کلیدواژه ‘امام خميني’

مداحان هفت‌­تیرکش و واعظان هتاک، سخنگویان دینداری نیستند

متن جوابیه داود دشتبانی به نوشته میکائیل دیانی

اشاره: به دنبال انتشار جوابیه آقای میکائیل دیانی به نوشته بنده (امام خمینی، بازرگان و مصدق)، جوابیه‌ای از سوی آقای داود دشتبانی دبیر سیاسی اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، منتشر شد که در آن به اظهارات آقای دیانی پاسخ داده شد. با این توضیح که بنده توضیحات خود را تا انتشار متن کامل جوابیه آقای دیانی،‌ نمی‌توانم منتشر کنم، توجه دوستان را به متن جوابیه آقای دشتبانی به آقای دیانی جلب می‌کنم که در پیرامون همان مطالبی است که در نوشته بنده مطرح شده‌اند.

 جناب آقای دیانی

با عرض سلام و احترام

در مناظره‌ای که ۱۶ آذرماه به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه سیستان و بلوچستان با جنابعالی داشتم به اقتضای موضوع این مناسبت انتظار می‌رفت سخن از دانشگاه و دانشجویان و انجمن‌های اسلامی به مثابه مهمترین و اصیل­ترین نهادهای دانشجویی تاریخ معاصر برود اما در انتهای جلسه طرح چند قضاوت تاریخی جنجالی و بی مقدمه از سوی حضرتعالی اصل موضوع را به حاشیه راند و اقتضای زمان جلسه اجازه پاسخگویی را فراهم نکرد. علاوه بر آنکه متاسفانه سخنان بنده در این مناظره نزد خودم مکتوب نبود و تنها متن خبری آن نیز توسط برگزارکنندگان در رسانه‌ها منعکس شد، سخنان شما را به تفصیل و مکفی و سخنان من را بریده بریده و نامفهوم منتقل کرد اما گریزی از عدالت مهروزانه ایشان که رسم چندساله این سرزمین شده، نبود.

استاد علی شکوهی در پی این مناظره از منظر یک پژوهشگر تاریخ تذکراتی دقیق و منصفانه منتشر نمودند تا در ارائه تحلیل و مراجعه به تاریخ راه تحقیق و استناد در پیش گرفته شود و تاریخ وسیله و ابزار سیاسی­کاری و جدال و مواجهه‌های بی­سرانجام تلقی نشود.

Share and Enjoy

جوابیه‌ای به مقاله «امام خمینی، بازرگان و مصدق»

جوابیه میکائیل دیانی عضو انجمن اسلامی دانشجویان مستقل به نوشته بنده 

 اشاره: برای آن که در جریان پیشینه محتوای این مطالب قرار بگیرید، به چند نکته زیر توجه کنید:

۱-    در تاریخ شنبه ۱۶ آذر ۹۲ در دانشگاه سیستان و بلوچستان، میکائیل دیانی به نمایندگی از انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران و داوود دشتبانی دبیر سیاسی اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به مناظره پرداختند.

۲-    در اظهارات آقای دیانی، چند مطلب تاریخی بیان شد که از نظر استناد تاریخی، اشکال داشت و به همین دلیل بنده مطلبی با عنوان «امام خمینی، بازرگان و مصدق» نوشتم که هم در سایت آینده و هم در سایت نقد زمانه انتشار یافت.

۳-    مدتی بعد آقای دیانی در باره بخشی از مطالب بنده، جوابیه­ای را در سایتهای متعدد و خاص انتشار داد و چنین وعده داد که در باره بقیه نقدهای بنده هم بتدریج جوابیه­هایی را منتشر کند. تاکنون جوابیه­های بعدی آقای دیانی منتشر نشده است.

۴-    در فاصله­ای که بنده منتظر انتشار همه جوابیه آقای دیانی بودم تا یکجا به اظهارات ایشان پاسخ بدهم،‌ آقای داود دشتبانی دست به قلم شد و جوابیه­ای را برای آقای دیانی فرستاد که برخی از محورهای سخن ایشان را مورد انتقاد قرار داده بود.

در زیر جوابیه آقای میکائیل دیانی به نوشته بنده را می­خوانید. جوابیه آقای داود دشتبانی به نوشته آقای دیانی را به زودی منتشر خواهم کرد. بنده همچنان ترجیح می­دهم تا انتشار کامل مطلب آقای دیانی، توضیحات خود را منتشر نکنم مگر این که معلوم شود آقای دیانی،‌ دیگر قصد نوشتن ادامه جوابیه را ندارد.

Share and Enjoy

امام خمینی، بازرگان و مصدق

یادداشت علی شکوهی در باره یک مناظره دانشجویی / سایت آینده‌آنلاین 

 در سایت آینده‌آنلاین متن مناظره‌ای را خواندم که حاوی اطلاعات زیادی برای دانشجویان بود و در آن دو نماینده دانشجویی (آقایان دیانی و دشتبانی) از دو انجمن اسلامی دانشجویان که تفکرات متفاوتی دارند، با هم به مناظره پرداختند. ابتدا باید اظهار خوشحالی بکنم که باب این گونه مناظره‌ها در دانشگاهها باز شده و بیشتر خوشحالم که خود دانشجویان با یکدیگر سخن می‌گویند و بر دانش خود می‌افزایند و تحمل و رواداری نسبت به یکدیگر را تقویت می‌کنند.

2403

در عین حال چند نکته در این مناظره از سوی جناب آقای دیانی نماینده «انجمن اسلامی دانشجویان مستقل» مطرح شد که چون حاوی اطلاعات تاریخی نادرستی است، نیازمند توضیح است. در اینجا بر این نکته تاکید می‌کنم که انتقاد ایشان به «انجمن اسلامی دانشجویان» را در باره مقاطعی از فعالیت این انجمن قبول دارم. اینکه در مقاطعی از فعالیت برخی از انجمنهای اسلامی دانشجویان، متاسفانه افرادی بدون اعتقاد به اسلام، عضو انجمن اسلامی و حتی عضو مرکزیت برخی از انجمنها بودند، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.

اما بیان چند نکته که اشکال تاریخی یا استنادی دارد و تامل بیشتری را می‌طلبد:

Share and Enjoy

فرصت‌طلبان و مظلومیت یاران امام

روزنامه ایران / پنجشنبه ۱۸ مهر ۹۲

 سال‌ها قبل در جایی نوشته بودم برخلاف این نظر مشهور که «انقلاب، فرزندان خود را می‌خورد»، در کشور ما این «فرزندان» هستند که «انقلاب را می‌خورند». شاهد من هم نوع عملکرد بسیاری از انقلابیون دیروز بود که از گذشته خود فاصله گرفته و روحیه انقلابی‌گری خود را فراموش کرده و همه همت‌شان، کسب قدرت شده بود و در نتیجه با نوع عملکرد به غایت بد خود، انقلاب را هم با مشکل مواجه کرده بودند.
اکنون فکر می‌کنم هر دو سخن فوق می‌توانند صحیح باشند یعنی هم انقلاب، فرزندان خود را می‌خورد و هم فرزندان، می‌توانند انقلاب خود را بخورند.
اخیراً در وبلاگی به چند سخن از امام خمینی برخوردم که انصافاً جذاب و خواندنی بودند. این سخنان بیشتر ناظر به نگرانی امام خمینی از احتمال کنار زدن یاران اصیل انقلاب و میدان‌داری فرصت‌طلبان است. دریغم آمد خوانندگان بزرگوار این روزنوشت، آن‌ها را نخوانند و از مفاد آن مطلع نشوند. طبعاً تکرار آن برای مطلعان هم خالی از لطف نیست.
سخن اول: «… احتمال قوی می‌دهم که پس از من، برای انتقامجویی از من، به بعض نزدیکان و دوستانم، تهمت‌ها – که من آن‌ها را ناروا می‌دانم – بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من، انتقام مرا از آن‌ها بگیرند….» (صحیفه امام، ج۱۷، ص۹۰)
سخن دوم: «… کسانی که سال‌ها و بارها چه قبل و چه بعد از انقلاب، امتحان خود را در تعهد به اسلام و انقلاب داده‌اند و در این راه به پای چوبه‌های دار رفته و زندان‌ها کشیده و ترور گشته‌اند و سلامت خود را از دست داده‌اند و تحت شکنجه‌های شاه برای استقلال و آزادی مبارزه کرده‌اند، یقیناً دلشان به حال انقلاب و ثمرات آن، نه تنها کمتر از دیگران نسوخته که بیشتر می‌سوزد و مسیر ارزشی و الهی و پرطراوت خویش را به هیچ وجه عوض نمی‌کنند…». (صحیفه امام، ج۲۱، ص۱۵۶)
سخن سوم: «… آیا آن‌ها که در توفان ۱۵ سال مبارزه قبل از انقلاب و ۱۰ سال حوادث کمرشکن بعد از انقلاب، نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره کشور را خورده‌اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده‌اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‌اند، می‌توانند در آینده پشتوانه انقلاب اسلامی باشند…» (صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۷)
این عبارات ضمن آن که نگرانی ایشان از آینده نهضت و سرنوشت یاران امام را نشان می‌دهد، در عین حال هشدارهای جدی برای همه ما را شامل می‌شود تا نکند که فریب فرصت‌طلبان را بخوریم و اجازه حذف یاران امام و دلسوزان نظام و مبارزان سال‌های قبل و بعد از انقلاب را به آنان بدهیم. صحبت بر سر این نیست که بزرگانی مانند هاشمی رفسنجانی، موسوی خوئینی، سیدمحمد خاتمی، ناطق نوری، سیدعلی­‌اکبر محتشمی­‌پور، محمود دعایی و دیگر عزیزان دلسوز نظام، هیچ اشتباهی ندارند و همه عملکردشان قابل دفاع است یا جملگی مانند هم فکر می‌کنند و در یک جبهه سیاسی قرار دارند.
مسأله مهم این است که اولاً علیرغم همه اختلافاتی که هست، بزرگی و نقش مؤثر آنان در پیروزی نظام و حفظ انقلاب را نمی‌توان نادیده گرفت و ثانیاً نباید اجازه داد که عناصر حزب قاعدین زمان و کسانی که در سال‌های مبارزه و جهاد، نقش برجسته‌ای نداشتند و هرگز امام خمینی به آنان، مسئولیتی نسپرده بود و به مشی و فکر و عملکردشان اعتمادی نداشت، میدان‌دار شوند و به نام دفاع از نظام و حتی دفاع از امام خمینی، به یاران فداکار ایشان بتازند.

تذکر: قسمت رنگی در روزنامه ایران چاپ نشد.

Share and Enjoy

«منشور برادری»، نیاز هر روز ما

روزنامه سیاست روز / دوشنبه ۹ آبان ۱۳۹۰

در آخر هفته گذشته به مناسبت بیست و سومین سالگرد صدور پاسخ حضرت امام خمینی(س) به حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی انصاری، که بعدها به عنوان «منشور برادری» مشهور شد، «همایش منشور برادری» در محل دفتر قم موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی برگزار شد. در این همایش، دکتر علی مطهری بر این نکته تاکید کرد که این منشور مورد نیاز امروز ماست.

به هنگام صدور این جوابیه، فضای سیاسی کشور به گونه‌ای بود که جریانها و جناح‌های عمده سیاسی، یکدیگر را به خروج از اسلام ناب و خط امام و عدول از ارزشهای انقلاب اسلامی متهم می‌کردند و به صورت صریح و روشن در صدد حذف یکدیگر بر می‌آمدند. البته در آن سالها به دلیل سیطره طیف چپ بر فضای سیاسی کشور و سیطره‌اش بر مجلس و دولت و فضای مطبوعاتی و سیاسی، عمدتا این جریان بود که به حذف رقیب مبادرت می‌کرد و این جریان راست بود که در موضع دفاعی قرار داشت اما در عین حال جریان موسوم به راست هم با توجه به نفوذش در محافل دینی و مذهبی و برداشت خاص خود از فقه سنتی و تاکیدش بر احکام اولیه شرعی برای اداره کشور، رقیبش را با اتهاماتی مشابه می‌نواخت و آنان را هم متاثر از فضای چپ مارکسیستی و حتی مارکسیست معرفی می‌کرد. در واقع این پیام در هنگامی منتشر شد که جناح‌ها، شمشیر خود را از رو بسته بودند و اگر نیرویی در حد امام برای بسامان کردن مناسبات دو جناح وجود نداشت، بعید نبود که جناح‌ها برای حذف رقیب، از همه امکانات قانونی یا غیرقانونی بهره بگیرند و عملا صحبت از برادری و همکاری و تعاون در میان نیروهای انقلاب، ناممکن شود.

امام در این پیام اولا بر این نکته تاکید کردند که علیرغم این که جناح‌ها تلاش می‌کنند به تعارضات خود رنگ اعتقادی بزنند، در واقع این گونه نیست و این جناح‌های ظاهرا متفاوت، در واقع با هم هیچ اختلاف اعتقادی ندارند و در مسائل اساسی اسلام و انقلاب و مبارزه با استکبار و … با یکدیگر هم‌عقیده هستند. این نکته بسیار مهم است که نباید تصویری که جریانهای سیاسی رودررو از یکدیگر ارائه می‌دهند، لزوما عین واقعیت نیست و نباید بر درستی این تصویرسازی‌ها، صحه گذاشت. در تمامی تعارضات ایجاد شده میان افراد یا جریانهای سیاسی، این تمایل وجود دارد که یک طرف برای اثبات حقانیت خود، طرف دیگر را متهم به داشتن انحرافات فکری و سیاسی کند و از جریان عمومی اسلام و انقلاب خارج بداند در حالی که در واقع مسئله جور دیگری است و رنگ عقیدتی دادن به مناقشات سیاسی رایج، می‌تواند ناشی از تزیین شدن اعمال و نظر به وسیله شیطان باشد.

نکته دومی که در این منشور از سوی امام خمینی مورد تاکید قرار گرفت این بود که بی‌تردید نزدیک کردن مواضع خدمت نیروهای انقلاب به یکدیگر، رضایت خداوند را به همراه خواهد داشت. طبعا کسانی که در جستجوی رضای الهی هستند نه تنها بر طبل تفرقه و ایجاد شقاق میان نیروهای انقلاب نمی‌کوبند بلکه در تلاش خواهند بود که اختلافات را کاهش دهند و رنگ اعتقادی اختلافات را حذف کنند و نیروهای دو طیف سیاسی را با نزدیک کردن مواضع خدمت، به وحدت برسانند. این نکته از این بابت باید مورد تاکید قرار گیرد که برخی از نیروهای سیاسی، نان خود را در تنور اختلافات نیروهای جبهه انقلاب جستجو می‌کنند و به جای نزدیک کردن مواضع خدمت نیروهای انقلاب به یکدیگر، به سوی تشدید اختلافات حرکت می‌کنند.

منشور برادری امام خمینی در آخرین سال حیات ایشان منتشر شد و راه هرگونه تفرقه و رودررویی نیروهای انقلاب را بست. این پیام حاوی نکات مهمی است که توجه به آن، وحدت و نزدیک شدن نیروهای سیاسی درون جبهه انقلاب به یکدیگر را به همراه دارد. بر این اساس است که معتقدیم باید سخن علی مطهری را کامل‌تر تحریر و تاکید کرد که منشور برداری، مورد نیاز نه فقط امروز ما بلکه مورد نیاز همه روزهای ماست.

تذکر: این یادداشت در روزنامه سیاست روز با نام مستعار «علی اشرفی» منتشر شد.

Share and Enjoy