نسخه چاپی نسخه چاپی

نامه سرگشاده به شورای نگهبان درباره ابطال انتخابات

اشاره: در تاریخ ۲۶ خردادماه ۸۸ این نامه سرگشاده در باره ابطال انتخابات ریاست جمهوری، خطاب به شورای نگهبان نوشته و برای آن نهاد و نیز برخی از دوستان و مسئولان سیاسی کشور ارسال شد. اینک مباحث مربوط به آن انتخابات، در روندی کاملا متفاوت و البته تلخ به پیش رفته و این نامه ممکن است برای حل مسائل جاری کشور، هیچ محتوای قابل توجهی را شامل نشود اما صرفا به قصد انتشار یک سند سیاسی مرتبط با خودم، تصمیم گرفتم که در وبگاه «نقد زمانه» به نشر گسترده‌تر این نامه مبادرت کنم.

بسم الله الرحمن الرحیم

فقها و حقوقدانان محترم شورای نگهبان

باسلام و آرزوی توفیق

این دومین نامه‌ای است که اینجانب به صورت سرگشاده خدمت آن عزیزان می‌نویسم. نامه اول درباره تایید صلاحیت نامزدهای با سابقه نظامی بود که حدود چهارسال قبل منتشر شد و البته مورد توجه عزیزان قرار نگرفت و پاسخ قانع کننده‌ای نیز دریافت نکردم. اینک این نامه را درباره انتخابات دهم ریاست جمهوری و ضرورت ابطال نتیجه آن می‌نگارم و امیدوارم به دور از ملاحظات سیاسی، مورد توجه آن شورا قرار گیرد.

مقدمه

انتخابات ریاست جمهوری اخیر می‌توانست کام مردم ما را شیرین کند اما چنین نشد به گونه‌ای که تلخی رخدادهای این انتخابات کاملا حس می‌شود و اگر از همین امروز برای رفع این تلخی فکری نشود و مصلحت‌اندیشی بزرگان را شاهد نباشیم، پیامدهای آن می‌تواند یک فاجعه ملی را به همراه آورد.

اینک مهندس میرحسین موسوی و کروبی و رضایی به نتایج این انتخابات معترض هستند و از جمله موسوی در نامه به شورای نگهبان، خواستار ابطال آن شده است. مقام معظم رهبری نیز به شورای نگهبان سفارش کرده است که به این شکایتها به صورت جدی رسیدگی کند و قاعدتا یکی از پیامهای سفارش ایشان این است که علیرغم اعلام نظر رهبری در باره اتقان و صحت انتخابات و اعتماد ایشان به مجریان انتخابات و حمل بر صحت کردن اقدامات آنان، این امر بر نظر کارشناسی شورای نگهبان نباید اثر بگذارد و این شورا باید با دقت در ادله و مدارک و مضمون شکایتها، اعلام نظر کند.

اینجانب به عنوان فعال در ستاد اصولگرایان حامی میرحسین موسوی، بر این باورم که راهکار اصلی خروج از بحران پیش‌آمده این است که شورای نگهبان به صورت مستقل و صرفا با مبنای حقوقی و نه سیاسی و بدون اثرپذیری از نهادهای دیگر و حتی بدون مبنا قرار دادن نظر مقام معظم رهبری در باب تایید اولیه و کلی صحت  انتخابات، دست به یک کار کارشناسی مستقل بزند و مدارک شاکیان و معترضان به نتیجه انتخابات را بررسی کند و به گمان بنده، حکم به ابطال انتخابات بدهد.

ادله قابل توجه در عدم سلامت انتخابات

چنین به نظر می‌رسد که برای ابطال انتخابات و برگزاری یک انتخابات خوب و سالم، دلایل قابل توجهی وجود دارد که برخی از آنها را در زیر متذکر می‌شوم:

۱- دخالت سازمان یافته سپاه و بسیج در جریان انتخابات

اولین و مهمترین دلیل بر ابطال این انتخابات، شرکت سازمان یافته و تشکیلاتی یک نهاد نظامی یعنی بسیج در انتخابات ریاست جمهوری اخیر است. ما همه از ارادتمندان به این نهاد انقلابی هستیم و خود را یک بسیجی می‌دانیم اما به توصیه امام خمینی و به حکم تجربه همه کشورها، دخالت نیروهای نظامی در عرصه انتخابات به نفع یک نامزد و یک جریان سیاسی را صحیح نمی‌دانیم و آن را تخلف از حوزه وظایف و ماموریتهای این نهاد عمومی کشور تلقی می‌کنیم.

در انتخابات اخیر، همه ما در سطح شهرها و روستاها و محلات و دانشگاهها شاهد حضور سازمان‌یافته این تشکیلات نظامی بوده‌ایم. اکثر پایگاههای بسیج در سطح کشور مانند یک ستاد انتخاباتی دکتر احمدی‌نژاد عمل کردند و حتی حضور تشکیلاتی آنان در سخنرانیها و گردهمایی‌ها را شاهد بودیم. بسیج دانشجویی نماد این حرکت سازماندهی شده در دانشگاهها بود. رسانه‌های خاص مانند خبرگزاری فارس یا روزنامه جوان و دیگر رسانه‌های وابسته به بسیج و سپاه نیز به عنوان رسانه‌های حامی احمدی‌نژاد و علیه میرحسین موسوی عمل کردند. همگان مطلع هستند که این نهاد، هم یک نهاد نظامی محسوب می‌شود و هم از بودجه عمومی ارتزاق می‌کند و طبعا حق ندارد در امور سیاسی نظیر انتخابات، به شکل سازمانی و به نفع یک کاندیدای خاص وارد عمل شود. این امر از نظر تاثیر در نتیجه انتخابات دارای اهمیت است زیرا بسیج هم یک سازمان متشکل نظامی محسوب می‌شود و هم از امکانات  و بودجه عمومی برخوردار است.

آیا در کشورهای دیگر دخالت یک نهاد نظامی، منجر به زیر سئوال رفتن سلامت انتخابات نمی‌شود؟ آیا حضرت امام دخالت نیروهای نظامی در اموری مانند انتخابات را نهی نکرده بودند؟ آیا تفکیک صوری میان بخش نظامی از بخش غیرنظامی بسیج، می‌تواند توجیهی برای دخالت سازماندهی شده بسیج در انتخابات ریاست جمهوری و استفاده از امکانات عمومی به نفع یک کاندیدای خاص باشد؟ به گمان بنده همین یک دلیل یعنی دخالت یک نهاد نظامی در امر انتخابات به صورت سازماندهی شده و به نفع یک کاندیدا با تمام توان و تاثیر جدی این امر بر سرنوشت انتخابات، می‌تواند شورای نگهبان را به ابطال انتخابات اخیر، متمایل کند.

۲- عدم بی‌طرفی صدا و سیما

صدا و سیمای جمهوری اسلامی، اصلی‌ترین رسانه کشور در تامین اطلاعات و اخبار و تحلیلهای مورد نیاز مردم است. این رسانه، منحصر به فرد است و نمونه دیگری ندارد و اینگونه نیست که مانند کشورهای دیگر، ما دارای شبکه‌های خصوصی تلویزیونی باشیم و به همین دلیل، عنوان «رسانه ملی» بر آن اطلاق می‌شود. طبق قانون و مطابق انتظار، این رسانه باید بی‌طرفی را در انتخابات رعایت کرده و کفه معرفی و تبلیغ یک نامزد را سنگین نکند. متاسفانه صدا و سیما به این اصل پایبند نماند و دائما به نفع دکتر احمدی‌نژاد تبلیغ کرد. در طی دوره تبلیغات انتخاباتی، هر روز و در شبکه‌های مختلف، سیمای جمهوری اسلامی مبادرت به پخش برنامه‌ای می‌کرد که در آن به نام ارائه دستاوردهای دولت، برای یک نامزد خاص تبلیغ می‌شد، اخبار عادی و حتی مراسم تبلیغاتی احمدی‌نژاد در بخشهای مختلف خبری پخش می‌شد، اتهام‌زنی دکتر احمدی‌نژاد به چندین مقام مسئول و یاران حضرت امام و مقام معظم رهبری و نسبت فساد و دزدی و اشرافیت و … دادن به آنها، بی‌پاسخ ماند و حق مسلم پاسخگویی برای آنان – که می‌توانست روشنگری کند و بر آرای مردم موثر باشد – نادیده گرفته شد، فرصتی را در آخرین روز تبلیغات انتخاباتی برای پاسخگویی احمدی‌نژاد به دیگر نامزدها در نظر گرفتند که برطبق نظر صریح دادستانی کل کشور، غیرقانونی بود و در برنامه‌های تهییجی برای مشارکت هم از تبلیغ نامزدی خاص خودداری نکردند. خلاصه آن که صدا و سیما در مجموع به سود یک نامزد خاص عمل کرد و فردی مشخص را بیش از دیگران در برنامه‌های متعدد مورد حمایت قرار داد.

در این زمینه یکی از مسائل مهم، حمله تبلیغاتی احمدی‌نژاد به هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری و دیگرانی بود که در صدا و سیما فرصت دفاع از خود را پیدا نکردند. همه نظرسنجی‌ها و آمارها نشان می‌دهد که از فردای اتهام‌زنی احمدی‌نژاد علیه چند تن از بزرگان انقلاب، رای احمدی‌نژاد رو به افزایش گذاشت. توجه شما را به دو سلسله نظرسنجی صدا و سیما و نظرسنجی سایت الف (وابسته به دکتر توکلی) جلب می‌کنیم که اولی از رشد چشمگیر رای احمدی‌نژاد پس از این حملات تلویزیونی حکایت دارد و دومی نشان می‌دهد که فضای منفی ایجاد شده علیه آقای هاشمی و دیگران، انگیزه‌ای برای رای دادن به احمدی‌نژاد و رای ندادن به دیگر نامزدها معرفی شد. طبعا اگر فرصت دفاع برای دیگران هم لحاظ می‌شد، آن وقت شاید رای دادن مردم به نامزدها به روال عادی برمی‌گشت اما صدا و سیما با در نظر نگرفتن این فرصت دفاع، عملا باعث رشد رای احمدی‌نژاد شد.

دوستان شورای نگهبان فارغ از گرایش سیاسی خود، باید به این سئوال مهم و اساسی پاسخ دهند که آیا این اقدام صدا و سیما به سود یک نامزد خاص تمام شد یا نه و اگر شده باشد، معنای آن این است که حق دیگران از جمله نامزدهای رقیب، ضایع شده و رسانه ملی بی‌طرف عمل نکرده است. این امر با توجه به این واقعیت که رای مردم عمدتا از طریق برنامه‌های صدا و سیما شکل می‌گیرد، می‌تواند یک دلیل عمده برای ابطال انتخابات تلقی شود.

۳ استفاده از امکانات دولتی در انتخابات

در طی روزهای تبلیغات انتخاباتی، فعالیتهایی از سوی دکتر احمدی‌نژاد صورت گرفت که اساسا قابل تفکیک از یکدیگر نیستند یعنی معلوم نیست که به عنوان یک رئیس جمهور در حال انجام فعالیتهای متعارف خود است یا به عنوان یک نامزد انتخاباتی عمل می‌کند. دولت تلاش کرد این اقدامات را یک امر عادی و در ادامه فعالیتهای دولت معرفی کند ولی چه کسی است که شک داشته باشد که تمامی این اقدامات برای کسب رای و تبلیغات انتخاباتی نبوده است؟ سفرهای متعدد به شهرهای گوناگون برای تبلیغات انتخاباتی با بودجه دولتی، پرداخت هدایای گوناگون به اقشار مختلف از محل بودجه‌های عمومی، تعطیلی ادارات و مدارس و انتقال کارکنان و دانش‌آموزان به میتینگهای انتخاباتی با ماشینها و امکانات و بودجه ادارات، چاپ صدها بنر و تابلوهای تبلیغاتی از سوی نهادهای دولتی، گردآوری روحانیون ادارات اوقاف و بسیج امکانات و نیروهای این سازمان برای تبلیغ به نفع احمدی‌نژاد، استفاده از امکانات سازمان دانش‌آموزی و ادارات آموزش و پرورش برای تبلیغ انتخاباتی، بهره‌گیری از هواپیما و هلی‌کوپتر اختصاصی در چندین سفر انتخاباتی، استفاده از امکانات خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه ایران برای دفاع از احمدی‌نژاد و حمله به رقبا، بسیج همه امکانات استانداریها و دیگر نهادهای دولتی در استانها برای برگزاری مراسم سخنرانی تبلیغاتی، سفر انتخاباتی وزرای دولت حتی وزیر امور خارجه به شهرها و استانهای متعدد برای تبلیغ رئیس جمهور کنونی، اختصاص رسمی برخی از ساختمانهای دولتی یا وابسته به دولت به ستادهای انتخاباتی احمدی‌نژاد و دهها مورد دیگر، گوشه‌ای از این سوءاستفاده از بیت‌المال برای امر انتخابات است که از سوی دکتر احمدی‌نژاد و حامیان وی صورت گرفته است.

یادمان باشد که در کشورهای دمکرات جهان برای این که امکان سوءاستفاده از امکانات دولتی برای دولتهای مستقر در جریان انتخابات وجود نداشته باشد، محدودیتهای متعددی بوجود می‌آورند و حق تصمیم‌گیری در بسیاری از زمینه‌ها را در دوران تبلیغات انتخاباتی محدود می‌کنند تا فرد صاحب قدرت نتواند با دادن حتی حقوق قانونی مردم در روزهای نزدیک به روز رای‌گیری، از آنها به نفع خود در انتخابات بهره‌برداری کند. متاسفانه در این زمینه قانون کنونی انتخاباتی ما دچار نقص است و به همین دلیل شاهد بودیم که دولت کنونی با تصمیمات خاص در آستانه برگزاری انتخابات، توانست پول بین مردم توزیع کند و رای مردم را به سود خود جهت دهد. اشکال بنده هم به این ماجرا نیست بلکه به آن دسته از سوءاستفاده‌هایی است که حتی با قانون کنونی هم می‌توان با آن برخورد کرد. دوستان شورای نگهبان باید بدانند که استفاده از امکانات دولتی برای انتخابات در حدی از گستردگی صورت گرفته است که بی‌تردید درستی برگزاری انتخابات را زیر سئوال می‌برد.

آقایان شورای نگهبان!

ممکن است بفرمایید که این موارد کلی هستند و نمی‌توان به آنها توجه کرد یا ممکن است بر این باور باشید که اینها موارد تازه‌ای نیست و در انتخابات متعدد گذشته هم سابقه داشته است. این موارد کلی است و باسابقه اما به نکات زیر توجه کنید:

اولا همین موارد کلی و تعمیم یافته، سرنوشت انتخابات را تعیین کرده‌اند.

ثانیا خوشا به حال شما که در دوره‌های گذشته هم این موارد را دیده‌اید و برخورد نکردید تا کار به اینجا کشید و ابعاد تازه‌تری پیدا کرد.

ثالثا به هر دلیل در دوره‌های قبل، کمتر به این موارد اعتراض شده بود اما اینک نامزدهای انتخاباتی به این امر اعتراض دارند و انتظار می‌رود که شما در ارزیابی صحت انتخابات، به این موضوعات کلی ولی تاثیرگذار توجه کنید.

رابعا باید بدانید که امروز افکار عمومی با این مسائل درگیر شده و سئوالات فراوانی در این زمینه در اذهان مردم ایجاد شده است. اینک اعتبار همه نهادهای اجرایی و نظارتی انتخاباتی کشور در گرو برخورد حقوقی شما با این گونه مسائل است. آیا می‌خواهید به افکار عمومی پاسخ اقناعی دهید یا خیر؟

۴ نحوه رای‌گیری و ارزیابی نتایج اعلام شده

از نظر فنی و اجرایی نیز موارد زیادی وجود دارد که قطعا از سوی نمایندگان نامزدها به شما منتقل شده است ولی بنده توجه شما را به یک مورد اساسی جلب می‌کنم.

همه می‌دانند که مشارکت بالای ۹۵ درصد ناممکن است چون از هر ۲۰ نفر، دستکم یک نفر به دلایلی مثل مخالفت با انتخابات، بیماری، مسافرت، مهاجرت و … در انتخابات شرکت نمی‌کنند اما مطابق آمار، در این انتخابات در حدود ۲۰۰ حوزه انتخابیه، رای بالای ۹۵ درصد واجدین شرایط را شاهد هستیم. در برخی از استانها در مجموع ۱۰۲ درصد واجدین شرایط در رای‌گیری شرکت کردند. در برخی از شهرها از جمله شهرهای استان یزد، مشارکت ۱۴۰ درصدی صورت گرفته است. آیا این موارد نشان از رای‌سازی در حد گسترده ندارد؟

اعضای محترم شورای نگهبان!

بنده از فضای ایجاد شده، ناراحتم و از این که عده‌ای به اماکن و امکانات عمومی آسیب رسانده‌اند یا به صورت وحشیانه به خوابگاه‌های دانشجویان در شهرهای مختلف حمله کرده یا عده‌ای از مردم را به خاک و خون کشیده‌اند، سخت معترضم. این حوادث نشان می‌دهد که در جامعه امروز ایران این استعداد بوجود آمده است که منازعات سیاسی، به جای این که سر صندوقها تعیین تکلیف شود، به عرصه خیابانها کشیده شود. راه اصلاح این روند غلط، اجرای قانون به صورت کامل و همه‌جانبه است. بدون ملاحظه سیاسی و علیرغم این که ۷ تن از ۱۲ تن شما رسما از دکتر احمدی‌نژاد دفاع کرده‌اید، به مردم نشان دهید که بیش از همه در تحقق این امر کمک خواهید کرد و برای همیشه از دخالت نهادهای نظامی در امر انتخابات، بی‌طرف نبودن صدا و سیما و استفاده از امکانات عمومی برای انتخاب شدن فردی خاص، جلوگیری خواهید کرد. مردم منتظر تصمیم شما هستند.

والسلام علی من اتبع الهدی

۲۶ خرداد ۸۸

 

Share and Enjoy


۱۰ نظر در ”;نامه سرگشاده به شورای نگهبان درباره ابطال انتخابات“

  1. نیک بخت می‌گوید

    حال ما بد نیست غم کم میخوریم / کم که نه هر روز کم کم میخوریم

  2. بذرپاش می‌گوید

    وقتی نمیشه دیگه انتخاب کرد به چه امیدی رای بدیم؟
    میزان رای ملت است الان جرم محسوب میشه و خیلی ها به خاطر پیگیری این جمله در زندان اند آقای شکوهی! و یا تبدیل شده به یک جمله که دیگه میشه از کنارش به دلایل دیگه و با روشهایی که شما در بالا ذکر کردید، گذشت.

  3. حمیدرضا می‌گوید

    بعضی از افرادی که در بالا نشستند شعور و درک و فهم باقی افراد جامعه را نادیده می‌گیرند و فقط در راستای رسیدن به اهداف خودشان تلاش می‌کنند. یادمه توی کتاب علوم دوره راهنمایی داشتیم: اگر می‌خواهید در باره قضیه‌ای تحقیق کنید و به جواب درست برسید هیچ وقت افکار و ذهنیت شخصی خودتان را وارد کار و نتیجه گیری نکنید. این عبارت کوچک، معنای بزرگی دارد.

  4. احسان می‌گوید

    با سلام
    دوست عزیز! آیا آقای موسوی در اتهام‌زنی پیش دستی نکردند؟ ابتدا آقای موسوی در مورد ثروت اطرافیان آقای احمدی‌نژاد و مشخصا آقای محصولی صحبت کردند و سپس آقای احمدی‌نژاد اون جملات معروف رو در مورد پسران آقای هاشمی و آقای ناطق بیان کردند. به نظر می‌رسه باید به همه فرصت دفاع داده می‌شد و نه فقط خانواده آقایان هاشمی و ناطق.
    با احترام

    • ناشناس می‌گوید

      دروغ در روز روشن و در جلوی چشم مردمی که خود مستقیم مناظره را دیدند؟!
      این احمدی‌نژاد بود که همان اول توپخانه‌اش را روشن کرد و با لحن مخصوص خود پرسید آقای موسوی فرزندان آقای هاشمی چطور دارند زندگی می‌کنند و … بعد آقای موسوی جسته و گریخته به داستان محصولی و خانهِ ی گرانقیمتش (۱۶۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۴) اشاره کرد. بعد آقای احمدی نژاد سرمایه آقای محصولی را ناشی از تلاش خودش و سیاست‌های غلط دولت‌های گذشته خواند اما نگفت در دیزی باز بود حیای گربه کجا رفته! بود

  5. ستایش می‌گوید

    اگه بروشورهای تبلیغاتی موسوی رو بدون طرفداری ملاحظه می‌کردید، می‌فهمیدید کی توپخانه رو روشن کرده. ۱۰ میلیون اختلاف رای در برخی شهرهای استان یزد که به زور ۱۰۰ هزارتا جمعیت دارند!!! اصلاً چرا نمایندگان کاندیداها پای صندوق رو امضا کردند؟

  6. علی می‌گوید

    احوال آقای فرصت‌طلب چطور است؟ به گمانم دوباره بوی کباب به مشامتان خورده و به فکر ترویج مطالب منحرفانه خود که گندیدگی آن دیگر برای همه عیان شده است، روی آورده‌اید! در عجبم از کسانی که ادعاهای بزرگ دارند اما از فهم فرق «تقلب» و «تخلف» عاجزند و برای یک دستمال حاضرند قیطریه را به آتش بکشند! خدا را شکر که با طناب پوسیده امثال شماها به چاه ابطال نرفتیم و همه جا پشت سر ولی فقیه حرکت کرده و می‌کنیم.

    • شکوهی می‌گوید

      با تشکر از اعلام نظر این خواننده گرامی، ذکر چند توضیح را ضروری دیدم.
      اول این که با مراجعه به فرهنگ لغت متوجه شدم که تعریف فرصت‌طلب ظاهرا بر من صدق نمی‌کند. فرصت‌طلب معادل کلمه «اوپورتونیست» است که همان معنای ابن­‌الوقت را می­‌دهد و به کسانی اطلاق می­‌شود که برای حفظ منافع خود به اصطلاح معروف «نان را به نرخ روز می­‌خورند» و خود را با هر شرایطی تطبیق می­‌دهند. اوپورتونیست­‌ها و فرصت‌طلب‌ها همیشه طرفدار نظام حاکم یا حزب و گروهی هستند که در موضع نیرومندتری قرار دارند. خوشبختانه من مانند بسیاری از افراد، این استعداد را ندارم و برای خودم اصول و ارزشهایی دارم که اجازه همراهی با قدرت را در هر حال نمی‌دهد. به همین دلیل خیلی‌ها بر این اعتقادند که من زرنگ نیستم و همیشه روی بازنده‌ها شرط‌بندی می‌کنم یا وقتی از کسانی حمایت کرده‌ام پس از رسیدنشان به قدرت، از آنها دور شده‌ام تا زبانم باز بماند و بتوانم حرفم را بزنم. به همین دلیل است که در ۳۲ سال گذشته، از دور قدرت بیرون بوده‌ام و البته خدا را شکر می‌کنم که اینطور بوده است.
      دوم این که چون فرصت‌طلب نیستم، بوی کباب را حس نکرده‌ام بلکه برعکس هر روز منتظرم که اخبار ناخوشایندی بشنوم و معلوم شود که حق آزادی هم ندارم چه برسد به قدرت رسیدن و بوی کباب استشمام کردن.
      سوم این که فرق تقلب و تخلف را می‌دانم اما بر این باورم که برای ابطال انتخاباتی که دارای مقدمات فاسدی است و مواردی مانند دخالت نظامیان، بی‌طرف نبودن صدا و سیما و استفاده گسترده از امکانات ملی به نفع یک نامزد، مشاهده می‌شود، نیازی نیست که به تفاوت این دو واژه توجه کنید چون در هر دو صورت آن انتخابات قابل ابطال است. دوستان شورای نگهبان وقتی مشاهده کردند آرای احمدی‌نژاد در حال ریزش است و نوع تبلیغات انتخاباتی رقبا دارد تاثیر می‌گذارد، وارد میدان شدند و از جمله آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در تاریخ ۱۳ خرداد ۸۸ در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «اگر تخریب، توهین و افترا در روند تبلیغات انتخابات باشد طبعاً مجری انتخابات، دستگاه انتظامی و قوه قضائیه به شکایات و اعتراضات رسیدگی خواهد کرد اما اگر تخریبها به گونه‌ای باشد که سرنوشت انتخابات را تحت تاثیر قرار دهد، شورای نگهبان وارد عمل می‌شود و ممکن است در مرحله تائید نهایی، صحت انتخابات را تجدیدنظر و تصمیماتی برای ابطال حوزه‌های انتخابیه اتخاذ کند».
      معلوم می‌شود که خود شورای نگهبان هم قبول دارد که برای ابطال صندوقها، نیازی به روی دادن «تقلب» نیست بلکه با صرف «تخلف» حتی تخلف تبلیغاتی، اگر بر سرنوشت انتخابات تاثیر بگذارد، می‌توان صحت یک انتخابات را تایید نکرد.
      چهارم این که اگر به قانون عمل می‌شد، نیازی به ابطال انتخابات نبود و کسی چنین خواسته‌ای را مطرح نمی‌کرد. اکنون می‌توان خوشحال بود که انتخابات ابطال نشد اما می‌ترسم شرایط به سمتی پیش برود که روزی دیگر، نظرات دوستان عوض شود و آن وقت آرزو شود که ای کاش انتخابات را ابطال می‌کردیم تا مسائل بعد از آن پیش نمی‌آمد. به دستاوردهای کوتاه‌مدت این تصمیم نباید غره شد. هنوز روزهای زیادی در پیش روی ماست تا تحلیلهای امروزمان را قبول نداشته باشیم.
      مجددا از اعلام‌نظر این خواننده گرامی تشکر می‌کنم.

  7. علی می‌گوید

    نترس عزیزم. انسان وقتی انتخابش از روی آگاهی و تحقیق باشد و مدعای کسی را بدون دلیل کافی و شافی قبول نکند از عمل خود پشیمان نخواهد شد ولو کسی که انتخاب کرده بر اثر گناه و اشتباه به اسفل السافلین بیفتد! مگر ما به معصومیت ایشان رأی داده بودیم که اشتباهات ایشان ما را معتقد به غلط بودن تصمیم گذشته کند؟ اشتباه شما این است که فکر میکنید مردم به شخص ایشان رأی برائت از اشتباه داده بودند و حالا که این مسائل پیش آمده باید به زعم شما آرزوی بیربط ابطال انتخابات کنند! خداوند هیچ کس را به حال خود وامگذارد.

  8. ناصر می‌گوید

    اگر شما معتقدید که تخلفات قبل از برگزاری انتخابات، دلیل کافی برای ابطال انتخابات است پس اصلا چرا در انتخابات شرکت و کاندیدا معرفی کردید؟!! چرا جناب میرحسین شب انتخابات خودش رو برنده اعلام می‌کند؟ مگه انتخابات از نظر شما باطل نبود؟ حالا که یکی دیگر رأی آورده فیلتون یاد هندستون کرد؟!

اضافه کردن نظر