نسخه چاپی نسخه چاپی

با عملکرد درست، برای دین‌داری آبرو درست کنیم

اشاره: در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۸۷، این گفتگو با خبرگزاری ایسنا صورت گرفت که در آن درباره دستاوردها و نیز آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی صحبت کردم و در نهایت ذکری هم از نامزد مورد حمایت بنده یعنی میرحسین موسوی به میان آمد اما به دلیل ناسازگار این دیدگاه با مواضع ایسنا، قسمت پایانی گفتگو از سوی این خبرگزاری حذف شد که در ادامه با حروف رنگی مشخص است.

معاون فرهنگی موسسه جام‌جم با بیان این‌که نباید در ظاهر برخی مواضع و عملکردهای دوران حضرت امام، درجا بزنیم به گونه‌ای که روح اندیشه‌ حضرت امام قربانی این ظاهرگرایی شود، در عین حال تاکید کرد که نباید آن‌قدر در کلیات و مواضع کلان پایه‌ای و اصولی نیز غرق شویم که شرایط متحول اجتماعی را نادیده بگیریم؛ چراکه اگر خود حضرت امام هم بودند، این شرایط متحول را حتما لحاظ می‌کردند.

«علی شکوهی» در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این‌که نخبگان به دلیل آگاهی‌های اجتماعی برتری که دارند بیشتر از بقیه اقشار مردم می‌توانند در تحولات اجتماعی موثر واقع شوند و این امر در مورد حضرت امام به صورت مضاعف صحیح است، افزود: از آن‌جا که امام(ره) از نظر سلسله‌مراتب روحانیت شیعه در جایگاه مرجعیت دینی قرار داشت و از نفوذ عمیقی در میان توده‌های مسلمان و شیعی برخوردار بود، طبعا در ایجاد تحول انقلاب در ایران، تاثیر ویژه ایشان غیرقابل انکار است.

این روزنامه‌نگار با بیان این‌که زمان‌شناسی حضرت امام در جهت تداوم‌بخشی به حرکت انقلاب، بسیار موثر بوده است، اظهارکرد: حضرت امام با زمان‌شناسی دقیقی که داشتند اجازه ندادند مردم، پس از به صحنه آمدن، دوباره به خانه برگردند و از مبارزه دور شوند و اهداف تاریخی خود را پی‌گیری نکنند.

وی نقش حضرت امام در حیطه‌ رهبری انقلاب و بسیج توده‌های مردم را در تاریخ معاصر، بی‌نظیر قلمداد و اظهار کرد: به نظر من اگر حضرت امام نبود و مرجعیت آگاه سیاسی با تدابیر و مدیریت ایشان وجود نداشت، بعید بود که مبارزات ملت ایران وارد چنین حیطه‌ای شود و سرانجام به پیروزی دست پیدا کند. به این امر بسیاری از روشنفکران اذعان دارند و معتقدند که در ایران معاصر، هیچ نیروی سیاسی جز روحانیت و در میان روحانیت هیچ کس همچون امام وجود نداشت که قادر به بسیج توده‌ها باشد و بتواند انقلاب را به چنین مرحله‌ای برساند.

معاون فرهنگی موسسه جام‌جم در ادامه اظهار کرد: حضرت امام مانند همه‌ شخصیت‌ها و چهره‌های متفکر و اندیشمند، مبانی تفکری معینی دارند که گذشت زمان و تغییر اوضاع نمی‌تواند این مبانی محکم ارزشی و تفکری را تغییر ‌دهد. در همین حال به اعتبار یک مصلح اجتماعی و شخصیت سیاسی بودن، حضرت امام موضع‌گیری‌های متفاوتی در شرایط متفاوت داشتند و این موضع‌گیری‌ها با تغییر و تحولات اجتماعی و نیاز جامعه‌ ما تناسب داشته است؛ بنابراین لازم است بین محکمات تفکر حضرت امام با آن‌چه جنبه‌ به‌روز داشته است، تمایز ایجاد شود.

شکوهی خاطرنشان کرد: بخشی از محکمات تفکر امام در واقع هویت انقلاب اسلامی است؛ البته نه به این دلیل که حضرت امام مشخصا ضرورت وجود انقلاب اسلامی را مطرح کردند، بلکه به این دلیل که امام خمینی(ره) بر همان عناصری تاکید می‌کردند که انقلاب اسلامی از آن‌ها نشات گرفته بود و از همان منابع، تغذیه می‌کرد.

وی گفت: با توجه به این‌که امام(ره) بهتراز بقیه این مبانی را تبیین و تحلیل کردند در واقع شناخت محکمات تفکرات ایشان، تضمینی است برای این‌که انقلاب اسلامی در صراط مستقیم خود تداوم حیات دهد. هم‌چنین باید دانست شناخت مواضع امام در موضوعات متغیر، این توانایی‌ را به نسل‌های بعدی می‌دهد که بدانند در شرایط متحول با چگونه تدبیری تصمیم‌گیری کنند و انقلاب را به پیش ببرند.

وی با تاکید بر این‌که هر دو بعد تفکر و اندیشه‌های حضرت امام باید مورد بازشناسی قرارگیرد، تاکید کرد: نباید در ظاهر برخی مواضع و عملکردهای دوران حضرت امام درجا بزنیم، به گونه‌ای که روح اندیشه‌ حضرت امام قربانی این ظاهرگرایی شود. همچنین نباید آنقدر در کلیات و مواضع کلان پایه‌ای و اصولی ایشان غرق شویم که شرایط متحول اجتماعی را نادیده بگیریم؛ چرا که اگر خود حضرت امام هم بودند، این شرایط متحول را حتما لحاظ می‌کردند.

شکوهی در ادامه در تبیین دستاوردهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی با تاکید بر این‌که باید میان دستاوردهای این دو تمایز قائل بود، گفت: انقلاب اسلامی دارای هویتی است که لزوما با آن‌چه در جمهوری اسلامی واقع شده، یکی نیست. شاید برخی رفتارهای سیاستمداران ، عملکردها و دستاوردهای نظام سیاسی ما با آرمان‌ها منطبق باشد و یا این‌گونه نباشد، اما به هر ترتیب قطعا یکسری دستاوردها در ایران انقلابی، تنها به دست خود انقلاب اسلامی حاصل شد.

وی افزود: باید میان دستاوردهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، تمایز قائل شد. نظام‌های سیاسی مثل جمهوری اسلامی عملکردهای متفاوتی دارند؛ مثلا اقتصاد کشور را اداره می‌کنند، راه و مدرسه و کارخانه و … می‌سازند و به گمان من اگر هر نظام سیاسی دیگری نیز در ایران حاکم بود، کمابیش این روند را ادامه می‌داد؛ اما آنچه به انقلاب اسلامی مربوط می‌شود آن دسته از تحولاتی است که اگر انقلاب اسلامی رخ نمی‌داد، هرگز حاصل نمی‌شد.

معاون فرهنگی موسسه جام‌جم در همین راستا یکی از این دستاوردها را استقلال سیاسی عنوان و اظهار کرد: استقلال سیاسی در واقع حاصل انقلاب اسلامی است، به این معنا که تصمیم‌گیری درباره سرنوشت ایران از بیرون مرزها به داخل مرزها و به مردم منتقل شده است و امروز خوب و بد تصمیم‌گیری‌های سیاسی متعلق به ماست و ما چه با این تصمیم‌گیری‌ها موافق باشیم چه مخالف، نمی‌توانیم انکار کنیم که خودمان، تصمیم می‌گیریم؛ هرچند در تشخیص برخی مسائل مربوط به منافع و مصالح، با یکدیگر اختلاف داشته باشیم و یا حتی اشتباه کنیم.

شکوهی نفی سلطنت و تحقق جمهوریت را از دیگر دستاورهای انقلاب اسلامی خواند و خاطرنشان کرد: ملت ما در دوره‌های مختلف تلاش کرد مدل سیاسی را که دو هزار و ۵۰۰ سال در کشورمان حاکم بود، لغو کند و آن را به مدلی امروزی‌تر و کارآمدتر تغییر دهد.

وی با بیان این‌که انقلاب اسلامی مدل سیاسی جمهوریت را جایگزین مدل سلطنت در ایران کرد، مردم‌سالاری دینی را نیز از جمله دستاوردهای انقلاب اسلامی برشمرد و تاکید کرد: اگر قرار باشد از عمر مردم‌سالاری در ایران حرف بزنیم، باید به همین دوره‌ سی ساله اشاره کنیم و در اینجا بر این نکته تاکید می‌کنم که یکی از دستاوردهای جمهوری اسلامی در همین مقوله تلفیق‌کردن این مدل با آرمان‌ دین‌خواهی مردم، یعنی ارائه یک مدل اختصاصی از مردم‌سالاری است که می‌توان آن را یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب اسلامی قلمداد کرد.

وی در عین حال تاکید کرد: آن‌چه در حال حاضر در این راستا انجام می‌شود لزوما حد مطلوب مردم‌سالاری دینی نیست و به نظر می‌رسد اگر برخی ضعف‌ها، منتفی و برخی ظرفیت‌های سیاسی ما بالفعل شود، قطعا آنچه در جریان تحقق مردم‌سالاری دینی شاهد خواهیم بود، مطلوب‌تر از مدلی است که هم‌اکنون آن را تجربه می‌کنیم.

شکوهی ضمن این‌که ارتقای واقعی موقعیت جمهوری اسلامی در مناسبات بین‌المللی را از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی دانست، ‌گفت: در حال حاضر جمهوری اسلامی یک طرف مناقشات ایدئولوژیک و سیاسی دنیاست و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم به مثابه یک ابرقدرت سیاسی و ایدئولوژیک عمل می‌کنیم؛ اگرچه این امر به این معنا نیست که ما در همه‌ حوزه‌ها مثل اقتصاد، تکنولوژی و علم، یک ابرقدرت به حساب می‌آییم، اما به هر ترتیب در میان ملت‌ها به‌ویژه جوامع اسلامی از نفوذ قابل قبولی برخوردار هستیم؛ چنانچه این نفوذ باعث شده است ابرقدرتی مثل آمریکا نتواند به راحتی خواسته‌هایش را در سطح منطقه محقق کند.

وی افزود: در این راستا می‌توان موارد دیگری مثل خودباوری، اتکا به داخل و درون‌زا شدن مدل‌های توسعه، گسترش اسلام‌خواهی در جهان و مفاهیمی از این دست را به عنوان دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی برشمرد.

این روزنامه‌نگار در ادامه این گفت‌وگو با مورد توجه قرار دادن میزان رشد رسانه‌ها در طول سی سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی با بیان این‌که « من فکر می‌کنم ما به تکثر رسانه‌ای تا حدی نزدیک شده‌ایم» گفت: طی ۳۰ سال گذشته، فضای سیاسی حاکم بر رسانه‌های ما دچار قبض و بسط شده است و گاهی محدودیت کمتر و گاهی بیشتر می‌شود، ولی باید اذعان کرد که آزادی در حیطه‌ رسانه‌ها تا حد زیادی نهادینه شده است؛ هرچند همیشه در قدرتمندان ما تمایلاتی وجود دارد که دوست دارند از رسانه‌ها به عنوان یک ابزار استفاده کنند و نقد رسانه‌ها را مثل شلاق بر بدن خود حس نکنند و انتقادها نسبت به آن‌ها کنترل شده باشد.

وی گفت: اما این فضا قابل تعالی است؛ یعنی می‌توان راهکارهایی را فراهم کرد و سازوکارهایی تدارک دید که طی آن، این آزادی‌ها تضمین شود و در عین حال ضابطه‌مندتر و قاعده‌مندتر باشد.

شکوهی با بیان این‌که در همین راستا به عنوان مثال ما از داشتن نوعی نظام رسانه‌ای و مطبوعاتی محروم هستیم، اظهار کرد: اگر چنین نظام رسانه‌ای مانند نظام پزشکی و نظام مهندسی برای ما فراهم باشد، می‌توانیم بسیاری از تخلفات را درون صنف خود بررسی کنیم و در این صورت نیازی نیست که قوه قضائیه با هر تخلف رسانه‌ای درگیر و به برخورد با اهالی رسانه‌ بپردازد.

وی افزود: یکی از اشکال‌های موجود در کشور ما این است که رسانه‌های حزبی وجود ندارد و حتی بسیاری از رسانه‌ها که ظاهرا به عنوان رسانه‌های حزبی شناخته می‌شوند، عملا به وسیله‌ نیروهای غیرحزبی کنترل می‌شوند و لزوما با خط مشی یک حزب منطبق نیستند.

شکوهی گفت: احزاب با کار حرفه‌ای و کارشناسی می‌توانند پشتوانه‌ای قوی برای رسانه‌های حزبی قلمداد شوند، ولی از آن جا که متاسفانه نظام‌های حزبی ما قدرتمند نیستند، رسانه‌های حزبی ما نیز آن‌چنان که باید قدرتمند نمی‌شوند.

عضو شورای سیاست‌گذاری رادیو گفت‌وگو با اشاره به ضرورت راه‌اندازی رادیو و تلویزیون خصوصی در کشور نیز گفت: در حوزه‌ صدا و سیما هنوز با تفسیری که شورای نگهبان از قانون اساسی دارد، شاهد تکثر نیستیم و فقط رسانه‌ ملی به صورت قدرت بی‌رقیب عمل می‌کند؛ در حالی که می‌توان صدا و سیمای بخش خصوصی را نیز تجربه کرد و با نگاهی که من به اصول قانون اساسی دارم معتقدم این امر با قانون اساسی هم منافاتی ندارد و می‌توان شبکه‌های رادیو و تلویزیون خصوصی هم داشت.

معاون فرهنگی موسسه‌ جام جم با بیان این ‌که در مسیر «شدن»، وضعیت رسانه‌های ما رو به تعالی و تکامل است، در عین حال گفت: اما سرعت این حرکت در مسیر تحولات، سرعت خوبی نیست و ظرفیتی که در رسانه‌های ما از آن استفاده می‌شود، تمام ظرفیت رسانه‌ای ما نیست و جمهوری اسلامی بیشتر از این نیز می‌تواند هم از جهت کمی و هم از محتوا و هم از لحاظ سپردن تصدی‌گری امور و خصوصی شدن، هم‌چنین از جهت قانونمندشدن برخورد با رسانه‌ها و ایجاد آزادی‌های رسانه‌ای فعال شود.

وی در ادامه در راستای بیان نقاط ضعفی که در عرض ۳۰ سال گذشته در کشورمان وجود داشته است، با تاکید بر این‌که بخشی از این نقاط ضعف به ایران و بخشی از آن به انقلاب اسلامی برمی‌گردد، خاطرنشان کرد: متاسفانه به دلیل جدا نکردن این دو حیطه‌، بسیاری از ضعف‌ها را به انقلاب اسلامی یا جمهوری اسلامی نسبت می‌دهیم.

شکوهی افزود: در واقع ایران به دلیل سابقه‌ تاریخی و ساختاری سیاسی استبدادی و سلطه و نفوذ ۳۰۰ ساله‌ استعمار در کشورمان، از نبود یک فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی رنج می‌برد. در این نوع فرهنگ، مردم و حکومت لزوما همسو نیستند و شکاف تاریخی دولت – ملت در همین حال به وجود می‌آید و وقتی چنین شکاف عمیق اجتماعی وجود داشته باشد، مشارکت مردم در سرنوشت کشورشان کاهش پیدا می‌کند.

وی با تاکید بر این‌که انقلاب اسلامی این شکاف تاریخی را به حداقل رساند، گفت: اما این امر به این معنی نیست که انقلاب اسلامی توانسته باشد فرهنگ غیرمشارکتی را نیز تغییر دهد؛ چرا که تغییر این فرهنگ قطعا به زمان طولانی نیاز دارد و لازم است تا مردم ما در این مسیر باور کنند که سرنوشت حکومت از سرنوشت آنان جدا نیست و این مردم هستند که انتخاب می‌کنند و سرنوشت خود را رقم می‌زنند.

معاون فرهنگی موسسه‌ جام جم اظهار کرد: نخبگان ما به دلیل این‌که طی قرون دستشان از قدرت سیاسی کوتاه بوده، امروز وقتی به قدرتی می‌رسند نوع پیوندشان با این قدرت به گونه‌ای است که در انتها حاضر نیستند آن را به آسانی از دست بدهند؛ چرا که فکر می‌کنند اگر این قدرت از دست آنها خارج شود دیگر نمی‌توانند به آسانی به قدرت برگردند؛ بنابراین ممکن است در کسب قدرت سیاسی تعجیل کنند و یا این‌که در حفظ آن اصرار بورزند و در هنگام از دست دادن قدرت، بی‌تاب شوند.

شکوهی با بیان این‌که این فرهنگ در واقع بخشی از مشکلاتی را که ما در کشور داریم توجیه می‌کند، خاطرنشان کرد: این مقوله هیچ ربطی به خود انقلاب اسلامی ندارد و حتی رنگ خود را به انقلاب اسلامی هم زده است؛ به گونه‌ای که تجربه سیاسی و تشکیلاتی نخبگان سیاسی انقلابی ما بسیار ناچیز است؛ در واقع باید بگویم اشکال اساسی و جدی به نخبگان ما برمی‌گردد. هر تحولی که در کشور ما ایجاد شود باید ابتدا در نخبگان اجتماعی ما ایجاد شود. اگر این تحول به وجود آید برخی ساختارهای موجود ما قطعا کارآمدتر خواهند شد، تفسیر ما از اصول قانون اساسی، دموکراتیک‌تر می‌شود، تحمل ما در قبال مخالفان و منتقدانمان بالا خواهد رفت و در نتیجه هر مسیر و روشی را برای کسب قدرت سیاسی مجاز نخواهیم دانست و با این روند، چرخش قدرت، بسیار آسان‌تر خواهد شد.

وی افزود: در چنین مسیری، فردگرایی جای خود را به برنامه‌گرایی می‌دهد و این برنامه‌ها هستند که مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند.

شکوهی گفت:‌ ما از نظر ساختاری اشکالاتی داریم و تجربه‌ ۳۰ ساله‌ انقلاب قطعا اصلاح این ساختارها را به ما دیکته می‌کند؛ اما پیش از این، فرهنگ تاریخی به جا مانده از گذشته که رنگ خود را به انقلاب اسلامی و نخبگان سیاسی ما هم زده، باید اصلاح شود.

وی ادامه داد: در این راستا یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نکاتی که باید در انقلاب اسلامی به آن توجه کنیم این است که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، اسلام، با تمامیتش در بعد سیاسی به صحنه آمده و در حال آزمایش و محک است. در نتیجه دین‌دارانی که در حوزه‌ مسوولیت‌های اجتماعی هستند و مدیریت‌ها را بر عهده گرفته‌اند، باید به این نکته توجه کنند که این آزمایش می‌تواند به سربلندی اسلام و اسلام سیاسی منجر شود. هم‌چنین می‌تواند سال‌ها و دهه‌های طولانی، بعد سیاسی اسلام را منزوی کند. وقوع چنین روندهایی، بستگی به نتیجه عملکرد و استفاده از دستاوردهای این تجربه در جمهوری اسلامی دارد.

این روزنامه‌نگار در ادامه گفت‌وگو با ایسنا در بیان راهکارهایی برای رفع چنین معضلات و مشکلاتی، با اشاره به این‌که ما با دو مدل می‌توانیم به سراغ چنین بحثی برویم، گفت: مدل اول این است که با استفاده ابزاری و به‌کارگیری مشروعیت دین، اسلام و مفاهیمی مثل ولایت فقیه، سرپوشی بر ضعف‌ها و ناکارآمدی‌ها و ناتوانی‌های خود بزنیم و مردم را به تبعیت فراخوانیم و مخالفان را نیز ساکت کنیم. مدل دوم این است که با عملکرد درست، کارآمد و قابل دفاع، آبرو و حیثیتی برای دین‌داری فراهم کنیم که قطعا من در این راستا روش دوم را می‌پسندم و فکر می‌کنم به جای این‌که دین را سپری برای پوشش ناکارآمدی‌ها قرار دهیم، با عملکرد درست باید برای دین‌داری، آبرو درست کنیم.

وی افزود: برای رسیدن به چنین هدفی یقینا نبایستی به همه‌ آن‌چه در جمهوری اسلامی می‌گذرد رنگ دینی بزنیم؛ چرا که بسیاری از مسائل، جنبه‌های کارشناسی و مدیریتی دارند و از متن دین برنمی‌آیند. این امور حاصل تدبیرهای ما هستند و به جای این‌که برای اقناع دیگران به همه‌ مسائل رنگ دینی بزنیم، چاره‌ای نداریم جز این‌که از این منابع مشروعیت‌بخش نظام کمتر هزینه کنیم و تاوان ضعف‌ها و ناکارآمدی‌های خود را خود بدهیم و پشت این مفاهیم مشروعیت‌بخش سنگر نگیریم.

معاون فرهنگی موسسه‌ جام جم هم‌چنین درباره تحقق رویکرد پیشرفت و عدالت که از سوی مقام معظم رهبری مورد تاکید قرار گرفته است، در راستای حل نقاط ضعف موجود در کشور با بیان این‌که عدالت یکی از اساسی‌ترین خواسته‌های بشر است، و انقلاب اسلامی به دلیل این‌که دین انسانی است و آرمان‌های انسانی دارد قطعا عنصر عدالت را یکی از اساسی‌ترین عنصرها می‌داند، اظهار کرد: در تحلیلی گفته می‌شود انقلاب کبیر فرانسه در جست‌وجوی آزادی و انقلاب اکتبر شوروی در جست‌وجوی عدالت بوده است؛ اما در مورد انقلاب اسلامی گفته می‌شود این انقلاب هر دو این مفاهیم را در پیوند با دین و معنویت پی می‌گیرد.

وی افزود: ما فکر می‌کنیم بر خلاف مارکسیست‌ها که معتقد بودند در ابتدا باید برابری اقتصادی صورت بگیرد تا بتوان بر اساس آن از برابری سیاسی حرف زد یا بر خلاف لیبرال‌ها که عمدتا بر برابری سیاسی تاکید می‌کنند، انقلاب اسلامی با تفسیر ویژه‌ی خود تاکید می‌کند ما نمی‌توانیم به آزادی حقیقی و برابری و عدالت برسیم، بی‌ آن‌که بخواهیم عنصر دین‌خواهی و معنویت‌خواهی را احیا کنیم.

شکوهی با اشاره به این که یکی از آرمان‌های دائمی ما عدالت است گفت: نکته محوری که در این راستا باید لحاظ شود این است که در شرایط اجتماعی که امکانات اقتصادی ما محدود است، عدالت اقتصادی به راحتی محقق نمی‌شود، چه برسد به بحث عدالت قضایی و سیاسی که اینها نیز جزو آرمان‌های عدالت‌خواهانه به حساب می‌آیند؛ به همین دلیل مثلا در بعد اقتصادی برخی بر عنصر توسعه منهای عدالت تاکید می‌کنند و برخی برعکس، برخی نیز همانند مقام معظم رهبری تلاش می‌کنند تا پیشرفت و عدالت را در کنار هم پی‌گیری کنند.

وی افزود: به نظر من غالب نیروهای سیاسی جامعه‌ ما به این آرمان‌ها وفادارند اما راه‌های تحقق آن را متفاوت می‌دانند.

این روزنامه‌نگار تاکید کرد: باید دانست لزوما کسانی که به نام عدالت‌خواهی در جامعه‌ ما شناخته می‌شوند، برنامه‌ای برای تحقق آن ندارند و نمی‌توان گفت دیگرانی که این شعار را کمتر مطرح می‌کنند، ضدعدالت هستند. به همین دلیل ایجاد انحصار در استفاده از این مفهوم و مصادره‌ مفهوم عدالت از سوی یک طیف را باید به نوعی حربه رقابت سیاسی تلقی کرد، بگذریم که در مفهوم و معنای عدالت در این سال‌ها، تطوراتی پیدا شده است.

شکوهی در بخش دیگری از این گفت‌وگو، به تحلیل خود از فضای انتخاباتی پرداخت و گفت: متاسفم که در انتخابات ریاست جمهوری فعلی، «افراد»، بیشتر از احزاب مطرح می‌شوند. درست قضیه این است که انتخابات ریاست‌جمهوری باید حاصل یک دوره‌ چهار ساله باشد، نه این‌که چند ماه مانده به آغاز رقابت‌های انتخاباتی هنوز نامزدهای اصلی جناح‌ها، مشخص نباشند.

وی اظهار کرد: این اشکال در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری در کشور ما وجود دارد که برخی، انتخابات ریاست‌جمهوری را در حد انتخابات مجلس و یا حتی شوراها تنزل داده‌اند؛ بنابراین منطق قضیه، حکم می‌کند در ابتدا جناح‌های سیاسی در درون خود به یک ائتلاف برسند آن هم نه بر سر یک فرد، بلکه بر سر یک برنامه تا معلوم شود که اگر به قدرت رسیدند، مطابق کدام برنامه عمل خواهند کرد. آن‌گاه چهره شاخصی از میان هر جناح می‌تواند برنامه‌ خود را معرفی کند.

شکوهی گفت: وقتی در درون جناح‌ها، ائتلافی این گونه‌ صورت گیرد، ما حداکثر در کشور دو یا سه جناح سیاسی را خواهیم داشت و مردم بر سر دو یا سه برنامه و در نهایت دو یا سه چهره، تصمیم‌گیری می‌کنند و رای می‌دهند.

معاون فرهنگی موسسه‌ جام جم با بیان این‌که مدلی را که آقای محسن رضایی در این راستا مطرح کردند به خوبی می‌پسندم، گفت: این می‌تواند اتفاق خوبی باشد که ائتلاف در درون هر جناح، رقابت بین جناح‌ها و وحدت زیر سقف منافع ملی شکل بگیرد؛ البته به شرط این‌که در مسیر رسیدن به قدرت به هر روش و به هر قیمتی راضی نشویم؛ بنابراین چنین مدلی هم‌اکنون وجود ندارد و جناح‌ها در درون خود، کثرت بسیاری را شاهد هستند؛ به گونه‌ای که می‌توان طیفی از یک جناح را به طیفی از جناح مقابل بسیار مشابه و نزدیک دانست؛ اما به دلیل رقابت‌های سیاسی، این طیف‌ها رو در ‌روی هم قرار می‌گیرند و علی‌رغم کثرتی که در درون هر جناحی وجود دارد، تلاش می‌کنند بر سر یک فرد به تفاهم برسند.

وی ادامه داد: با وجود همه‌ این‌ها ما چاره‌ای جز شرکت در انتخابات نداریم و باید برای تشویق مردم در امر مشارکت، به صحنه آوردن نخبگان کارآمدتر و انتخاب یک رییس‌جمهور توانا و قوی تلاش کنیم.

شکوهی هم‌چنین گفت: در حال حاضر و با توجه به این شرایط که جناح‌ها بر سر برنامه با یکدیگر رقابت نمی‌کنند، ما حداقل به یک نیروی سیاسی برای ورود به این صحنه نیازمندیم که بتواند برآیند تجارب ۳۰ سال گذشته‌ باشد؛ به این معنا که بتواند اصول‌گرایی را با اصلاح‌طلبی در هم بیامیزد، توسعه را در کنار عدالت به پیش ببرد، جوان‌گرایی را در کنار تجربه‌گرایی نسل‌های قبلی قرار دهد، عقلانیت را در کنار آرمان‌گرایی نمایندگی کند و ضمن مردم‌گرایی در داخل، در برابر خواسته‌های بیگانگان نیز مقاومت کند و مبتنی بر آرمان‌های انقلاب و اندیشه‌های کلان و محکمات تفکرات حضرت امام(ره) گام بردارد و با لحاظ شرایط متحول اجتماعی، کشور را اداره کند و به پیش ببرد و دست کم باعث جلوگیری از پیامدهایی شود که در حال حاضر با آن روبه‌رو هستیم. چرا که در حال حاضر شاهدیم بسیاری از ساختارهای ۳۰ ساله، روندهای تصمیم‌گیری درست و مدیران استراتژیک کشور آسیب دیده‌اند و حذف شده‌اند و در واقع به تمام تجارب ۳۰ ساله‌ی گذشته بی‌اعتنایی می‌شود.

شکوهی با بیان این‌که از نظر من – به عنوان یک فرد و فارغ از مسئولیتم در روزنامه جام جم – بهترین گزینه از میان کاندیداهای فعلی در شرایط کنونی میرحسین موسوی است، گفت: وی چهره‌ای هم اصولگرا و هم اصلاح‌طلب است و تصویری نیز که از او در اذهان وجود دارد، تصویر مثبتی است. البته من قصد بزرگنمایی توانایی ایشان را ندارم و نمی‌گویم که ایشان خیلی متفاوت‌تر از بقیه و در حد معجزه عمل خواهد کرد اما فکر می‌کنم در میان نامزدهای فعلی، کسی که بیشتر از بقیه می‌تواند این آرمان‌ها را محقق کند و از هرز رفتن نیروهای سیاسی در جنگ قدرت و کشمکش‌های جناحی جلوگیری کند و کشور را با عقلانیت بیشتری اداره کند،  آقای میرحسین موسوی است. البته ایشان وقتی به صحنه بیایند و رای بیاورند، نیازمند حمایت‌های رهبری و همه نیروهای انقلاب هستند تا بتوانند در مسیر کلی انقلاب موفق باشند.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر