکدیگر برای انتشار داشته باشیم.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر