نسخه چاپی نسخه چاپی

انتخاب شهردار ، سیاسی یا…؟

اشاره: نوشته زیر در نقد دخالتهای دولت در انتخاب شهردار تهران نوشته شد. هدف ما این بود که ثبات مدیریتی شهر تهران، حفظ شود و دولت نتواند قالیباف را از شهردار تهران بودن، محروم کند.

شوراهای شهر پس از آغاز به کار، دو ماموریت اصلی دارند: اول انتخاب هیات رئیسه شورا و دیگری برگزیدن شهردار. گام اول در کلانشهری مثل تهران برداشته شد و گام دوم در دست بررسی است. از آنجا که تصمیم‌گیری در این باره از حساسیت بالایی برخوردار است و نگرانی‌هایی را نیز به همراه دارد، انتخاب شهردار تهران را به عنوان نمونه برجسته و فرهنگ‌ساز در رفتار شوراهای شهر، مورد توجه قرار می‌دهیم و نکاتی چند را متذکر می‌شویم:

۱-‌ شهر تهران، خود یک کشور است و مسائل و مشکلاتی در حد یک کشور دارد. حل مسائل این کلانشهر، بر حل مشکلات شهرهای دیگر موثر است و حل ناشدگی مسائل آن نیز بر دشواری و پیچیدگی مسائل دیگر شهرها  می‌افزاید. عملکرد شورای شهر و شهرداری تهران نیز بر فرهنگ تعامل نهادهای شهری سراسر کشور تاثیر دارد. از این رو می‌توان توفیق شوراهای شهر هر دوره را در کارکردها و مواضع شورای شهر تهران جستجو کرد. این جایگاه، اهمیت برخوردهای سنجیده اعضای شورای شهر تهران در اتخاذ تصمیمات مهم از جمله در گزینش شهردار را مورد تاکید قرار می‌دهد و انتظارات عمومی از اعضای شورای شهر را مضاعف می‌سازد.

۲-‌ رویکرد صرفا سیاسی در گزینش شهردار، تجربه موفقی را نشان نمی‌دهد. بررسی عملکرد دو دوره شوراها  نشان می‌دهد که هر گاه تعامل اعضای شورا براساس ملاکهای صرف سیاسی بوده، کامیابی نصیب نشده است. رعایت ملاکهایی چون تخصص، مدیریت، مردمداری، سابقه، قدرت تعامل و مواردی از این دست، شوراها را در گزینش شهرداران کارآمد، موفق می‌سازد و از حجم تنش‌های سیاسی احتمالی می‌کاهد. مهم نیست که فرد منتخب، کاملا با سلایق سیاسی ما منطبق باشد یا نباشد؛ آنچه اهمیت دارد، همان شاخص‌هایی است که برشمردیم و در کلام رهبر معظم انقلاب هم بر آنها تاکید شده بود.

۳-‌ عمر کم خدمت شهرداران گذشته، ما را با پدیده‌ای مواجه می‌سازد که نتیجه آن، بی‌ثباتی و تغییرات گسترده مدیریتی است. شورای دوم در قیاس با شورای شهر اول تهران، از جمله به این دلیل موفق‌تر بود که ثبات مدیریتی را بیش از گذشتگان حفظ کرد و امکان برنامه‌ریزی و مداومت در پیگیری امور را میسر ساخت. این امر آنقدر اهمیت دارد که می‌توان آن را یکی از نشانه‌های موفقیت یک مجموعه تلقی کرد. بر همین اساس است که برخی از مجموعه‌های سیاسی در انتخابات اخیر شورای شهر تهران، یکی از اهداف خود را حفظ ثبات مدیریتی کنونی دانستند و تغییرات احتمالی را در حد محدود و در مواردی معدود، ضروری قلمداد کردند. اینک این خواسته باید پیگیری شود تا فرصت موجود، در حاشیه تغییرات مدیران و کشمکش‌های ناشی از آن -‌ که امری بسیار محتمل است -‌ از دست نرود.

۴-‌ برخی نشانه‌ها و قرائن، بیانگر رویکردی در برخی دولتمردان است که تغییر شهردار تهران را مطلوب می‌داند. این رویکرد به نوعی ریشه در رقابت‌های سیاسی انتخابات ریاست‌جمهوری داشته و متاسفانه هنوز هم ادامه دارد، همان‌گونه که با گزینش شهردار کنونی در شورای شهر دوم هم موافق نبود. واقعیت این است که این امر در تنظیم رابطه دولت و شهرداری تهران در سالهای گذشته موثر بود، به گونه‌ای که برخی از همکاری‌های لازم و ضروری با شهرداری آن‌گونه که انتظار می‌رفت، صورت نگرفت. امروز نیز شائبه دخالت برخی دولتمردان در گزینش شهردار تهران وجود دارد. طبعا این اعضای شورای شهر هستند که با نشان دادن استقلال و تصمیم‌گیری از روی ملاکها و شاخصه‌ها، این شائبه را کمرنگ خواهند کرد و رویکرد سیاسی را در گزینش شهردار، اصل نخواهند دانست.

۵-‌ با ترکیب موجود شورای شهر و گرایش سه‌گانه‌ای که در آن وجود دارد، حفظ ثبات مدیریتی در شهرداری تهران، ضرورت بیشتری پیدا می‌کند. واقعیت این است که این مجموعه اگر بر سر مدیران کنونی به تفاهم نرسند، طبعا بر سر افراد دیگری که جسته و گریخته نامشان مطرح می‌شود، به تفاهم نخواهند رسید. عاقلانه نیست که وضعیت مدیریتی شهرداری تهران را به خاطر اختلاف سیاسی یا سلیقه‌ای موجود، دستخوش هیجانات دائمی و بی‌ثباتی کنیم.

۶-‌ آنچه از دولت انتظار می‌رود، علاوه بر مداخله نکردن در انتخابات شهردار تهران، گشودن باب همکاری همه‌جانبه با شهردار منتخب شورای شهر است. کمترین این همکاری‌ها، پرداخت  بموقع بودجه مربوط به تبصره ۱۳ و دعوت از شهردار تهران برای شرکت در جلسات هیات دولت است، انتظاری که رئیس‌جمهوری محترم در دوره مسوولیتش در شهرداری تهران، از دولت وقت داشت.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر