نسخه چاپی نسخه چاپی

وزارت اطلاعات؛ سازمان یا وزارت؟

در روزهای اخیر موضوع استعفای وزیر اطلاعات به موضوع چالشی در حد بالاترین سطوح تصمیم‌گیری نظام تبدیل شده است. من می‌­‌‌دانم که پرداختن به این موضوع، بسیار حساس است و بویژه احتمال می‌­‌‌دهم که سکوت اکثر رسانه‌­‌‌های داخلی در این قضیه، به یک تصمیم کلی و دستور مسئولان عالی نظام بر می‌­‌‌گردد تا این ماجرا به ابزاری برای القای جنگ قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل نشود. من نیز قصد ندارم مستقیما به سراغ لایه‌های پنهان این ماجرا بروم و وجود تعارض و کشمکش میان مسئولان نظام را نتیجه بگیرم اما چون یقین دارم که پرسشهای زیادی در اذهان وجود دارد و ارائه یک تحلیل از ابعاد کلی این ماجرا ضروری است، نکاتی را متذکر می‌­‌‌شوم.

اول – طبعا هیچ کشوری نمی‌­‌‌تواند از داشتن یک دستگاه اطلاعاتی و امنیتی بی‌­‌‌نیاز باشد و هیچ کسی نباید ساده‌­‌‌انگارانه گمان کند که تامین امنیت داخلی و خارجی کشور بدون در اختیار گرفتن یک سازمان امنیت با کارآمدی بالا، شدنی است. طبعا برای کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران، این ضرورت مضاعف می‌­‌‌شود چون از فردای پیروزی انقلاب، امنیت داخلی و خارجی نظام در معرض صدها توطئه داخلی و خارجی قرار داشته و هنوز هم اینچنین است.

دوم – وزارت اطلاعات یا سازمانهای مشابه امنیتی در سراسر دنیا سعی می‌کنند خود را در سطح ملی و فراتر از جناحها و احزاب و گروههای سیاسی تعریف کنند و به حق هم چنین باید باشد. در واقع این سازمانها برای تامین امنیت ملی عمل می‌کنند و به هیچ وجه نباید در رقابتهای سیاسی و کشمکش‌های میان نیروها و فعالان سیاسی وارد شوند. امکانات این نهاد به گونه‌ای است که اگر در اختیار یک جریان خاص قرار گیرد، تمامی معادله رقابت را به هم می‌زند و ابزار بسیار قدرتمندی برای حذف رقبا محسوب می‌شود و به همین دلیل اگر معلوم شود که یک حزب سیاسی یا حتی دولت، از امکانات سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی سوءاستفاده کرده و صحنه بازی و رقابت را به نفع خود تغییر داده است، در واقع مجرم است و باید پیگیری قضایی صورت گیرد.

سوم – در کشورهای مختلف معمولا تلاش می‌شود ساختار تشکیلاتی این گونه سازمانهای امنیتی به گونه‌ای سامان یابد که جایگاه آن، فراتر از دولتها قرار بگیرد و سازمان امنیت و اطلاعات کشور زیرمجموعه دولتهایی که دائما می‌آیند و می‌روند، نباشد و اگر هم بالاترین مسئولان این تشکیلات، از سوی دولتها نصب می‌شوند اما استقلال خود را از دولتها حفظ می‌کنند و نه تنها به رئیس دولت بلکه به نهادهای فراتر مانند مجلس هم پاسخگو خواهند بود. هدف این تمهیدات این است که از اعمال نفوذ دولت در حوزه وظایف این نهادها جلوگیری شده و سعی شود که جایگاهی فراتر از قوه مجریه داشته باشند.

چهارم – در ایران به دلیل ترس انقلابیون از تکرار تجربه ساواک شاه و برای جلوگیری از ابزار شدن این نهاد و سوءاستفاده احتمالی قدرتمندان از امکانات این تشکیلات، سعی شد که این تشکیلات یک وزارتخانه باشد و این امر منجر به این شد که بخشی از دولت محسوب شود. هدف این بود که وزیر اطلاعات هم مانند بقیه وزرا از مجلس رای اعتماد بگیرد و به نمایندگان مردم پاسخگو باشد. من کاری ندارم که این اتفاق می‌افتد یا نه ولی فلسفه تشکیل «وزارت» به جای «سازمان» این بوده است. همچنین برای محکم‌کاری بیشتر، تلاش شد که شرط احراز مسئولیت برای وزیر اطلاعات را سختگیرانه تعیین کنند و اجتهاد را از شرایط وزیر قرار دهند.

پنجم – تاکنون دولتها به صورت ضمنی پذیرفته بودند که این وزارتخانه با وزارتخانه‌های دیگر متفاوت است و در تعیین وزیر، تایید رهبری هم اهمیت بالایی دارد. با این اقدام در واقع سعی می‌شد که وزارت اطلاعات بالاتر از قوا تلقی شود و نه وزارتخانه‌ای در ذیل دولت به مثابه قوه مجریه. میزان مداخلات روسای جمهوری قبل هم در کار وزارت اطلاعات، به گونه‌ای نبود که ما در وزارتخانه‌های دیگر شاهد بوده‌ایم. همین امر باعث می‌شد که عملکرد این تشکیلات در سطح مجلس هم مورد بازخواست کمتری قرار گیرد و هر پرسشی از وزیر یا هر توضیحی از سوی وزیر، در جلسات غیرعلنی مجلس یا در کمیسیونها مطرح شود. ملی بودن این تشکیلات و تایید شدن همزمان وزیر از سوی رهبری، دولت و مجلس، تاحدودی این رویه را توجیه می‌کرد.

ششم – ماجرای قتلهای زنجیره‌ای و فعالیتهای اقتصادی برخی از بخشهای وزارت اطلاعات، از جمله نقاط منفی بارزی بود که در گذشته در وزارت اطلاعات خودمان شاهد بوده‌ایم و همین امور، حساسیت عمومی نسبت به این وزارتخانه را بالا برد. جداشدن بسیاری از چهره‌های شناخته شده از تشکیلات وزارت اطلاعات و ورودشان به عرصه فعالیتهای سیاسی هم منجر به رویارویی افرادی با یکدیگر شد که در گذشته‌ای نه چندان دور، همکار همدیگر در وزارت اطلاعات بوده‌اند و این مفهوم را به جامعه القا کرد که رقابتهای درون وزارت است که به بیرون هم منتقل شده و رنگ سیاسی به خود گرفته است. این نقطه منفی هم قابل تامل بود که توجه به قانون و ملاحظه دستگاه قضا و رعایت شئونات اسلامی در برخی از دستگیریها و بازجویی‌ها، چندان مورد توجه نبوده است و همین امر تاحدودی وجهه این وزارتخانه ضروری برای نظام را مخدوش ساخت.

هفتم – به نظر می‌رسد که از دولت نهم به بعد، نوع نگاه دولت به این وزارتخانه تاحدودی تغییر کرده و میزان مداخلات رئیس جمهوری در امور اطلاعاتی و امنیتی، بیش از  روسای جمهور قبلی شده است. حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ هم بهانه این مداخلات را فراهم آورده است. تغییر وزیر قبلی (محسنی اژه‌ای) و انتخاب یک وزیر همسو با رئیس جمهور، اولین گام در این راستا بوده و تعیین معاونان مهم این وزارتخانه از سوی تیم احمدی‌نژاد، این مداخلات را کاملتر کرد. اخبار رسیده از درون وزارت اطلاعات هم موید این نگرش بود که رئیس جمهوری به این وزارتخانه هم مانند وزارتخانه‌های دیگر می‌نگرد و انتظار آزادی عمل کامل در اداره این نهاد امنیتی را دارد. قانون هم منعی برای این نگرش ایجاد نمی‌کند اما رویه گذشته، این نبوده است.

هشتم – آنچه در روزهای اخیر شاهد آن بوده‌ایم و به عنوان یک ناظر بیرونی جلب توجه می‌کرد، بازدید مقام رهبری از وزارت اطلاعات و همچنین بازدید رئیس جمهوری از این وزارتخانه بعد از گذشت چند روز از بازدید رهبری است. معلوم بود که یکباره توجه مسئولان درجه اول نظام متوجه وزارت اطلاعات است. استعفای یکباره وزیر و پذیرش این استعفا از سوی احمدی‌نژاد، مخالفت رهبری با استعفای مصلحی و بازگشت وزیر اطلاعات به سر کار و معارفه معاون جدید و شرکت نکردن رئیس جمهوری در جلسه هیئت دولت با حضور مصلحی،‌ اخبار رسمی اعلام شده در این زمینه است که حکایت از بروز یک مسئله جدید می‌کند و درک این مسئله هم نیازی به تیزهوشی سیاسی یا گوش کردن به رسانه‌های بیگانه ندارد. معلوم است که رئیس جمهوری به کار کردن با مصلحی تمایلی ندارد و وزیر اطلاعات هم با نامه و تایید مقام رهبری مشغول به کار است. سکوت مسئولان در این زمینه عمدتا برای این است که دشمنان و مخالفان سوءاستفاده نکنند و کار به جاهای غیرقابل بازگشت نکشد و یک بحران تازه در مدیریت کشور بروز نکند که یک واکنش طبیعی و قابل انتظار است.

نهم – وزیر جدید اطلاعات از نیروهایی بوده که در هنگام حضورش در سازمان اوقاف، برای پیروزی احمدی‌نژاد تلاش وافری داشته و بعد از انتخاب شدن هم کاملا همسو با دولت عمل کرده است. به نظر می‌رسد در مقطع کنونی، مقام رهبری درباره وزارت اطلاعات از چیزی نگران است و البته در این نگرانی، اصلا احمدی‌نژاد با رهبری هم‌‌‌نظر نیست. احتمالا مصلحی هم برای رفع نگرانی رهبری، اقداماتی را انجام داده است که باعث رنجش رئیس جمهوری و تصمیم وی به تغییر وزیر شده است. طبعا از نظر قانونی، رهبری نمی‌تواند فردی را بر رئیس جمهوری تحمیل کند و مطابق اطلاعات بنده، چنین هم نکرده است یعنی مصلحی با انتخاب شخص احمدی‌نژاد، وزیر شد. اینک هم طبیعی است که رئیس جمهوری می‌تواند فرد جدیدی را به رهبری و مجلس پیشنهاد کند تا این وزارتخانه بی وزیر نباشد اما به نظر می‌رسد که رهبری تا معرفی وزیر جدید بر ماندن مصلحی اصرار دارد و به نظر من حق هم با ایشان است چون رئیس جمهوری به دلیل مجتهد نبودن، نمی‌تواند سرپرست وزارت اطلاعات باشد و حق سرپرستی سه‌ماهه احمدی‌نژاد بر وزارتخانه‌های بی وزیر، به خاطر مجتهد نبودن وی، در مورد وزارت اطلاعات صادق نیست.

دهم – احتمالا در چند روز آینده رئیس جمهوری تسلیم نظر رهبری می‌‌‌شود و ماجرا به شکلی ختم خواهد شد اما اگر همچنان احمدی‌‌‌نژاد بر همکاری نکردن با مصلحی اصرار داشته باشد و راه برون‌‌‌رفتی برای این مسئله گشوده نشود، در آن صورت مجلس می‌‌‌تواند با یک طرح سه فوریتی، وزارت اطلاعات را به سازمانی زیر نظر رهبری تبدیل کند تا قانونا حقی برای رئیس جمهوری باقی نماند و رهبری خود برای رفع نگرانی‌‌‌هایش اقدام کند. این موضوع در روزهای اخیر از سوی برخی از نمایندگان مجلس هم مطرح شده است و احتمال دارد که مورد توجه قرار گیرد. البته در آن صورت، پرسش زیر ممکن است به صورت جدی‌تر مطرح شود: تاکنون که این تشکیلات به صورت وزارتخانه اداره می‌‌‌شد، نمایندگان برای نظارت بر عملکرد این نهاد امنیتی، کار چشمگیری انجام نداده‌‌‌اند، حال با سازمان شدن این تشکیلات، آیا کاری می‌‌‌توانند انجام دهند؟

بعدالتحریر: قطعا دوستان به بنده حق می‌دهند اگر بسیاری از نظرات دریافتی در این مقوله را منتشر نکنم. بنابراین اگر انتظار انعکاس نظرات خود در ذیل این مطلب را دارید، مانند بنده ملاحظه جوانب اظهارات خود را بکنید. ممنون می‌شوم.

Share and Enjoy


۸ نظر در ”;وزارت اطلاعات؛ سازمان یا وزارت؟“

  1. دوستدار امام می‌گوید

    سلام
    مشکل شما و امثال شما و برخی از مردم و بعضی از دانشگاهیان و گروهی از فرهیختگان و جمعی از سیاسیون و تعدادی از علماء و مراجع بزرگوار این است که می‌خواهید همه موضوعات را منطقی و عقلایی تحلیل و بررسی کنید و ایمان (بخدا و پیامبر و اولی الامر و ولایت فقیه و …) را هم در پناه عقل (از هر نوعش دینی و بشری) قابل حصول و دفاع می‌دانید.
    در مقابل گروهی هستند که مشکل شما را ندارند و معتقدند که در این امور خصوصاً مسایل حکومتی باید با ایمان قلبی و ارادت کامل و تسلیم مطلق و بی‌چون و چرا به ولایت به حل مشکلات امید داشت و خدا را شکر که ما بی ولی نیستیم. به او ایمان بیاورید او بهتر از من و شما قادر به حل مشکلات است و الا بررسی و تحلیل عقلی در جامعه اسلامی ما با ایمان شرعی نمی‌سازد. چرا دست از تلاش بیفایده و در برخی مواقع مضر و ایجاد سوالهایی که اگر ایمان و ارادت داشتید اصلاً طرح نمی‌شد، دست نمی‌کشید؟

    • kave می‌گوید

      دوستدار امام عزیز! لطفا بقرمایید مسایل کسر بودجه، تورم، صفر بودن رشد اقتصادی را چگونه با ایمان قلبی حل کنیم؟ من در این موارد و شناخت کمبودها نه تنها به نظرات منتقدان که حتی به قیل و قال دشمنان دانا هم توجه دقیق می‌کنم.

    • ایرانی می‌گوید

      سلام جناب دوستدار امام
      بر فرض تلاش برای فهم بعضی از مسائل از راه عقل (به زعم شما) یک نوع نگرش مشکل‌دار باشد. حال در ادامه می‌فرمایید ما چکار کنیم؟ خفه بشیم؟ بمیریم؟ فرار کنیم و همه شو بذاریم واسه شما؟ بریم کهریزک؟ اوین؟ حصر خانگی؟ شما که تمایلی ندارید از عقل استفاده کنید، آنهم در مسایل حکومتی، از نظر ایمان و ارادت قلبی، چه نسخه ای برای ما می‌پیچید؟
      با تشکر

      • شکوهی می‌گوید

        اجازه می‌خواهم به دو دوست محترم (ایرانی و kave) عرض کنم: با خواندن نظرات گوناگون فردی که خود را دوستدار امام معرفی می‌کند باید دریافت که ایشان با شما هم‌نظر است و این گونه نوشتن در این مقوله، جز کنایه نیست. خوب است نظر ایشان را دقیق‌تر مورد توجه قرار دهید. با تشکر

  2. هاشمی سنجانی می‌گوید

    مدت کمی است که به سایت می‌آیم. خواستم سلامتی و شادباشی به مناسبت هفته معلم داشته باشم. ان شاءالله نظر هم خواهم داد……

  3. ناشناس می‌گوید

    چه سایت خوبی تحلیل کارشناسی بدون توهین و الفاظ ناروا
    امیدوارم موفق باشید

اضافه کردن نظر