نسخه چاپی نسخه چاپی

حاشیه‌نگاری بر یک عکس به بهانه دیدار با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

دیروز (سه‌شنبه ۲۴ تیرماه ۹۳) به همراه جمعی از اصحاب رسانه و فرهنگ، به دیدار آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رفتم. حدود ۶۰-۷۰ نفر از همکاران مطبوعاتی و ناشران و مدیران سایت‌ها و نویسندگان و فرهنگیان در این دیدار حضور داشتند. قبل از سخنرانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، تعدادی از حاضران به نمایندگی از صنف خود و در واقع از سوی همه جمع و هزاران همفکری که در جلسه نبودند، دردهای موجود در حوزه فرهنگ و رسانه را باز گفتند و در حالی که از دولت دکتر روحانی در مجموع اظهار رضایت می‌کردند اما شاکی بودند که هنوز اتفاق جدی و متفاوتی رخ نداده و دولت اعتدال هم تحت فشار مراکز قدرت، نمی‌تواند برای صاحبان اندیشه و فرهنگ کاری متفاوت بکند. غالب آنان از سانسور موجود در حوزه کتاب و مطبوعات، نگران و بر این باور بودند که این روش، نه مطلوب است و نه شدنی یعنی در حالی که یک نوجوان کم سن و سال می‌تواند با یک کلیک به صدها کتاب ضددین و ضداسلام و ضداخلاق و ضدعفت عمومی دسترسی پیدا کند، معنا ندارد که ناشران داخلی را به بهانه‌های واهی گرفتار سانسور و ممیزی کنیم آن هم به خاطر کتابی که با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه منتشر می‌شود و دو سال هم طول می‌کشد که به فروش برسد.

hashemi01

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هم در همین زمینه سخن گفت و تاکید کرد که هیچ حاشیه‌ای بر سخنان دوستان ندارد جز تعابیری که درباره خودشان از زبان سخنرانان جاری شد و به گمان آیت‌الله هاشمی بوی اغراق می‌دادند. ایشان از سیره پیامبر و امام علی حرف زدند و این که روح دین اسلام، نه با اکراه و اجبار می‌سازد و نه با سانسور و ممیزی. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی که متاثر بود و اشک در چشمانش جمع شده بود، تاکید داشت که روش آن بزرگان بر تحمل و مدارا بود و تا مرز خشونت‌ورزی و اقدام مسلحانه، همه نقدها و اشکال‌ها و ایرادها را تحمل می‌کردند. ایشان تاکید کرد که روش تجسس در زندگی افراد و راه و رسمی که در سالهای اخیر از سوی نهادهای امنیتی در پیش گرفته شد، بویی از اسلام ندارد. نکته جالب این بود که به گفته آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ایشان هم از این تجسس و مراقبت‌ها مصون نیست و خودش و منزل و محل کار و دفترش دائما تحت کنترل هستند. این گفته ایشان باعث خنده حضار شد اما آیت‌الله هاشمی ادامه دادند که البته ایشان به این مسئله عادت کرده‌اند و راحت‌تر از مردم عادی آن را تحمل می‌کنند.

به اذان مغرب که رسیدیم، سخنرانی ایشان هم تمام شد. بعد از نماز جماعت، حاضران افطار خوردند و یک دیدار خوب با حرفهای شنیدنی به پایان رسید در حالی که دید و بازدید دوستانه حاشیه این دیدار، کم از اصل جلسه نداشت.

اما چند نکته درباره این عکس (از چپ به راست)

علی جنتی اولین آیت‌الله‌زاده‌ای است که در این عکس دیده می‌شود و در حال سخنرانی است. ایشان البته خیلی همسو با پدرش عمل نمی‌کند یعنی ارادت سیاسی او به آیت‌الله هاشمی بسیار بیشتر از ارادتش به آیت‌الله جنتی است. نمی‌دانم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم به این جلسه دعوت بود یا نه چون ایشان دیرتر به جمع پیوست. ظاهرا ایشان به قصد دیدن آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مجمع آمد و با دیدن این همه چهره فرهنگی و رسانه‌ای، مجبور شد دقایقی هم صحبت کند. در این جلسه که همه از سانسور و تعطیلی مطبوعات و نظارت بی‌وجه گلایه و شکایت داشتند، طبعا بخش عمده صحبت آقای جنتی، به این اختصاص یافت که دلایل وضعیت موجود را برای همه تبیین کند و بگوید که دولت در هیئت نظارت بر مطبوعات، دو نماینده دارد و بقیه را دیگران تشکیل می‌دهند و آنها هستند که عملا برخی از مطبوعات را تعطیل کرده‌اند. وی تاکید داشت که قوه قضاییه هم در این زمینه نقش دارد و خودش راسا اقدام به تعطیلی سایت‌ها و مطبوعات می‌کند و وزارت ارشاد تلاش می‌کند تا آنان را قانع کند که با بودن نهادی مانند هیات نظارت بر مطبوعات، دیگر مداخله دادگاه‌ها و دادسراها ضرورت ندارد. جنتی با زبان بی‌زبانی، یکی از دلایل وضعیت موجود فرهنگی را رعایت نظرات و سلایق مقام رهبری می‌دانست و تاکید داشت که رهبری هم نظرات فرهنگی جدی دارد و معتقد است اگر در هر مسئله‌ای مداخله نکند، در حوزه فرهنگ حتما دخالت خواهد کرد زیرا مسئله فرهنگ یک مقوله فرادولتی است.

نفر دوم را همه می‌شناسند. مهدی خزعلی، دومین آیت‌الله‌زاده‌ای است که در این عکس دیده می‌شود و البته او کاملا بر خلاف رویه و روش و جهت پدرش عمل می‌کند. او تاکنون حدود ۸ بار به دلیل همین مواضع و عملکردش، دستگیر و زندانی شده و هر بار هم دست به اعتصاب غذا زده است زیرا معتقد است برای یک زندانی مظلوم، اعتصاب غذا تنها سلاحی است که باقی می‌ماند. همین دو روز قبل بود که خبر آزادی وی را در سایت‌ها بعد از یک اعتصاب غذای سخت و نگران‌کننده خواندم و خوشحال شدم. آخرین خبر از اعتصاب غذایش این بود که نامه‌ای را امضا کرد و طی آن مسئولیت تزریق نشدن «سرم» را از دوش کادر پزشکی گرفت و خودش را مسئول این امر دانست و به عنوان بازمانده رزمندگان خیبر، برای شهید شدن اعلام آمادگی کرد. ظاهرا همین امر مسئولان قضایی را به عقب‌نشینی واداشت و دستور آزادی او را تا محاکمه صادر کردند. مهدی قرار بود در «سرای اهل قلم» باشد و دوستان به دیدنش بروند اما بعد از اتمام دید و بازدیدها، به این جمع پیوست. شاید به قصد دیدن آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آمده بود و با دیدن دوستان، در جمع حاضر شد و چون دیر رسیده بود، در کنار تریبون نشست. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در حین صحبت، دلایل خوشحالی خودش را از حضور در این جلسه بیان می‌کرد که فراموش کرد به یک مورد اشاره کند لذا بعد از دقایقی که در باره موضوع اصلی صحبت کرد، دوباره به سراغ دلایل خوشحالی‌اش برگشت و تاکید کرد دیدن آقای مهدی خزعلی در این جمع و این که در نتیجه اعتصاب غذا، شهادت نصیبش نشده است، مایه خوشحالی اوست. سپس آیت‌الله هاشمی با خنده و طنز گفت که البته آقامهدی خوب کارش را یاد گرفته و تا دستگیر می‌شود فورا اعتصاب غذا می‌کند! این حرف آقای هاشمی باعث خنده همگان شد. در پایان جلسه به دیدن مهدی خزعلی رفتم و بعد از احوالپرسی و اطمینان از سلامتی ایشان، وعده دیدار و جلسه‌ای در سرای اهل قلم را گذاشتیم که امیدوارم در آینده میسر شود.

نفر سوم را هم بسیاری می‌شناسند. حاج‌آقا نوراللهیان که پیشتر در محافلی محبوب بود ولی اکنون مغضوب است و البته مانند بسیاری از افراد دیگر مورد اذیت و آزار هم قرار گرفته است. ایشان که در حد معاون وزیر اطلاعات هم سابقه دارد، سالهای طولانی رئیس سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از کشور بود. ایشان در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، مشاور میرحسین موسوی محسوب می‌شد و همین امر او را مغضوب ساخت. وی در جریان تشییع جنازه مرحوم میراسماعیل موسوی پدر میرحسین موسوی، به بی‌حرمتی‌های صورت گرفته اعتراض کرد و ماموران امنیتی او را بازداشت کردند. نوراللهیان که روزگاری در بیت رهبری محبوب بود، اینک بیشتر در محافل منتقد سیاسی مشاهده می‌شود و در واقع یکی از روحانیونی است که انتخابات سال ۸۸ و حوادث بعد از آن، جایگاه وی را در نسبت به قدرت تغییر داد و موجب شد که همه مسئولیتهایش را از دست بدهد و بیشتر در کنار مردم قرار بگیرد.

آخرین فردی که در عکس مشاهده می‌شود، دکتر احمد پورنجاتی است که اتفاقا سخنران جلسه هم بود و از ضرورت نرم‌خویی با مردم سخن گفت و این که آقای هاشمی در دور‌ه‌های مختلف نماد اعتدال در کشورمان بوده است. پورنجاتی که سابقه مبارزات قبل از انقلاب را دارد و بعد از انقلاب هم در وزارت اطلاعات بود و معاونت وزارت ارشاد و قائم مقامی صدا و سیما را هم در کارنامه خود دارد، از چهره‌هایی است که از دوران اصلاحات، به سوی اصلاح‌طلبان رفت و مواضع اصولگرایان را بر نتافت. با پورنجاتی سالها در نشریه ارزشها معاشر بودیم و بهره‌ها بردیم ولی در سالهای اخیر توفیق دیدار زیادی نداشتم. وی که از فعالین فضای مجازی است قلم بسیار روانی دارد و کم نبودند دوستانی که در این جلسه، از او می‌خواستند بیشتر و بیشتر بنویسد و دیگران را از خواندن نوشته‌هایش محروم نسازد. او نیز سالها با بیت رهبری همکاری داشت ولی اکنون از او چندان دل خوشی ندارند و طبعا او نیز چنین احساسی دارد. وی را نیز باید از ریزش‌های محافل خاص – و نه انقلاب – دانست.

جلسه آقای هاشمی با اصحاب قلم و رسانه را باید مانند بسیاری از جلسات دیگر ایشان، جلسه‌ای متفاوت معرفی کرد. او اینک سنگ صبور همه کسانی است که در این سالها، مورد غضب و خشم عده‌ای قرار گرفتند و پرونده‌ها برای آنان تشکیل شد و به زندان رفتند یا در آستانه دستگیری و زندان قرار دارند. به همین دلیل هر عکسی را که از این دیدار جلوی خودتان قرار دهید، با افراد و چهره‌هایی مواجه می‌شوید که از وضع موجود کشور، دلخورند و انتقاد می‌کنند و آرزوی اصلاح جدی در روند اداره کشور را دارند؛ مانند خود آقای هاشمی که گویی خار در چشم و استخوان در گلو دارد و از دردها و مشکلات هم که حرف می‌زند دلسوزی و خیرخواهی برای مردم و کشور و انقلاب را از لابلای سخن او می‌توان دریافت.

 

Share and Enjoy


یک نظر در ”;حاشیه‌نگاری بر یک عکس به بهانه دیدار با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی“

  1. محمد رحمانی می‌گوید

    از مطلبی که به شیوایی قلم شما آراسته شده بود لذت بردم

اضافه کردن نظر به محمد رحمانی