نسخه چاپی نسخه چاپی

انقلاب با یک بال، قادر به پرواز نیست

جمعه ۲۳ اردیبهشت ۹۰

در اولین ماه‌های روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد از بروز یک خطر جدی در حاکمیت نظام اسلامی یعنی خطر کنده شدن اصلاح‌طلبان از بدنه نظام سخن گفتم و تاکید کردم: «دائما از زبان مقامات عالی و مسئولان درجه اول کشور شنیدیم که وجود دو جناح سیاسی در صحنه اداره جامعه نه تنها امری ضروری بلکه اجتناب ناپذیر است و حتی برخی از بزرگان تاکید کرده‌اند که اگر جناحی نخواهد در صحنه بماند و مثلا در رقابت‌های انتخاباتی حضور یابد، در آن صورت باید از میان همفکران آنان کسانی را یافت و یک جریان سیاسی تازه ساخت. دلایل این امر روشن است زیرا اسلام و انقلاب و تجارب عادی بشر در زندگی جمعی، وجود سلیقه‌های مختلف سیاسی و نگرشهای متفاوت فرهنگی و سبکهای گوناگون مدیریتی را در میان مسئولان، اندیشمندان و نخبگان به رسمیت می‌شناسند و طبعا جناح‌بندی سیاسی هم بر همین مبنا شکل می‌گیرند. آنچه در روزهای اخیر باعث ایجاد تردید در این موضوع شده است، نقدی است که اصلاح‌طلبان بر رقیب وارد دانسته و آنان را به یک دست کردن حکومت متهم می‌کنند و البته دلایل این امر بویژه پس از تشکیل دولت احمدی‌نژاد، قابل توجه‌تر هم شده است».

سپس در ادامه تاکید کردم: «یکدست کردن حاکمیت نه مقدور است و نه مطلوب. کسانی که به گفتمان انقلاب اسلامی معتقدند، خودی هستند و علیرغم همه اختلاف نظری که در باره نحوه اداره کشور دارند، باید فرصت خدمت به مردم داشته باشند و از حضور در قدرت سیاسی و نظام تصمیم‌گیری نباید محروم شوند. این امر با هشیاری در باره کسانی که از گفتمان انقلاب اسلامی فاصله گرفته‌اند یا در صدد استحاله تدریجی ارزشهای انقلاب هستند، منافات ندارد. تجربه انقلاب در ربع قرن گذشته و تعالیم دینی ما و حجم دشمنان داخلی و خارجی انقلاب و ایران، به ما حکم می‌کنند که ضمن مرزبندی دقیق اعتقادی و سیاسی با کسانی که به گفتمان انقلاب اسلامی اعتقاد ندارند، شیوه رحمت و رافت با خودی‌ها را در پیش گیریم و « اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» باشیم. یکدست کردن حکومت اگر با هدف همسو کردن همه ارکان حکومت در راستای تفکر انقلاب و تعمیق ارزشهای اسلامی باشد، یک امر ضروری است و جریانی است که از آغاز انقلاب هم مورد توجه بوده است اما اگر به معنای کنار زدن یکی از جناح‌های درون انقلاب و حاکم کردن طیفی خاص باشد، می‌تواند به زیان کشور و مردم تمام شود و یک بال قوی انقلاب در پرواز به سوی آرمانهای بلند انسانی را بشکند».

اکنون می‌خواهم تاکید کنم که این اتفاق به شکلی رخ داده و اگر چه یک بال انقلاب نشکسته است اما مجال حرکت کردن و پرواز و پیشبرد انقلاب به سوی آرمانها از آن گرفته شده است. اکنون می‌خواهم تاکید کنم دقیقا به دلیل همین تحمیل انزوا و کنار گذاشتن نیروهای یک جریان بزرگ انقلاب، کارآمدی بال دیگر هم کاسته شده است و بعید است که بتواند این بار سنگین را به منزل برساند. تفرقه، ناکارآمدی، رواج خرافات، ظهور باندهای جدید قدرت و ثروت، قانون‌گریزی و قانون‌ستیزی، میدان یافتن عناصر آزمایش پس نداده و تصدی مسئولیتهای سنگین به وسیله افراد کم‌تجربه و نابلد، بی‌ثباتی مدیریتی و تغییر دائمی مدیران و کنار گذاشتن مدیران استراتژیک، تشدید انزوای سیاسی و تحمیل تحریمها و تصویب قطعنامه‌های متعدد علیه ایران در سازمانهای  بین‌المللی، تورم زیاد و کاهش نرخ رشد اقتصادی کشور، بحرانهای کارگری و صنفی، نارضایتی نخبگان سیاسی و احزاب و گروهها از وضعیت سیاسی کشور، ایجاد محدودیت شدید رسانه‌ای، تک‌صدایی شدن فضای حاکم بر رسانه ملی، تبدیل نارضایتی‌های اجتماعی به موج اعتراضات سیاسی، نارضایتی نویسندگان و هنرمندان و اندیشمندان از روند مدیریت کشور، و دهها مورد دیگر نشان‌دهنده ناکارآمدی جریانی است که بعد از کنار گذاشتن یک جریان بزرگ انقلاب، قدرت را در انحصار خود در آورده است. آیا قرار است این روند ادامه یابد تا انقلاب به زانو در آید؟

Share and Enjoy


۴ نظر در ”;انقلاب با یک بال، قادر به پرواز نیست“

  1. مهر بانو می‌گوید

    بالهایش را که سالهاست شکسته‌اند. پرهایش را هم چیدند. زبانش را قیچی کردند، چشمهایش را بستند. پاهایش را هم به زنجیر کشیدند. قلم را هم از دستش کشیدند. انقلاب را بر دار کردند و از مرده‌اش هم پرهیز می‌کنند.
    خوب است شما گاهی از این یادگار از دست رفته یادی می‌کنید.

  2. علیرضا می‌گوید

    ۱) آن «بزرگانی» که تصور می‌کنند «جریانات سیاسی» را می‌توان «ساخت» تصوری جز خیمه شب بازی از فرآیند انتخابات ندارند.
    ۲) آنان … می‌خواهند نشان دهند علی رغم آن تفاوتها و اختلافات، آنان هم چنان «بزرگ»اند و این … ادامه یابد.
    ۳) و البته در یک نگاه کلی و متمدنانه – اگر ممکن باشد- دعوای امروز در سطح رسمی بر سر این است که «گفتمان انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷» چیست و مرزهای آن کجاست؟
    ۴) دعوای اساسی تر آن است که انسان کیست و دایره شهروندی کجاست و حق بشر چیست و حکومت چیست؟
    ۵) مسئله کلی شاید این باشد: چه کسی تعیین می‌کند من همچنان صاحب حیات باشم یا خونم ریخته شود و بمیرم؟ چه کسی مرزهایی می‌کشد که می‌شود بیرون از آن، انسان نبود و کشتن من، متضمن هیچ گناه و عقوبتی برای کسی نباشد؟ تن ما متعلق به چه کسی است؟

  3. دوستدار امام می‌گوید

    متاسفانه باز شما آقای شکوهی به صحرای کربلا زده و از «دهها مورد دیگر نشان‌دهنده ناکارآمدی جریانی است که بعد از کنار گذاشتن یک جریان بزرگ انقلاب، قدرت را در انحصار خود در آورده است. آیا قرار است این روند ادامه یابد تا انقلاب به زانو در آید؟» نوشتی و باز هم طبق روال با ملاک عقل و دین (و نه با ملاک ولاء و محبت) و همسو با بخشی از مراجع گرامی و برخی از روشنفکران و گروهی از دانشگاهیان و عده‌ای از مردم و هنرمندان و … دلت بحال انقلاب و اسلام سوخت!
    برادر من! چقدر اشتباهت را تکرار می‌کنی؟ چرا ولایت و دلبستگی به آن را ندیده می‌گیری؟ چرا در چشمانت را باز می‌گذاری تا ببیند و در مقابل در دلت را بر محبت و ولاء بسته‌ای؟! مگر نمی‌دانی حلال مشکلات کجاست؟ همه ما (تاکید می‌کنم همه ما با هر چه که برای ما مهم و عزیز و مقدس است) باید فدا شویم تا به این حصن آسیبی نرسد. اگر این شد صورت مساله شما پاک شده و حل می‌گردد و دیگر دلیلی برای نگرانی باقی نمی‌ماند. مشکل شما و امثال شما و …این است که بجای آنکه اجازه دهید با توسل به محبت، دیگری بجای شما ببیند، خود می‌بینید و فکر می‌کنید و دل نگران می‌شوید!!!
    بیاد زمان جنگ افتادم. وقتی در عملیات کربلای ۵ بدلیل بی‌احتیاطی یکی از فرماندهان میانی لشکر، فشار بی‌اندازه‌ای به ما (بسیجی‌ها) در خط مقدم وارد شد و در برابر اعتراض ما آقای فرمانده بجای اصلاح اشتباه و یا حداقل قانع کردن ما با تمسک به آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و … ما را به وادار به سکوت کرد، یکی از دوستان بسیجی بنده با لحنی معترضانه و طنز آلود، فرمانده و ما را مورد خطاب قرار داد که آری! ایشان درست می‌گوید. اسلام و ایران و انقلاب و نماینده آنها که آقای فرمانده است، نباید آسیبی ببیند. اگر اوضاع ما بهم ریخته و لباسهامان پاره شده، مهم نیست. مهم آن است که لباس ایشان پاره نشود.

  4. ایرانی می‌گوید

    جناب شکوهی
    با سلام
    احتراما” می‌خواستم از خانم مهربانو به خاطر اینکه تمام توضیحات مهم را در قالب چند جمله بیان کردند، تشکر نمایم.

اضافه کردن نظر