نسخه چاپی نسخه چاپی

گزارش دیدارها و مشاهدات سفر به افغانستان (قسمت آخر)

گزارش سفر به افغانستان

بنای یادبود در حال ساخت بر مزار شهید احمدشاه مسعود در روستای زادگاهش در دره پنجشیر

اعضای هیات ایرانی شرکت‌کننده در سمینار مسعودشناسی، به دلیل کمی پرواز هواپیما از کابل به تهران، مجبور شدند به دو گروه تقسیم شوند و با دو پرواز برگردند و به همین دلیل، ما در گروهی قرار گرفتیم که یک روز زودتر از دیگران به تهران باز می‌گشت. همین امر باعث شد که ما در مراسم سراسری روز شهید که در استادیوم کابل برگزار می‌شد، شرکت نکنیم و یک روز زودتر از دیگران یعنی صبح یکشنبه ۱۸ شهریورماه به دره پنجشیر برویم به همراه دکتر محبیان و دکتر فرزدی. این را بگویم که روز ۱۸ شهریور مصادف با ۹ سپتامبر ۲۰۰۱ یعنی ۲ روز قبل از حادثه بزرگ ۱۱ سپتامبر، احمدشاه مسعود به شهادت رسید و همین روز اینک در افغانستان به عنوان روز شهید شناخته می‌شود.

دیدار از پنجشیر

با شور و شوق فراوان به سوی پنجشیر حرکت کردیم. به هنگام خروج از کابل، نیروهایی با لباس نظامی ایستاده بودند که تصویری از امیرحبیب‌الله را توزیع می‌‌کردند. امیرحبیب‌الله که به عنوان «خادم دین رسول‌الله» نامیده شده بود، یکی از پادشاهان سابق افغانستان است که در یک کودتای داخلی کشته شده است و چون از اهالی روستای کلکان در نزدیکی کابل بود، طرفداران وی در آن روستا به مناسبت روز شهید به تکثیر این تصویر مبادرت کرده بودند.

از کابل تا ورودی دره پنجشیر، دشت وسیعی در میان دو رشته کوه بلند قرار دارد که منطقه بسیار حاصلخیز و سرسبزی است و رودخانه‌ای که از پنجشیر می‌آید، آب کشاورزی آن را تامین می‌کند. انگورکاری و گله‌داری اصلی‌ترین فعالیت مردم منطقه به نظر می‌رسد. راننده پنجشیری ما توضیح داد که طالبان، بسیاری از این باغهای انگور را به توهم مبارزه با شراب‌سازی، از بین برده‌اند و اینک این مزارع دوباره احیا می‌شوند. اکثر روستاهای بین راه برق ندارند، اما یک رشته دکل برای انتقال برق دیده می‌شود که ظاهرا از تاجیکستان می‌آید و برق خریداری شده را به کابل می‌رساند. در طول مسیر و تا رسیدن به پنجشیر، ما مدام با کاروان اتوبوس‌ها و ماشین‌های سواری تزیین شده به عکس احمدشاه مسعود و دیگر شهدای افغانستان مواجه بودیم. اینها مربوط به مردمی بود که به قصد شرکت در مراسم روز شهید، به کابل می‌رفتند. برای تقریب ذهن خوانندگان باید بگویم که کثرت مردم و شیوه حرکت آنها، یادآور مراسم بزرگداشت حضرت امام خمینی(ره) در حرم ایشان بود. این برداشت را دیگر همراهان نیز تایید می‌کردند.

ماشین ما در جاده‌ای حرکت می‌کرد که در یک سال اخیر آسفالت شده و مجری آن هم دولت ترکیه است. این جاده پس از پنجشیر، به بدخشان می‌رسد و از آنجا به چین وصل می‌شود اما اکنون ادامه آن خاکی است. در واقع در تمام سالهای جنگ، مسیر کابل  پنجشیر، خاکی بوده است.

پس از گذشتن از شهر بگرام  که فرودگاه نظامی آن بسیار مهم و استراتژیک است  به شهر چاریکار پروان می‌رسیم که کاملا سرسبز و تا حدودی آباد است و اشتغال و فعالیت در آن مشاهده می‌شود. چاریکار به دلیل داشتن آب بند و دسترسی به آب مناسب، کمی هم برق دارد و با نصب توربین روی سدی کوچک، تا حدودی مشکل کمبود برق آن مرتفع می‌شود. انگور، بلال، برنج، گوجه، پیاز و سبزی هم در مزارع چاریکار کشت می‌شود. اطراف رودخانه و به قول افغان‌ها،‌ دریای چاریکار هم محل تفریح و ماهیگیری مردم کابل است.

در طول مسیر، قبرستان‌های زیادی را دیدیم که در کنار برخی از قبور آن، پرچمهای سبز نصب شده بود و این علمها نشان می‌داد که آن قبر، مقبره شهید است. برای همه شهدا، فاتحه‌ای خواندیم.

پس از گذشتن از روستای پایین مزار، وارد دره پنجشیر شدیم که دهانه آن بسیار باریک است یعنی در حدی است که یک رودخانه و یک جاده باریک بتواند از میان دو رشته کوه بلند بگذرد. برای ما در ابتدا، باریک راههای جاده چالوس را تداعی می‌کرد؛ اما وقتی جلوتر آمدیم و فاصله دو رشته کوه از هم بیشتر شد، به یاد جاده هراز افتادیم. از کنار مقرهایی گذشتیم که مقر فرماندهی یونس قانونی  رئیس مجلس  و دکتر عبدالله بودند. از ابتدای دره پنجشیر تا انتهای آن، ‌لاشه‌های تانکهای روسی قابل مشاهده است و با این که دهها نمونه آن را از منطقه خارج کرده‌اند، اما هنوز هم در مزارع و در کنار جاده و حتی در درون رودخانه می‌توان نشانه‌های شکست ارتش سرخ از مجاهدان افغان را شاهد بود.

از دیدنی‌های این فصل دره پنجشیر، گله‌های بزرگ گوسفند است که به عشایر کوچ‌نشین تعلق دارد. این عشایر در فصل سرمای پنجشیر، به منطقه جلال‌آباد کوچ می‌کنند.

یکی دیگر از دیدنی‌های پنجشیر، تولید برق آبی با استفاده از ژنراتورهای کوچک است. در مسیر حرکت، به کانال‌های آب زیادی برخوردیم که از رودخانه اصلی جدا شده بودند و سپس در یک شیب تند، آب را به پرده‌های توربین می‌رساندند و برق یک روستا را تامین می‌کردند. این هم ابتکاری برای مردم پنجشیر که در

۳۰ سال گذشته غالبا در محاصره بوده‌اند. البته چون تخریب سیل در این منطقه فراوان است، غالب این کانال‌ها در کنارخانه‌ها و پلها و جاده‌ها،‌ نیاز به بازسازی دارند.

سرپل روستای آبدره، تصادف کردیم و همین امر بهانه‌ای شد تا دریابیم در افغانستان چیزی به عنوان بیمه وجود ندارد و خسارت ایجاد شده را تماما باید راننده‌ای بپردازد که مقصر است. البته راننده ما مقصر نبود اما مصالحه کرد و با گرفتن ۵۰۰ افغانی، از پیگیری ماجرا گذشت، شاید به خاطر همراه داشتن مهمانان خارجی.

 

گزارش سفر به افغانستان

گردهمایی مردم بر مزار احمدشاه مسعود و بزرگداشت روز شهید افغانستان

سرانجام به منطقه خانیر، مقر دولت احمدشاه مسعود رسیدیم و از آنجا به تپه سریجه رفتیم که اکنون به دلیل قرار گرفتن مقبره شهید مسعود، تپه سالار شهیدان نامیده می‌شود. صدها تن از مردم افغان بر مزار مسعود گردآمده بودند که روز شهادت او بود. در مزار شهید مسعود، حس غریبی داشتم و حزن غریبی را در دلم حس می‌کردم. فاتحه‌ای خواندیم و در دفتر یاد بود آن، عباراتی نوشتیم. من هم‌چنین نوشتم: زیارت قبر شهید مسعود، توفیق الهی است. شهید مسعود با اسلامگرایی و جهاد و مقاومت برای همه مسلمانان عزت آفرید. امید که مردم افغانستان، تحقق آرمان‌های او را شاهد باشند. روحش شاد.

چون ساعت ۵ عصر با یونس قانونی رئیس مجلس قرار ملاقات داشتیم، زودتر به سوی کابل حرکت کردیم. در بخشی از مسیر بازگشت، از طریق دیگری رفتیم تا در جبل سراج، کاخ امیر حبیب‌الله را از بیرون ببینیم. بازگشت کاروان‌‌های عزادار از کابل، ترافیک زیادی ایجاد کرده بود و ما در منطقه گلبهار، خیلی معطل شدیم اما به موقع به کابل رسیدیم. در هتل با دریافت یک پیامک از تهران،‌ دریافتیم که در مراسم روز شهید کابل، حوادثی رخ داده است. از دوستان پرسیدیم. معلوم شد سخنرانی کرزای به دلیل سنگ پرانی عده‌ای و تیراندازی هوایی محافظان وی،‌ ناتمام ماند. بعدها، خبر ترور کرزای مطرح شد که شایعه‌ای بیش نبود.

در منزل یونس قانونی‌

ساعت ۵ در منزل یونس قانونی، رئیس مجلس بودیم. ابتدا دکتر یزدی و سپس من کلیاتی را در باب ایران و افغانستان مطرح کردیم و قانونی هم گفت که از سخنان تک‌تک اعضای هیات ایرانی در سمینار، بهره‌ برده است. وی تاکید کرد که جمهوری اسلامی در ۳ دهه گذشته در کنار ما بود و من از این بابت متشکرم. یونس قانونی در تشریح عملکرد دوستان مسعود در ۶ سال گذشته، مطالبی را گفت که برای شناخت اوضاع افغانستان، بسیار راهگشاست. محوری‌ترین نکات مطرح شده را در اینجا می‌آورم:

– عنصر وحدت آفرین درمیان ما در جبهه داخلی، مسعود بود و در بیرون، تهدید طالبان اما اینک در نبود مسعود ما دچار بحران رهبری هستیم و تهدید طالبان هم وحدت آفرین نیست.

– ما نمی‌خواستیم وارد جنگ شویم لذا در بن وارد مذاکره شدیم و با از دست دادن برخی چیزها،‌ وحدت درونی و حمایت جهانی را کسب کردیم.

– در شرایط کنونی،‌ شکل دادن به یک مبارزه فرهنگی – سیاسی بسیار ضروری است.

– ما خواستار ایجاد تحولات اساسی هستیم. اولا باید ساختار قدرت تغییر کند و نظام پارلمانی حاکم شود و دست‌کم سه‌قوه، موازی همدیگر باشند نه آن‌که رئیس‌جمهور در راس باشد. دوم این‌که باید استراتژی قومی،‌ نظامی و سیاسی کمرنگ شود و استراتژی ملی جایگزین شود. در مرحله سوم، راهکارها هم باید تغییر کند.

دکتر یزدی درباره مذاکره با طالبان پرسید. رئیس مجلس افغانستان توضیح داد که ما با رهبران و چریکهای مسلح طالبان نمی‌‌توانیم مذاکره کنیم اما برای  جذب شهروندانی که به خاطر نارضایتی از ما در کنار طالبان هستند و همچنین برای جذب توده‌های مردمی که در مناطق تحت سیطره طالبان زندگی می‌کنند، می‌شود کارهایی کرد.

دکتر محبیان به مثلث عقلانیت، اعتدال و کارآمدی اشاره کرد و نیز به مثلث ایده،‌ سازمان و رهبری و در جمع‌‌بندی خود، مشکل افغانستان امروز را در ناکارآمدی و فقدان رهبری معرفی کرد و خواستار رسیدن نیروهای اصیل افغانستان به رهبری واحد شد.

 

گزارش سفر به افغانستان

نویسنده، امیر محبیان، ابراهیم یزدی، یونس قانونی رئیس مجلس افغانستان، فرخ‌یار و فرزدی در منزل یونس قانونی

من نیز بر ضرورت رسیدن به رهبری واحد صلاحیت‌دار در افغانستان اشاره کردم و از جمله مبانی و دستاوردهای اندیشه ولایت فقیه در ایران را برشمردم. سپس گفتم که شرایط شما مانند ما نیست که پس از انقلاب، هیچ الگو و تجربه‌ای را در اختیار نداشتیم. افغان‌ها می‌توانند انقلاب اسلامی ایران را الگو و تجربه خود بدانند و در حیطه‌های گوناگون، وارد عمل شوند.

ادامه بحثهای ما به روابط فرهنگی ایران و افغانستان مربوط بود. یونس قانونی توضیح داد که در چنته (کوله‌پشتی) ما در دوران جهاد، قرآن، حافظ و آثار شریعتی در کنار هم قرار داشتند و کتابهای شریعتی در آن سالها به مذاق نسل جوان ما بسیار شیرین آمد. یونس قانونی تاکید کرد که در آن سالها، کمونیست‌ها، سوالات فراوانی را در اذهان ایجاد کرده بودند و آثار شریعتی بهترین پاسخ را به این مسائل می‌داد. آثار استاد مطهری هم در جای خود بسیار موثر است و تغذیه فکری ما را موجب شده است. یونس قانونی ادامه داد که بتازگی در حال مطالعه کتابهای دکتر سروش است. وی از قول مسعود چنین نقل کرد که ما با اسلام معتدل می‌توانیم هم با ملت خودمان زندگی کنیم و هم با جهانیان.

جلسه ما با رئیس مجلس افغانستان، ۲ ساعتی طول کشید و حرفهای دیگری هم زده شد که پخش آنها به صلاح نیست. پس از گرفتن چند عکس یادگاری و با بدرقه ایشان، به سوی هتل برگشتیم.

روز دوشنبه از کابل به تهران برگشتیم. در فرودگاه کابل، با ایرانیانی مواجه شدیم که در شبکه‌های تلویزیونی افغانی مشغول به کارند. با مدرسانی از آموزش و پرورش برخوردیم که مطابق قرارداد فی‌مابین، به معلمان افغانی آموزش می‌دهند. با دوستانی مانند مسعود ده‌نمکی همسفر شدیم که برای مطالعه درباره ساخت فیلم در افغانستان، به این کشور مسافرت کرده بود. همکاری تجاری دو کشور را هم که همگان می‌دانند. همه این موارد، موید این واقعیت است که آینده این دو ملت نیز همچون پیشینه و تاریخ آنها، با یکدیگر مرتبط و عجین است.

پایان

توضیح ضروری‌

در اولین قسمت گزارش سفر افغانستان (سه‌شنبه ۲۷ شهریور) نوشته بودم: «خانم روزنامه‌نگاری که عملا رابط بنیاد احمدشاه مسعود با روزنامه‌نگاران و احزاب سیاسی ایران است با بنده تماس گرفت و خیلی صریح گفت که در سالهای قبل، غالب افرادی که از ایران به مراسم بزرگداشت احمدشاه مسعود رفتند، دوستان اصلاح‌طلب و ملی – مذهبی بودند و ما امسال درصددیم تا کمی  تعادل ایجاد کنیم.»

آن خانم روزنامه‌نگار پس از مطالعه این فراز، با بنده تماس گرفت و چنین توضیح داد:

۱- بنیاد احمدشاه مسعود برای ارتباط با روزنامه‌نگاران و احزاب سیاسی ایران، رابطی ندارد و من به صورت داوطلبانه و از سرعلاقه و با امکانات شخصی، در دعوت از میهمانان امسال، مشارکت کرده بودم.

۲-  در سالهای گذشته متاسفانه از هیچ طیف سیاسی در این مراسم حضور نیافتند و به عنوان مثال، در سال گذشته فقط من در این مراسم حاضر بودم. امسال هم دوستان اصلاح‌طلب ما شرکت نکردند. هدف من معرفی افرادی به بنیاد مسعود بود که از گرایش سیاسی متفاوت باشند و در عین حال احتمال مسافرت آنان به افغانستان، ‌بیشتر باشد.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر