نسخه چاپی نسخه چاپی

رئیس جمهور اصلی ایران کیست؟

شنبه ۱۰ اردیبهشت ۹۰

این روزها موضوع رابطه احمدی‌نژاد و رحیم مشایی به یک مسئله مهم سیاسی تبدیل شده است. دوستانی که به صورت جدی خود را مدافع رئیس جمهوری می‌دانند و برای رای آوردن وی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ حاضر شدند تمام صحنه بازی و رقابت انتخاباتی را به هم بزنند، اینک در تلاشند این رابطه را قطع کنند و حساب علیحده‌ای برای مشایی باز کرده‌اند در حالی که احمدی‌نژاد در طول ۶ سال گذشته به صورت تمام قد در مقابل این ادعا ایستاده و تاکید می‌کند که آب در هاون نکوبید و سعی نکنید مشایی را از من جدا کنید که این امر ناشدنی است.

حوادث اخیر مربوط به وزارت اطلاعات و غیبت رئیس جمهوری از صحنه سیاسی کشور، حمله به مشایی را به عنوان عامل اصلی فتنه تازه‌ای که پیش روی کشور قرار دارد، چندین برابر کرده است و همه اینان تاکید دارند که ما عهد اخوت با کسی نبسته‌ایم. هیچ بعید نیست این طیف از نیروهای سیاسی، رئیس جمهوری را تنها بگذارند و او را با اتهام ضدیت با ولی‌فقیه هم بنوازند. حمله مداحان مشهور به احمدی‌نژاد و مشایی، اعلام مرزبندی امامان جمعه و چهره‌های متعدد سیاسی با این دو، جمع‌آوری امضا و نوشتن نامه انتقادی در مجلس به رئیس جمهوری و مواردی از این دست، طلیعه اقدامات گسترده‌تری است که در صورت همراهی نکردن احمدی‌نژاد با نظر رهبری، باید انتظار کشید.

البته دوستان نزدیک احمدی‌نژاد و مشایی در تلاشند با طرح برخی سخنان امیدوار کننده و در عین حال ایجاد فضای مظلومیت در پیرامون شخصیت رئیس جمهوری، زمینه را برای بازگشت قدرتمندانه وی به صحنه سیاسی مساعد کنند ولی منتقدان همچنان انتظار موضع‌گیری رسمی و علنی از سوی رئیس جمهوری را دارند و حمله به رحیم مشایی را مضاعف کرده‌اند و البته حق هم دارند چون در این شرایط نمی‌توان چکش را دقیقا روی میخ زد!

در یکی از خبرها خواندم که آقای ذوالنور جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه اعلام کرد: امروز مشایی رییس جمهور اصلی است! البته من خیلی به این آقای ذوالنور ارادت ندارم چون عملکرد وی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های مکرر ایشان علیه موسوی و به نفع احمدی‌نژاد را یکی از نمونه‌های بارز دخالت سپاه در انتخابات و نقض وصیت‌نامه حضرت امام در این زمینه می‌دانم اما این سخنان اخیرش، از جهاتی دیگر برایم جالب بود. وی چندین نمونه از انحرافات رحیم مشایی را ذکر کرده و از ارادت احمدی‌نژاد به این «طناب پوسیده» شکایت می‌کند اما در عین حال برای این که باز هم یک حمله‌ای به موسوی و کروبی کرده باشد، می‌گوید: «اگر موسوی یا کروبی بر سر کار می‌آمدند مثل بیل و لودر زیر پایه‌های نظام می‌زدند. این در حالی است که دولت فعلی در حال حرکت به سمت اهداف انقلاب است و اگر بخواهم از ۲۰ به دولت نمره بدهم، ۱۶ می‌شود و انحرافات به وجود آمده نیز با هوش و ذکاوت آقای رییس‌جمهور بر طرف می‌شود».

من انتظار ندارم که آقای ذوالنور الان بپذیرد که به خاطر عملکرد دوستان مدافع احمدی‌نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و عملکرد مسئولان در حوادث بعد از آن، پایه‌های اعتقادی و اعتماد بسیاری از اقشار جامعه به کلیت نظام تخریب شده است. همچنین انتظار ندارم که  سخن ما را بپذیرد که تحلیل آنان از دوست و دشمن غلط است و یک جبهه بزرگ از نیروهای انقلاب و یاران امام را دشمن معرفی کردن، نه هنر بلکه اوج بی‌تدبیری است اما این سئوال برایم مطرح است که چگونه می‌توان آدمی مانند مشایی را «رئیس جمهور اصلی کشور» و احمدی‌نژاد را مرید وی دانست و از طرفی معتقد بود که «این آدم‌ها در عمق وجودشان سرسوزنی به ولایت و روحانیت اعتقاد ندارند بلکه آن‌ها اسلام بدون آخوند القا می‌کنند» اما باز هم به این دولت نمره قبولی داد و دولت را در حال خدمت دانست؟

بهتر است این بحث را ادامه ندهم. این روزها خیلی از دوستان به بنده تذکر می‌دهند که در دعوایی که به شما مربوط نیست دخالت نکنید چون یکباره دیدید که همه با هم کنار آمدند و آن وقت برای معرفی یک مقصر، بنده و امثال بنده را به عنوان رسانه دامن زننده به اختلافات میان مسئولان و …، مورد نوازش قرار دادند. شاید حق با این دوستان باشد. پس تا بعد.

Share and Enjoy


۹ نظر در ”;رئیس جمهور اصلی ایران کیست؟“

  1. kave می‌گوید

    سئوال: اگر آن گرایش سیاسی که نویسنده به آن تعلق دارد بر سر کار بود خود دچار تناقضااتی از این دست بود؟ بله. اگر نه به این شکل اما به اشکال دیگر قطعا. می خواهم بگویم این اشکالات ذاتی نظامهایی از نوع جمهوری اسلامی است. اما در مورد موضوع مورد بحث: رئیس جمهور اصلی ایران کیست؟ به نظر من در این مورد ما در حال گذار هستیم به طرف جامعه‌ای که نیروهای سیاسی به این نتیحه برسند که نمی‌توانند یکدیگر را حذق کنند که این خود مقدمه جامعه چند حزبی است. تاکنون ۱- اصلاح‌طلبان ۲- احمدی‌نژادی‌ها ۳- طرفداران حاکمیت تامه رهبری مشخص شده‌ اند و جامعه دارد به طرف بذیرش مبارزه قانونی احزاب مختلف می‌رود. البته نقطه ضعف تحلیل آقای شکوهی برخورد ایذایی ایشان با موضوع است.

  2. نوري زاده می‌گوید

    آقای شکوهی! ممنون از اینکه باعث شدید اینجا نیز نقد استشمام کنم…!
    آری نقد! متاعی که اینک کم‌یاب شده و تنها در بازار احرار است که به مشام می‌رسد…
    و چه عجیب است تشابه چیدمان و آرایش مغازه‌های این بازار !!
    و چه نیکوست تشابه سلیقه‌ها، افکار، نقدها و …
    راستی! اینجا بازار اتوپیا نیست!؟؟

  3. مقدم می‌گوید

    آقای شکوهی عزیز
    مطب شما را خواندم نگاه ظریفی به موضوع داشتید ولی من هم معتقدم این آش را نباید بهم زد. اصلا به ما چه!

  4. امین می‌گوید

    از کدام یار امام دم می زنید آقای شکوهی؟ همان یار امامی که آتش زدن عکس امام را انکار کرد؟ الان شما سیدعلی را یار امام نمی‌دانید؟ کاش جرات مناظره هم وجود داشت در شما. سکوت شما در این قضایا چه معنا دارد غیر از ترس؟

    • شکوهی می‌گوید

      خدمت این خواننده گرامی (امین) باید عرض کنم:
      اولا ما معتقد نیستیم که همه یاران امام در یک طرف هستند و دیگران در طرف دیگر. تلخی ماجرا در همین واقعیت نهفته است که کسانی اکنون رو در روی یکدیگر قرار دارند که جملگی از یاران دیروز امام و دوستان یکدیگر بوده‌اند اما اینک با تحلیلهای متفاوتی که دارند، بنا بر همکاری با هم ندارند. طبعا آن دسته از دوستانی که قدرت بیشتری دارند، برای حفظ این رابطه برادری و دوستی مسئول‌ترند.
      ثانیا همه افراد جبهه بزرگ انقلاب، آتش زدن عکس امام را محکوم کردند از جمله همان یار امامی که مورد نظر شما و ماست. آنچه ایشان به آن اعتراض کرد و به قول شما به انکار آن پرداخت این بود که در میان هواداران وی کسی وجود ندارد که به امام چنین جسارتی بکند. بنابراین باید این ماجرا را مشکوک دانست و با توجه به بهره‌برداری خاص جریانی مشخص از این ماجرا، باید به سازماندهی پیشینی و برنامه‌ریزی از قبل این عده نسبت داد.
      ثالثا بنده همانطور که در همین وبگاه خودم هم نوشتم حاضر به مناظره با هر کسی و در هر مقامی هستم که روند کنونی کشور و حوادث انتخابات را قادر به تحلیل است و نظراتی متفاوت دارد. البته مناظره هم آدابی دارد. در کجای کشور اعم از صدا و سیما و مطبوعات و دانشگاه‌ها، صاحبنظران در حال مناظره هستند و همه هم شرکت می‌کنند اما ما می‌ترسیم؟ الان که باب مناظره را در صدا و سیما بسته‌ و آن را به سخنرانی و گفتگو و میزگردهای یکطرفه تبدیل کرده‌اند.
      رابعا بنده سکوت نکردم و در حال طرح نظرات خودم هستم ولی اذعان می‌کنم که می‌ترسم. علت ترسیدن امثال من در طرح نظرات و انتقادها و خیرخواهی برای مسئولان را شما خودتان بجویید و ریشه‌یابی کنید.
      خداوند مفاسد امور مسلمین را اصلاح کند، رحمت و رافت میان نیروهای انقلاب را افزایش دهد و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.

  5. امیر می‌گوید

    ممنون از نقد شفاف و بیطرفانه.دوستانی که از نزدیک با شما آشنایی دارند، عدالت‌جویی و حقانیت سخن شما را درک می‌کنند.
    حق یارتان

  6. جبهه هنرهای زیبا - قرارگاه فجر می‌گوید

    باسمه تعالی شانه
    با سلام و احترام

    ضمن قبولی عزاداریها در ایام فاطمیه، تشکر خود را از صحبتهای دلسوزانه آیت الله حائری،آیت الله مصباح،استاد سید احمد خاتمی و استاد ذوالنور و دیگر عزیزانی که با بصیرت در این موضوع وارد شده اند و نمی گذارند ولی امر جهان سیدنا الامام خامنه ای بیشتر از این مظلوم بماند اعلام می داریم و صحبتهای استاد آقا تهرانی را قابل نقد.
    دوستان می توانند نقد بر صحبتهای آقا تهرانی را جستجو کنند.
    جناب آقای احمدی نژاد ما شما را دوست داریم و از زحمات بی وقفه حضرتعالی کمال تشکر را داریم لطفا و خواهشا کمی هم به جمع اساتید و دوستان خود نیم نگاهی کن و این جمع را فدای یک نفر نکن هر چند که این یک نفر علامه دهر باشد.
    اگر اعتقاد به ولایی بودن را داری که قطعا داری با حذف مشایی کذایی به دشمنان قسم خورده یک بار دیگر ثابت کن که همه چیزت را فدای ولایت خواهی کرد و مثل آیت الله سید حسن نصر الله عزیز عملا کما فی السابق دست بوس ولی امر جهان سیدنا الامام خامنه ای باش.
    و با حذف آقای مشایی مردانگی خودت را به ملت عزیز ولایتمدار و ارزشگرا ثابت کن و یا حداقل در گوشه و کنار از ایشان استفاده کن.
    باور کن چیزی را از دست نمی دهی، شما حتی برادر خود را فدای ایشان کرده ای اما چون درون زمین چمن مشغول فوتبال هستی از بیرون چمن خبر نداری.
    باز عرض می کنیم جناب آقای دکتر احمدی نژاد ما جمعی از ستادهای شما هستیم که در دوران غربت شما در کنار آبادگران ایران اسلامی جناب آقای مهندس چمران به یاری شما که در حقیقت یاری انقلاب بود آمدیم و هیچ چیزی نخواسته و نمی خواهیم،فقط حداقل در مقابل دوستان لجاجت و سر شاخ شدن را کنار بگذار،این هم به صلاح خودت هست هم به صلاح مملکت.
    انشاءالله بتوانیم شاگردان خوبی در مکتب قرآن مجید و اهل بیت علیهم السلام و نوکران با اخلاصی در لشگریان حضرت مهدی فاطمه ارواحنا فداه و عجل فرجهم بوده باشیم و شرمند شهدا و امامین خمینی و خامنه ای نباشیم.
    جبهه هنرهای زیبا
    قرارگاه فجر

  7. يك همولايتي بهشهري می‌گوید

    جناب شکوهی عزیز
    تحلیل وقایع این روزهای ایران و اتفاقاتی که در صحنه سیاسی رخ می‌دهد واقعا مشکل است و هیچ نمی‌توان به درستی به همه زوایای امور سیاسی کشور دست یافت. هر چه بیشتر می‌جوییم کمتر به واقعیت نزدیک می‌شویم:
    جامعه تک‌صدایی شده است (بقول آقای رئیس جمهور فقط یک حزب داریم و آن هم حزب‌الله)، احزاب تعطیل شده‌اند، مطبوعات تحت کنترل دولت قرار گرفتند، سایت‌های سیاسی حتی سایت‌های دولتی هم فیلتر شده‌اند، طرفداران دیروز آقای احمدی‌نژاد امروز به بهانه آقای مشایی او را تکفیر می‌کنند، احمدی‌نژاد در مخالفت و رودررویی با رهبری قد علم کرده است، حکم حکومتی رهبری از سوی دولت وتو می‌شود، دولت قانون‌گریز شده است و رئیس مجلس باید شخصا قوانین را برای اجرا ابلاغ کند، مجلس گرایش به دولت دارد و چشم بر بی قانونی‌های دولت می‌بندد، بودجه کشور هنوز بعد از گذشت دو ماه از سال ۱۳۹۰ و ۶ ماه از مهلت قانونی آن به تصویب رسیده است، یارانه‌ها باعث گرانی شده است (حداقل در بخش خدمات دولتی مثل گاز و برق و آب و حمل و نقل و درمان و … )، دولت همچنان شعار عدالت سر می‌دهد و از بهبود اقتصاد کشور می‌گوید و …
    این وسط ما ماندم که چگونه باید این موارد را کنار هم قرار دهیم و به تحلیل درستی برسیم . تحلیل زمانی به نتیجه می‌رسد که بتوان برآیند جریانات سیاسی کشور را در بستری مناسب به قضاوت نشست.
    به نظرم بهتر است شما هم تحلیل نکنید چون هم متهم به جانبداری از دیگری می‌شوید و هم در معرض خشکیده شده آب باریکه اطلاع‌رسانی‌تان. درست نمی‌گویم؟
    موفق باشید علی آقا.

اضافه کردن نظر