کلیدواژه ‘آيت‌الله خامنه‌اي’

چرایی و چگونگی فتنه ۸۸ (نقد مسعود رضایی شریف‌آبادی بر مقاله «بازخوانی فتنه ۸۸؛ همه باید عذرخواهی کنیم»)

نقد مسعود رضایی شریف‌آبادی بر مقاله «بازخوانی فتنه ۸۸؛ همه باید عذرخواهی کنیم»

اشاره:

مدتی قبل به بهانه سخنان رهبری در باب فتنه ۸۸ تصمیم گرفتم مقاله‌ای را بنویسم که به تبیین دقیق‌تر موضوع کمک کند و درک متقابل مواضع مخالفان و طرفداران حکومت را برای یکدیگر میسر سازد. آن مقاله در هیچیک از سایتهای داخلی امکان انتشار نیافت و صرفا در سایت «نقد زمانه» منتشر شد که فیلتر است. در خارج کشور هم سایتهای «جرس» و «کلمه» و دیگر سایتهای منتقد حکومت – شاید به خاطر نقدهایی که نسبت به عملکرد آقای موسوی در آن بود – اقدام به انتشار آن نکردند و صرفا سایت «ملی مذهبی» مبادرت به انتشار آن کرد. در عین حال آن مقاله را برای جمعی از دوستان ارسال کردم و از آنان نیز در این زمینه نظر خواستم. در پی این درخواست، برخی از دوستان به بیان مواضع و نقدها و تاییدهای خود در باره محتوای آن مقاله اقدام کردند که در وقتی دیگر، آن نوشته‌ها را در اختیار خوانندگان سایت «نقد زمانه» قرار خواهم داد. در میان این نقدها، دوست قدیمی بنده جناب آقای مسعود رضایی شریف‌آبادی، مبادرت به نگارش نقدی بیش از دو برابر نوشته بنده کردند که تقریبا نقد همه محورهای مقاله بنده را شامل می‌شود. به درخواست ایشان، متن نوشته «چرایی و چگونگی فتنه ۸۸» را در سایت خودم منتشر می‌کنم و از همه خوانندگان تقاضا دارم که ضمن خواندن نوشته اول بنده و نقد ایشان، وارد ماجرا شوند و با همین ادبیاتی که شایسته برخورد اندیشه‌هاست، نظرات خودشان را در موافقت یا مخالفت با هر کدام از طرفین این بحث، بنگارند و به نشانی اینترنتی بنده (shookouhi@gmail.com) ارسال کنند. طبعا مطالب ارسالی در اختیار جناب آقای رضایی هم قرار خواهد گرفت.

برادر بزرگوار و دوست دیرینه‌ام

جناب آقای علی شکوهی

با عرض سلام و ارادت. چندی پیش از طریق پست الکترونیکی مقاله‌ای را تحت عنوان «بازخوانی فتنه ۸۸؛ همه باید عذرخواهی کنیم! تأملی در اظهارات اخیر رهبری در دیدار با دانشجویان» برای اینجانب ارسال داشته و خاطرنشان ساخته بودید که «بسیار خوشحال می شوم اگر مقاله پیوست را بخوانید و نظر خودتان را به صورت مکتوب به نشانی جیمیل من بفرستید.» شایسته دیدم درخواست دوست عزیزی چون شما را اجابت کنم و نظرات خود را درباره این مقاله برایتان ارسال دارم.

مایلم توضیحات خود را با اشاره به آخرین فراز از مقاله مطول شما آغاز کنم: «از همگان انتظار دارم که این اختلاف نظر در تحلیل مسائل انتخابات سال ۸۸، به مخالفت و دشمنی تفسیر نشود.» این دقیقاً همان انتظاری است که بنده نیز دارم و امیدوارم این گونه بحث‌ها و تبادل‌نظرها، زمینه‌ای را فراهم سازد که همه ما به تأمل بیشتر در مسائل و قضایا بپردازیم و تضارب آرا و افکار، تعالی فکر و اندیشه و فرهنگ سیاسی در جامعه و نظام ما را به دنبال داشته باشد.

Share and Enjoy

به چه شرطی انتخاب روحانی، مصداق «خیر کثیر» است؟

سه‌شنبه اول مرداد ۹۲

 اخیرا شنیده شده است که رهبری در دیدارهایشان با نامزدهای ریاست جمهوری و نیز برخی دیگر از ملاقات کنندگان تاکید کرده‌اند که رای آوردن آقای روحانی، فرصتی برای نظام است که اگر هر کدام از نامزدهای دیگر رای می‌آوردند، چنین فرصتی ایجاد نمی‌شد. ایشان همچنین تاکید کردند که گاهی فکر می‌کنیم چیزی خیر است ولی شر است و گاهی هم چیزی را فکر می‌کنیم که شر است ولی خیر است. ایشان بر همین اساس که بر گرفته از تعالیم قرآنی است، گفتند که من این اتفاقی را که افتاد، خیر می‌دانم. این اتفاق برای شما (اصولگرایان) خیر نیست ولی برای کشور مصداق «خیر کثیر» است. در همین راستا شنیده شده است که رهبری اعلام کرده‌اند که انتخاب آقای روحانی، ظرفیتهای زیادی را برای نظام ایجاد کرده و بسیاری از مشکلات و چالشهای داخلی و خارجی کشور را کاهش داده است.

مدتها قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امسال، شنیده بودم که آیت‌الله خامنه‌ای بر این باور بودند که اگر آقای روحانی کاندیدا شوند نه طیف اصولگرا به او رای خواهد داد و نه جریان اصلاح‌طلب اما روند حوادث به گونه‌ای شد که دکتر حسن روحانی در دور اول با حمایت هم اصولگرایان منتقد و هم اصلاح‌طلبان، رئیس جمهور شد. اکنون شنیدن این سخنان رهبری برای بنده بسیار خوشحال کننده است زیرا نشان می‌دهد که رهبری با انتخاب آقای روحانی از سوی مردم، همراه هستند و آن را مثبت ارزیابی می‌کنند.

نکته مهمی که در این سخنان رهبری قابل توجه است، اذعان به این واقعیت است که اگر یکی از اصولگرایان در انتخابات به پیروزی می‌رسید نمی‌توانست این ظرفیت عظیم داخلی و خارجی را برای انقلاب و نظام و کشور ایجاد کند. این نکته به این معناست که نباید از حاکمیت یک دست جریان اصولگرا بر کشور در همه حال خوشحال شد زیرا این امر در عین حال، باعث حذف ظرفیتهای بزرگی می‌شود که دیگر نیروهای سیاسی درون جبهه انقلاب در اختیار دارند ولی تنگ‌نظری و افراط‌کاری و بی‌تدبیری جریان حاکم، امکان ظهور و بروز به آنان نمی‌دهد.

سخنان رهبری دارای نکته برجسته دیگری هم است که به مقوله تشخیص خیر و شر امور باز می‌گردد. واقعیت این است که اگر بخواهیم عاشق خود و مواضع و سخن خودمان باشیم و به نظرات دیگران بهایی ندهیم و به عملی شدن نظرات خودمان به هر قیمتی اصرار بورزیم، ممکن است دچار اشتباه در تشخیص خیر و شر شده و برای مردم و کشور، مشکل درست کنیم. این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که مسئولان نظام در گذشته هم به توهم خیر بودن کاری، موجبات شر فردی و اجتماعی را فراهم آوردند و به خیال شر بودن یک فرد و جریان و یک عمل، مردم را از خیر حضور و فعالیتهای دلسوزانی محروم کردند. در این مواقع بهتر آن است که به رویه‌های قانونی و نتایج آن تمکین کنیم تا جلوی اعمال نفوذ فردی و جناحی و فراقانونی گرفته شود که عین خیر است.

نکته دیگر این که مقام محترم رهبری، انتخاب دکتر حسن روحانی را برای اصولگرایان خیر نمی‌دانند اما برای کشور و مردم، مصداق «خیر کثیر» قلمداد می‌کنند. این سخن به این معناست که نباید ملاک خیر و شر امور را منافع جناح اصولگرا قرار داد و این جریان را معادل انقلاب و کشور و نظام دانست. چه بسا مصالح نظام و کشور که با منافع تنگ جناحی اصولگرایان در تعارض قرار دارند و طبعا در ترجیح منافع نظام بر جناح، تردید نباید کرد.

 سخن پایانی این که آیا صرفا انتخاب آقای روحانی، خیر کثیر است یا تحقق برنامه‌ها و مواضعی که در جریان تبلیغات انتخاباتی از سوی ایشان مطرح و عامل رای دادن مردم به ایشان شد؟ بنده بر این باورم که «خیر کثیر» بودن انتخاب دکتر روحانی به این است که بسیاری از رویه‌ها و سیاستهای جاری، تغییر کنند و غالب مطالبات مردم، محقق شوند. باید یقین دانست که حل نهایی معضلات نظام، جز با تدبیر جمعی نهادهای کارشناسی و افراد توانمند و دلسوز ناشدنی است ولی رویه کشورداری در ۸ سال گذشته، واجد خطاهای استراتژیک زیادی بود که باید اصلاح شود. حذف و طرد و توسل به اقدامات غیرقانونی علیه نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب و حتی بخشی از مخالفان نظام، اساسا اشتباه بوده است و نباید تداوم یابد. دخالت نیروهای نظامی و امنیتی در امور سیاسی و اقتصادی، قطعا خلاف قانون و وصایای امام راحل بود که باید از آن جلوگیری کرد. اجرایی نشدن همه اصول قانون اساسی بخصوص اصول مربوط به حقوق ملت و از جمله اصل ۱۶۸ قانون اساسی در زمینه جرم سیاسی، قطعا شر است که باید به خیر تبدیل شود. ادامه حصر آقایان موسوی و کروبی و تداوم زندانی ماندن کسانی که کاملا بی‌گناه زندانی هستند، قطعا به سود کشور نیست و اگر این افراد با تدبیر رهبری، هر چه زودتر آزاد شوند، موجی از اعتماد مردمی به مثابه اصلی‌ترین سرمایه اجتماعی بر خواهد خاست که خیر کثیری را به همراه خواهد آورد.

در یک کلام، حضور دکتر روحانی در قوه مجریه یک فرصت است و تا همین مرحله هم خیر بوده است اما برای تبدیل این فرصت به خیر کثیر، همه نهادهای کشور بخصوص مقام رهبری باید به حمایت از شعارها و برنامه‌های روحانی بپردازند و اجازه دهند که دکتر روحانی با نیروهای مورد قبول خودش، برای اجرایی کردن شعارهای انتخاباتی‌اش، اقدام کند. برخی از اقدامات دیگر از جمله رفع حصرها و آزادی زندانیان سیاسی هم که تصمیم‌گیری در آن زمینه‌ها با رهبری است، برای افزایش اعتماد مردم به نظام و رهبری و نیز در کند کردن شمشیر منتقدان نظام، بسیار ضروری است. تنها در این صورت است که می‌توان به «خیر کثیر» مورد نظر رهبری رسید. یادمان باشد هیچ بعید نیست که انجام این کارها را هم شر بدانیم اما از کجا معلوم که خیر ما در این امر نباشد؟

Share and Enjoy

آقایان! دقیق‌تر سخن بگویید!

 روزنامه سیاست روز / شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰

 دیروز ۱۳ آبان بود و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و به همین دلیل، معمولا فرصتی برای ورق زدن پرونده جنایات آمریکا ایجاد می‌شود. نکته‌ای که در آستانه سالگرد ۱۳ آبان امسال برجسته‌تر شده، تشدید اظهارات ضدایرانی مقامات آمریکایی و نیز اظهارات ضدآمریکایی مسئولان جمهوری اسلامی است. در همین حال، سخنان مقام معظم رهبری مبنی بر انتشار صد سند از دخالت داشتن آمریکا در اقدامات تروریستی مرتبط با ایران و منطقه، رخداد تازه‌ای است و واکنش زیادی را به همراه داشت. طبعا در پرونده سیاه آمریکا در طی چندین دهه گذشته از این گونه اسناد، فراوان وجود دارد ولی اظهارات مقام معظم رهبری درباره تازه بودن این اسناد و نقش انتشار این اسناد در بی‌آبرو کردن آمریکا، نکته تازه‌ای است که توجه همگان را به خود جلب کرده است.

طبیعی است که از فردای انتشار این خبر، شخصیتها و رسانه‌های کشورمان به تبیین و تبلیغ این سخنان رهبری اقدام کنند ولی طبعا در این زمینه نباید مطالبی بیان شود که هیچ منطق درونی مستحکمی ندارد و با واقعیتها سازگار نیست. این سخنان بخصوص از زبان مقامات مرتبط با حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی اصلا پسندیده نیست و اشکال کار را مضاعف می‌کند.

به این خبر توجه کنید:

«حجت‌الاسلام حسین ابراهیمی، نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتگو با فارس گفت: انتشار اسناد تروریست بودن آمریکا از سوی ایران حکومت آمریکا را سرنگون خواهد کرد و قطعا در این سرنگونی بیشترین نقش را مردم آمریکا خواهند داشت. . . ابراهیمی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب فرمودند اگر اسناد منتشر شود آبرویی برای آمریکا باقی نخواهد ماند، گفت: در صورتی که اسناد ایران مبنی بر تروریست بودن آمریکا و قتل عام انسان‌ها منتشر شود، قطعا مردم آمریکا برای سرنگونی حکومت خود بسیج خواهند شد».

آیا واقعا سرنگونی یک حکومت مستقر و جاافتاده‌ای مانند آمریکا که علیرغم داشتن مشکلات فراوان، امکان عبور از بحرانهای بزرگ داخلی را هم در اختیار دارد، به همین آسانی است؟ آیا تاکنون مردم آمریکا هیچ سند و مدرکی را علیه مقامات کشورشان ندیدند که از تروریست بودن آنان حکایت داشته باشد و این برای اولین بار است که قرار است اسناد تروریست بودن آنان افشا شود؟ آیا صدها فیلم و سریال ساخت خود آمریکایی‌ها را مشاهده نکردید که توطئه‌گر و تروریست و کودتاگر بودن مقامات آمریکایی را نشان می‌دهد اما اصلا مردم آمریکا را به سوی سرنگون کردن حکومت این کشور سوق نداده است؟ آیا اساسا معنای سرنگون شدن حکومت در آمریکا همان است که ما در خیلی از کشورهای دیگر شاهدیم در حالی که می‌دانیم در این کشور، طبقه حاکمه همیشه پابرجاست و فقط مسئولان سیاسی این کشور هستند که تغییر می‌کنند؟

خواننده این سخنان بلافاصله از خود می‌پرسد ما که قادریم با انتشار چند سند از مداخلات تروریستی آمریکا، حکومت این کشور را سرنگون کنیم پس چرا تعلل می‌کنیم و هر چه زودتر اقدام به این کار نمی‌کنیم؟ یادمان باشد که این حرف را یک روزنامه‌نگار در یک نوشته سطحی و در یک روزنامه زرد مطرح نکرده بلکه این سخنان متعلق به نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است که طبعا متخصص این امور است و مفروض است که می‌داند چه می‌گوید.

به نظر می‌رسد این اظهارات بی‌پشتوانه و مبالغه‌آمیز و غیرواقعی و احساسی، اصل سخن رهبری را نیز در اذهان زیر سئوال می‌برد و چنین القا می‌کند که سطح انتظار رهبری از انتشار این اسناد هم مانند همین توقعی است که آقای ابراهیمی ایجاد کرده است در حالی که می‌دانیم چنین نیست. امیدواریم آقایان دقیق‌تر سخن بگویند.

تذکر: این یادداشت در روزنامه سیاست روز با نام مستعار «علی اشرفی» منتشر شد.

Share and Enjoy