کلیدواژه ‘اصولگرايان’

پاسخ بادامچیان به یادداشت «خانه احزاب؛ نهادی که بدون متولی ماند!»

روزنامه ایران / پنجشنبه ۱۲ تیر ۹۳
 اسدالله بادامچیان عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با ارسال جوابیه‌ای به روزنامه ایران، به یادداشت این روزنامه با عنوان «خانه احزاب؛ نهادی که بدون متولی ماند!» واکنش نشان داد. در این جوابیه آمده است:

مدیرمسئول محترم روزنامه ایران

سلام علیکم
احتراماً به استحضار می‌رساند در سرمقاله منتشر شده در آن روزنامه به قلم آقای علی شکوهی در شماره ۵۶۸۳ به تاریخ ۱۰/۴/۹۳ درباره خانه احزاب نوشته‌اند، به دلیل این که مطالب خلاف واقعیت به اینجانب نسبت داده شده است، خواهشمند است طبق قانون مطبوعات، توضیحات ذیل را در نخستین شماره و در همان صفحه و ستون منتشر گردد.

دکتر اسدالله بادامچیان
نایب رئیس دوره دوم خانه احزاب

۱- از ایشان تشکر دارم که نظر خود را با متانت نوشته‌اند.

۲- اینجانب همواره مدافع جدی و از فعالان هر نهاد یا مجموعه‌ای هستم که برآمده از اراده احزاب کشور و قانونی باشد.

۳- مخالفت بنده با فعالیت دوباره خانه احزاب مذکور، از حقوق طبیعی هر شهروند است و نباید آن را مخالفت با نهادی برآمده از اراده احزاب کشور دانست.

۴- پیشنهاد بنده در همان مصاحبه و اظهارنظر این است که به جای آن خانه احزاب که فعالیت آن طبق نظر کمیسیون ماده [۱۰] احزاب وزارت کشور و از نظر قانون پایان یافته است، نهادی جدید با نامی تازه مانند «باشگاه احزاب» یا «کانون احزاب» یا نامی دیگر تأسیس شود تا شائبه‌های درباره آن خانه احزاب، فعالیت آن را خدشه‌دار نکند.
پس اینجانب مدافع حرکت صحیح و منطبق با قانون و رعایت حقوق همه احزاب و تشکل‌های سیاسی کشور هستم و بی‌اعتنا به اهداف مهم باشگاهی برای احزاب نبوده و نیستم و دلایل متعددی برای این موضوع دارم.

۵- همه احزاب سیاسی پیگیر کسب و حفظ قدرت نیستند مانند مؤتلفه اسلامی که در پی انجام تکالیف و وظایف شرعی و مردمی می‌باشد و تشکیل حزب برای قدرت را شرک خفی می‌داند و فرهنگ تأسیس حزب برای قدرت را پیروی از فرهنگ سیاسی غرب که جدایی دین از سیاست [است] می‌داند.

۶- خانه احزاب مذکور در آغاز به عنوان یک تشکل صنفی برای اهدافی که در مقاله نوشته‌اند، تأسیس شد اما پس از دو دوره در دوره سوم معلوم گردید که ابزار سوءاستفاده قرار گرفته است لذا اکثر احزاب و تشکل‌های اصولگرا و برخی تشکل‌های غیراصولگرا نتوانستند با آن همکاری کنند و چون مغایرت با اهداف اولیه داشت، به پایان رسید و دلیل اصلی آن، این بود که برخی از تشکل‌های اصلاح‌طلب رعایت حقوق تشکل‌ها و احزاب را نکردند و این امری آشکار است.
در دوره دوم خانه احزاب که جناب آقای غفوری‌فرد رئیس و اینجانب نایب رئیس بودم، منشور احزاب را تنظیم و به امضای بیش از ۱۸۰ تشکل و حزب رساندیم.
لکن در انتخابات دوره سوم مسائلی پیش آمد که مشخص شد آن خانه دیگر پایگاهی برای همه احزاب نیست بلکه ابزاری برای اعمال خواسته‌های بخشی از احزاب است لذا امکان همکاری دیگر باقی نماند.
۷- احزاب سیاسی اصولگرا در همراهی با خانه احزاب در پی سودیابی از خانه احزاب برای حمایت قانونی از خود در دوران حاکمیت اصلاح‌طلبان نبودند زیرا نیازی نداشتند مگر آن که نویسنده محترم اعتقاد داشته باشند که اصلاح‌طلبان در دوره دولت خود رعایت حقوق تشکل‌های غیراصلاح‌طلب را نمی‌کردند. اگر خانه احزاب در جهت حمایت از کل احزاب بود، باید در این دوران که زیرمجموعه دولت محترم را بیشتر اصلاح‌طلبان دارند، ‌احزاب اصولگرا از تشکیل آن استقبال می‌کردند.

۸- اصولگرایان به علت اکثریت عددی احزاب و تشکل‌های عددی مخالفت با خانه احزاب نداشتند. آنها و آن دسته از غیراصولگرایان وقتی یافتند که خانه احزاب در انحصار بعضی تشکل‌های اصلاح‌طلب و در جهت خواسته‌های آنان قرار گرفته، همکاری نکردند. زیرا دیگر خانه احزاب نهادی برآمده از همه احزاب نبود و دلیلی نداشت که همه احزاب با آن همکاری کنند.

۹- کثرت تعداد تشکل‌های اصلاح‌طلب یک امر واقعی نیست. آنها با استفاده از قانون فعلی احزاب که سه نفر را کافی برای صدور پروانه فعالیت می‌داند، تعدادی تشکل با اسم‌ها و عناوین پر آب و تاب تشکیل داده‌اند که تعداد اعضای آن به قول خودشان «فولکس واگنی» است تا به استناد به آرای مثلاً ۵۰ تشکل که اعضای آنها به زحمت به ۵۰۰ نفر می‌رسد، رأی احزاب و تشکل‌هایی را که واقعاً حزب هستند و در سراسر کشور شعبات متعدد دارند تحت تأثیر قرار دهند و خانه احزاب را انحصاری در اختیار جریان خاصی از اصلاح‌طلبی قرار دهند. این امر بود که عدم همکاری احزاب دیگر را پدید آورد و خانه احزاب را به بن‌بست برد.

۱۰- نگاه بنده در حدود ۲۴ سال عضویت و مسئولیت در کمیسیون احزاب، میدان‌دهی به همه احزاب و تشکل‌های ملتزم به قانون اساسی و متعهد به رعایت قانون بوده است و همه هم این را اطلاع دارند. همچنان طرفدار نهادی که برخاسته از اراده همه احزاب و مکانی برای وحدت کلان آنها در خدمت نظام جمهوری اسلامی و پایگاهی برای تعامل و همکاری بین احزاب سیاسی کشور باشد، هستم اما خانه احزاب را به علل گوناگون از جمله بد عمل کردن مسئولان دوره‌های سوم و چهارم فاقد این خصوصیات می‌دانم و طرح دوباره آن را نیز کاری سیاسی می‌یابم و نظرم را مانند همیشه صریح گفته و می‌گویم.

با احترام

Share and Enjoy