نسخه چاپی نسخه چاپی

گزارش دیدارها و مشاهدات سفر به افغانستان (قسمت سوم)

مجاهدان افغان، رانده‌شدگان به حاشیه‌

جمعه ۱۶ و شنبه ۱۷ شهریور، ۲ روز اصلی در ارتباط با بزرگداشت احمدشاه مسعود و سمینار بین‌المللی مسعودشناسی در کابل بود و تمام سخنرانی‌های مربوطه در این دو روز ارائه شدند. هیات ایرانی هم به شکل فعال در این سمینار و برنامه‌های جنبی آن حاضر بود و به اعتراف بیشتر شرکت‌کنندگان؛ بهترین حرفها را هم اعضای همین هیات مطرح کردند.

مراسم افتتاحیه سمینار بین‌المللی مسعودشناسی در محل چادرهای لوی جرگه در دانشکده پلی‌تکنیک برگزار شد. این محل از دو جهت موضوعیت داشت. اول به این دلیل که دانشکده پلی‌تکنیک، محل تحصیل دانشگاهی احمدشاه مسعود است. دوم به این دلیل که این محل با امکاناتی که در حاشیه آن وجود دارد، می‌تواند پذیرای حجم بزرگ مهمانان باشد و به همین دلیل، گردهمایی رهبران گروههای جهادی و سران قبایل و عشایر و بزرگان مذاهب افغانستان که عنوان لوی جرگه را دارد، پیشتر در همین محل انجام شده بود.

 

گزارش سفر به افغانستان

«لوی جرگه»، محل برگزاری سمینار بزرگداشت احمدشاه مسعود

محل همایش را یک چادر بزرگ تشکیل می‌دهد که ظرفیت حدود هزار نفر را دارد. عکس بزرگ مسعود، زینت‌بخش نمای روبه‌روی جمعیت است و صدها تن از اهالی افغانستان برای بزرگداشت احمدشاه مسعود در محل همایش حاضرند. برای نمایندگان مجلس و اعضای دولت جای مشخصی در نظر گرفته شده است و نیز برای رهبران جهادی و شخصیت‌ها، محل نشستن مهمانان و سفرای کشورهای خارجی هم تفکیک شده است، ولی تعداد آنان زیاد نیست. بزرگترین گروه مهمانان را هیات ۹ نفره ایرانی تشکیل می‌دهند که با اضافه شدن فخاری، نماینده صداوسیما در کابل اکنون ۱۰ نفره شده‌اند. البته ما منتظر شرکت بهرامی، سفیر جمهوری اسلامی و خداداد، رایزن فرهنگی سفارت در کابل هم بودیم که هرگز حاضر نشدند و همین مایه انتقاد بسیاری از دوستان شد.

جلسه سمینار را سنچارکی، رئیس اتحادیه ملی روزنامه‌نگاران افغانستان مدیریت می‌کند. اولین سخنران جلسه هم برادر شهید احمدشاه مسعود و معاون اول رئیس‌جمهوری (کرزای) است اما از ساعت ۱۰‌صبح تا ظهر حدود ۱۰ نفر سخنرانی می‌کنند. فخاری توضیح داد که معمولا همایش‌های افغانی‌ها به همین شکل است، یعنی حتی در مراسم افتتاحیه هم چندین‌تن سخنرانی می‌کنند و این واقعیت هم به تنوع و تکثر قومی، نژادی، ‌مذهبی و زبانی افغانستان بازمی‌گردد. در واقع مجبورند برای افراد متعدد، سخنرانی بگذارند.

اسماعیل‌خان، حاکم سابق هرات و وزیر انرژی دولت کرزای و تنها عضو کابینه که از مجاهدین سابق است، دیگر سخنران سمینار است؛ اما سخنرانی خوب یونس قانونی، رئیس مجلس افغانستان، بیش از دیگر سخنرانان توجه حضار را به خود جلب کرد و با تشویق مکرر آنان مواجه شد. قانونی که خود از یاران نزدیک احمدشاه مسعود است، بر ضرورت شناخت شخصیت و اندیشه مسعود تاکید کرد و این که نباید از او یک شخصیت تک بعدی ارائه کرد، بلکه باید به جوهره اندیشه مسعود و محوری‌ترین مبانی تفکری او رسید و آنها را پاس داشت. وی از اسلامیت، افغانیت، استقلال‌خواهی و مردم‌گرایی مسعود به عنوان شاخص‌ترین وجوه اندیشه مسعود یاد کرد و سپس به سراغ مسائل روز آمد و از جمله از نیروهای خارجی مستقر در افغانستان انتقاد کرد که چرا به جای مقابله با طالبان، از مذاکره با آنان سخن می‌گویند.

سپس پیام سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهوری سابق کشورمان خوانده شد که از شرکت نکردن خود در این سمینار اظهار تاسف کرد و به تکرار همان مفاهیم مورد علاقه خود درباره ضرورت گفتگو و پیوند اخلاق و سیاست پرداخت که ما ایرانی‌ها از ایشان زیاد شنیده‌ایم.

سخنرانی وزیر دفاع دولت کرزای هم شنیدنی بود. وی که در آغاز کار کمونیست‌ها در افغانستان همکار‌ آنان بود، بعدها از آنان جدا شد و به مجاهدین پیوست و اینک هم با وجود حضورش در کابینه کرزای، از منتقدان دولت است و از این که اهداف احمدشاه مسعود هنوز محقق نشده است، شدیدا گلایه دارد. متاثر شدن وی در چند جای سخنرانی، باعث تشویق مردمی شد که در سالن حضور دارند.

از نکات جالب سمینار، سخنرانی نوه ظاهرشاه است. وی که با لباس شکیل افغان‌ها در سالن حضور یافته، با عنوان «شاهزاده» از سوی رئیس سمینار برای سخنرانی دعوت می‌شود. ظاهرشاه که با کودتای نورمحمد ترکی از قدرت کنار گذاشته شد تا چند ماه قبل که فوت کرد، در اروپا ساکن بود و در شکل‌گیری اتحاد علیه طالبان و تدوین قانون اساسی جدید، نقش موثری داشت. از ظاهرشاه در قانون اساسی جدید با عنوان تشریفاتی «بابای ملت» یاد شد و دعوت از نوه وی برای سخنرانی هم عمدتا برای احترام به ظاهرشاه صورت گرفته است، هرچند از نوه وی نیز به عنوان فردی مستقل و قابل احترام یاد می‌شود. شاهزاده هم از مسعود و ظاهرشاه تجلیل کرد و در فوت پدربزرگش خود را عزادار خواند. دیگر سخنران سمینار، دبیرکل حزب «افغان ملت» و وزیر مالیه دولت کرزای بود. وی که داماد پیرگیلانی، رهبر گروهی از طریقتی‌های افغانستان و رهبر حزب محاذ ملی این کشور است، بر پشتونیسم تاکید مضاعفی دارد و به همین دلیل، به زبان افغانی سخنرانی کرد. از سخنان او کلماتی چون اسلامیت، افغانیت و دموکراسی را مکررا شنیدیم و فهمیدیم که او درصدد بیان کدام مفاهیم است.

سخنرانی سفیر هند در این سمینار هم جالب توجه بود. اهمیت این سخنرانی به این دلیل بود که هند با دیپلماسی قوی خود، جایگاه تثبیت شده‌ای در افغانستان دارد و به عنوان دوست و متحد طبیعی این کشور تلقی می‌شود. در این قضیه، سیاست مداخله‌جویانه پاکستان و نارضایتی شدید افغانی‌ها در مقایسه با حمایت اسلام‌آباد از طالبان، دخالت دارد. سفیر هند در نبود سفیر پاکستان و سفیر ایران، عملا تنها مقام رسمی کشورهای خارجی بود که سخنرانی کرد و خود را به عنوان دوست ملت افغان و حامی دولت این کشور قلمداد کرد. همین جا بود که اعضای هیات ایرانی بویژه دکتر ابراهیم یزدی به نبود سفیر ایران در سمینار در جمع خودمان اعتراض کرده و این غیبت را نشانه ضعف دستگاه دیپلماسی ما تلقی کردند.

 

 

گزارش سفر به افغانستان

سخنرانی ابراهیم یزدی به نمایندگی از هیئت غیردولتی ایرانی در سمینار بزرگداشت احمدشاه مسعود در «لوی جرگه»

سخنران بعدی سمینار، دکتر ابراهیم یزدی بود. وی چون به عنوان نماینده هیات غیردولتی ایرانی سخنرانی می‌کرد، درباره محتوای سخنانش از قبل با دیگران هماهنگی کرده و نظرات کلی همه را در اظهاراتش گنجانده بود. یزدی، اندیشه احمدشاه مسعود را به عنوان راه‌حل مشکلات افغانستان معرفی کرد. وی با اشاره به آرای آیزیا برلین، دو مفهوم «آزادی از» و «آزادی برای» را مطرح کرد و مسعود را طرفدار هر دو دسته آزادی‌ها دانست. یزدی، مسعود را علاقه‌مند به سلسله احیاگران دینی همچون سیدجمال و شریعتی معرفی کرد و خاطره علاقه‌مندی او به آثار مرحوم شریعتی را بازگفت. وی تاکید کرد که رهبران سیاسی باید معلم اخلاق سیاسی در عمل باشند و رفتارهای معطوف به ایمان داشته باشند، نه رفتار معطوف به قدرت. در پایان دکتر یزدی تاکید کرد که افغانستان بدون نیروهای خارجی آرزوی ماست. این نکته آخر را به خواست من در سخنان خود آورده بود. نکته جالب این که حاضران در چند جای صحبت یزدی درباره احمدشاه مسعود، برای او دست زدند؛ اما به هنگام بیان عبارت «افغانستان بدون حضور نیروهای خارجی»، این تشویق بسیار بیشتر و ادامه‌دار‌تر شد که حکایت از نارضایتی عمومی مردم افغان از حضور ارتش‌های خارجی در این کشور دارد.

از سخنرانی‌های جالب توجه سمینار، سخنرانی والی کابل بود که نظرات خاصی داشت و ازجمله به مذاکره با طالبان معتقد بود، برخلاف بیشتر شرکت‌کنندگان در سمینار که به برخورد نظامی با طالبان اصرار داشتند، وی درباره احمدشاه مسعود گفت: محبت مردم و محبت دنیا با هم جمع نمی‌شوند و من شهادت می‌دهم که مسعود، محبت مردم را داشت و به همین دلیل، من در کابل، هیچ ملک و مالی را به نام مسعود پیدا نکردم. والی کابل تاکید کرد که در کنار جنگ باید پروسه مذاکره هم پیگیری شود، اما شفاف و روشن. به گفته او، ‌جنگ مسائل افغانستان را حل نمی‌کند و پیگیری پروسه مذاکره حتی با طالبان و حکمتیار ضروری است. وی ضمن تشکر از ارتش‌های خارجی، تاکید کرد که دست آنان باید بتدریج کوتاه شود و آنها باید تصمیمات ما را مبنا قرار دهند.

سپس خانم مهسا طایع از شاعره‌های جوان افغانی و از فعالان بنیاد احمدشاه مسعود سخنرانی ادبی و احساسی پرشوری را انجام داد که بارها و بارها احساسات حاضران را برانگیخت. وی که فارسی را همچون ایرانی‌ها حرف می‌زد و ظاهرا سالها در ایران بوده است، حس و حال بچه‌های بسیجی ما را منتقل می‌کرد. وی از کلیشه‌ای شدن برنامه‌های بنیاد شهید مسعود در تجلیل از ایشان، انتقاد کرد و از ضرورت شناسایی درسها و پیامهای بزرگ مسعود و انتقال آن به نسل جوان سخن گفت. خانم طایع تاکید داشت که در مقابل تهاجم فرهنگی برای زیر سوال بردن مجاهدین، باید مقاومت‌‌فرهنگی کرد. وی ضمن انتقاد از مجاهدینی که فقط به فکر کسب قدرت و ثروت هستند، معترضانه پرسید که چرا مجاهدین اصلی و حقیقی، از متن به حاشیه رانده می‌شوند؟ وی همه مجاهدان را به ایستادگی دعوت کرد و گفت: مجاهدان باید شهید شوند تا آینده بماند و باید بمانند تا آینده شهید نشود. وی در پایان در میان موج تشویق حاضران، با تاکید بر ضرورت فراگیر شدن فرهنگ جهاد و مقاومت، ضرورت حمایت از بنیاد شهید مسعود در راستای تقویت فرهنگ جهاد و شهادت و ضرورت توجه به خانواده‌های شهدا، سخنانش را پایان برد.

احمدولی مسعود، رئیس عمومی بنیاد احمدشاه مسعود، آخرین سخنران سمینار بود که بر «صلح بین‌الافغانی» تاکید کرد و گفت: ما در بنیاد می‌خواهیم علم‌بردار آشتی و تفاهم همه نیروها و اقوام افغانستان باشیم، همان‌گونه که مسعود چنین بود. احمد‌ولی تاکید کرد که ما باید خودمان با وحدت تصمیم‌ بگیریم و از جامعه جهانی برای تحقق آن تصمیمات کمک بگیریم. برادر احمدشاه مسعود تاکید کرد: مسعود می‌‌تواند عامل وحدت باشد،‌ همان‌گونه که مراسم تجلیل از وی،‌ امروز چنین نقشی را ایفا کرده است.

از سنتهای خوب افغان‌ها در این گونه مراسم رسمی، دعای آخر جلسه است. معمولا یکی از علمای حاضر پشت تریبون می‌رود و طلب خیر برای مردم و کشور می‌کند و حاضران هم همراهی می‌کنند. برای ختم‌به‌خیر کردن جلسه افتتاحیه سمینار مسعودشناسی، از حجت‌الاسلام عرفانی دعوت شد. وی البته پس از بیان چند نکته دعا کرد. وی نیز از عملی نشدن اهداف مسعود گلایه کرد و این که چرا رهبران در قدرت، مردم و دوستان مسعود را فراموش کرده‌اند.

ناهار، بحثهای سیاسی و دیگر…

با پایان یافتن مراسم افتتاحیه سمینار بین‌المللی مسعودشناسی، همه مهمانان برای صرف چاشت و ناهار به یک سالن بزرگ، راهنمایی شدند. البته از پیش اعلام شده بود که نماز جمعه در حاشیه این مراسم برگزار خواهد شد، اما طولانی شدن جلسه سمینار و خستگی و گرسنگی شرکت‌کنندگان،‌ همه را به سوی سالن ناهارخوری کشاند و عاقبت نفهمیدم بالاخره نماز جمعه اقامه شد یا خیر. برای انبوه جمعیت، تدارک کافی شده بود و یکی از آنها غذاهای آماده در بشقاب‌های دونفره بود. طعم و مزه غذاهای افغانی بسیار شبیه غذاهای ایرانی است و نوع پذیرایی آنها نیز شبیه ماست؛ اما این که دو نفر در کنار هم از یک بشقاب غذا بردارند، در ایران متداول نیست،‌ مگر در هیاتهای مذهبی و قطعا در پذیرایی‌های رسمی چنین شیوه‌ای اتخاذ نمی‌شود، شخصا رسم افغانی‌‌ها را می‌پسندم و تاثیر آن را در ایجاد صمیمیت، بسیار زیاد می‌دانم.

دکتر عبدالله عبدالله که مرد شماره دو در دره پنجشیر به حساب می‌آید و پس از احمدشاه مسعود نزد مجاهدان بیشترین احترام را دارد، با دکتر ابراهیم یزدی هم‌غذا شد و همین امر، دوستان را پس از صرف غذا به دورش جمع کرد تا عملا در سالن غذاخوری و در حین صرف ناهار، بحثهای جدی سیاسی دربگیرد. دکتر عبدالله در دولت انتقالی، وزیر امور خارجه بود؛ اما پس از انتخاب کرزای به عنوان رئیس‌جمهور قانونی، به بازی گرفته نشد و به همین دلیل ترجیح داد کنار بکشد و هیچ پست دیگری را هم نپذیرد و عملا به صورت اپوزیسیون عمل کند.

موضوع صحبت ما با عبدالله، وضعیت افغانستان و مساله حضور بیگانگان در این کشور بود. عبدالله خاطرات فراوانی از دوران مذاکرات منتهی به قطعنامه بن داشت و در ضمن صحبت‌هایش، از خود و دوستانش انتقاد می‌کرد که اعتماد بیجا کردند که به کرزای رضایت دادند. وی از جمله به تماس تلفنی خانم رایس، وزیر امور خارجه امریکا با وی اشاره می‌کرد که در جریان مذاکرات بن صورت گرفته بود و خانم رایس از وی خواسته بود با توجه به شرایط منطقه و خطر تروریسم، طالبان و القاعده، به ریاست کرزای راضی شوند و از وی حمایت کنند. عبدالله تاکید می‌کرد سادگی به خرج دادند و اعتماد بیجا کردند و حاصل آن، روی کار آمدن کرزای شد که پس از یکی دو سال به کنار گذاشتن مجاهدین اقدام کرد. به گفته عبدالله، مجاهدین قطعنامه‌های سازمان ملل و بن را قبول دارند؛ اما معتقدند دولت جدید به جای پرداختن به مشکلات اساسی کشور و از جمله نهادینه کردن دستاوردها،‌از خود بی‌کفایتی نشان می‌دهد و امریکاییان هم با زنده نگه داشتن مساله طالبان، برای حضور درازمدت خود در افغانستان توجیه‌تراشی می‌کنند.

از دکتر عبدالله درباره نقاط ضعف سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال افغانستان پرسیدم. خندید و در عین حال توضیح داد که ایران در طول دوران جهاد علیه کمونیسم و مبارزه با طالبان و تروریسم، در کنار ملت افغانستان قرار داشت؛ اما بعضا روی کسانی سرمایه‌گذاری کرد که شاید مناسب نبوده‌اند. بیشتر از این توضیح نداد، ولی فورا اظهار علاقه کرد که در یک جلسه جداگانه با دوستان ایرانی صحبت کند و ما هم طبعا استقبال کردیم.

هنگام خروج از سالن غذاخوری متوجه نفوذ دکتر عبدالله در جمع مجاهدین شدم. با این که ساعتی از صرف غذا گذشته بود و اکثر مهمانان و شرکت‌کنندگان در سمینار، سالن را ترک کرده‌ بودند؛ اما هنوز هم دهها تن از مجاهدین در سالن انتظار می‌کشیدند تا صحبت ما با دکتر عبدالله به پایان برسد و آنها با وی، سلام و گپی داشته باشند.

عبدالله نیز به میان آنها رفت و پس از روبوسی به‌سبک افغان‌ها، حال همه را پرسید و بعد وقتی با هم از سالن خارج می‌شدیم، صف دراز مجاهدین بود که در پی دکتر عبدالله تشکیل شده بود.

ساعت ۳۰/۳ عصر بود که بسیار خسته به هتل رسیدیم و هنوز به اتاق خودمان نرفته، به ما اطلاع دادند که برای ساعت ۵ در منزل دکتر عبدالله دعوت هستیم. فرصت خوابیدن نداشتیم. نماز خواندیم و پس از استراحتی کوتاه ساعت ۳۰/۴ به سوی منزل دکتر عبدالله روانه شدیم. منزل دکتر عبدالله در یکی از مناطق مرفه‌نشین کابل و به شکلی مورد حفاظت قرار دارد.

این خانه متعلق به پدر دکتر عبدالله است و البته دکتر به شکلی زیبا آن را بازسازی و تزیین کرده است. حیاط چمن و دیوارهای سنگ‌کاری شده و درختان میوه، جذابیت‌ خاصی به آنجا داده است. در گوشه حیاط، میز و صندلی‌هایی چیدند و ما بحث و صحبت خودمان را همانجا آغاز کردیم. البته دکتر عبدالله اصرار داشت ما حرف بزنیم و به تعبیری با یکدیگر مباحثه کنیم تا او از ایران و مسائل ایران سر در بیاورد و بفهمد که در ایران چه می‌گذرد. به شوخی گفتیم که از هر جا حرف بزنیم، دوباره سر از افغانستان درمی‌آوریم.

دکتر عبدالله درباره فدرالیسم و نقش آن در حل مسائل افغانستان، نظراتی داشت که مطرح کرد و به صورت ضمنی آن را پذیرفت. درباره ایران و مناسباتش با افغانستان، انتقادی را مطرح کرد که این روزها در افغانستان، بسیار مطرح می‌شود و‌ آن اخراج افغانی‌ها  ‌‌از ایران است. دکتر عبدالله معتقد بود که در شرایط کنونی که جامعه افغانستان دچار این همه مشکلات است و هیچ اتفاق تازه‌ای در وضعیت اقتصادی این کشور رخ نداده، بهتر است ایران با این شکل و ابعاد و سرعت، به اخراج افغانی‌ها از کشور اقدام نکند. به گمان او، این اقدام ایران در حال تخریب وجهه و چهره ایران نزد مردم افغان است و این در حالی است که تصویر ذهنی مردم افغان درخصوص ایران، بسیار خوب بوده است. بحث دیگری که عبدالله داشت،‌ مربوط به وضعیت ایران و موضع کشورمان در قضیه انرژی هسته‌ای بود. وی موضع رئیس‌جمهور کشورمان را قبول نداشت و معتقد بود نباید دنیا را تحریک کرد. بحث انرژی هسته‌ای به گمان او نباید تحریم ایران را در پی داشته باشد و امنیت ملی ایران را به خطر اندازد. وی اصرار داشت که نباید به چین و روسیه چندان اعتماد کرد و آنها فقط همکاری محدودی خواهند کرد. دکتر عبدالله معتقد بود که از شانس ایران، قدرت امریکا اکنون محدودتر شده است، اما نمی‌‌توان قدرت این کشور را نادیده گرفت.

من نظراتم را در حمایت از سیاست ایران و دکتر یزدی نظرات انتقادی خودش را در زمینه سیاست ایران در حوزه انرژی هسته‌ای مطرح کردیم. با این که قصد نداشتیم در افغانستان و در حضور دیگران با یکدیگر مباحثه کنیم، در عمل این اتفاق افتاد. دکتر محبیان با طرح سوالاتی به کمک من آمد. بهشتی‌پور که اطلاعات خوبی در این زمینه دارد، نظراتی را مطرح کرد که نتیجه آن، تایید مواضع من بود. مرتضی کاظمیان از منظری مستقل، نظرات خود را مطرح کرد. سرانجام دکتر عبدالله در جمع‌بندی خود تاکید کرد که اگر مواضع کنونی ایران پس از بررسی همه امکانات و فرصتها و تهدیدها اتخاذ شده باشد، قابل تامل است.

بخشی از بحث ما به موضوع اصولگرایی و پراگماتیسم در عرصه سیاست خارجی کشیده شد. من به دکتر عبدالله گفتم دوستان ما در افغانستان نباید این همه پراگماتیستی در حوزه سیاست خارجی عمل کنند و اصول و ارزشهای اعتقادی و انقلابی را مد نظر قرار ندهند. تاکید کردم امریکا برای کل جهان و ازجمله کشورهای اسلامی، یک پازل و طرح جامع دارد که به تدریج اجزای آن را کنار هم می‌چیند، ولی ما هر کدام با ملاحظه منافع جزیی و خاص خودمان، اصول محوری را فراموش می‌‌کنیم و تاثیر سیاست اتخاذی را بر سرنوشت دیگر ملتهای مسلمان نادیده می‌انگاریم. برای اثبات ادعای خود، خاطره‌ای از اصولگرایی حضرت امام را نقل کردم که به افغانستان هم مربوط بود. این خاطره را از محمدجواد لاریجانی شنیده بودم که از سوی جمهوری اسلامی، مامور مذاکره با شوروی سابق شده بود تا از شلیک موشک به تهران در جریان جنگ تحمیلی جلوگیری کند. گرومیکو در مذاکره با لاریجانی اعلام کرد که اگر جمهوری اسلامی دولت کمونیست افغانستان را به رسمیت بشناسد ولو به صورت ضعیف و نیم‌بند، در آن صورت یک موشک هم به تهران شلیک نخواهد شد. لاریجانی نتیجه مذاکره با گرومیکو را به امام انتقال داد، ولی حضرت امام مبتنی بر اصول و ارزشهای اسلامی اعلام کرد که هیچ کس حق ندارد بر سر ملت افغانستان معامله کند.

گفتگو با دکتر عبدالله به طول انجامید و طنز و شوخی هم چاشنی آن شد. شام را هم میهمان دکتر عبدالله و دوستانش شدیم. برای صرف شام، به داخل منزل رفتیم و با فضای خوب و جذاب و تزیینات زیبا و نقاشی‌ها و عکسهایی از احمدشاه مسعود و دکتر عبدالله در دوران جهاد مواجه شدیم. فضای داخلی منزل، بسیار مناسب تزیین شده بود و انسان باور نمی‌کرد که این منزل، متعلق به دکتر عبدالله، همان مجاهد دیروز باشد.

در طول ساعات حضور در این منزل، مدام به این فکر بودم که اگر دکتر عبدالله در ایران زندگی می‌کرد، آیا باز هم نزد مجاهدان و همرزمان سابقش محترم باقی می‌ماند؟

پس از صرف شام، بحثهای خودمانی ادامه یافت. دکتر امیر محبیان از دکتر عبدالله، نظر احمدشاه مسعود را درباره امام خمینی پرسید. دکتر عبدالله گفت: مسعود برای امام خمینی، احترام زیادی قائل بود و در ۲ زمینه، سخنانی را از مسعود درباره امام به یاد دارم. اول درباره شخصیت کاریزماتیک و تاثیرگذار امام که با یک کلام، همه مسائل ایران را حل می‌کرد و مردم هم تبعیت می‌کردند. دوم سادگی و روانی حرف زدن امام که برای همه قابل فهم بود.

سرانجام در حدود ۱۰ شب و پس از گرفتن چند عکس یادگاری، از دکتر عبدالله خداحافظی کردیم. پیش از خداحافظی از فهیم، سردبیر هفته‌نامه کابل و از دوستان دکتر عبدالله که از آغاز در این دیدار حاضر بود، قیمت اجاره‌خانه را در همان محله پرسیدیم، وی با خنده گفت که خانه‌ای مثل خانه دکتر عبدالله را نمی‌شود اجاره کرد، ولی اجاره یک آپارتمان ۳ خوابه مناسب در همین محله کابل، بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار است. اجاره خانه‌های معمولی در کابل هم بین ۳۰۰‌تا‌۵۰۰ دلار می‌شود. این ارقام را با حقوق یک کارمند‌دولت مقایسه کنید تا اجاره‌بهای مسکن در کابل را دریابید. یک کارمند بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ افغانی‌ (۶۰‌‌‌تا ۱۰۰دلار) حقوق می‌گیرد.

مسعود، آزادی، اندیشه اسلامی و نوگرایی‌

شنبه ۱۷ شهریور ماه، روز اصلی کنفرانس مسعودشناسی بود و سخنرانان باید عصاره مقالات خود را در ۱۰ دقیقه ارائه می‌کردند، اما به گمان من، نه مقالات جدی ارائه شد و نه همه سخنرانان درباره موضوع اصلی سمینار حرف زدند.

استاد خلیلی، یکی از رهبران شیعیان که در دولت کرزای، معاون دوم رئیس‌جمهوری است، سخنران اول بود. وی بر نقش مردم افغان در نابودی و شکست کمونیسم تاکید کرد و گفت: در فصل جدید و در مبارزه با تروریسم، طالبان و القاعده، باز ملت افغان به دفاع از صلح جهانی برخاست و به کمک جامعه جهانی رفت. خلیلی درباره وضعیت موجود افغانستان تاکید داشت که ما نقاط ضعف زیادی داریم، اما دستاوردهای ما هم بزرگ است و نباید دستاوردها را کم جلوه داد. وی مدعی شد که ما در حال پی‌ریزی افغانستان نوین هستیم و می‌خواهیم رنج مردم را پایان دهیم. خلیلی درباره احمدشاه مسعود هم تاکید کرد که وی شهید صلح جهانی، آرامی منطقه و آزادی افغانستان است. استاد خلیلی شیعه، ظاهرا راضی‌ترین سیاستمدار افغانی است که ما در این چند روز دیده‌ایم و این جای تعجب دارد.

گزارش سفر به افغانستان

سخنرانی امیر محبیان در سمینار بزرگداشت احمدشاه مسعود

پس از آن افراد زیادی از کشورهای مختلف درباره مسعود و اندیشه‌هایش سخنرانی کردند که خانم فریده غیرت و امیر محبیان از ایران، ازجمله این سخنرانان بودند. ازجمله سخنرانان جلسه صبح کریس الکساندر، نماینده یکی از نهادهای وابسته به سازمان ملل بود که از رشد چشمگیر عملیات انتحاری در افغانستان خبر داد. به گفته وی، سال گذشته حدود ۱۳۰ مورد عملیات انتحاری را شاهد بودیم و امسال هم آمارها رشد بیشتری را نشان می‌دهند. سرانجام از سفیر ایران هم رد پایی در سمینار پیدا شد و پیام وی را یکی از مسوولان سفارت قرائت کرد. بظاهر سفیر کسالت داشتند و رایزن فرهنگی هم به ایران رفته بودند.

با میراث مسعود چه کنیم؟

جلسه بعدازظهر هم به ادامه سخنرانی‌ها اختصاص یافت. از ایران آقایان فرخ‌یار، معتمدی‌مهر و کاظمیان سخنرانی کردند و آخرین آنها من بودم. با توجه به فضای حاکم بر جلسه و خستگی حاکم و تجلیل‌های صورت گرفته از مسعود ترجیح دادم کمی کاربردی‌تر و جزیی‌تر حرف بزنم و به همین دلیل، موضوع صحبت خود را به میراث احمدشاه مسعود اختصاص دادم. تاکید اولیه من این بود که مسعود، دارای کتاب و آثار مکتوب نیست و میراث وی را باید در عملکردها و اظهارنظرها، سلوک شخصی و منش شخصیتی و شیوه تعامل وی با دوست و دشمن و مبارزه و جهاد وی جستجو کرد؛ بنابراین اولین رسالت دوستداران مسعود این است که این میراث را به شکل مکتوب و مستند گردآوری کنند پیش از آن که دیر شود. یادآوری کردم که بسیاری از افراد، خاطرات فراوانی از شهید مسعود دارند که باید ثبت و ضبط شود و نیز اسناد و مکاتبات، توافقات و صورتجلسات، عکسها و فیلمها و دیگر مدارکی که گوشه‌ای از میراث مسعود به حساب می‌آیند. گفتم تجربه انقلاب ما می‌گوید این میراث باید خیلی زود فراهم شود وگرنه با گذشت زمان از میان می‌رود، تحریف می‌شود و تفسیر دلبخواه صورت می‌گیرد به گونه‌ای که ممکن است به جای یک مسعود، مسعودهای متفاوت داشته باشید.

نکته دومی که بر آن تاکید کردم ضرورت پالایش شدن این میراث است. میان مواضع و عملکرد مسعود نکاتی هست که باید تبیین شوند، ابهاماتی وجود دارد که باید رفع شوند، تناقضاتی وجود دارد که باید توجیه شوند و خلاصه آن که براساس زندگی و مبارزات مسعود، همه این میراث، سامان و نظم پیدا کنند.

نکته سوم در سخنان من، ضرورت انتزاع اصول، محکمات و ثابتات تفکر و اندیشه مسعود از درون رفتارها، عملکردها و اظهارنظرهای اوست. این اصول ثابت، راهنمای دوستداران او در مواجهه با پدیده‌های جدید خواهد بود و امکان تداوم مسعود در آینده تاریخ افغانستان را فراهم خواهد کرد. سپس خودم به ذکر برخی از این اصول ثابت پرداختم ازجمله اسلامیت، افغانیت به مثابه هویت مشترک ملی، مردم‌گرایی، عملکرد فراقومی و فرانژادی، آزادیخواهی، سلطه‌ستیزی و استقلال‌خواهی، نوگرایی دینی، ساده زیستی و…

نکته پایانی در سخنان من، ضرورت انتقال اصول و ارزشهای ثابت مورد قبول مسعود به نسلهای بعدی بود. تاکید کردم که به زودی نسلی در افغانستان می‌آید که زندگی شما برای آنها تاریخ است و اگر در انتقال ارزشهای دوران جهاد به این نسل موفق نشوید، شکاف بین ‌نسلی را شاهد خواهید بود که از دیگر شکافهای اجتماعی کم‌خطرتر نیست. سخن خود را نیز با این سخن مرحوم شریعتی به پایان بردم: آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که هستند، باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی‌اند.

این سخنرانی با استقبال خوب حاضران ازجمله دکتر عبدالله و یونس قانونی، رئیس مجلس روبه‌رو شد. در پایان سمینار، یونس قانونی ما را به منزل خود دعوت کرد تا در یک جلسه خصوصی با هیات ایرانی گفتگو کند.

قرار دیدار را برای عصر روز یکشنبه گذاشتیم.

ادامه دارد

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر