کلیدواژه ‘اخلاق سياسي’

متاسفانه برای اخلاق، مبانی مستقل عقلی قایل نشدیم

گفتگوی علی شکوهی با شفقنا (پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه)

علی شکوهی، روزنامه نگار با ابراز نگرانی از وضعیت اخلاق در جامعه، بیشترین نقش در تربیت اخلاقی جامعه را متوجه عالمان و حکومت ها دانست و یادآور شد: نمی توان به دلیل وجود افرادی که فراتر از سنتهای اجتماعی و مناسبات حاکم بر جامعه، خود را تربیت کرده اند و می توانند جامعه سازی کنند، این تفکر را تعمیم داد و تصور کرد پس از طریق توجه صرف به افراد میتوان جامعه را ساخت. او به تاثیر شیوه های تبلیغی قدرت های جهان اشاره کرد و با انتقاد از آنچه داخل ایران رخ می دهد، بیان کرد: نسل های قبلی در انتقال مفاهیم فرهنگی به نسلهای جدید ناکام مانده اند. در این بستر لیز، آماده و بی هویتی که به هر دلیلی در جامعه مشاهده می شود، متاسفانه زمینه برای اثرگذاری دیگران بسیار بالا رفته است؛ آن هم جریانی که نفسانی ترین فرهنگ را با پیشرفته ترین تکنولوژی و پیچیده ترین تکنیک ارائه می دهد.

شکوهی در گفت وگو با شفقنا: متاسفانه برای اخلاق، مبانی مستقل اخلاقی قایل نشدیمعلی شکوهی، روزنامه نگار در گفت وگو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) در توضیح چگونگی احیای اخلاق در جامعه و نقش افراد در این زمینه بیان کرد: در جوامع به هم پیوسته کنونی که سرنوشت همه ملت­های دنیا و همه اقشار اجتماعی درون یک کشور به طور جدی به هم پیوند می‌خورد، افراد را در چارچوب اخلاق فردی نمی‌توان تعریف کرد. اخلاق با نگاه فردی – روان‌شناسانه قابل تبیین و تعریف نیست و قطعا نوعی نگاه جمعی – جامعه‌شناسانه احتیاج است تا دستاوردی در جهت یافتن راه‌هایی برای احیای اخلاق در جامعه داشته باشد. به همین دلایل بحث اخلاق را در حوزه تربیت افراد به مفهوم شخص و فرد نباید متمرکز کرد و سهم عوامل اجتماعی در احیای اخلاقیات و از بین بردن موانع تحقق ارزش های اخلاقی را باید مضاعف دید.

Share and Enjoy

اخلاق، اخلاق، اخلاق!

 روزنامه سیاست روز / یکشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۰

 مدتها قبل از آیت‌الله جوادی آملی عبارتی را خواندم که تکان دهنده بود. ایشان به مناسبتی فرموده بودند: «ظاهر مردم ما، باطن مسئولان است». مضمون این سخن را قبلا در روایات خودمان هم خوانده بودیم اما ادبیات آیت‌الله جوادی آملی و تصریح بر وضع موجود، این سخن را برایم مهمتر و قابل اعتناتر کرد.

در روایات ما تاکید شده است که مردم بر همان روش و سیره‌ای زندگی می‌کنند که مسئولان و حاکمان زندگی می‌کنند. همچنین در برخی از روایات آمده که مردم به حاکمان شبیه‌ترند تا به پدران و مادران خود و این یعنی این که از منظر جامعه‌شناسی، اگر امور ناخوشایندی در جامعه وجود دارد که موجب آزار ماست حتما باید رد این امور را از جمله در رفتار و سلوک حاکمان جستجو کرد. مهم نیست که مردم از رفتار و سلوک پنهانی حاکمان و مسئولان چیزهای ناخوشایندی را بدانند یا ندانند زیرا این امور، در هر صورت تاثیر وضعی خود را بر رفتار و خلق و خوی مردم خواهد گذاشت. در هفته گذشته ماجرای رفتار غیراخلاقی دو بازیکن فوتبال، مانند بمب در همه محافل رسانه‌ای ترکید به گونه‌ای که ابعاد زیادی پیدا کرد و پیامدهای فراوانی را به همراه داشت. شاید شما هم دیده باشید که در برنامه هفت شبکه ۳ این هفته، دو تن از هنرمندان زن با اشاره به تعابیر زشت و اهانت آمیز یک کارگردان سینما و تلویزیون در باره زنان هنرپیشه، این پرسش را مطرح کردند که چرا با این اهانت آشکار یک مدعی مسلمانی، با همین ابعادی برخورد نشد که با رفتار زشت دو فوتبالیست برخورد شده است؟ آنان می‌پرسیدند کدام یک ازاین دو ماجرا، از نظر شرعی و اخلاقی زشت‌تر و مذموم‌تر بوده است و چرا به هر یک از این دو به اندازه واقعی آن، بها داده نشد؟ آیا جز این است که نسبت خلاف شرع و اهانت‌آمیز به زنان هنرپیشه دادن، از یک شوخی زشت دو فوتبالیست بدتر است و از بعد الگوسازی هم پیامدهای بیشتری دارد؟

امروز اخلاق گم شده جامعه اسلامی ماست و نمونه‌هایی از این دست که در حوزه ورزش و سینما شاهدیم، بخش ناچیزی از فضای غیراخلاقی حاکم بر جامعه ماست.

حاکمان و مسئولان که برای کسب قدرت حاضر به ارتکاب هر عملی می‌شوند و برای حفظ آن، بدیهی‌ترین اصول اخلاقی را نادیده می‌گیرند، الگوی ناخواسته و خواسته همه جامعه محسوب می‌شوند. روزگاری مقام معظم رهبری تاکید کرده بودند که نمی‌شود خودمان در دنیا و دنیاخواهی غرق شده باشیم و از مردم انتظار داشته باشیم که الگوی ساده زیستی و قناعت باشند.

در حوزه اخلاق هم این گونه است. نمی‌شود با دوستان انقلاب مانند دشمنان برخورد کرد، قدرت را به جای خدا پرستید، برای حذف رقیب از جاده اعتدال و عدالت خارج شد، تهمت و دروغ و ریا به سکه رایج میان مدیران و مسئولان مبدل شده باشد، ادبیات به کار گرفته شده در سخنان مسئولان رده بالای کشور، به کرات از حوزه بیان دینی خارج شده و به الفاظ غیراخلاقی کوچه و بازار آلوده شده باشد، حذف و عدم تحمل و ظلم را به شیوه برخورد متعارف خود با دیگران تبدیل کرده باشیم، تملق و چاپلوسی و پنهان کردن نقدها و انتقادها را به معنای تبعیت و اطاعت تلقی کنیم و … آنگاه انتظار داشته باشیم که همه امور به سامان شود و اصلاح گردد.

در برخی از روایات ما تاکید شده است که اگر دو طیف در جامعه اصلاح شوند، امور جامعه اصلاح خواهد شد. اول عالمان و دوم حاکمان. اینک که در جمهوری اسلامی ما به پیوند دین و سیاست معتقد هستیم و حساب عالمان و حاکمان از همدیگر جدا نیست، باید تاکید کرد که وضعیت عالمان حاکم و حاکمان عالم، اصلی‌ترین عامل شکل دادن به سرنوشت اخلاقی و رفتاری مردم است و طبعاً این پدیده ممزوج تازه، بیش از گذشته که این دو طیف حساب مستقلی داشتند، موثر است.

یک بار دیگر به این سخن آیت‌الله جوادی آملی بیندیشیم: ظاهر مردم ما، باطن مسئولان است.

تذکر: این یادداشت در روزنامه سیاست روز با نام مستعار «علی اشرفی» منتشر شد.

Share and Enjoy