نسخه چاپی نسخه چاپی

رعایت حقوق بشر اسلامی با کدام اهرم؟

یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۹۰

قبل از پیروز انقلاب اسلامی، علمای ما تلاش می‌کردند با نوشتن کتابهایی نشان دهند که اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل، نه تنها مورد تایید اسلام است بلکه اسلام به شکلی بهتر و انسانی‌تر از حقوق بشر سخن می‌گوید. برخی از آثار علامه جعفری و تعدادی از علمای دیگر در این راستا نوشته شدند. بعد از انقلاب، گروهی از علما و نویسندگان مسلمان تلاش کردند نشان دهند که اعلامیه حقوق بشر در مواردی با حقوق اسلامی در تناقض و تعارض است اما به این معنا نیست که ما در اسلام نمی‌توانیم از حقوق بشر سخن بگوییم. در مقابل، عده‌ای مفاد این اعلامیه را کاملا انسانی و در واقع اسلامی دانستند و اعلام کردند که ما باید دین را به گونه‌ای بفهمیم که با مفاد این اعلامیه در تناقض نباشد. و حقوق بشر، خود یک ملاک برای سنجش دینی بودن یا نبودن فتاوی علماست. در سالهای گذشته در سازمان کنفرانس اسلامی، تلاش شد تا اعلامیه «حقوق اسلامی انسان» را تهیه کنند که چهارچوبی برای اداره کشورهای مسلمان و رقیبی برای کشورهای غربی و اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل باشد. البته وقتی خواستند کشورهای مسلمان را ملزم به رعایت آن اعلامیه و تطبیق قوانین این کشورها با مفاد آن اعلامیه کنند، دولتها به آن رای ندادند چون می‌دانستند که نمی‌خواهند آن را رعایت کنند.

در سالهای بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی را به عنوان یک کشور ناقض حقوق بشر به دنیا معرفی کردند و سالها نماینده ویژه حقوق بشر سازمان ملل (گالیندوپل) به ایران رفت و آمد داشت و گزارش تهیه می‌کرد. در دوره ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، این اتهام کمرنگ و ایران از لیست سیاه سازمان ملل خارج شد اما اینک بار دیگر، این موضوع داغ شده است و تصمیم دارند نماینده ویژه‌ای برای نظارت بر وضعیت حقوق بشر در ایران معرفی کنند.

من اینک به مباحث نظری این مقوله نمی‌پردازم و صرفا به این موضوع می‌خواهم توجه خوانندگان را جلب کنم

که چرا کار ما به اینجا کشیده است و بار دیگر ناقض حقوق بشر معرفی شده‌ایم؟

مسئولان ما تمایل دارند که اصلی‌ترین دلیل این امر را به توطئه دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی نسبت دهند. من به عنوان یک عامل جدی، این ادعا را قبول دارم و با کسانی که دشمنی آمریکا و اروپا با اسلام و اقتدار مسلمانان را نمی‌بینند، اختلاف نظر جدی دارم. غربی‌ها به دلایل سیاسی، مسئله حقوق بشر را در مورد دولتهای دوست خود مطرح نمی‌کنند و چشم خود را بر روابط مستبدانه آنان با مردم می‌بندند اما در مورد مخالفان، با همین برگ، بازی کرده و آن را به ابزار فشار سیاسی علیه دولتهای مخالف یا مستقل تبدیل می‌کنند. بررسی مواضع و عملکرد غرب در مقوله حقوق بشر در کشورهای دوست یا مخالف غرب، کاملا موید این نظر است.

اما همه مسئله این نیست. من مفروض می‌گیرم که نباید خودمان را با ملاکهای غربی بسنجیم و اصلا هم نباید برای ما مهم باشد که غربی‌ها و سازمان ملل در مورد ما چگونه قضاوت می‌کنند اما این سئوال مهم را باید پاسخ بدهیم که آیا با ملاکهای خودمان یعنی همان چیزی که ما حقوق بشر اسلامی یا حقوق اسلامی انسان می‌نامیم، وضعیت ما قابل دفاع است؟ آیا حاضریم به موضوع حقوق بشر در جمهوری اسلامی توسط نهادهای اسلامی و داخلی تن بدهیم و قضاوت آنها را بپذیریم؟

همه می‌دانند که قوه قضاییه دارای مشاور حقوق بشر است. از تلاش این نهاد برای دفاع از حیثیت جمهوری اسلامی در سطح سازمانهای جهانی در زمینه حقوق بشر، همگان اطلاع دارند اما از ناکامی نماینده ایران برای قانع کردن دیگران هم مطلع هستیم. چنین به نظر می‌رسد که این مشاورت هیچ نقشی در امور داخلی بازی نمی‌کند و نمی‌تواند برای رعایت حقوق بشر در زندانها، دادگاه‌ها، برخورد با متهمان در بازداشتگاه‌ها، وضعیت آزادی مطبوعات، و … تلاشی صورت دهد اما من فکر می‌کنم حکمیت یک نهاد مستقل حقوق بشر در ایران را می‌توان مطرح کرد و آن «کمیسیون حقوق بشر اسلامی» است که از چند سال قبل تاکنون، هیچ صدایی از آن به گوش نمی‌رسد و اگر آزادانه و بدون دخالت صاحبان قدرت، بر وضعیت رعایت حقوق بشر در ایران نظارت کند و مسئولان هم گزارشها و مداخلات آن را جدی بگیرند، می‌تواند ثمرات بزرگی را به همراه آورد.

من بر این باورم که اگر یک کمیسیون مستقل نظارت بر حقوق بشر در داخل فعال باشد، هم از ظلم به مردم و سیاسیون مخالف کاسته می‌شود، هم انحراف از قانون کم می‌شود، هم افکار عمومی قانع می‌شود، و … و هم ابزار دخالت خارجی و نظارت بین‌المللی بر حقوق بشر در ایران ناکارآمد می‌شود. همه اینها به شرطی است که آزادی عمل این نهاد را بپذیریم و از دخالت در کار آن خودداری کنیم.

Share and Enjoy


۸ نظر در ”;رعایت حقوق بشر اسلامی با کدام اهرم؟“

  1. هاشمی سنجانی می‌گوید

    درصورت امکان جزوه ایت الله منتظری رادر زمینه حقوق بشر بررسی کرده وخود نیز جدی تراز این مهم دفاع نمایید.

  2. عبدالله عبداللهی می‌گوید

    خیلی دلت خوشه

  3. ياران می‌گوید

    با سلام و تشکر از نگاه مثبت شما به جایگاه حقوقی ملت ایران در عرصه‌های بین‌المللی. نظر ما هم اینست که مسئولان مربوطه در نظام با نگاه اصلاحی، مواردی از حقوق بشر را که با حقوق و قوانین اسلامی انطباق دارد، امضاء نمایند و موارد متناقض را بطور منطقی متذکر شده و با راهکارهای روشن ارایه طریق نمایند.

  4. طالبي می‌گوید

    جناب آقای شکوهی! با سلام و آرزوی موفقیت برای شما. اگرچه شخصیت شما را تا حدودی می‌شناسم اما به نظر می‌رسد هنوز به شفاف‌گویی تن ندادید و مایلید هم خدا را داشته باشید هم خرما را. در این روز و حال آیا از خود سوال کردید که چرا قبل از انقلاب برخی منشور حقوق بشر را تایید می‌کردند؟ اگر منشور با مفاهیم اسلامی مطابقت داشته چرا الان که بر مسند حکومت هستند، قبول ندارند؟ شاید می‌خواستند مردم را به هر شکل که شده مجاب نمایند و انقلابی راه بیندازند، گرچه من با این فرض مخالفم.

  5. ایرانی می‌گوید

    با سلام
    احتراما” اینجانب فکر می‌کنم وظیفه مجلس خبرگان، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس و البته در راس آنها خود قوه قضائیه و از همه مهمتر نهاد رهبری در واقع نظارت بر رعایت حقوق بشر در مملکت است. اگر چنین نیست، این کمسیون مستقلی که شما پیشنهاد می‌دهید هم دیری نخواهد پایید که به جرگه آنها پیوند میخورد.

  6. دوستدار امام می‌گوید

    نمی‌دانم چرا وقتی مقاله شما را خواندم بی‌اختیار به یاد این جمله از فرمایشات حضرت امیر در خطبه ۱۶۴ نهج البلاغه افتادم. آیا شما و خوانندگان هم با من هم عقیده نیستید؟
    امام‌ علی(ع): «فقال‌ له‌ عثمان‌ فی‌ اَن‌ یؤ‌جلونی‌ حتی‌ اخرج‌ الیهم‌ من‌ مظالمهم. فقال: «ماکان‌ بالمدینه‌ فلا احل‌ فیه، و ما غاب‌ فاجله‌ وصول‌ امر الیه: هنگامی‌ که‌ مردمان‌ نزد آن‌ امام‌ آمدند و خواستند تا با عثمان‌ سخن‌ گوید؛ امام‌ نزد او رفت‌ و سخن‌ مشهور خود را که‌ در «نهج‌البلاغه» نقل‌ شده‌ است‌ گفت. پس‌ عثمان‌ به‌ او گفت: «از مردم‌ بخواه‌ که‌ به‌ من‌ مهلتی‌ بدهند تا از بی‌عدالتی‌ها جلوگیری‌ کنم». علی(ع) چنین‌ پاسخ‌ داد. «آنچه‌ در مدینه‌ است‌ مهلتی‌ نمی‌خواهد و آنچه‌ بیرون‌ مدینه‌ است، مهلت، به‌ اندازه‌ رسیدن‌ دستور تو به‌ آنجاست».
    این‌ کلام‌ هشداری‌ است‌ برای‌ حکومتهایی‌ که‌ شنیدن صدای مردم و تقاضایشان را برای اصلاح به‌ تاخیر می‌اندازند.

  7. دوستدار ایران می‌گوید

    فقط خواستم ابراز تاسفم را نسبت به کامنت آقای دوستدار امام! اعلام داشته باشم.
    از جناب شکوهی هم به خاطر در پیش گرفتن سیاست یکی به نعل و یکی به میخ تشکر می‌کنم و عرض می‌کنم جناب آقای شکوهی! تئوری‌های امثال شما باعث شد که امروز با چنین بن‌بست سیاسی مواجه شویم. جناب آقای شکوهی! بنده احساس دل‌زدگی شدیدی از شما و همفکرانتان دارم. حکایت شما حکایت جماعتی است که خون‌خواه خونی هستند که خود ریخته‌اند! پیشاپیش از اینکه کامنت من را حذف می‌کنید و به نمایش نمی‌گذارید، تشکر می‌کنم!!!

  8. عبدالله عبداللهی می‌گوید

    «دوستدار ایران» گرامی! ایکاش یک دلیل غیرماورایی، یک دلیل قابل فهم برای ما انسانهای زمینی، یک دلیلی که بجای آنکه فرشتگان فقط قدرت فهم آن را داشته باشند ما انسانها هم که مورد خطاب خداوند در قرآن هستیم هم بفهمیم، می آوردی که نشان دهد کجای این مطلب غلط است. ایکاش نه یک دلیل که حداقل یک تحلیل نیم‌بند ارائه می‌کردی که غیر از خودت (و کسانی که عادت دارند بجای تامل در امور و تحلیل عقلایی از آن، ایمان را تبعیت کورکورانه تعریف می‌کنند)،بقیه نیز ملاکی عینی برای رد یا قبول آن در دست می‌داشتند.
    برادر یا خواهر من! وقتی حضرت علی(ع) در جنگ در برابر پرسشگری که شک در حقانیت او در برابر مخالفین کرده، به ولایت و امامت و حقانیت مطلق خود استدلال نمی‌کند و تاکید دارد بزرگی آدمها او را متوقف نکند بلکه حق را بشناسد تا اهل آنرا بشناسد و باطل را بشناسد تا اهل آنرا دریابد، غیر از این است که علی مطمئن بود کارش مطابق با حق است)! اما چرا من و تو عادت کرده‌ایم در برابر هر مساله‌ای بجای استدلال و از موضع شناخت حق و بررسی انطباق اعمال بزرگان با حق، پای بزرگان را و ایمان (بعضاٌ احساسی را) به میان بکشیم؟ اگر رفتار علی(ع) ملاک ما در تطبیق اعمال ماست، لطفاٌ فقط به یک سوال ساده جواب دهید: برخورد علی(ع) با خوارج و سپاه معاویه چه نسبتی با رفتار ما دارد؟ چقدر بهم شبیه‌اند؟ چرا؟

اضافه کردن نظر