نسخه چاپی نسخه چاپی

به یاد روزهای پررونق شور و شعور

نگاهی گذرا به فعالیت‌های حوزه تربیت سیاسی اجتماعی در آموزش و پرورش

اشاره:

از سال ۶۶ تاکنون در حوزه تربیت سیاسی مربیان و دانش‌آموزان فعالیت می‌کنم البته جز در ۸ سال دولت احمدی‌نژاد که پایم کاملا از آموزش و پرورش قطع شده بود. در سال گذشته همکاری مجدد بنده با معاونت پرورشی و فرهنگی آغاز شد و ثمره آن راه‌اندازی ماهنامه تربیت سیاسی اجتماعی (ضمیمه ماهنامه تربیت) در این معاونت بود که تاکنون (خرداد ۱۳۹۴) ۹ شماره آن منتشر شده است. آنچه در پی می‌آید گزارشی است که در شماره ۶ این نشریه درباره سابقه کار تربیت سیاسی اجتماعی در آموزش و پرورش نگاشتم. گفتنی است که در غالب این فعالیت‌ها خودم یا مبتکر آن بودم یا همکاری جدی داشتم. متن این گزارش را پیش رو دارید:

تربیت سیاسی و اجتماعی در آموزش و پرورش دارای یک سابقه نسبتا طولانی است. البته در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب، عرصه آموزش و پرورش و مدارس کشور، کانون مبارزات سیاسی بود و هدایت بخش بزرگی از برنامه‌های ضد رژیم شاه توسط معلمان و دانش‌آموزان صورت می‌گرفت. پس از انقلاب هم باز مدارس در مرکز فعالیت‌های سیاسی قرار داشت و گروهک‌ها در مدارس فعال بودند و حامیان انقلاب اسلامی نیز در همین مدارس، به مبارزه فکری و سیاسی با جریان‌های ضدانقلابی می‌پرداختند و بسیاری از معلمان نیز جان خود را بر سر اعتقادات خود گذاشتند. با شروع جنگ تحمیلی باز این مدارس بودند که پشتیبان جبهه‌ها شدند و از معلم و دانش‌آموز در خط مقدم جنگ حضور یافتند و تا پایان دفاع مقدس هزاران معلم و دانش‌آموز به شهادت رسیدند تا معلوم شود که شور انقلابی و شعور مکتبی در میان این جامعه بزرگ فرهنگی به چه میزان پررونق است.

بعد از پایان دفاع مقدس، سازندگی در دستور کار قرار گرفت و دولت سازندگی بر سر کار آمد. علی‌رغم تلاش این دولت برای افزایش تولید و ساختن خرابی‌های جنگ و افزایش رشد اقتصادی، به دلیل اولویت یافتن مسائل اقتصادی، در برخی از حوزه‌ها ما شاهد رکود شدیم که فعالیت سیاسی در سطح کشور یکی از مصادیق آن بود. در محیط‌های دانشگاهی و مدارس هم این رکود فعالیت‌های سیاسی را شاهد بودیم. در همان سال‌ها مقام معظم رهبری برای جبران این نقیصه وارد میدان شدند و از همه گروه‌های سیاسی و جریانات خواستند که به فعالیت سیاسی خود وسعت بیشتری ببخشند. از جمله در همین زمینه در روز ۱۲ آبان سال ۷۲ ایشان در سخنانی در جمع دانشجویان و دانش‌آموزان فرمودند:

«بنده دلم می‌خواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّی دانش‌آموزان مدارس، روی این ریزترین پدیده‌های سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلی هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دست‌هایی را که تلاش کرده‌اند و می‌کنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیرسیاسی کنند. کشوری که جوانانش سیاسی نباشند، اصلاً توی باغ مسائل سیاسی نیستند، مسائل سیاسی دنیا را نمی‌فهمند، جریان‌های سیاسی دنیا را نمی‌فهمند و تحلیل درست ندارند. مگر چنین کشوری می‌تواند بر دوش مردم، حکومت و حرکت و مبارزه و جهاد کند!؟ بله؛ اگر حکومت استبدادی باشد، می‌شود. حکومت‌های مستبد دنیا، صرفه‌شان به این است که مردم سیاسی نباشند؛ مردم درک و تحلیل و شعور سیاسی نداشته باشند. اما حکومتی که می‌خواهد به دست مردم کارهای بزرگ را انجام دهد؛ نظام را می‌خواهد با قدرت بی‌پایان مردم به سر منزل مقصود برساند و مردم را همه چیز نظام می‌داند، مگر مردمش – بخصوص جوانان، و بالاخص جوانانِ دانشجویش – می‌توانند غیرسیاسی باشند!؟ مگر می‌شود!؟ عالِم‌ترین عالِم‌ها و دانشمندترین دانشمندها را هم، اگر مغز و فهم سیاسی نداشته باشند، دشمن با یک آب‌نبات تُرش می‌تواند به آن طرف ببرد؛ مجذوب خودش کند و در جهت اهداف خودش قرار دهد! این نکات ریز را باید جوانان ما درک کنند».

این سخنان رهبری باعث ایجاد حرکتی در حوزه فعالیت سیاسی شد و از جمله در مدارس هم شاهد شروع تحرکی تازه شدیم. برای تامین نظرات رهبری و گسترش فعالیت‌های سیاسی اجتماعی در مدارس کشور، راهکارهایی در دستور کار قرار گرفت که به برخی از مهمترین آنها در این گزارش اجمالی توجه خواهیم کرد.

۱- ایجاد ساختار سازمانی تربیت سیاسی

نخستین نیازی که باید به آن پاسخ داده می‌شد، ایجاد ساختاری بود که بتواند فعالیت در حوزه تربیت سیاسی اجتماعی معلمان و دانش‌آموزان را برنامه‌ریزی و مدیریت و اجرا کند. به همین دلیل، در حوزه ستادی (اداره کل فرهنگی و هنری) واحدی تحت عنوان «کارشناسی تربیت سیاسی اجتماعی» ایجاد شد که در آن یک کارشناس مسئول و حداقل سه الی چهار کارشناس مجرب فعالیت می‌کردند. در استان‌های سراسر کشور هم یک کارشناس مستقل و توانمند در حوزه تربیت سیاسی اجتماعی دانش‌آموزان و در برخی از مناطق یک کاردان یا کارشناس با وظایف تجمیع شده از حوزه وظایف و مأموریت‌های کارشناسی تربیت سیاسی – اجتماعی و ایام‌ا… و مناسبت‌ها، عهده‌دار برنامه‌ریزی و انجام فعالیت‌های مربوط به تربیت سیاسی دانش‌آموزان شدند. این پیش‌بینی دقیق و آینده‌نگرانه، تاثیری بسزا و نقشی بی‌بدیل در تقویت جایگاه و توسعه فعالیت‌های مربوطه داشت و به انجام دقیق کارها و ساماندهی امور کمک شایانی می‌کرد. متاسفانه انحلال آن و حذف این ساختار سازمانی هوشمندانه در اواخر دولت آقای خاتمی، ضربه مهلکی به بدنه نحیف و پیکره جوان این فعالیت‌ها وارد کرد و عملاً پیگیری چنین سیاستی را غیرممکن یا بلااثر ساخت.

۲- طراحی و اجرای «نشریه دیواری دانش‌آموزی»

یکی از نخستین فعالیت‌هایی که در حوزه تربیت سیاسی اجتماعی در آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفت، برگزاری مسابقات «نشریه دیواری دانش‌آموزی» بود که با توجه به امکانات آن زمان مدارس، کاری جذاب محسوب می‌شد. طراحی این نشریه به گونه‌ای بود که دانش‌آموزان علاقه‌مند به فعالیت‌های سیاسی می‌بایست محتوایی را فراهم کنند که شامل تحلیل یک رویداد سیاسی، بیان یک واقعه مهم تاریخی، پرسش و پاسخ، جدول، معرفی کتاب، حکایت سیاسی، شعر، داستان کوتاه، چیستان و … بود. دانش‌آموزان به صورت گروهی (حداکثر ۵ نفر) به تهیه و آماده‌سازی این نشریه مبادرت و به طرز بسیار زیبا و خلاقانه‌ای آن را طراحی کرده و در مسابقات شرکت می‌دادند. این نشریات دیواری سیاسی در مراحل گوناگون از مدرسه تا سطح کشوری، مورد داوری قرار گرفته و به برگزیدگان اول تا سوم آن جوایز  ارزنده‌ای اهدا می‌شد. ضمن این که برگزیدگان مرحله کشوری در یک اردوی ۴ روزه در یکی از مناطق خوب و زیبای کشور مثل رامسر گرد هم می‌آمدند و به صورت حضوری ضمن شرکت در کلاس‌های آموزشی تربیت سیاسی و اجتماعی، نشریه دیواری ویژه‌ای را در محل اردو خلق و عملاً فعالیت‌های جمعی و گروهی را در کنار هم تمرین می‌کردند.

۳- برگزاری جلسات پرسش و پاسخ سیاسی دانش‌آموزان و مربیان در سطح مدارس و مناطق

یکی دیگر از نخستین فعالیت‌هایی که در آن سال‌ها در دستور کار قرار گرفت،‌ تشکیل جلسات پرسش و پاسخ برای دانش‌آموزان و مربیان و معلمان بود. در این زمینه شهر تهران و امور تربیتی آن پیشتاز بود و سال‌ها قبل از این که بر اثر سخنان رهبری موجی در کشور ایجاد شود، فعالیت مرتبط با تربیت سیاسی و اجتماعی در شهر تهران آغاز شده بود. در این جلسات کارشناسان مطلع از مسائل سیاسی ایران و جهان حضور می‌یافتند و به پرسش‌های دانش‌آموزان و معلمان و مربیان پاسخ می‌دادند.

طبعا این جلسات در سطح دبیرستان‌ها برگزار می‌شد که این گونه مسائل برای آنها اهمیت داشت و بهانه آن نیز مناسبت‌های سیاسی و اجتماعی مهمی بود که در طول سال مطرح بودند. مشخصا در آستانه انتخابات بر دامنه این گونه فعالیت‌ها افزوده و با دعوت از چهره‌های سیاسی شناخته شده در سطح کشور، مواضع نیروهای سیاسی متفاوت برای معلمان و مربیان تشریح و تبیین می‌شد. معمولا برای دانش‌آموزان از کارشناسان سیاسی که با فضای مدارس کشور هم آشنا بودند استفاده می‌شد زیرا بسیاری از چهره‌های سیاسی علی‌رغم آشنایی با مسائل سیاسی کشور، چون فضای مدارس و جو حاکم بر ذهنیت مخاطبان را نمی‌شناختند متاسفانه در ایجاد حس اقناع ذهنی در دانش‌آموزان موفق نبودند و به همین دلیل، حتما از کارشناسانی استفاده می‌شد که تا حدی با روان‌شناسی نسل جوان هم آشنا بوده و پرسش‌های ذهن مخاطبان را رصد کرده بودند و آمادگی کافی برای رویارویی فکری با سئوالات دانش‌آموزان را داشتند. البته برای معلمان و مربیان دعوت از فعالان سیاسی جناح‌های مختلف بلامانع بود زیرا هدف از برگزاری این جلسات، آشنا کردن آنان با مواضع احزاب و گروه‌های سیاسی بود که با این گونه جلسات میسر می‌شد.

از سال ۷۲ به بعد این گونه نشست‌های سیاسی در سراسر کشور به صورت پراکنده برپا و تعداد آن زیاد و زیادتر شد. البته برگزاری جلسات پرسش و پاسخ دانش‌آموزی البته با محدودیت زیادی هم مواجه بود که مهمترین آن نبود نیروی انسانی واجد صلاحیت و نداشتن کارشناسان مطلع و دارای فراغت برای حضور در تمامی مدارس بود. در شهری مثل تهران در آن زمان تنها ۳ کارشناس (مشاعی، بلخاری و شاهد) به صورت ادواری در دبیرستان‌ها‌ حاضر می‌شدند و این به معنای آن بود که هر دبیرستان شاید در هر سال تحصیلی تنها می‌توانست یک بار نشست پرسش و پاسخ سیاسی را برگزار کند.

یکی از اقدامات صورت گرفته در این زمینه، تدوین تجارب برگزاری این گونه جلسات در قالب یک جزوه آموزشی بود که در آن به تمام جوانب کار توجه شده بود، از نحوه ورود و خروج در مباحث تا چگونگی شکل دادن به محتوای جلسات و پرسش‌های مهمی که مطرح هستند و نیز مختلط بودن یا نبودن جلسات و حتی مشخصات محل برگزاری جلسات و زمان مطلوب این نشست‌ها و هر چیز دیگری که دانستن آنها برای برگزاری این جلسات مفید هستند. این جزوه آموزشی برای مربیان تکثیر شد تا آنان مبتنی بر این تجارب به برگزاری جلسات پرسش و پاسخ اقدام کنند.

۴- انتشار نشریه دیواری «پنجره باز»

یکی از فعالیت‌های سیاسی مورد علاقه دانش‌آموزان که قبل از سال ۷۲ در کشور انجام می‌شد، انتشار نشریه دیواری «پنجره باز» بود. این نشریه با خواست معاونت پرورشی وقت شهر تهران (فیضی‌زاده) و با تلاش کارشناس سیاسی وقت (پورقربان) آغاز به کار کرد و در سطح دبیرستان‌های شهر تهران در معرض مطالعه دانش‌آموزان قرار گرفت اما بعدها با نظر مثبت معاونت پرورشی آن دوره وزارت آموزش و پرورش (حسین هراتی) به سراسر کشور تعمیم یافت و زیر نظر مدیرکل فرهنگی هنری وقت (جبار رضایی) چندین شماره برای سراسر کشور منتشر شد.

انتخاب این ایده به این دلیل بود که در آن سال‌ها، نشریه دیواری یکی از فعالیت‌های رایج در مدارس بود و دانش‌آموزان با تشکیل گروه به آماده‌سازی نشریات دیواری مبادرت می‌کردند اما انتشار ادواری یک نشریه دیواری به صورت متمرکز برای دبیرستان‌های سراسر کشور سابقه نداشت. تولید محتوای این نشریه را یکی از کارشناسان مرتبط با آموزش و پرورش (شاهد) بر عهده داشت که در هر شماره به یکی از سئوالات مهم ذهن دانش‌آموزان پاسخ می‌داد. هدف انتشار این نشریه علاوه بر پاسخگویی به پرسش‌ دانش‌آموزان، دادن هویت ایرانی اسلامی به نسل جوان و احیای غرور ملی آنان بود. انتشار این نشریه دیواری بعد از مدتی متوقف شد.

۵- توزیع نشریات مورد نیاز معاونان پرورشی

برای افزایش توان فکری و تحلیلی مربیان و معاونان پرورشی سراسر کشور، معاونت پرورشی و کارشناسی سیاسی اداره کل فرهنگی و هنری یا باید به تولید نشریات جدید مبادرت می‌کرد یا از میان نشریات خبری – تحلیلی موجود باید برخی را تهیه و در اختیار آنان قرار می‌داد. تا زمانی که توان تولید محتوای مورد نیاز در کارشناسی سیاسی معاونت پرورشی وجود نداشت طبعا بهترین کار این بود که برخی از نشریات موجود که برای مربیان مفید بودند، تهیه و برای مطالعه در اختیار آنان قرار گیرد. کارشناس سیاسی اداره کل فرهنگی هنری در طی دوره‌های مختلف با خرید انبوه برخی از این نشریات و بولتن‌ها،‌ فرصتی را فراهم می‌کرد تا مربیان و معاونان پرورشی در جریان مهمترین مسائل جاری کشور قرار گیرند و توان تحلیلی خود را ارتقا بخشند.

یکی از نشریاتی که با این شیوه در اختیار معاونان پرورشی سراسر کشور قرار می‌گرفت، نشریه «رویداد و تحلیل» دفتر سیاسی سپاه پاسداران بود که در آن دوره، یکی از مهمترین نشریاتی بود که به لایه‌های پنهان‌تر مسائل هم نقبی می‌زد و ناگفته‌هایی را در بر داشت. همچنین نشریه «بولتن فرهنگی» سازمان تبلیغات اسلامی هم با توجه به محتوای فرهنگی آن و نیز تصویری که از عملکرد جریان‌های فرهنگی آن سال‌های کشور ارائه می‌داد، مورد توجه بود.

۶- تولید بولتن ویژه مربیان و معاونان پرورشی

کارشناسی سیاسی اداره کل فرهنگی و هنری بتدریج این توان را کسب کرده بود که علاوه بر تهیه محتواهای فکری تولید شده در منابع معتبر، خود  نیز به تولید نشریه و بولتن خبری – تحلیلی مبادرت کند و نیازهای روز مربیان و معاونان پرورشی را پاسخگو باشد. در این راستا بولتن خبری ویژه مربیان به صورت ماهانه تولید و برای مربیان ارسال می‌شد. ویژگی مثبت این بولتن به نسبت نشریات دیگری که برای مربیان و معاونان خریداری و ارسال می‌شد، محتوای اختصاصی و مورد نیاز آنان بود. شاید در نشریات دیگر، مطالبی بود که چندان مورد نیاز و توجه مربیان نبود اما در بولتن ویژه‌ای که از سوی کارشناسی سیاسی وزارتخانه (احراری) تولید می‌شد، عمدتا نیازهای خبری و تحلیلی مربیان مد نظر بود و از این نظر یک گام به پیش محسوب می‌شد.

۷- آموزش سیاسی مربیان تربیتی سراسر کشور

هیچ فعالیت پرورشی در حوزه سیاسی اجتماعی بدون آمادگی مربیان شدنی نبوده و نیست و به همین دلیل در دوره معاونت پرورشی آقای هراتی در سال ۷۳ و ۷۴ تلاش شد تا برای ارتقای آگاهی و تقویت قدرت تحلیل و تبیین مربیان سراسر کشور برنامه‌ریزی شود. در این راستا برای یک دوره ضمن خدمت ۱۲۰ ساعته مجوز قانونی گرفته شد و بعد از ثبت‌نام مربیان داوطلب در استان‌های مختلف، کلاس‌های متمرکزی در مراکز استان‌ها شکل گرفت و هزاران ساعت‌نفر آموزش داده شد. در این دوره ضمن خدمت، مباحث مختلفی در موضوعات گوناگون در نظر گرفته شد. فقه سیاسی و ولایت فقیه، تاریخ معاصر ایران، جریان‌شناسی سیاسی، روابط بین‌الملل، تحلیل اقتصاد ایران و تحلیل مسائل روز سیاسی از جمله موضوعاتی بودند که در این دوره ۱۲۰ ساعته ضمن خدمت مورد توجه بودند.

اجرای این طرح در دوره‌ای بود که حمیدرضا کفاش به عنوان مدیرکل فرهنگی هنری فعالیت می‌کرد و برای برگزاری این دوره ضمن خدمت، کارشناس سیاسی اداره کل فرهنگی هنری وزارتخانه (حمیدزاده) نقش مهمی ایفا کرد و از جمله تامین و اعزام اساتید و پشتیبانی دوره برعهده وی بود. در عین حال معاونان پرورشی استان‌ها نیز در اجرای این دوره‌ها، تلاش فراوانی کردند و مسئولیت استقرار مربیان شهرستانی و اساتید در مراکز استان‌ها و نیز تهیه و تدارک سالن محل تشکیل کلاس‌ها و تکثیر جزوات و … با آنان بود. همزمان با برگزاری این کلاس‌ها، برای حضور مسئولان استان در جمع مربیان و ارائه پاسخ به پرسش‌های منطقه‌ای مربیان هم برنامه‌ریزی شده بود که در جای خود نقش زیادی در ارتقای آگاهی‌های مربیان داشت.

۸- تشکیل «شورای سیاست‌گذاری تربیت سیاسی» در معاونت پرورشی

از سال‌های آخر دولت هاشمی رفسنجانی، تلاش شد تا برای گسترش فعالیت مرتبط با تربیت سیاسی اجتماعی دانش‌آموزان در سطح ستاد وزارتخانه آموزش و پرورش، شورایی تشکیل شود و چارچوب آن در کارشناسی سیاسی اداره‌کل فرهنگی و هنری فراهم آمد. با روی کار آمدن سیدمحمد خاتمی و تشکیل دولت اصلاحات، به تربیت سیاسی در آموزش و پرورش بهای بیشتری داده شد زیرا اساسا شعار دولت اصلاحات توسعه سیاسی بود و به جوانان هم توجه زیادی نشان داده می‌شد. بر این اساس معاون پرورشی جدید در وزارت آموزش و پرورش (رحیم عبادی) برای گسترش فعالیت سیاسی و اجتماعی در میان دانش‌آموزان و معلمان انگیزه زیادی نشان داد و فضای عمومی جامعه و کشور هم اقتضای افزایش فعالیت‌های این‌چنینی را داشت. در همین راستا، «شورای سیاست‌گذاری تربیت سیاسی» تشکیل شد که در آن چند تن از مدیران کل معاونت پرورشی به همراه تعدادی از کارشناسان و صاحب‌نظران مدعو عضویت داشتند و عملا تدوین جهت‌گیری‌ها، خط‌مشی‌ها، سیاستگذاری‌ها و تعیین اهداف و برنامه‌های تربیت سیاسی در سطوح دانش‌آموزی و مربیان و معلمان در سطح کلان بر عهده این شورا بود.

تشکیل این شورا نشان می‌داد که معاونت پرورشی جدید برای تربیت سیاسی دانش‌آموزان جدی است و برای آن اهمیت بیشتری از گذشتگان قائل است. همچنین با این اقدام هر فعالیت در حوزه تربیت سیاسی با پشتوانه کارشناسی حمایت و هر تصمیمی در این حیطه به شیوه جمعی و پس از بحث و گفتگوی زیاد اتخاذ می‌شد. برای درک اهمیت تشکیل این شورا در معاونت پرورشی باید به وضعیت این فعالیت‌ها در دولت‌های بعدی از جمله دولت نهم و دهم توجه کرد که اساسا این گونه فعالیت‌ها با تکیه بر نظر شخصی و سلیقه‌ای برخی از مدیران به تعطیلی کشانیده شد.

 ۹- طراحی و اجرای طرح «تربیت مدرس سیاسی»

یکی از مهمترین اقداماتی که در حوزه تربیت سیاسی دانش‌آموزان و مربیان و معلمان در آموزش و پرورش صورت گرفت، اجرای طرح تربیت مدرس سیاسی بود. مقدمات این طرح در دوره وزارت محمدعلی نجفی و معاونت پرورشی حسین هراتی و مدیرکلی عبدالحسین هاشمی و خادمیان فراهم شد اما در دولت اصلاحات و وزارت حسین مظفر و معاونت پرورشی رحیم عبادی اجرایی و عملیاتی شد. در این زمان مرحوم عبدالباقی مدیرکل فرهنگی هنری معاونت پرورشی بود.

این طرح بر اساس یک نیاز واقعی آموزش و پرورش طراحی و در شورای سیاستگذاری تربیت سیاسی تصویب شده بود. واقعیت این بود که برگزاری جلسات پرسش و پاسخ دانش‌آموزی نیاز به کارشناسانی مجرب و مطلع و تاثیرگذار داشت و با توجه به تعداد اندک کارشناسانی که در اختیار وزارت آموزش و پرورش بودند، امکان نداشت موجی فراگیر و موثر در سطح دبیرستان‌های کشور در این زمینه ایجاد شود. البته در سطح استان‌ها و برای دانش‌آموزان دبیرستانی و نیز برای مربیان و معلمان، جلسات پرسش و پاسخ سیاسی اجتماعی برپا می‌شد اما بعضا از کسانی استفاده می‌شد که نه تنها قادر به ارائه تحلیل قوی از مسائل جاری ایران و جهان نبودند بلکه به ابهام و سردرگمی دانش‌آموزان هم منجر می‌شدند. مواردی در سطح استان‌ها گزارش شده بود که مثلا یک امام جمعه یا یک مسئول اجرایی محلی در یک شهرستان برای جلسه پرسش و پاسخ دانش‌آموزی دعوت شده و او به دلیل ناآشنایی با ویژگی‌ها و روحیات دانش‌آموزان، نتوانسته با آنان مفاهمه و ارتباط ذهنی مناسب برقرار کند و به پرسش‌های آنان پاسخ اقناعی بدهد و همین امر منجر به زیر سئوال رفتن جایگاه امام جمعه یا آن مسئول محلی شده است. در مجموع تاثیر منفی این گونه جلسات بیشتر از تاثیر مثبت آن ارزیابی می‌شد. برای رفع این نقیصه مهم و اساسی، اجرای «طرح تربیت مدرس سیاسی» در شورای سیاستگذاری سیاسی معاونت پرورشی به تصویب رسید.

بر اساس این طرح قرار شد برای هر منطقه آموزش و پرورش در سراسر کشور، دو مدرس (یک زن و یک مرد) از میان معلمان و مربیان دارای مدرک دانشگاهی مرتبط با حوزه علوم اجتماعی و سیاسی به صورت نظام‌مند و با روش علمی برگزیده شوند و پس از طی مراحل آموزشی، به عنوان مدرس سیاسی در آموزش و پرورش فعالیت کنند و از جمله در جلسات پرسش و پاسخ دانش‌آموزان یا معلمان و مربیان حاضر شوند و به تحلیل مسائل جاری ایران و جهان بپردازند و به سئوالات مخاطبان پاسخ دهند. همچنین قرار شد که این کارشناسان، بومی هر منطقه باشند تا هم مسائل منطقه‌ای و بومی را خوب بشناسند و هم در عمل امکان استفاده از آنان در همان مناطق وجود داشته باشد.

بر این اساس با اعلام سراسری در سطح کشور از همه داوطلبان شرکت در طرح تربیت مدرس سیاسی درخواست شد که ضمن آشنایی با چهارچوب طرح مصوب، برای شرکت در طرح ثبت نام و در آزمون در نظر گرفته شده، شرکت کنند. برای آزمون سراسری هم منابعی در حوزه‌های گوناگون شناسایی و اعلام شد تا سئوالات امتحانی از درون آن کتاب‌ها و منابع طراحی شود. بنابراین در مسیر اجرای این طرح، اقدامات زیر انجام شد:

  • ثبت نام از داوطلبان شرکت در طرح تربیت مدرس سیاسی از میان معلمان و مربیان آموزش و پرورش که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی یا کارشناسی ارشد بودند و رشته درسی آنان مرتبط با علوم سیاسی یا علوم اجتماعی بود از جمله فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، تاریخ،‌ علوم اقتصادی،‌ جامعه‌شناسی و …
  • معرفی منابع امتحانی در حوزه‌هایی مانند اقتصاد ایران، جنبش‌های اسلامی، فقه سیاسی و ولایت فقیه، روابط بین‌الملل، جریان‌شناسی سیاسی و فرهنگی معاصر، روش تحلیل سیاسی،‌ تحلیل مسائل روز سیاسی و … برای مطالعه داوطلبان و شرکت در آزمون
  • برگزاری آزمون سراسری در مراکز استان‌ها و سپس اعلام قبولی علمی سه برابری مربیان مورد نیاز در هر استان
  • انجام مصاحبه با همه قبول‌شدگان علمی در مراکز استان با اعزام تیم کارشناسی از وزارتخانه و گزینش نهایی یک سوم قبول‌شدگان علمی
  • برگزاری دوره‌های آموزشی متمرکز در اردوگاه باهنر تهران برای همه قبول‌شدگان نهایی در طی حدود ۲۰ روز در تابستان ۷۷ با حضور اساتید دانشگاهی و چهره‌های سرشناس سیاسی و کارشناسان مجرب در تمامی حوزه‌های ذکر شده

پس از طی این مراحل برای مدرسان سیاسی برگزیده در این طرح، حکم «مدرس سیاسی» صادر و به همه ادارات و مناطق آموزش و پرورش ابلاغ شد تا برای برگزاری جلسات پرسش و پاسخ از توان و حضور این مدرسان استفاده شود.

نکته پراهمیت در اجرای این طرح این بود که علی‌رغم حاکم بودن دولت اصلاحات و وجود شائبه برخورد خطی و جناحی از سوی دولتیان، دست‌اندرکاران این طرح با سعه‌صدر و بدور از برخورد خطی و جناحی اقدام به گزینش مدرسان سیاسی کردند و به هنگام گزینش اولیه اساسا به مواضع سیاسی داوطلبان هیچ توجهی نداشتند بلکه برای آنان شاخصه‌هایی از جمله دانش علمی و توان تحلیلی، فن سخنوری، قدرت برقراری ارتباط با مخاطب، سوابق فعالیت در حوزه تربیت سیاسی و فرهنگی برای معلمان و دانش‌آموزان، ظاهر جذاب و دستکم نداشتن نقص جدی ظاهری و مواردی از این دست اهمیت بیشتری داشت. به همین دلیل در ارزیابی نهایی گرایش سیاسی مدرسان سیاسی معلوم شد که حدود ۴۰ درصد آنان دارای گرایش راست (مخالف دولت خاتمی) و حدود ۳۰ درصد دارای گرایش اصلاح‌طلبی و حدود ۳۰ درصد هم مستقل هستند و این یعنی اساسا مواضع سیاسی و جناحی مدرسان سیاسی در هنگام گزینش، هیچ مدخلیتی در این امر نداشت. البته در عمل و پس از طی مراحل آموزش، این‌گونه شد که نیروهای موسوم به راست و چپ به یکدیگر نزدیک‌تر شدند و قرابت فکری آنان بیشتر شد و با پرهیز از برخوردهای افراط‌گونه، نوعی تعادل در مواضع آنان پدید آمد و این همان وضعیتی بود که در تربیت سیاسی باید مد نظر باشد.

قرار بود این طرح در دو مرحله اجرا شود و در مرحله اول در ۱۲ استان حدود ۳۰۰ نفر پس از طی مراحل ذکر شده، گزینش شده و تحت آموزش قرار گرفتند. علاوه بر اجرای سراسری طرح، قرار بود در عمل نواقص این طرح شناسایی و بتدریج رفع شود و از جمله قرار شد نظارتی هم بر کار مدرسان سیاسی اعمال شود تا اگر کسانی از مدرسان سیاسی قادر به حفظ شأن بی‌طرفی علمی و سیاسی نیستند و یا در عمل توان کافی برای اداره جلسات را ندارند، از جمع مدرسان سیاسی کنار گذاشته شوند. همچنین قرار شد که بولتن تحلیلی و خبری ویژه مدرسان سیاسی تولید و برای آنان ارسال شود تا با اطلاع از جوانب مسائل جاری کشور بهتر بتوانند به پرسش‌های مخاطبان پاسخ بدهند.

متاسفانه در عمل این برنامه‌ها محقق نشد و به دلایلی دستور توقف اجرای طرح داده شد. از همان ابتدا جو سنگین سیاسی حاکم بر کشور و کشمکش‌های جناحی، تاثیر منفی خود را بر اجرای این طرح هم گذاشت و برخی از تولیدکنندگان بولتن‌های محرمانه چنین شایعه کردند که فلان حزب سیاسی در حال کادرسازی برای خود در آموزش و پرورش است؛ امری که قطعا واقعیت نداشت. شاید عضویت معاون پرورشی وقت در یک حزب سیاسی، در ایجاد و گسترش این شایعه موثر بود اما اصل ادعای مذکور صحت نداشت و مجریان طرح با دعوت از اساتید دارای گرایش سیاسی متفاوت و نیز با گزینش مدرسانی که به یک طیف سیاسی تعلق نداشتند، در عمل ثابت کرده بودند که کار تربیت سیاسی را مهمتر و شریف‌تر از فعالیت حزبی می‌دانند و در صدد انتقال همین نگاه به مدرسان سیاسی بودند.

یکی از اقداماتی که در همین زمینه انجام شده بود تلاش برای نظام‌مند کردن پرداخت حق‌الزحمه مدرسان تربیت سیاسی از طریق ورود اطلاعات آنان در سیستم حقوق و دستمزد «بکفا» بود. این اقدام ارزشمند برای افزایش انگیزه مدرسان تربیت سیاسی و نظام‌مند کردن فرایند تربیت سیاسی در مدارس از سوی کارشناسی تربیت سیاسی صورت گرفت ولی علی‌رغم تلاش‌های فراوان و کسب موافقت‌های اصولی، به دلیل مشکلات ایجاد شده  در اجرای اصل طرح، این موضوع هم ناتمام باقی ماند.

۱۰- انتشار ضمیمه سیاسی ماهنامه تربیت

نیاز به آموزش مربیان و معلمان در حوزه تربیت سیاسی اجتماعی، همیشه احساس می‌شد و به همین دلیل در طی سال‌های قبل در دوره‌های متفاوت اقدام به انتشار نشریه سیاسی از سوی معاونت پرورشی می‌شد. یکی از این نشریات که انتشار آن به صورت پراکنده از دوره معاونت پرورشی حسین هراتی شروع شد و در دوره معاونت پرورشی رحیم عبادی هم ادامه یافت، «ماهنامه تربیت سیاسی» بود که به صورت ضمیمه سیاسی ماهنامه تربیت منتشر می‌شد. تولید محتوای چند شماره اولیه این نشریه را یکی از کارشناسان مرتبط با آموزش و پرورش (شاهد) برعهده داشت اما در ادامه این امر به کارشناسی سیاسی اداره کل آموزش و پرورش واگذار شد و افرادی چون حمیدزاده، عادل عبدی، عابدینی، خانم فلاح و هاشمی سنجانی در انتشار آن نقش داشتند.

این نشریه با توجه به نیاز مربیان و معلمان و پرسش‌های ذهنی دانش‌آموزان تولید و موضوعات گوناگونی را شامل می‌شد که تحلیل مسائل روز ایران و جهان و نیز موضوعات آموزش سیاسی از جمله مهمترین این موارد بودند.

۱۱- تقویت شوراهای اسلامی مدارس و تشکیل «مجلس دانش‌آموزی»

یکی از اقدامات مهم انجام شده در سال‌های گذشته، تقویت شوراهای اسلامی دانش‌آموزان و تشکیل مجلس دانش‌آموزی است. همیشه مطلوب بود که دانش‌آموزان در فعالیت‌های مربوط به اداره مدارس مشارکت داده شوند ولی در شوراهای اسلامی دانش‌آموزان این مشارکت به صورت قانونی در آمد. اهمیت شوراهای اسلامی عمدتا به این دلیل است که بستر عملی و عینی مشارکت دانش‌آموزان را فراهم می‌آورند و بخصوص در دبیرستان‌ها اهمیت آنها مضاعف می‌شود زیرا در سنینی که جامعه‌پذیری و جامعه‌پذیری سیاسی برای دانش‌آموزان موضوعیت پیدا می‌کند، باید سازوکارهایی وجود داشته باشد که به این نیاز جوانان پاسخ دهد و طبعا شوراها می‌توانند برای یک دانش‌آموز دبیرستانی این نیاز را در ابعادی تامین کنند.

طبعا وقتی مشارکت عملی دانش‌آموزان در حوزه مدیریت مدرسه و اتخاذ تصمیمات مهم در آن حوزه جریان داشته باشد می‌توان سازوکار مجلس دانش‌آموزی را نیز در تکمیل آن ارائه کرد تا به عنوان نماد مشارکت سیاسی، دانش‌آموزان هم از پارلمان و مجلس برخوردار شوند و این اتفاقی است که در سال ۸۰ در کشورمان رخ داد.

البته ایده تشکیل «مجلس دانش‌آموزی» بلافاصله بعد از روی کار آمدن دولت اصلاحات در آموزش و پرورش مطرح شد، همانطور که ایده تشکیل «مجلس جوانان» هم از سوی وزارت کشور دولت اصلاحات در همان روزها ارائه شد اما جز در برخی از استان‌ها عملیاتی نشد. اولین طرح‌ها برای عملیاتی کردن مجلس دانش‌آموزی در سال ۷۷ و ۷۸ روی کاغذ آمد و جلساتی کارشناسانه برای تدوین آن برگزار شد اما در سال ۸۰ رسما به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش رسید و در زمان وزارت مرتضی حاجی اولین مجلس دانش‌آموزی تشکیل شد که در دولت‌های بعد هم ادامه یافت.

در اساسنامه مجلس دانش‌آموزی اهداف زیر مورد تاکید قرار گرفت:

– ترویج فرهنگ مشارکت‌جویی، تعاون و همکاری، مسئولیت‌پذیری و زمینه‌سازی برای مشارکت فکری و عملی دانش‌آموزان در عرصه‌های مختلف آموزش و پرروش

– ترویج فرهنگ گفتگو و مشورت بین دانش‌آموزان

– بهره‌گیری از نظرات دانش‌آموزان در اصلاح قوانین و مقررات و طرح و برنامه‌های مرتبط با آنها

– آشنا کردن دانش‌آموزان با مقوله‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داخلی و خارجی

– تقویت روحیه خودباوری، خوداتکایی و اخلاق اجتماعی

– تقویت هویت اسلامی و ایرانی و تحکیم و ترویج ارزش‌های انقلاب اسلامی

مجلس دانش‌آموزی یکی از نهادهایی است که در حیطه فعالیت سیاسی اجتماعی دانش‌آموزان از دوره اصلاحات تاکنون دوام آورده است و هر ساله جلسات این پارلمان تشکیل می‌شود و مصوباتی را نهایی می‌کند. در عین حال تاکنون بهای لازم به این نهاد داده نشده است و نمی‌توان آن را نتیجه و اوج مشارکت سیاسی و اجتماعی دانش‌آموزان در سطح ملی تلقی کرد بلکه بیشتر نمادی برای الگوسازی مشارکت آنان تلقی می‌شود که اگر در سطح استان‌ها و کشور جدی گرفته و نواقص آن بر طرف شود، قادر است مشارکت سیاسی اجتماعی دانش‌آموزان را عملیاتی و عینی کند.

۱۲- تدوین طرح تربیت سیاسی دانش‌آموزان

در ادامه برنامه‌ریزی برای تربیت سیاسی اجتماعی دانش‌آموزان و پیش از آن که در دولت دوم خاتمی و در زمان وزارت مرتضی حاجی، تشکیلات امور تربیتی دچار نوسانات زیاد بشود، طرحی در این زمینه تهیه شد که به نوعی طرح تعمیم تربیت سیاسی و اجرای سراسری آن محسوب می‌شد. در این طرح که از سوی معاون اجتماعی مدیرکل فرهنگی هنری (احمد عابدینی) تهیه شده بود، هم تعریفی از تربیت سیاسی ارائه و هم اهداف زیر برای این طرح در نظر گرفته شده بود:

  • شناخت تحلیلی زندگی پیامبر(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام
  • شناخت مواضع و دیدگاه‌های انقلاب اسلامی و جریان‌های معارض و مخالف با آن
  • تعمیق و گسترش بینش و بصیرت سیاسی
  • پاسداری از ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی
  • تحلیل پدیده‌ها و مسائل سیاسی بر محور ولایت فقیه در زمینه‌های مختلف
  • مشارکت آگاهانه دانش‌آموزان در امورگوناگون
  • زمینه‌سازی و تقویت انگیزه برای مشارکت گسترده‌تر دانش‌آموزان در امور اجتماعی و سیاسی و جلوگیری از حالت بی‌تفاوتی، خمودگی و سستی
  • رشد و تقویت روحیه عدالت‌پذیری، عدالت‌گستری و ظلم‌ستیزی و مبارزه با تبلیغات ناروا و حمایت از مظلومان و مستضعفان
  • تقویت روحیه دعوت به خیر (امر به معروف و نهی از منکر) به عنوان وظیفه‌ای همگانی و افزایش احساس مسئولیت توام با آگاهی در مورد مشکلات و بحران‌های جهانی، به ویژه مسائل دنیای اسلام
  • آشنایی با مسائل و مواضع سیاسی کشورها و ملل جهان

در این طرح تشکیل شورای تربیت سیاسی در سطح دبیرستان و شورای برنامه‌ریزی تربیت سیاسی در سطح منطقه و شهرستان و استان پیش‌بینی شد و فعالیت‌های زیر برای حوزه تربیت سیاسی مورد توجه قرار گرفت:

  1. تشکیل کلاس‌های آموزشی و استفاده از استادان و دبیران آگاه و متعهد.
  2. انتشار خبرنامه، روزنامه دیواری، بروشور و جزوات سیاسی.
  3. برپایی نمایشگاه سیاسی، نمایش تئاتر و پخش فیلم‌های آموزنده سیاسی- اجتماعی.
  4. حضور در میزگردها و نشست‌های سیاسی با شرکت مسئولان و صاحب‌نظران.
  5. طرح عناوین و موضوعات سیاسی در مسابقات مطالعه و تحقیق و کتابخوانی دانش‌آموزان.
  6. مشارکت دانش‌آموزان در بخشی از امور اجرایی دبیرستان (شورای تصمیم‌گیری، شورای معلمان یا دبیران، انتظامات مدرسه، اداره کلاس‌ها …)
  7. حمایت و تقویت تشکل‌ها و گروه‌هایی مانند انجمن اسلامی، بسیج دانش‌آموزی، هلال احمر و یاران معروف.
  8. برنامه‌ریزی و مشارکت در راهپیمایی و تظاهرات سیاسی در سطوح گوناگون.
  9. همکاری و مساعدت در برگزاری انتخابات، با نظارت مسئولان ذیربط.
  10. شرکت فعالانه در امور مطبوعات و نشریات استان‌ها و مناطق و اختصاص صفحات ویژه کودکان و نوجوانان به منظور انعکاس برنامه‌ها و فعالیت‌های آنان.
  11. ایجاد صندوق تعاون و امداد و کمک به محرومان با همکاری اولیای دانش‌آموزان.

مسئولیت ارزشیابی این فعالیت‌ها به عهده معاون پرورشی یا مسئول امور تربیتی و در سطح استان به عهده معاون پرورشی اداره کل و مسئولیت پیگیری و حسن اجرای طرح در استان به عهده کارشناس تربیت سیاسی اجتماعی و در سطح شهرستان‌ها و مناطق به عهده کاردان و یا مسئول امور فرهنگی بود.

متاسفانه این طرح به شکلی که تهیه شده بود، به اجرا در نیامد و در دوره‌های بعد نیز بتدریج به فراموشی سپرده شد.

۱۳- مدیریت فراخوان ملی «پرسش مهر»

یکی از فعالیت‌هایی که در گذشته در امور تربیتی آموزش و پرورش جریان داشت، برگزاری مسابقات فرهنگی و هنری چندگانه بود که از سال ۷۶ با مطرح شدن پرسش‌های سیاسی از سوی رئیس جمهوری وقت، بر این پرسش‌ها متمرکز شد و به همین دلیل، مدیریت و اجرای آن برعهده کارشناسی تربیت سیاسی قرار گرفت. از آنجا که سیدمحمد خاتمی نخستین بار در سال ۷۶ با حضور در روستای زلزله‌زده «بنمار» اردبیل اقدام به مطرح کردن پرسش خود از دانش‌آموزان کرده بود، این طرح به «طرح بنمار» مشهور شد اما بعدها عنوان «پرسش مهر» برای این طرح برگزیده و اعلام شد.

پرسش‌های رئیس جمهوری وقت در باره «لزوم احترام به قانون و قانونمندی در جامعه» و «راهکارهای استقرار امنیت در کشور» و نیز «راه‌حل‌های عملی بیرون راندن بیگانگان از منطقه» به اندازه‌ای سیاسی بودند که موجی را در سطح مدارس کشور ایجاد کند و در حوزه‌های مقاله، یادداشت، شعر، طنز، نقاشی، کاریکاتور و … استعدادهای زیادی را برجسته و معرفی کند.

از اقداماتی که پس از ۵ دوره برگزاری این مسابقات از سوی مسئول دبیرخانه فراخوان ملی پرسش مهر (عابدینی) انجام شد، مستندسازی و مکتوب کردن تجربیات این دوره‌ها بود که در قالب تدوین کتاب «مهر مشارکت در پرسش مهر» در دستور کار قرار گرفت. این کتاب شامل بخش‌های گوناگونی است که هم سیر تحول و فلسفه اجرای این طرح و هم ساختار و فرایند اجرا را نشان می‌دهد و از همه مهم‌تر بسیاری از اقدامات اساسی که باید برای تحقق اهداف آن صورت گیرد، در آن گنجانده و تصاویر آثار تولید شده هم به خوبی در آن منعکس شده است.

جمع‌بندی:

متاسفانه در کار برنامه‌ریزی فعالیت‌های حوزه تربیت سیاسی در آموزش و پرورش، انقطاع جدی ایجاد شده است و آن به خاطر نوع نگرش و باورها و مواضع دولت نهم و دهم و وزرای آموزش و پرورش سابق و تغییرات مداومی بود که در معاونت پرورشی و زیرمجموعه آن ایجاد شد. در این ۸ سال ظاهرا به موضوعاتی مانند قرآن و اهل‌بیت توجه بیشتری شد در حالی که به آن مقولات هم در حد شعار پرداخته شد و کاری اساسی صورت نگرفت و البته فعالیت در حوزه تربیت سیاسی هم تقریبا به تعطیلی انجامید. در این حیطه، اساسا توان تشکیلاتی تربیت سیاسی از بین رفت و پست‌های اداری آن در اختیار دیگر فعالیت‌ها قرار گرفت. البته برخی از آن فعالیت‌ها مانند مجلس دانش‌آموزی و پرسش مهر ادامه یافت اما کارهای مربوط به تربیت مدرس سیاسی و جلسات پرسش و پاسخ سیاسی اجتماعی دانش‌آموزی و انتشار نشریه تربیت سیاسی و آموزش ضمن خدمت سیاسی و … عملا تعطیل شد و کاری بایسته انجام نشد.

در دولت جدید احیای معاونت پرورشی و پست‌های متعدد آن ضروری است اما ایجاد سازوکار سازمانی لازم برای تربیت سیاسی از ضروری‌ترین اقداماتی است که باید صورت گیرد. اگر اراده لازم برای توجه جدی‌تر به ساحت تربیت سیاسی اجتماعی موجود باشد که هست، در آن صورت باید تمامی پست‌های تشکیلاتی و سازمانی آن را مجددا ایجاد کرد تا امکان طراحی و تعمیم این گونه فعالیت‌ها در سطح همه دبیرستان‌های کشور فراهم شود.

کار ایجاد تغییر در ذهنیت برخی از مسئولان و نیز همراه کردن کسانی که از دولت گذشته در مسئولیت‌ها هستند و نیز کار تربیت مربیان و معلمان و مدیران توانمندی که قادر به انجام این رسالت باشند بسیار دشوار است و مدیران جدید، هم با مقاومت‌هایی مواجه هستند و هم از امکانات مادی و نیروی انسانی توانمند به اندازه کافی برخوردار نیستند. آنچه در این میان می‌تواند به کارشان بیاید و تا حدی انجام فعالیت در حوزه سیاسی اجتماعی دانش‌آموزان را تسهیل کند، تجاربی است که از گذشته فراهم آمده و راه‌های رفته‌ای است که پیشینیان آن را طی کرده‌اند.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر