۲۴ خرداد شکست گفتمان دشمن دانستن هاشمی، خاتمی و موسوی بود

گفتگوی آینده آنلاین با علی شکوهی

اشاره: ۱۰ روز قبل از انتخابات که در جمعی با علی شکوهی صحبت می کردیم، اکثرا ناامید بودند و او معتقد بود هاشمی و خاتمی باید اعتبار خود را برای پیروزی در این انتخابات هزینه کنند و معتقد بود آنها می توانند بخش زیادی از محبوبیت خود را به نامزد مورد حمایتشان منتقل کنند. اکنون او به تحلیل نتایج انتخابات می پردازد و معتقد است رای آوردن روحانی شکست گفتمان ۴ سال گذشته است که از اساس غلط بود. گفت و گوی ما با او را در ادامه می خوانید:

– شما از کسانی بودید که احتمال رای آوردن روحانی در دور اول را جدی می دانستید. چه قرائنی باعث شده بود که به چنین نظری برسید؟
البته کم نبودند کسانی که مثل من فکر می کردند چون قرائن زیادی وجود داشت که این احتمال را تقویت می کرد. رخدادهای انتخابات ریاست جمهوری امسال از جایی شروع شد و مسیری را طی کرد که رای آوردن دکتر حسن روحانی را بسیار محتمل می ساخت و کافی بود برخی از قرائن را کنار هم قرار دهیم تا این نتیجه گیری ممکن شود.
اول این که رهبری خواستار حماسه سیاسی بودند و این امر، نوعی کثرت در نامزدهای انتخاباتی را طلب می کرد. ایشان در جلسات خصوصی بر حضور اصلاح طلبان دستکم در رده های پایین تر در انتخابات تاکید داشتند و با کسانی که معتقد به ردصلاحیت همه اصلاح طلبان بودند، مخالفت می کردند.
دوم این که به دلیل رخدادهای انتخابات سال ۸۸، عزم رهبری و نظام بر این بود که انتخاباتی با کمترین شبهه برگزار شود و اعتماد از دست رفته به مردم باز گردد. این امر به گونه ای مانع تکرار اشتباهات سال ۸۸ می شد.

Share and Enjoy

بار دیگر؛ روزنوشت!

از امروز مصادف با هفتم تیرماه و در سالگرد شهادت شهید بهشتی و همراهان ایشان، روزنوشت سایت «نقد زمانه» را دوباره از سر می­‌گیرم.

نگارش این روزنوشت­‌ها از تاریخ فروردین تا آبان سال ۹۰ تقریبا به صورت مرتب ادامه داشتند اما در آن زمان به یک دلیل اصلی و برخی دلایل فرعی، قطع شدند. دلیل اصلی ننوشتن بنده در این فاصله – البته جز در موارد خاص که نمی‌­توانستم ننویسم – این بود که مسئولان یکی از قوای سه­‌گانه درصدد تهیه لایحه جرم سیاسی برای تصویب در مجلس شورای اسلامی بودند و مسئولیت اصلی این کار را بر دوش بنده قرار دادند. مسئولان این قوه بر این باور بودند که اگر قرار است این کار مهم به انجامی خوش و کار تهیه و تصویب این لایحه ضروری برای کشور به نتیجه برسد، بهتر است بنده از نوشتن برخی از مطالب سیاسی احتمالا جنجالی پرهیز کنم و بدون هرگونه حاشیه­‌ای به این کار مهم بپردازم. در آن شرایط احساس کردم تهیه این لایحه و تصویب آن برای انقلاب و کشور و نیروهای سیاسی جامعه بخصوص جریانهای منتقد و مخالف، بسیار ضروری­‌تر از آن است که بنده در مورد برخی از مسائل کشور، اظهارنظرهایی کنم که میزان اثرگذاری آن هم روشن نیست. این بود که نوشتن روزنوشت در سایت «نقد زمانه» متوقف و عمده وقتم مصروف تهیه و آماده­‌سازی و تشکیل جلسات کارشناسانه در این زمینه شد. اینک که این لایحه از نظر ما نهایی و تقدیم مسئولان آن قوه شده است، احساس کردم که دیگر تعهدی به کسی ندارم و نوشتن روزانه در سایت شخصی را دوباره آغاز می­‌کنم.

امیدوارم دوستان و خوانندگان گرامی با نگارش نظرات صائب خویش در ذیل مطالب، همچون گذشته بر غنای موضوعات مطروحه بیفزایند و نقایص موجود را جبران نمایند. طبعا انتظار می­‌رود در طرح نظرات به گونه­‌ای و با ادبیاتی اقدام شود که امکان انتشار آنها از سوی «نقد زمانه» میسر باشد.

Share and Enjoy

پیامی کوتاه برای همه هموطنان و فعالان سیاسی خارج کشور

 هموطنان گرامی مقیم خارج کشور! فعالان سیاسی و همه گروههایی که قلبتان برای سرافرازی ملت و کشورتان می‌تپد و خود را در حماسه بزرگ ملت ایران شریک می‌دانید. خطاب من به شماست.

اخیرا نوشته‌ای را از سیدابراهیم نبوی خطاب به دکتر روحانی رئیس جمهوری منتخب ملت خواندم که در آن نکته مهمی مورد تاکید قرار گرفته بود. وی اعلام کرده است: «ما طلبکار شما نیستیم. ما کنار شما هستیم. ما به شما نظر می‌دهیم، اما شما را تحت فشار نمی‌گذاریم. ما میلیونها تحصیلکرده اهل خرد هستیم که آرزو می‌کنیم که شما که نماینده ما هستید موفق شوید و ما هر کاری بتوانیم برای موفق شدن شما می‌کنیم. ما نمی‌گوئیم مطالبات‌مان از شما چیست، بلکه می‌گوئیم توانایی‌مان برای برآورده کردن مطالبات مردم چیست و ضمن در اختیار قرار دادن همه توانایی‌مان برای کمک به ساختن ایران عزیز، نظرات‌مان را برای بهتر شدن وضع کشور می‌گوئیم».

این سخن نبوی باید سخن دل غالب شما هموطنان باشد و نشانه آن، همین خوشحالی و سروری است که این روزها و به دنبال خلق حماسه‌ای بزرگ از سوی مردم، قطعا همه شما در دل و جان خود احساس می‌کنید.

Share and Enjoy

تنها راه‌حل: مصالحه روحانی و عارف، حمایت هاشمی و خاتمی

مصاحبه سایت انتخاب با علی شکوهی، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار منتقد

مقدمه: گفتگویی که می­‌خوانید متن کامل گفتگوی سایت انتخاب با بنده درباره انتخابات ریاست جمهوری و نحوه حضور نامزدهای اصلاح‌­طلب و اعتدال­گرا (عارف و روحانی) در انتخابات بعد از ردصلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی است. این گفتگو را در نشانی سایت انتخاب می­‌توانید بخوانید اما چون بخش­هایی از آن به ملاحظاتی در انتخاب منتشر نشد، خواندن متن زیر را به دوستان توصیه می­‌کنم.

  – شما از افرادی بودید که قبل از ثبت نام آقای هاشمی به ایشان نامه نوشتید و تاکید کردید که حتی در صورت عدم موافقت اولیه رهبری، به صحنه بیاید و البته دیدیم که موضوع به رد صلاحیت ایشان ختم شد. آیا اکنون این اقدام را موفق می‌دانید؟ آیا باعث ضربه به حیثیت و اعتبار آقای هاشمی نشد؟

بله. همینطور است. من در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ماه نامه‌ای سرگشاده خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم و در همان نامه دلایل چندگانه‌ای را ذکر کردم که آمدن آقای هاشمی را توجیه می‌کرد. وضعیت نگران کننده جهانی و منطقه‌ای و اوضاع ناگوار داخلی، به صحنه آمدن یک چهره برجسته انقلاب در این شرایط را ضروری می‌ساخت و هنوز هم آن ضرورتها موضوعیت دارند. مهمترین دلیل این که باید به چهره‌ای مثل آقای هاشمی رفسنجانی دل می‌بستیم این است که ایشان یکی از دو چهره برجسته در میان یاران امام خمینی بود که سخت مورد توجه امام بود و در مسئولیتهای سنگینی از سوی ایشان گمارده شده بود و نقش اعتدالی و فراجناحی ایشان برای همگان محرز است. از سوی دیگر، یک جریان افراطی و تنگ‌نظر با تحلیل غلط و انحرافی از صف‌بندی دوستان و دشمنان انقلاب، بر حذف همه نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب و اعتدالگرا  اصرار دارند و همین جریان که متاسفانه بر ارگانهای متعدد درون نظام و نهادهای قانونی هم سیطره دارد، با آمدن آقای هاشمی رفسنجانی به صحنه رقابت انتخاباتی مخالف بود و کار خود را هم پیش برد.

Share and Enjoy

جلوی انحراف در شورای نگهبان را بگیرید!

نامه سرگشاده علی شکوهی به رهبری برای دخالت در تایید صلاحیت هاشمی رفسنجانی

بسمه تعالی

 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

مقام محترم رهبری

با عرض سلام و احترام

هر چند در طی این چند سال، اعتراض و انتقاد خود از نحوه اداره کشور را به اشکال گوناگون منتشر کرده‌ام اما همیشه ترجیح داده‌ام که حضرتعالی را مخاطب نوشته خود قرار ندهم تا خدای ناکرده، تصور جسارت نشود اما رخداد اخیر انتخاباتی عزم بنده را تغییر داد.

در سال ۸۴ و بعد از رد صلاحیت دکتر معین از سوی شورای نگهبان، حضرتعالی وارد ماجرا شدید و در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله جنتی دستور فرمودید که نسبت به صلاحیت آقایان دکتر معین و مهندس مهرعلیزاده، تجدیدنظر صورت گیرد. دلیل ذکر شده در نامه مذکور چنین است: «از آنجا که مطلوب آن است که همه افراد کشور از صاحبان سلائق گوناگون سیاسی، فرصت و مجال حضور در آزمایش بزرگ انتخابات را بیابند …».

هر چند بسیاری با دلایل قابل اعتنا، بر این باورند که دعوت به دخالت جنابعالی در آن ماجرا، به قصد ایجاد تکثر در نامزدهای اصلاح‌طلب و جلوگیری از رای آوردن آیت‌الله هاشمی رفسنجانی صورت گرفت و کسی دلش برای صاحبان سلائق گوناگون سیاسی نسوخته بود اما چنین به نظر می‌رسد که دلیل ذکر شده، طبعا برای هر انتخاباتی قابل تامل است.

Share and Enjoy

آقای هاشمی! کشور به فداکاری شما نیاز دارد!

نامه سرگشاده علی شکوهی به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

 

 بسمه تعالی

 حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی دام‌عزه

با سلام و عرض احترام

مدتی است با خود کلنجار می‌روم که این نامه را خطاب به حضرتعالی بنویسم یا خیر. سرانجام به این جمع‌بندی رسیده‌ام که نگارش این نامه و انتشار عمومی آن در شرایط کنونی و طرح دعوت از شما برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، عین صلاح است و بنابراین، تقاضا می‌کنم به مفاد این نامه و درخواست مطروحه در آن، از موضع تدبر و تامل و از سر حسن‌ظن بنگرید تا شاید خداوند با تصمیم فداکارانه شما در این شرایط، برخی از مهمترین مفاسد امور مسلمین را اصلاح کند.

پیشاپیش باید عرض کنم که بنده در دوران ریاست جمهوری حضرتعالی و حتی بعدها، از منتقدین بسیاری از سیاستها و اقدامات دولت و شخص شما بوده‌ام و هنوز هم بسیاری از آن انتقادهای تند و تیز را وارد می‌دانم. البته در آن روزها به دلیل اینکه رهبری انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای در پیغام‌هایی به ما و بسیاری از دوستان، انتقاد از جنابعالی را «خط قرمز» تلقی کرده بودند، ما هم ملاحظه می‌کردیم و حد نگه می‌داشتیم اما در هر صورت به طیف منتقدان شما تعلق داشتیم. در عین حال نقش و جایگاه شما در میان یاران امام و تاثیر حضور بزرگانی مانند شما در جمع تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران انقلاب، همیشه برای ما برجسته بود و بزرگی شما را نمی‌توانستیم انکار کنیم. بنابراین دعوت از جنابعالی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، با حفظ تمام نقدهایی است که از گذشته تا حال بر مواضع و عملکرد شما وارد می‌دانستم و هنوز هم اصلاح برخی از امور شخصی و خانوادگی و سلایق مدیریتی را شرط موفقیت شما در حضور مجددتان در این عرصه می‌دانم. این موارد را جداگانه باید متذکر شوم و در این نوشته جای آن نیست.

Share and Enjoy

استراتژی حاکم بر انتخابات مجلس چیست؟

روزنامه سیاست روز / شنبه ۳ دی ۱۳۹۰

 از امروز ثبت نام داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی آغاز می‌شود و طبعا به صورت روزانه و در طی یک هفته، شاهد نام‌نویسی جمعی از نامزدها در حوزه‌های تعیین شده خواهیم بود. با این حساب، اجرایی شدن انتخابات مجلس، کلید خورده است اما بنده بر این باورم که هر انتخابات قبل از آن که به صورت اجرایی در آید، نیازمند یک استراتژی کلانی است که اهداف کلی و جهتگیری آن را نشان می‌دهد. این استراتژی کلان، باید روشن کند که ما در پی کدامین هدف اصلی یا اهداف ضمنی هستیم و راه رسیدن به این اهداف را چگونه ترسیم کرده‌ایم.

متاسفانه، انتخابات در ایران، صرفا ابزاری برای شکل‌گیری نهادهای سیاسی کشور نیست بلکه سازوکاری برای نشان دادن دلبستگی مردم با نظام و همراهی آنان با مسئولان هم محسوب می‌شود و ای کاش چنین نبود. در واقع ای کاش مسئله انتخابات مانند بسیاری از کشورهای دنیا، در حیطه «کارآمدی» تعریف می‌شد و ربطی به حوزه «مشروعیت» نداشت. مگر در کشورهای غربی، شرکت نکردن مردم در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری را کسی حمل بر مشروع ندانستن نظام سیاسی تلقی می‌کند؟ آنان مفروض گرفته‌اند که نظام سیاسی موجود در کشورشان مورد قبول مردم بوده و انتخابات صرفا ابزاری برای شکل‌گیری نهادهای قدرت در جامعه است. با این حساب، نه شرکت زیاد مردم، بر مشروعیت نظام می‌افزاید و نه کاهش مشارکت، نظام سیاسی را نامشروع جلوه می‌دهد. در ایران امروز متاسفانه چنین نیست و ما برای حضور مردم در انتخابات، کارکردی دوگانه قائلیم که مهمترین آن، اعلام وفاداری مردم به اصل نظام است و طبعا کاهش آرای مردم در انتخابات، می‌تواند پیام متفاوتی را به همراه داشته باشد.

در چنین شرایط و با وجود این تلقی از مشارکت مردم، استراتژی کلان انتخابات باید بر «مشارکت حداکثری» مردم بنا شود یعنی هدف اصلی را باید این نکته دانست که مردم، انگیزه مشارکت در انتخابات را داشته باشند و با مشارکت خود، به همه دنیا اعلام کنند که همچنان به نظام و آرمانهای کلان آن وفادارند و در ضمن، مسئولان و نمایندگان مورد نظر خود را نیز بر می‌گزینند. این مشارکت حداکثری، به تمام دنیا نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی در نزد مردم، همچنان مقبول است و جمهوری اسلامی، در میان مردم دارای پایگاه جدی است و طبعا دشمنان هم از اجرایی و عملیاتی کردن توطئه‌های تدارک دیده شده، منصرف می‌شوند و بسیاری از خطرات، از بالای سر ملت دور خواهد شد.

اگر این استراتژی کلان را بپذیریم، در آن صورت برگزاری یک انتخابات رقابتی و با حضور همه طیفهای سیاسی کشور اعم از اصلاح‌طلبها و اصولگراها و مستقلین، باید در دستور کار قرار گیرد زیرا مشارکت حداکثری مردمی که دارای سلیقه‌ها و گرایش‌های سیاسی متفاوتی هستند، نیازمند نامزدی و مشارکت کاندیداهایی است که نماینده همه گرایشهای سیاسی کشور باشند. در واقع مردم در میان نامزدهای موجود، باید کسانی را بیابند که با نظرات و خواسته‌های آنان، تطبیق داشته باشند و انگیزه مشارکت در انتخابات را به آنان منتقل کنند. هر نامزد انتخابات و هر کسی که اقدام به رقابت انتخاباتی میکند، بخشی از مردم را متوجه مواضع و دیدگاههای خود کرده و آنان را به رای دادن به خود، تشویق میکند. مشارکت حداکثری مردم، هنگامی محقق میشود که برای همه سلایق سیاسی، کسانی در عرصه رقابت انتخاباتی باشند و شوق مشارکت در مردم را دامن بزنند.

این گونه رقابت انتخاباتی هنگامی به مشارکت جدی‌تر مردم منجر خواهد شد که تشکلهای سیاسی برجسته و مهم کشور، با یکدیگر رقابت کنند و احزاب و گروههای سیاسی دارای برنامه و مدافع شخصیتهای صاحبنظر، وارد عرصه رقابت شوند. کافی است دو لیست اصلاح‌طلب و اصولگرا در انتخابات با یکدیگر رقابت کنند تا شاهد حضور باانگیزه مردم در انتخابات به صورت گسترده و فراگیر باشیم و الا در غیاب اصلاح‌طلبها ولو آن که اصولگرایان در قالب تشکلهای مختلف با یکدیگر رقابت کنند، باید کمی در مشارکت مردم شائبه داشت. تاکید می‌کنیم که حضور اصلاح‌طلبها به عنوان جریانی با سابقه و وفادار به انقلاب مد نظر است که مردم آنان را می‌شناسند نه هر کسی که با شعار اصلاح‌طلبی به صحنه بیاید.

تذکر: این یادداشت در روزنامه سیاست روز با نام مستعار «علی اشرفی» منتشر شد.

Share and Enjoy

سیاست خارجی، مقایسه دو دوره خاتمی و احمدی‌نژاد

مقدمه

نحوه عملکرد انقلابیون در حوزه سیاست خارجی، دائما با دغدغه و نوسان همراه است. دغدغه دارد چون انقلابیون به آرمانهای خود چشم دوخته‌اند و نگران کمرنگ شدن آن در عرصه روابط خارجی هستند و در عین حال از دست رفتن اقتدارشان در سرزمین اصلی انقلاب را هم بر نمی‌تابند. نوسان دارد چون مجبورند در بسیاری از شرایط، به مقتضیات و نیازهای ملموس درون مرزهای جغرافیایی خود تن بدهند و از آرمانهایشان کوتاه بیایند و بعد از مدتی، دوباره به سراغ آرمانها بروند و برای نشان دادن پایبندی خود به این آرمانها، حتی از منافع ملی کشورشان هم بگذرند.

در انقلاب شوروی، تروتسکی به انقلاب دائمی معتقد شد تا از گرفتار آمدن انقلاب کمونیستی به مشکلات درون مرزهای جغرافیایی شوروی سابق، جلوگیری کند و با صدور انقلاب و پیوند زدن سرنوشت خود به موجودیت انقلابها و جنبشهای مردمی در دیگر نقاط جهان، یکباره سرمایه‌داری جهانی را از سطح کره زمین بردارد. در مقابل، استالین به سراغ سوسیالیسم بالفعل موجود در سرزمین معین رفت و تثبیت و تقویت و برتری آن در مقابل سرمایه‌داری را بهترین تصمیم انقلابیون شوروی تفسیر کرد.

در انقلاب اسلامی ایران هم دو رویه «صدور انقلاب» و «حفظ ام‌القری» مطرح شد که بی‌شباهت به وضعیت ایجاد شده در انقلاب کمونیستی شوروی نبود. گروهی بر صدور فیزیکی انقلاب به سراسر دنیا اعتقاد پیدا کردند و نوعی انقلاب دائمی را پی گرفتند و گروهی دیگر، به حفظ اقتدار جمهوری اسلامی به عنوان مامن اولیه انقلاب اسلامی معتقد شدند و منافع آن را بر مفاهیم آرمانی چون صدور انقلاب و کمک به پیروزی جنبشهای انقلابی کشورهای دیگر، برتری دادند.

Share and Enjoy

رهبری و مفهوم «نوسازی» نظام / متن کامل

اشاره: آنچه می‌خوانید متن کامل نوشته‌ای است که در تاریخ ۶ و ۷ و ۸ در قسمت روزنوشت منتشر شده است. اینک متن کامل آنرا در معرض مطالعه خوانندگان گرامی قرار می‌دهم.

از مدتها قبل در محافل سیاسی چنین مطرح بود که مقام رهبری در مسیر اصلاح قانون اساسی حرکت می‌کند و این مدعا با سخنان ایشان در اواخر تابستان درباره انعطاف داشتن ولایت فقیه برای ایجاد تغییرات ساختاری در نظام جمهوری اسلامی، قوت گرفت. اینک در سفر به کرمانشاه و انتشار بیانات صریح ایشان درباره ضرورت «نوسازی» نظام اسلامی و حتی تصریح ایشان بر احتمال احیای پست نخست وزیری، این ادعا کاملا عینی و ملموس و باورپذیر شده است.

مضامین اصلی سخن رهبری

ایشان در سخنان خود، از مسئله پیری و جوانی نظام اسلامی سخن گفتند و این پرسش‌ها را مطرح کردند: «یک سؤال این است که مسئله‌ پیرى و جوانى نظام چگونه قابل تحلیل است؟ هر موجود زنده‌اى دوران جوانى‌اى دارد، دوران پیرى‌اى دارد. وضع نظام اسلامى در این زمینه چیست و چگونه خواهد شد؟ آیا نظام اسلامى پیر خواهد شد؟ فرسوده خواهد شد؟ از کارافتاده خواهد شد؟ براى اینکه چنین وضعى پیش نیاید، آیا راهى وجود دارد؟ اگر یک وقتى چنین حالتى پیش آمد، آیا علاجى براى آن متصور است و وجود دارد؟ اینها سؤالات مهمى است. این سؤالات باید در مراکز فکر و تصمیم‌گیرى و تصمیم‌سازى – عمدتاً در حوزه و دانشگاه – بین اصحاب فکر مطرح شود؛ باید روى اینها فکر شود، بحث شود».

Share and Enjoy

اوج بی‌تدبیری است که دوستان انقلاب را دشمن جلوه می‌دهیم

 ادامه گفتگو با یک سایت اصولگرا / قسمت آخر

  اشاره: پیشتر سه قسمت از گفتگوی بنده با یک سایت اصولگرا در معرض مطالعه دوستان قرار گرفت. سایت مذکور در عمل حاضر به انتشار متن این گفتگو نشد و بنده بدون اشاره به عنوان سایت مذکور و بدون ذکر نام مصاحبه کننده، اقدام به انتشار تدریجی متن این مصاحبه در «نقد زمانه» کرده‌ام. قسمت اول با عنوان: نظارت خبرگان بر رهبری؛ نظارت بر صلاحیت‌ها یا عملکردها؟ و قسمت دوم با عنوان: جمهوری اسلامی، مخالفان نجیبی دارد! و قسمت سوم با عنوان: عزمی برای جلوگیری از مداخله سپاه در سیاست وجود ندارد، در معرض مطالعه دوستان قرار گرفت. با این توضیح که این گفتگو در اواخر سال گذشته صورت گرفته بود، قسمت پایانی آن را تقدیم دوستان می‌کنم.

 ***

ـ من یک سؤالی دارم؛ ما یک جامعه‌ای داشتیم که سابقه بیش از دو هزار سال پادشاهی دارد. حکومت ما همیشه تک نفری بوده است. یک جامعه‌ای هستیم که بعضی می‌گویند مردسالار بوده، روحیه مشارکتی پایین بوده؛ مثلاً به رانندگان گفته می‌شود کمربند ایمنی ببندید، مردم نمی‌بندند! بعضی مواقع می‌شود ولی در همه مواقع نمی‌شود که همه چیز را در دستورالعملی به مردم بگوییم. طی این ۳۰ سال، ۴۰ سال با توجه به درگیری شدید امنیتی که داشتیم، می‌توانیم توقع داشته باشیم مردم روحیه کارهای دسته جمعی، پیدا کرده باشند و خودشان بیایند وسط گود اما بعضی اوقات می‌بینیم حتی اگر حاکمان هم جاده را باز کرده باشند تا مردم خودشان انتخاب کنند، باز هم یک عده دوست دارند زیر علم دیگری سینه بزنند! به نظر شما آیا زود نیست که به مردم بگوییم که خودتان بیایید و انتخاب درست انجام بدهید؟ قبل از انتخابات سال ۸۸ خیلی به خیابان‌ها می‌آمدند، دو طرف خیلی وقت‌ها شعار مسخره می‌دهند و بعضاً فحاشی هم می‌شود و درگیری هم ایجاد می‌کنند. یعنی حتی زمانی که حکومت، جاده را باز میکند، خود مردم نمی‌توانند باهم تعامل بکنند. بنده خدایی می‌گفت وقتی آن بالا نشستند و در مناظرات دارند همدیگر را می‌زنند! توقع نداشته باشید مردم این کار را نکنند! مردم به دین حاکمان هستند.

شکوهی: ما در کشوری هستیم که ساختار فرهنگ سیاسی‌اش، غیر مشارکتی است. تجربه نخبگان‌شان در کشورداری کم است، عموماً گرفتار استبداد بودیم و این اواخر، مداخلات خارجی و استعمار هم به آن اضافه شد. در چنین جامعه‌ای وقتی انقلابی رخ می‌دهد، موج عظیم اجتماعی به‌وجود می‌آورد و بر آن شکاف تاریخی دولت – ملت فائق می‌آید و مردم، حکومت را از آن خودشان می‌دانند. به تدریج دوباره طبقه جدیدی از حکومت‌گران در جامعه به‌وجود می‌آید و دوباره واگرایی‌ میان مردم و دولت شروع می‌شود. ریزش‌هایی اتفاق می‌افتد و حتی همان انقلابیون دیروز دچار تزلزل می‌شوند. «نهضت»، به تعبیر مرحوم شریعتی تبدیل به «نظام» می‌شود و آفاتی متوجه این نظام خواهد شد و آن فرهنگ سیاسی استبداد زده غیرمشارکتی دوباره با لباس جدید، حتی به اسم دین، ممکن است بازسازی شود. این آفاتی که شما برشمردید یا من گفتم کاملاً به‌صورت جامعه‌شناختی در جامعه ما وجود دارد. اما راه درمانش قطعاً در این جوامع در دست آن گروه نخبه حاکم است. اینها هستند که می‌توانند با سازوکارها و راهکارهایی، به رشد و تعالی مردم کمک کنند.

Share and Enjoy

صفحه 5 از 16« بعدی...34567...10...قبلی »