نسخه چاپی نسخه چاپی

شکوهی، ده‌نمکی و فراهانی از سوم تیر گفتند

شکوهی، ده‌نمکی و فراهانی از سوم تیر گفتنداشاره: در سالگرد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ و پیروزی احمدی‌نژاد، خبرگزاری ایسنا در تاریخ شنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۵، اقدام به برگزاری میزگرد «آسیب‌شناسی احزاب و گروه‌ها» کرد که در یکی از جلسات آن بنده، مسعود ده‌نمکی سردبیر وقت نشریه صبح دوکوهه و مجید فراهانی عضو حزب مشارکت حضور داشتیم. متن گزارش ایسنا از این جلسه میزگرد در زیر می‌آید.

شکوهی: هم سوم تیر و هم دوم خرداد، بیانگر نوعی اعتراض مردم به وضع موجود بود

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) علی شکوهی که در میزگرد «آسیب‌شناسی احزاب و گروه‌ها» در سالن شهید قریب (ایسنا) سخن می‌گفت، اظهار داشت: هم سوم تیر و هم دوم خرداد، بیانگر نوعی اعتراض مردم به وضع موجود بود و هر دو حادثه باعث شد طیف‌بندی‌های سیاسی در کشور ما تغییراتی بکند و تغییراتی نیز در وضعیت صاحبان قدرت ایجاد شود.

وی با بیان این‌که جناح‌بندی سیاسی کشور تقریبا در دو جناح اصلی مانند گذشته، در حال حاضر هم ادامه پیدا کرده، افزود: طی یک سال گذشته شاهد حاکم‌شدن گونه‌ای نظم سیال بر فضای جناحی کشور بوده‌ایم، اما هم‌چنان فضای دوقطبی بر کشور حکم‌فرماست و با وجود کثرت در جناح‌های موجود، دو جبهه‌ی کلان حرف آخر را می‌زنند و همه سعی می‌کنند در پرتو این دو جناح فعالیت کنند.

شکوهی گفت: در حال حاضر فضای دوقطبی سیاسی آن‌قدر سنگین است که امکان حضور جریان سوم مهیا نیست و هر جریانی بخواهد در صحنه‌ی سیاسی کشور حضور پیدا کند و فعالیتی داشته باشد، گریزی ندارد که در زیر بال این دو جناح عمده قرار گیرد.

وی ادامه داد: به گمان بنده، نظم سیالی که در حال حاضر حکم‌فرما شده، در کوتاه‌مدت قادر نیست فضای جدیدی را به وجود آورد، ولی در درازمدت قطعا ساختار جناح‌های سیاسی کشور تغییر می‌کند و جناح‌بندی‌ها حول ملاک‌ها و محورهای تازه‌ای شکل می‌گیرد.

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی افزود: در طول سال‌های بعد از انقلاب صف‌بندی‌های سیاسی در کشور ما بر اساس ملاک‌های مختلفی صورت گرفته است؛ مثلا در دوران حضرت امام (ره) و پس از دوران تثبیت حاکمیت، شاهد صف‌بندی جریان چپ و راست هستیم که این دو جریان دارای اختلافاتی در حوزه‌ی اندیشه از جمله نقش و اختیارات ولایت فقیه در نظام سیاسی جدید بودند، هم‌چنین نگرش‌های اقتصادی متفاوتی داشتند؛ یعنی جریانی بر دخالت هرچه بیشتر در اقتصاد تاکید داشت و گروهی دیگر بر خصوصی‌سازی، که این تعارضات باعث شده بود صف‌بندی‌هایی در عرصه‌ی جریان‌های سیاسی رخ دهد. البته برخی از اختلافات اعتقادی نیز وجود داشت که در آن زمان، کمتر علنی می‌شد؛ مثلا نگاه چپ به مسائل دینی نسبت به جریان راست، بازتر و روشنفکرمآبانه‌تر بود و بیشتر به دنبال نوگرایی در دین بودند.

وی افزود: بعد از دفاع مقدس، اولویت‌ها تغییر پیدا کرد و سازندگی و توسعه‌ی اقتصادی در صدر کار قرار گرفت، با تغییر این اولویت‌ها شاهد بودیم که صف‌بندی‌ها در جریان سیاسی نیز تغییر کرد.

وی ادامه داد: در این دوران، جریان‌هایی که اطراف هاشمی بودند و در گروه چپ قرار داشتند، در اقتصاد به جریان راست گرایش یافتند و خصوصی‌سازی اقتصادی را مطرح کردند.

شکوهی ادامه داد: البته در جریان راست نیز با توجه به دیدگاه‌های هاشمی، افرادی جزو حامیان وی شدند و شاهد ائتلاف جدیدی بودیم، ولی این ائتلاف خیلی دوام نیاورد؛ چرا که عملکرد اقتصادی هاشمی با عملکرد سیاسی و فرهنگی‌اش یکسان بود و همان‌طور که در عرصه‌ی اقتصاد طرفدار لیبرالیسم بود، در عرصه‌ی فرهنگ و سیاست نیز چنین اعتقادی داشت. بر خلاف مجلس سوم که نمایندگان نطق‌های آتشینی علیه هاشمی می‌کردند، ولی به کابینه‌ی وی رای اعتماد می‌دادند و برنامه‌های وی را تصویب می‌کردند، مجلس چهارم در حمایت از هاشمی به وجود آمد، ولی به مرور زمان مرزبندی‌های خود را با هاشمی بیشتر کرد که این مرزبندی شامل حوزه‌های فرهنگی و سیاسی نیز می‌شد. هاشمی در عرصه‌های مختلف مثل فرهنگ، سیاست و اقتصاد به گونه‌ای لیبرالیسم اعتقاد داشت، ولی طرفداران هاشمی در مجلس چهارم فقط از دیدگاه‌های اقتصادی وی حمایت می‌کردند. در این حوزه هم نگاه هاشمی نگاهی بیرون‌گرا و ادغام در اقتصاد جهانی بود، ولی مجلس چهارم نگاهی درون‌گرا و ملی داشت.

این روزنامه‌نگار ادامه داد: در این مقطع به فرهنگ، سیاست و آزادی کمتر توجه شده و خاتمی بدون هیچ پیام روشن اقتصادی، شعارهایی را حول محور فرهنگ و سیاست مطرح کرد که خود زمینه‌ساز رای آوردن وی شد.

وی گفت: در دوران خاتمی مشاهده می‌کنیم کمتر به عدالت توجه شد و بیشتر اندیشه‌های فرهنگی و سیاسی مورد توجه قرار گرفت، در دوم خرداد، طیف‌بندی‌ها حول محور اقتصاد و عدالت نیست، بلکه با توجه به بی‌توجهی دولت هاشمی به امر توسعه‌ی سیاسی، صف‌بندی گروه‌های سیاسی حول مسائل فرهنگی و سیاسی شکل می‌گیرد. در دوران خاتمی نیز به دلیل بی‌توجهی به مساله‌ی عدالت اجتماعی این زمینه به وجود آمد که شعار عدالت برجسته‌تر شود و در این دوره، کسانی که دغدغه‌ی مسائل فرهنگی و سیاسی را نداشتند، با گفتمان عدالت وارد عرصه شدند و مورد استقبال مردم قرار گرفتند، به همین دلیل معتقدم که دوم خرداد و سوم تیر یک نوع اعتراض به وضعیت موجود بودند.

وی افزود: در دوره‌ی بعد از جنگ شاهد شکل‌گیری جریان روشنفکری دینی هستیم که این روشنفکری با روشنفکری دینی گذشته که نماد آن شریعتی است و معتقد است که تمام عرصه‌ی جامعه باید به سمت دین حرکت کنند، متفاوت است، بلکه معتقد است باید دین را از عرصه‌ی اجتماع دور کرد. تاثیر این نوع روشنفکری را در حوزه‌ی سیاست در طول این سال‌ها مشاهده کردیم که حلقه‌ی اصلی آنها، حلقه‌ی کیان بود.

شکوهی گفت:‌ این نوع روشنفکری وقتی که خاتمی در دوم خرداد پیروز شد گمان کرد گفتمانش پیروز شده است و بر این تصور بود که مردم از شعارها و آرمان‌های گذشته که مبتنی بر انقلاب و اسلام بود، فاصله گرفته‌اند، پس درصدد برآمد دوم خرداد را مصادره کند؛ در صورتی که می‌دانیم گفتمان خاتمی در چارچوب انقلاب اسلامی بود ولی این جریان روشنفکری به دنبال اندیشه‌ها و آرمان‌هایی بود که متناسب با اندیشه‌های امام نبود و با انقلاب فاصله‌ی زیادی داشت. به گمان من در سوم تیر مردم به این اصلاح‌طلبان برون‌گرا که خارج از چارچوب گفتمان انقلاب فعالیت می‌کردند، واکنش نشان دادند و این واکنش، واکنشی افراطی بود.

وی گفت: من قبلا نوشتم که جامعه ما به جریان راست، یک دولت بدهکار است، ولی در سوم تیر جریان راستی پیروز شد که عکس‌العملی در مقابل آن جریان اصلاح‌طلبی بود.

وی ابراز عقیده کرد: جریان اصلاح‌طلبی برون‌گرا باعث شد که مردم در سوم تیر به سمت جریانی بروند که به نوگرایی دینی اعتقادی ندارد و حتی به نحوی به تحجر دینی گرایش دارد. شعار عدالت مطرح می‌کند، ولی برای تحقق آن برنامه‌ای ندارد و در موقعی که نیازمند تحزب هستیم، افتخار می‌کند که از هیچ حزب و گروهی برآمده نیست و حزب‌گرایی و تحزب را نفی می‌کند. شعار مردم‌گرایی می‌دهد، ولی مشاهده می‌کنیم غیر از عملکرد خود دکتر احمدی‌نژاد، این شعار در عرصه‌ی عمل چندان تحقق پیدا نمی‌کند و یک نوع بازگشت به عقب و واپس‌گرایی رخ می‌دهد که در آن، نخبگان و احزاب نادیده گرفته می‌شوند.

شکوهی در ادامه با بیان این‌که در صف‌بندی‌های جدید سیاسی اعم از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان شاهد تکثر هستیم، گفت: مثلا در جریان‌های دوم خردادی شاهد هستیم که گروه‌هایی در این جریان حضور دارند که ولایت فقیه را نفی می‌کنند و با اندیشه‌های حضرت امام چندان همخوانی ندارند، ولی در همین جریان گروه‌هایی وجود دارند که دغدغه‌ی اندیشه‌های امام را دارند و گفتمانشان را در چارچوب نظام تنظیم می‌کنند، اما این جریان در حال حاضر به علت داشتن رقیب به یک وحدت صوری گرایش پیدا کرده است. خیلی از جریان‌های دوم خردادی هنوز نتوانسته‌اند به تحلیل درستی از سوم تیر دست پیدا کنند و به جای این‌که از سوم تیر درس بگیرند و به گفتمان امام (ره) بازگشت کنند، هر روز فاصله‌ی بیشتری از گفتمان امام (ره) می‌گیرند و معتقدند دیگر اصلاحات از درون امکان‌پذیر نیست.

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی ادامه داد: از سویی دیگر نیز در جریان اصولگرا شاهد کثرت افکار و جریان‌ها هستیم. در این جناح، افراد و گروه‌هایی به نواندیشی دینی اعتقاد دارند و در مقابل نیز افرادی هستند که دارای نگاه‌های متحجرانه‌اند. در این گروه کسانی هستند که برای تحقق عدالت برنامه دارند و در مقابل نیز گروه‌هایی هستند که برای عدالت هیچ برنامه‌ای ندارند.

وی گفت: ما در این جریان نیز مانند جریان اصلاح‌طلب شاهد کثرت هستیم و حتی برخی از جریان‌های اصول‌گرا در مقطع کنونی، خود را مجبور به حمایت از دولت احمدی‌نژاد می‌بینند، چون آن را یک اتفاق بزرگ می‌دانند و از این بابت خوشحال هستند که گفتمان انقلابی بر گفتمان لیبرال چیره شده است.

شکوهی گفت: مثلا در نظر بگیرید آقایان احمدی‌نژاد و قالیباف، هر دو از نظر فکر و اندیشه، اصول‌گرا هستند، اما آنها را نمی‌توان در قالب یک تشکیلات قرار داد.

وی گفت: وحدت بین گروه‌های سیاسی در دو جناح عمده‌ی کشور وحدت سلبی است، نه ایجابی؛ مثلا در همین جریان اصول‌گرا، احزاب برای نفی رقیب با یکدیگر وحدت پیدا کردند و اگر به مرور زمان، رقیب از صحنه‌ی سیاست کنار برود و ضعیف شود، تعارضات درونی‌شان مشخص می‌شود.

شکوهی در مورد ارزیابی‌اش از آینده‌ی جریان‌های سیاسی و اختلافات موجود در آنها ‌گفت: در کشور ما احزاب به آن نحو که در جوامع دموکراتیک وجود دارند، کارکرد ندارند و گروه‌های اصلی مرجع در حوزه‌ی سیاست به شمار نمی‌آیند؛ چرا که در جوامع دموکراتیک، احزاب در جابه‌جایی و انتقال قدرت، نقش اصلی را دارند، ولی در کشور ما چنین نقشی برای احزاب در نظر گرفته نمی‌شود. احزاب در ایران به صورت موسمی و در قالب محافل قدرت فعالیت می‌کنند. گروه‌ها و افرادی بر اساس همکاری در انتخابات یا موقعیت خاص دور هم جمع می‌شوند و با توجه به منابع مالی نامشخص، تبلیغاتی را انجام می‌دهند.

وی با تاکید بر این‌که تحزب در کشور ما نهادینه نشده و به همین دلیل، احزاب دارای تاثیرات محدودی هستند، گفت: مثلا مشاهده می‌کنیم که احزاب ما چندان عقبه‌ی مردمی ندارند و تشکیلاتشان را به صورت فراگیر گسترش نمی‌دهند و در تهران متمرکز هستند.

این نویسنده گفت: احزاب ما حول چهره‌های شاخص و تعیین‌کننده شکل می‌گیرند و این اشخاص هستند که وزن آن‌ها و موفقیتشان در صحنه‌ی جامعه تضمین می‌کنند. اگر در حزبی شخصیت‌های برجسته حضور داشته باشند، آن حزب می‌تواند امیدوار باشد که در صحنه‌ی سیاسی کشور تاثیرگذار است. بعضا ممکن است احزابی در کشور باشند که از نظر ساختاری عمیق‌اند، ولی به علت این‌که دارای چهره‌های شاخص نیستند، در سیاست موفق نمی‌شوند؛ مثلا دو حزب همبستگی و مشارکت را در نظر بگیرید. در حزب مشارکت به دلیل این‌که چهره‌های شاخص حضور دارند، این حزب موفق‌تر است، در حالی که همبستگی نیز حزب بزرگی است. البته سازمان‌دهی تشکیلاتی مشارکت را نیز نباید انکار کرد، می‌توان گفت مشارکت نان ایدئولوژی خود را نمی‌خورد، بلکه نان سازماندهی خود را می‌خورد.

وی در ادامه درباره تاثیر چهره‌های شاخص در ائتلاف درونی جناح‌ها گفت: مثلا اگر خاتمی، هاشمی و کروبی در انتخابات خبرگان حضور داشته باشند، این حضور خود زمینه‌ای را فراهم می‌کند تا تمام احزاب اصلاح‌طلب دور آنها جمع شوند و اختلافاتشان را کنار بگذارند. در جریان اصول‌گرا نیز نقش چهره‌های شخص تا حدود زیادی موثر است.

شکوهی در مورد اختلافات موجود در جریان اصول‌گرا نیز گفت: در این جریان احزاب بر سر مبانی مانند ولایت فقیه و اعتقاد به اندیشه‌های امام (ره) دارای اشتراک هستند و اختلافات آنها از جنس اختلافات ماهیتی و اندیشه‌یی نیست، ولی در درون جبهه‌ی اصلاحات، اختلافات ریشه‌یی است. در این جریان احزابی را مشاهده می‌کنیم که هم اصلاح‌طلب هستند و هم انقلابی، ولی جریان‌های دیگری نیز هستند که به انقلاب اعتقاد ندارند و به قول سعید حجاریان این جبهه، بین‌العباسین است و از عباس امیرانتظام تا عباس سلیمی‌نمین را در خود جای می‌دهد، نوع وحدتی که در حال حاضر در جریان اصلاح‌طلب مشاهده می‌کنیم وحدت ایجابی نیست، بلکه وحدت سلبی است، آنها دارای تفاهمات اصولی و مبنایی نیستند؛ هرچند در حال حاضر جریان اصلاح‌طلب به دنبال این است که اختلافات درونی خود را کاهش دهد.

شکوهی معتقد است احزابی مانند حزب مشارکت و سازمان مجاهدین در جریان شکست‌های انتخاباتی خود به سمت جلو فرار کردند و به جای این‌که از این انتخابات درس بیاموزند و به آرمان‌های اصیل امام برگردند تا مورد قبول مردم و نیروهای ارزشی قرار گیرند، با گذشت زمان از این اندیشه‌ها دورتر شدند و مثلا گفتند ما حکم حکومتی را قبول نداریم یا ائتلاف ما با کروبی شدنی نیست، اما با نهضت آزادی و ملی‌مذهبی‌ها می‌توانیم همکاری کنیم و بحث جبهه‌ی دموکراسی‌خواهی را مطرح کردند.

وی گفت: من امیدوارم جریان اصلاح‌طلب از انتخابات سوم تیر حداقل این درس را بگیرد که دیگر به این میزان از انقلاب و اندیشه‌های امام(ره) فاصله نگیرد و متوجه شود که شاکله‌ی اصلی این کشور مذهبی است و در صورتی می‌تواند در صحنه‌ی سیاسی کشور هم‌چنان حضور داشته باشد که به این شاکله توجه کند.

به گزارش خبرنگار ایسنا، شکوهی در بخش دیگری از سخنانش به ارزیابی از عملکرد یک ساله‌ی دولت نهم پرداخت و گفت: در جریان سوم تیر شاهد بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامی بودیم، این اتفاق مبارک و خوبی است که بار دیگر شعار عدالت‌محوری را که در مقطعی به فراموشی سپرده شده بود، احیا و به یک مفهوم فراگیر تبدیل کرد، هم‌چنین مردم‌گرایی رییس‌جمهور را نیز می‌توان جزو نکات مثبت این حادثه دانست.

وی گفت: البته دولت نهم در طول این یک سال، دارای آفت‌هایی نیز بوده است. این دولت به طور مکرر احزاب را نفی می‌کند و مدعی می‌شود که از طریق راهکارهای غیرحزبی به قدرت رسیده و کاری به احزاب ندارد؛ در صورتی که این امری اشتباه است.

 

شکوهی ابراز عقیده کرد:‌ هم‌چنین در این دولت به نوعی شاهد نخبه‌ستیزی هستیم و نخبگان در حال به انزوا رفتنند، حتی در مجلس هفتم نیز کسانی که به عنوان نخبگان مستقل شناخته می‌شوند، از سوی دولت به عنوان افرادی رقیب و مزاحم شناخته می‌شوند.

این تحلیل‌گر گفت: دولتی که طرفدار نقد باشد باید هزینه‌های نقد را بپردازد که گویی دولت نهم نمی‌خواهد این کار را انجام دهد.

شکوهی افزود: چتر حمایتی دولت به طور کامل باز نشده و دولت همه‌ی نیروهای اصول‌گرا را در زیر چتر خود قرار نداده است، چنان‌که بسیاری از احزاب و گروه‌هایی که در جریان انتخابات از رییس‌جمهور حمایت کردند، در حال حاضر در قدرت حضور ندارند و دور شده‌اند، این دولت هنوز نتوانسته است افرادی را که در چارچوب نظام هستند، جذب کند؛ چه برسد به افرادی که خارج از چارچوب نظام فعالیت می‌کنند.

وی ابراز عقیده کرد: این دولت بعضا برای خود چهره‌ی مقدسی قائل شده و ما بعضا از سوی حامیان ایشان حرکت‌ها و سخنانی را مشاهده می‌کنیم و می‌شنویم که شایسته نیست و حمل بر عوام‌فریبی می‌شود، ما این تقدس‌زایی را در قالب‌های مختلف مشاهده می‌کنیم.

شکوهی هم‌چنین افزود: در این دولت از قدرت فکر و تجربه‌ی مدیران گذشته چندان استفاده نشده و این زمینه فراهم نشده که این تجربیات ارزشمند در اختیار مدیران جوان قرار گیرد و چندان به تشکیل اتاق فکر توجه نمی‌شود که این خود به مرور زمان دولت نهم را دچار مشکلاتی می‌کند.

وی ادامه داد: دولت نهم به شعار عدالت توجه کرده ولی گویی آزادی‌های سیاسی و فرهنگی را به فراموشی سپرده که این امر خود یک آفت بزرگ است و ممکن است در طول سالیان آینده باعث شود که مردم از مفهوم عدالت و عدالت‌طلبی به دلیل نبود آزادی‌های سیاسی و فرهنگی دور شوند و بار دیگر به سمت برخی امور یعنی آزادی و توسعه‌ی سیاسی گرایش پیدا کنند.

وی در پایان گفت: مثلا در حال حاضر از حوزه‌ی وزارت ارشاد در باب مساله‌ی آزادی بوی خوبی استشمام نمی‌شود و شاهد یک نوع ممیزی سخت‌گیرانه و غیرمنطقی هستیم و گویی آزادی بیان و فکر و اندیشه کم‌رنگ‌تر شده است.

مجید فراهانی: بعد از گذشت یک سال فعالیت، حاکمیت یکدست در حال امتحان پس دادن است

یک عضو جبهه‌ی مشارکت ایران اسلامی نیز گفت: در انتخابات خبرگان جریان‌های سیاسی به سمت ائتلاف پیش خواهند رفت و اصلاح‌طلبان درصدد هستند تا با برنامه‌ریزی دقیق از تکرار مسایل گذشته جلوگیری کنند.

به گزارش ایسنا مجید فراهانی با بیان این‌که «انقلاب اسلامی و جمهور‌ی اسلامی در واکنش به تحقیری که سال‌ها بر کشورمان اعمال شده بود، به وجود آمد» اظهار داشت: این انقلاب با توجه به آرمان‌های عدالت‌خواهی، آزادی، هویت و حاکمیت، و رای مردم به منصه ظهور رسید، استبداد و حکومت شاهان از بین رفت و مردم به این نتیجه رسیدند که باید نظام نویی را پایه‌ریزی کنند که در آن علاوه بر در نظر گرفتن اراده مردم، مطالبات آن‌ها پی‌گیری شود.

وی خاطرنشان کرد: از این رو انتخابات مجلس، ریاست جمهوری، شورا‌ها و خبرگان پایه‌ریزی شد، زیرا از نظر معمار انقلاب باید تمام امور توسط مردم پیاده شود و مسوولان دولت‌های مختلف باید در خدمت آرمان‌ها و مطالبات مردم باشند و پس از گذشت زمان باید نسبت به آن فعالیت‌ها و افراد قضاوت کرد که هر کسی چه میزان کار کرده است، بنابراین باید بر اساس شاخص‌ها و شرایط مختلف نظر داد و بر اساس آن آرمان‌ها سنجید که هر دولتی چه میزان توفیق یافته و چه اشتباهاتی داشته است.

وی گفت: بنابراین دفاع از منافع ملی مردم، حقوق اساسی مردم، دفاع از عدالت اجتماعی و حاکمیت رای مردم مولفه‌های سنجش دولت‌ها هستند و بر اساس آن‌ها می‌توان نمایندگان مسوولان و دولت‌ها را ارزیابی کرد.

وی اظهار داشت: دولت فعلی که سال گذشته بر سر کار آمد، تقریبا آرائی برابر با آقای کروبی داشت و با اختلاف فاصله کمی جلو افتاد و به اعتقاد برخی علت این جلو افتادن نیز داشتن حزب غیر رسمی شبه نظامی بود. این انتخابات قطعا قابل مقایسه با شور و نشاط انتخابات دوم خرداد و سال ۸۰ نبود.

فراهانی ادامه داد: اکنون یک سال گذشته و از کارهای دولت می‌توان جهت‌گیری او را در عرصه‌های مختلف سیاست خارجی، اقتصادی، دفاع از حقوق اساسی مردم، آراء اجتماعی که انقلاب اسلامی به دنبال آن بود را تشخیص داد و با توجه به شرایطی که سه سال از عمرش باقی مانده آن جهت‌گیری‌ها را مورد نقد قرار داد تا اگر خسارتی وارد می‌شود، کمتر باشد.

این عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی با بیان این که حاکمیت یکدست شده است گفت: در حال حاضر مجلس، دولت و قوه قضاییه همه یکدست حرکت و مسایل را دنبال می‌کنند که به نظر من جای نقد دارد.

وی در تحلیل جریان‌های سیاسی اظهار داشت: یک سری مسایل موجب صف‌بندی‌های سیاسی شد، از جمله ارتباط جمهوریت و اسلامیت و مسایلی که در ارتباط با این دو به وجود آمده است. دیدگاه‌ها در مقدمه این موضوعات با هم مشترک هستند، یعنی برای اداره حکومت و نهاد حاکمیت تعریف‌های مشابه دارند.

وی با اشاره به دیدگاه حضرت امام(ره) مبنی بر آزادی ارائه‌ی نظر همه گروه‌های سیاسی در جامعه گفت: علی‌رغم این می‌بینیم که تا چه میزان با آن زمان فاصله داریم، از فعالیت‌های احزاب جلوگیری می‌شود و حتی اجازه انتشار روزنامه مشارکت را که حق آن است را نمی‌دهند. با تجمعات سیاسی هم برخلاف همه‌ی کشورها، برخورد می‌شود.

وی با یادآوری این که «حقوق و آرا مشروع مردم در قانون اساسی به عنوان حق مسلم آن‌ها مطرح شده است» ادامه داد: مانند انرژی هسته‌یی که حق مسلم مردم کشور است و جزء حقوق محسوب می‌شود، حاکمیت باید دفاع از آزادی‌ها را حق مسلم مردم بداند و آن را تامین کند.

فراهانی گفت: بعد از گذشت یکسال فعالیت، حاکمیت یکدست در حال امتحان پس دادن است، البته کشور ما در شرایطی است که خطا کردن و از دست دادن فرصت‌ها منافع ملی را از بین می‌برد. در دراز مدت باید مجددا این منافع را به دست آوریم که این هزینه‌های سنگینی را بر ملت تحمیل می‌کند.

وی با اشاره به شعار عدالت محوری دولت جدید نیز گفت: خاتمی با نفت بشکه‌ا‌ی ۲۰ دلار وارد عرصه شد و با ذخایر ارزی بالای ۱۰ میلیارد دلار دولت را واگذار کرداین در حالی است که احمدی‌نژاد با نفت بالای ۷۰ دلار آمد اما در عرض یکسال دیگر چیزی از ذخیره ارزی باقی نمانده و دولت برای آن‌که شعار عدالت محوری خود را عملی کند، اقدام به تزریق نقدینگی و دادن وام‌های گسترده به مردم کرده است. به طوری که مجلس در گزارش اخیرا اعلام کرد که حساب ذخیره ارزی خالی است و تا مدتی هم به دلیل وعده‌هایی که داده شد اگر پولی به این حساب بیاید باید به اعتبارات داده شود. این در حالی است که هنوز هیچ تحولی در مسایل اقتصادی مردم نمی‌بینیم و تازه جامعه دچار تورم و افزایش نقدینگی شده است.

وی با بیان این‌که ایران پس از پیروزی انقلاب به عنوان گل سر سبد کشور‌های آسیاسی بود، گفت: ایران در عرصه‌های مختلف تلاش خوبی داشت و خوب خود را نشان داد. در آن زمان کشور‌هایی مثل مالزی، کره، اندونزی، جزء کشور‌های عقب افتاده بودند، اما آن‌ها در سال‌های بعد خود را تغییر دادند. البته ما هشت سال جنگ تحمیلی داشتیم اما به هر حال عقب افتادیم و کشور‌های زیادی از این فرصت‌ها استفاده کردند و از ما فاصله زیادی گرفتند.

وی گفت: کشور ما از نظر منابع نفت و گاز در جهان مهم است، اما در وسایل مدیریتی و به خاطر مسایل سیاسی غلط گذشته نتوانستیم به خوبی از آن استفاده کنیم و باید پاسخگوی نسل آینده کشور باشیم.

وی با تاکید بر این‌که حاکمیت فلسفه جدی برای ارتقاء اقتصاد کشور دارند، گفت: دفاع از منافع مردم و ملی از وظایف دولت‌هاست و کشور ما هیچ چیزی از کشور‌های دیگر برای بهبود وضعیت معیشتی مردم کم ندارد، اگر فقری موجب فحشاء می‌شود، این وظیفه حاکمیت است که آن فقر را برطرف کرد.

فراهانی یکی از دلایل ایجاد سوم تیر و انتخاب احمدی‌نژاد را عدم انسجام اصلاح‌طلبان عنوان کرد و اظهار داشت: احمدی‌نژاد در دور دوم کاندیدای جناح راست بود، همچنین اصلاح‌طلبان مستقیم وارد عرصه شدند و یک حرکت غیربرنامه‌ریزی شده به وجود آمد. شعار‌های عوام پسندی مانند همان ۵۰ هزار تومان مطرح شد که مردم به سمت این شعار‌ها رفتند. هیچ برنامه‌ای برای چشم‌انداز اقتصادی، سیاسی، اجتماعی برای آن‌که فاصله کشور ما را با سایر کشور‌ها کم کند، وجود ندارد.

مسعود ده‌نمکی: سوم تیر را می‌توان مصداق خارج شدن از بستر دو جریان چپ و راست دانست

مدیرمسوول هفته‌نامه‌ی صبح دوکوهه هم با بیان این که آرایش سیاسی جریان‌های سیاسی و احزاب تابع باد است، گفت: «باد» برای این دو جریان، همان منافع مادی و سیاسی است و به همین دلیل ائتلاف‌ها در انتخابات‌ها غیرقابل پیش‌بینی است؛ به گونه‌ای که از منتهی الیه اصولگرایان تا اصلاح‌طلبان که بر یکدیگر برچسب می‌زنند، ممکن است در یک انتخابات کنار هم قرار ‌گیرند.

به گزارش ایسنا مسعود ده‌نمکی با اشاره به انتخابات دوم خرداد ۷۶ یادآور شد: به عنوان مثال در این انتخابات دیدیم که از مجمع روحانیون مبارز گرفته تا دیگر افرادی که کارگزاران را آمریکایی محض می‌دانستند برای رسیدن به مصداق مورد نظر خود با هم ائتلاف کردند. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز نیروهای سنتی هر دو جریان برای رسیدن به هدف، علی‌رغم اختلافات زیادی که داشتند و تا مرز دشمنی پیش رفته بودند، اما به دلیل این‌که مرز این دشمنی بحث کسب قدرت بود و نه مبانی ایدئولوژیکی کنار گذاشته شد.

وی معتقد است: حتی طرح مبانی ایدئولوژیکی نیز در این‌گونه اختلافات جنبه‌ی ابزاری دارد و نتیجه‌ی استفاده‌ی ابزاری از مباحث ایدئولوژیک در جنگ قدرت چیزی است که ما سال‌ها شاهد آنارشیسم سیاسی بودیم که بابت سرخوردگی‌هایی است که در دانشگاه‌ها می‌بینیم.

وی درباره‌ی سوم تیر گفت: امروز عده‌ای روی کار آمده‌اند؛ برخی دولت جدید را یک حادثه و یا اتفاق می‌دانند در حالی که سوم تیر محصول و زاییده‌ی سال‌ها کار و زحمت است. اگر نتیجه انتخابات دوم خرداد را نوعی اعتراض می‌دانیم، سوم تیر هم در این روند رو به تکامل اعتراض قرار دارد. در واقع سوم تیر یک پیام اعتراض به وضع موجود بود که برای آن، سال‌ها بسترسازی و هزینه پرداخت شده بود.

وی با بیان این‌که بحث مفاسد اقتصادی اجتماعی، رانت‌خواری و مباحث آقازاده‌ها که از سوی برخی بیان می‌شد، هزینه‌های زیادی را به همراه داشت، گفت: چه بسا دوستانی که به دلیل مبارزات و درج این‌گونه مطالبات در روزنامه‌های خود توبیخ و افرادی مثل مهدی نصیری به دادگاه کشیده شدند.

ده‌نمکی سوم تیر را سرفصل گذار از نسل اولی‌ها به نسل دومی‌ها تعبیر کرد و گفت: سوم تیر را می‌توان مصداق خارج شدن از بستر دو جریان چپ و راست دانست؛ زیرا نسل اولی‌ها حتی اگر خودشان به میدان نیامدند ولی از افردی که نسل دومی و ذی نفوذ آن‌ها بود، حمایت کردند و البته آن کاندیداها هم رای نیاوردند.

وی گفت: خواص در این انتخابات نتوانستند مطالبات مردم را بشناسند، اما احمدی‌نژاد توانست این بستر را درک کرده و رفتار و مدیریتی را که مردم می‌پسندند را در پیش گرفت و دیدید که با اقبال عمومی مواجه شد. اما این‌که این مصداق‌ آیا مطلوب نظر دیگر همه جریانات عدالت‌خواه است یا نه بحث دیگری است.

مدیرمسوول هفته‌نامه‌ی صبح دوکوهه با بیان این‌که جریان عدالت‌خواه و عدالت‌محور که ارزش‌های انقلاب را خارج از جناح‌های سیاسی طرح کرده و هیچ پناهگاهی برای زیست در میان دو جناح نداشت شکل گرفت، گفت: در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری هیچ‌ جریان سیاسی روی خوشی به این جریان سوم نشان نداد ولی این جریان به یاری خداوند و مردم توانست در طرح مطالبات خود خواص را کنار بزند و پیروز سوم تیر شود. اما متاسفانه چون ساختارسازی برای اداره دولت توسط این جریان نشده بود و بیشتر محصول عمل فردی بود، پس از انتخابات، جریانات سیاسی خاص بر نتیجه‌ی آن چنبره انداختند و این جریان سوم هم در آغوش جریانات سیاسی افتاد تا بحث گفتمان عدالت‌خواهی لوث شود.

وی گفت: اگر بتوانیم یک فاکتور مشخص در تقسیم‌بندی بین جریان‌های سیاسی نیروهای خودی و غیرخودی ارایه دهیم می‌بینیم که در بین نیروهای خودی هم چندین جریان حضور دارند. در همان اوایل پیروزی انقلاب دو جبهه نیروهای پیرو خط امام و لیبرال‌ها که رفته رفته جزو نیروهای غیرخودی محسوب می‌شد به وجود آمد. پس از آن مقطع نیروهای خودی نیز از رادیکال‌ها تا محافظه‌کاران از سال ۶۴ به بعد آرایش از یک جبهه بودن به سمت ایجاد دو جریان چپ و راست مرسوم غلتیدند که تا سال ۷۴ این مرزبندی را با آن مولفه‌ها می‌شناسیم، وجود داشت.

ده‌نمکی ادامه داد: در آن سال‌ها مجلس پنجم کارگزاران از دل جریانات راست بیرون می‌آید با تفکر اقتصادی با جریان‌های فرهنگی چپ و لیبرال مخلوط شده و جریان اصلاح‌طلب به وجود می‌آید و در این سو رفته رفته نیروهای دیگر نیز بسیار به هم نزدیک می‌شوند. اما گفتمان غالب هر دو جبهه مظاهری روشنفکری دارد، به گونه‌ای که در روزنامه‌های بعد از دوم خرداد می‌بینیم که شعارهای اصلاح‌طلبان با اغلب اصولگرایان شبیه می‌شود و در انتخابات بعد از آن آن‌قدر شعارها به شعارهای اصلاح‌طلبان نزدیک می‌شود که همه ژست‌های خاتمی را می‌گیرند و من می‌گفتم که در انتخابات ۸۰ ده کاندیدای شبیه خاتمی داشتیم و باید به یک خاتمی را می‌دادیم.

وی گفت: این روند در انتخابات سوم تیر نیز ادامه یافت و احزاب سیاسی و خواص ما که نیاز جامعه را نمی‌شناختند همه پز اصلاح‌طلبی به خود گرفتند، اما احمدی‌نژاد شعارهای انقلاب را مطرح و زنده کرد.

وی افزود: حرکت مردم در سوم تیر نشان داد که جریانات سیاسی عقب‌تر از مردم حرکت می‌کنند. یعنی این مردم هستند که احزاب را هدایت می‌کنند تا احزاب آن‌ها را. در دوم خرداد نیز عده‌ای محصول آن را به اسم خود مصادره ‌کردند و در ابتدا تصور نمی‌کردند چنین اتفاقی بیافتد اما وقتی با یک پیروزی مواجه شدند مشخص شد که مردم جلوتر از نخبگان حرکت می‌کردند.

وی با اشاره به طرح شعار فتح سنگر به سنگر و با بیان این که این شعار متعلق به اصلاح طلبان بود، گفت: اصلاح‌طلبان که در دوم خرداد اولین پیروزی را کسب کردند، برای اداره‌ی کشور برنامه‌ای نداشتند و بعد که در مجلس و شوراها نیز پیروز شدند، در واقع با یک رشد بادکنکی مواجه شدند که رفته رفته بزرگ و در نهایت متلاشی شد.

ده‌نمکی ابراز داشت: اینک یکسال پس از سوم تیر باید منتظر شکل‌گیری جبهه‌بندی‌های جدیدی باشیم که در راستای منافع جریانات سیاسی موجود به وجود می‌آید که این نوع همگرایی‌ها در راستای دست یافتن به کانون‌های قدرت است.

وی با بیان این‌که در کشورهای دیگر در دوران گذار از یک نسل به نسل دیگر یک پروسه عاقلانه‌ای طی می‌شود، گفت: متاسفانه این دوران گذار بر نیروهای سنتی جامعه‌ی سیاسی تحمیل شد؛ زیرا نیروهای چپ و راست ظرفیت قبول نوآوری و تکثر را نداشتند به همین جهت یک نوع همگرایی بین نیروهای سنتی چپ و راست و کسانی که بازنده‌ی رقابت انتخابات سوم تیر بودند در حال شکل‌گیری است که شعارهای آن‌ها نیز بسیار به یکدیگر نزدیک است و این یک زنگ خطر برای دولت محسوب می‌شود.

ده‌نمکی افزود: البته طرح این بحث‌ها به معنای آن نیست که دولت قابل نقد نیست اما این همگرایی و ملاقات‌ها نشان می‌دهد که صف‌بندی‌ها در حال تغییر است و جریان عدالت‌خواهی و اصولگرایی در آستانه تهاجم قرار دارد. خطراتی که بسیاری از آن‌ها خودساخته است و به سمتی می‌رود که دولت نهم را ناکارآمد معرفی کند.

وی تاکید کرد: سوم تیر محصول مبارزات جریانات عدالت‌محور بود. اصولگرایی به معنای امروزی متاسفانه بلد نبود چگونه از این پیروزی استفاده کند. دولت خاتمی توانست از پشتیبانی روانی ۲۰ میلیون رای خود استفاده کند و تمام کابینه‌ی خود را به مجلس پنجم ارائه دهد و تا سه سال دوره اول جریان اصولگرا را در شوک نگهدارد. اما دولت جدید نتوانست از عقبه مردمی سوم تیر و حامیان خود استفاده کند، بنابراین در دامن جریان سنتی غلطید و به جای آن‌که یک الگو و ساختار عدالت‌محور را به کار گمارد عملا به آن‌ها پیوست.

وی ادامه داد: دولتی باید پاسخگوی شعارهایی باشد که مجریان آن اغلب همان افراد دولت‌های قبل هستند؛ زیرا دولت در بدنه اجرایی کمتر تغییر داده است.

وی با طرح این سوال که چرا کاندیداهای ویترینی اصولگرایان رای نیاوردند؟ گفت: این مساله قابل بررسی است. البته جریان عدالت‌محور هم نقاط ضعف فراوانی دارد. جریانی که اندیشه‌ها و طرح‌های خود را نمی‌تواند تئوریزه کند بحث هلوکاست و غیره را مطرح می‌کند و مورد هجمه قرار می‌گیرد و مجبور به عقب‌نشینی می‌شود در حالی که ما باید بپذیریم که دولت جدید جریان نویی است که شعارهای خاص داده و برای عملیاتی کردن آن نیاز به قدرت دارد در حالی که یک جبهه از منتهی‌الیه اصولگرایی تا اصلاح‌طلبی در مقابل آن قرار گرفته است و من این مساله را به عنوان یک زنگ خطر به دولت اعلام می‌کنم.

مدیرمسوول هفته‌نامه‌ی صبح دوکوهه با بیان این‌که هر دو جریان سیاسی کشور از این انتخابات درس گرفته و تعدادی هم در حال آنالیز نتایج آن هستند، گفت: مسلما شرایط آینده‌ی کشور ما به سمتی خواهد رفت که دیگر جریانات سنتی موجود اجازه‌ی بروز حادثه ندهند. البته می‌گویند کشوری دارای انرژی و تکنولوژی هسته‌یی می‌شود نمی‌تواند سکان سیاست و اداره کشور خود را به دست قضا و قدر بسپارد.

وی افزود: امروز جریانی که به اسم عدالت‌خواهی و آرمان‌ها و اصول انقلاب بر سر قدرت رسیده در معرض امتحان قرار دارد و اگر نتواند پیروز بیرون بیاید باید در نوع رفتار سیاسی خود دست به یک بازنگری بزنیم.

وی تصریح کرد: شرایط امروز اصولگرایان شبیه جریان اصلاح‌طلبان است که در انتخابات شورا‌های قبل به دنبال وزن‌کشی بودند تا ببینند چه گروهی وزن و قدرت بیشتری دارد که اگر این روند ادامه پیدا کند موجب فروپاشی آن‌ها می‌شود و نتیجه امروز اصلاح‌طلبان را برای آن‌ها یه بار خواهد داشت.

ده‌نمکی اظهار داشت: جریان اصلاح‌طلب و تئوریسین‌های آن، این موقعیت را فهمیده‌اند و منتظرند تا اختلاف بین نیروهای اصولگرا موجب فروپاشی آن‌ها شود، نه این‌که خودشان وارد عرصه شوند. شیطنت و اختلاف‌افکنی در بین نیروهای اصولگرا و بعضا استفاده از نیروهای اصولگرا برای تخریب یکدیگر در دستور کار این جریان قرار دارد و این موارد تاکتیک‌های رقابتی است که سال‌ها هر دو جریان علیه یکدیگر استفاده کرده‌اند.

وی افزود: انتخابات خبرگان و شورا دوباره همه‌ی جریانات را به سمت بازگشت به همین نقطه اول یعنی جبهه‌ای عمل کردن خواهد برد. یعنی شاهد یک ائتلاف یا همگرایی بین نیروهای اصولگرا و بین نیروهای اصلاح‌طلب خواهیم بود و اگر خلاف آن پیش برود باید منتظر بر هم خوردن وضع موجود باشیم. یعنی کفه نیروهای اصولگرا دچار افت بشود و اگر انتخابات شوراها به نفع جریان اصلاح‌طلب بشود باید منتظر آن بود در انتخابات آینده منتظر اتفاقات جدیدی باشیم.

ده‌نمکی خاطرنشان کرد: دوقطبی کردن قضای بین نیروهای موجود از آن حرف‌هایی است که تاریخ مصرفش گذشته است. همه جریانات سیاسی موجود اگر پذیرفته‌اند که در چارچوب قوانین و قانون اساسی فعالیت کنند قانون اساسی این حدود را مشخص کرده است. بنابراین برخی می‌خواهند از این سبک نخ‌نما استفاده کنند تا نتیجه‌ی انتخاباتی کسب کنند.

مدیرمسوول هفته‌نامه‌ی دوکوهه درباره‌ی سیاست خارجی کشور گفت: کشور ما از موضع انفعال خارج شده و توپ را به زمین دشمن انداخته است و مانند دهه‌ی اول انقلاب در کانون توجه جهانیان قرار دارد و تعیین‌کننده بسیاری از معادلات سیاسی است.

وی با بیان این‌که تغییرات اقتصادی را نباید فقط در سر سفره‌های مردم جست و جو کرد، افزود: یکی از وظایف دولت، بحث مبارزه با تبعیض است که در این دولت تیغ مبارزه تبعیض بلند شده و بسیاری از مدیران قبلی که در حال حاضر ناراحت هستند به دلیل آن است که امتیازات ویژه قبل در اختیارشان نیست. مبارزه با فقر در کنار مبارزه با تبعیض قرار دارد. مردم اگر تحمل فقر را داشته باشند تحمل تبعیض را ندارند.

وی ابراز عقیده کرد: در عرصه‌ی سیاست داخلی نیز در کشور ما فضای نقد همیشه دچار چالش بوده است. در مقطعی که می‌گفتند مخالف فلانی دشمن پیغمبر است و برخی می‌گفتند مخالف فلانی دشمن ۲۰ میلیون رای مردم است. خوب این چه سلوک سیاسی است که مسوولین نقد خود را مخالف با خدا و مردم بدانند. اما امروز دولتی که داعیه عدالت را دارد بر اساس همان شعارها و باورهای انقلابی باید هزینه بدهد تا نقد شود و این جزو آرمان‌های جریان عدالت‌محور است، البته چون هنوز در سال اول قرار دارد دوران تثبیت شعارها و عملیاتی شدن را می‌گذراند. دولت اگر می‌خواهد به نتیجه برسد باید دست به پالایش بزند و افراد و نیروهایی که این شعارها را باور ندارند را تغییر دهد.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر