کلیدواژه ‘انتخابات مجلس نهم’

اصولگرایان از تجربه دیگران بیاموزند

روزنامه سیاست روز / یکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰

 تجربه سالهای متعدد نشان می‌دهد که انتخابات در هر دوره، منجر به شکل‌گیری یک صف‌بندی تازه در میان نیروهای سیاسی کشور می‌شود. علت آن را قبلا گفتیم و آن نبود احزاب سیاسی فعال در کشور است. وقتی دو تا سه حزب بزرگ سیاسی با یکدیگر رقابت کرده و برنامه‌ها و نیروهای مورد نظر خود را به مردم عرضه کنند، گرایش به گروه‌ها و احزاب سیاسی موجود جای خود را به گرایش جناحی و طیفی می‌دهد و دائماً صف‌بندی سیاسی کشور را دچار نوسان و تغییر نمی‌کند.

در نبود احزاب سیاسی فراگیر و فعال در سطح جامعه، بسیاری از نهادهای اجتماعی و فرهنگی هم کارکرد حزبی و سیاسی و انتخاباتی پیدا می‌کنند و برای رقابت در انتخابات و رای آوردن نامزدهایی خاص، به صحنه می‌آیند. این وضعیت را برخی ممکن است ناشی ازعجین شدن سیاست با جامعه و مردم تلقی کنند و این که هیچ کسی نمی‌تواند از حوزه سیاست روزمره خود را جدا کند و صرفاً به کار علمی و تخصصی خود بپردازد. به همین دلیل است که برخی تشکلها جای حزب را می‌گیرند و نهادهای اجتماعی دانشجویی مانند یک حزب سیاسی عمل می‌کنند و جملگی به عنوان یک گروه مرجع سیاسی ظاهر می‌شوند.

این انتخابات هم دارد همین وضعیت را پیدا می‌کند و در غیاب اصلاح‌طلبان در حال شکل دادن به صف‌بندی تازه‌ای در درون جبهه اصولگرایان است. بسیاری از گروه‌های معارض امروز اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا و حتی بسیاری از گروه‌های اصولگرایی که اکنون در سازمانها و تشکلهای متعارض و رو در روی هم موضع گرفته‌اند، تا سالهای قبل در یک جبهه و در کنار هم فعالیت داشتند. ابتدا سازمان و تشکیلات و گروه مورد نظر خود را با این هدف ایجاد کرده بودند که از اسلام و انقلاب و نظام دفاع کنند و رو در روی دشمنان خارجی و ضدانقلاب داخلی بایستند. به تدریج در میان آنان بر سر برخی از مسائل جزئی و شاید برخی مسائل مهم، اختلاف دیدگاهی ظاهر شد که شیوه حل این اختلاف را نمی‌دانستند و آن را به مرزکشی سیاسی و انشعاب و رقابت با یکدیگر تبدیل کردند. زمان زیادی نگذشت که این رقابت کمرنگ، به رویارویی و تقابل کشید و هر کدام از آنها که قدرت یافت، به جریان دیگر بی‌مهری کرد. توجیه این گونه رفتار را نپرسید چون فاصله گرفتن و رقیب شدن و سرانجام مقابله کردن با یکدیگر، خیلی دلیل نمی‌خواهد. کافی است تنها خودمان را باور داشته باشیم و داشته‌های خود را عین حق بدانیم و کوتاه آمدن مصلحت‌آمیز از مواضع را خیانت تفسیر کنیم و آنگاه با همه عالم و آدم سر جنگ و ستیز پیدا کنیم و منطق برخورد ما با دیگران به چیزی کمتر از حذف و انزوا و تهمت زدن به دیگران رضایت ندهد.

اگر این شیوه برخورد ادامه یابد یعنی در هر انتخابات، جبهه‌های جدیدی پای در صحنه رقابت بگذارند و طبعاً برای رأی آوردن، رقیب را خطرناک و دشمن و فاسد و قدرت‌طلب و … معرفی کنند، در آن صورت باید انتظار کشید که اصولگرایان ظاهراً متحد کنونی، بعد از این انتخابات در مقابل یکدیگر قرار گیرند و بر سر حداقل‌ها هم قادر به همکاری با یکدیگر نباشند. ما باید شیوه رقابت کردن با یکدیگر را بیاموزیم و کسب قدرت را به هر قیمت جایز ندانیم. باید بیاموزیم که پاک کردن صورت مسئله، راه حل درستی نیست و هر اختلاف فکری و سیاسی و سلیقه‌ای و تشکیلاتی را به دشمنی تعبیر کردن، ما را به ضدیت با یکدیگر می‌کشاند. مگر نیروهای انقلابی که معتقد به اصول محوری انقلاب باشند و برای دفاع از انقلاب و نظام اسلامی حاضر به فداکاری و ایستادگی باشند، خیلی زیادند که در هر رقابت انتخاباتی بتوان عده‌ای را حذف کرد و نگران آینده هم نبود؟

امام خمینی(ره) در منشور برادری خود تاکید کردند که بسیاری از نیروهای انقلاب به تعارضات ساده سیاسی بین خودشان، رنگ عقیدتی تندی می‌دهند تا ضدیت خود با دیگران را توجیه کنند اما ما نباید به این تزیین مواضع سیاسی با اعتقادات دینی و انقلابی، توجه کنیم و واقعاً این جریانهای درون جبهه انقلاب را دارای این همه فاصله از یکدیگر بپنداریم. با همین منطق بود که امام (ره) از ضرورت ایجاد برادری در میان نیروهایی سخن می‌گفتند که شاید آنها خودشان را خیلی برادر یکدیگر تصور نمی‌کردند. اگر با منطق امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری با مسائل انقلاب مواجه شده بودیم، امروز تعارض نیروهای اصلاح‌طلب و اصولگرا هم با این شدتی نبود که شاهدیم. آیا چند سال پیش باور می‌کردیم که روزی جریان اصلاح‌طلب زمینه مشارکت را مساعد نبیند و خود را از صحنه انتخابات کنار بکشد؟ باور کنید اگر این روند ادامه یابد، دیر نیست که بخشی از اصولگرایان امروز هم به چنین جایگاهی برسند. به فرموده امام علی(ع) از تجربه دیگران بیاموزیم پیش از آن که خود تجربه دیگران شویم.

تذکر: این یادداشت در روزنامه سیاست روز با نام مستعار «علی اشرفی» منتشر شد.

Share and Enjoy

استراتژی حاکم بر انتخابات مجلس چیست؟

روزنامه سیاست روز / شنبه ۳ دی ۱۳۹۰

 از امروز ثبت نام داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی آغاز می‌شود و طبعا به صورت روزانه و در طی یک هفته، شاهد نام‌نویسی جمعی از نامزدها در حوزه‌های تعیین شده خواهیم بود. با این حساب، اجرایی شدن انتخابات مجلس، کلید خورده است اما بنده بر این باورم که هر انتخابات قبل از آن که به صورت اجرایی در آید، نیازمند یک استراتژی کلانی است که اهداف کلی و جهتگیری آن را نشان می‌دهد. این استراتژی کلان، باید روشن کند که ما در پی کدامین هدف اصلی یا اهداف ضمنی هستیم و راه رسیدن به این اهداف را چگونه ترسیم کرده‌ایم.

متاسفانه، انتخابات در ایران، صرفا ابزاری برای شکل‌گیری نهادهای سیاسی کشور نیست بلکه سازوکاری برای نشان دادن دلبستگی مردم با نظام و همراهی آنان با مسئولان هم محسوب می‌شود و ای کاش چنین نبود. در واقع ای کاش مسئله انتخابات مانند بسیاری از کشورهای دنیا، در حیطه «کارآمدی» تعریف می‌شد و ربطی به حوزه «مشروعیت» نداشت. مگر در کشورهای غربی، شرکت نکردن مردم در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری را کسی حمل بر مشروع ندانستن نظام سیاسی تلقی می‌کند؟ آنان مفروض گرفته‌اند که نظام سیاسی موجود در کشورشان مورد قبول مردم بوده و انتخابات صرفا ابزاری برای شکل‌گیری نهادهای قدرت در جامعه است. با این حساب، نه شرکت زیاد مردم، بر مشروعیت نظام می‌افزاید و نه کاهش مشارکت، نظام سیاسی را نامشروع جلوه می‌دهد. در ایران امروز متاسفانه چنین نیست و ما برای حضور مردم در انتخابات، کارکردی دوگانه قائلیم که مهمترین آن، اعلام وفاداری مردم به اصل نظام است و طبعا کاهش آرای مردم در انتخابات، می‌تواند پیام متفاوتی را به همراه داشته باشد.

در چنین شرایط و با وجود این تلقی از مشارکت مردم، استراتژی کلان انتخابات باید بر «مشارکت حداکثری» مردم بنا شود یعنی هدف اصلی را باید این نکته دانست که مردم، انگیزه مشارکت در انتخابات را داشته باشند و با مشارکت خود، به همه دنیا اعلام کنند که همچنان به نظام و آرمانهای کلان آن وفادارند و در ضمن، مسئولان و نمایندگان مورد نظر خود را نیز بر می‌گزینند. این مشارکت حداکثری، به تمام دنیا نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی در نزد مردم، همچنان مقبول است و جمهوری اسلامی، در میان مردم دارای پایگاه جدی است و طبعا دشمنان هم از اجرایی و عملیاتی کردن توطئه‌های تدارک دیده شده، منصرف می‌شوند و بسیاری از خطرات، از بالای سر ملت دور خواهد شد.

اگر این استراتژی کلان را بپذیریم، در آن صورت برگزاری یک انتخابات رقابتی و با حضور همه طیفهای سیاسی کشور اعم از اصلاح‌طلبها و اصولگراها و مستقلین، باید در دستور کار قرار گیرد زیرا مشارکت حداکثری مردمی که دارای سلیقه‌ها و گرایش‌های سیاسی متفاوتی هستند، نیازمند نامزدی و مشارکت کاندیداهایی است که نماینده همه گرایشهای سیاسی کشور باشند. در واقع مردم در میان نامزدهای موجود، باید کسانی را بیابند که با نظرات و خواسته‌های آنان، تطبیق داشته باشند و انگیزه مشارکت در انتخابات را به آنان منتقل کنند. هر نامزد انتخابات و هر کسی که اقدام به رقابت انتخاباتی میکند، بخشی از مردم را متوجه مواضع و دیدگاههای خود کرده و آنان را به رای دادن به خود، تشویق میکند. مشارکت حداکثری مردم، هنگامی محقق میشود که برای همه سلایق سیاسی، کسانی در عرصه رقابت انتخاباتی باشند و شوق مشارکت در مردم را دامن بزنند.

این گونه رقابت انتخاباتی هنگامی به مشارکت جدی‌تر مردم منجر خواهد شد که تشکلهای سیاسی برجسته و مهم کشور، با یکدیگر رقابت کنند و احزاب و گروههای سیاسی دارای برنامه و مدافع شخصیتهای صاحبنظر، وارد عرصه رقابت شوند. کافی است دو لیست اصلاح‌طلب و اصولگرا در انتخابات با یکدیگر رقابت کنند تا شاهد حضور باانگیزه مردم در انتخابات به صورت گسترده و فراگیر باشیم و الا در غیاب اصلاح‌طلبها ولو آن که اصولگرایان در قالب تشکلهای مختلف با یکدیگر رقابت کنند، باید کمی در مشارکت مردم شائبه داشت. تاکید می‌کنیم که حضور اصلاح‌طلبها به عنوان جریانی با سابقه و وفادار به انقلاب مد نظر است که مردم آنان را می‌شناسند نه هر کسی که با شعار اصلاح‌طلبی به صحنه بیاید.

تذکر: این یادداشت در روزنامه سیاست روز با نام مستعار «علی اشرفی» منتشر شد.

Share and Enjoy

انتخابات مجلس و سردرگمی اصلاح‌طلبان

روزنامه سیاست روز / یکشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۰

دیروز عصر وقتی اخبار خبرگزاری فارس را مرور می‌کردم، در کمال تعجب با چندین خبر انتخاباتی از سوی چندین شخصیت اصلاح‌طلب مواجه شدم که توجه مرا به خود جلب کرد. اگر از این نکته بگذریم که در مدتهای اخیر در این خبرگزاری، انتشار این گونه خبرها مشاهده نمی‌شد، محور خبرهای منتشره هم جالب توجه بود و آن درخواست ضمنی از اصلاح‌طلبها برای شرکت در انتخابات مجلس بود. البته نمی‌دانم تاکنون این افراد مصاحبه خود با این خبرگزاری را تکذیب کرده‌اند یا نه اما شما ابتدا به عناوین این خبرها توجه کنید تا بنده حرف اصلی خودم را بزنم.

– حجت‌الاسلام شکوری عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی: تحریم انتخابات در نظام مدنی بی‌معناست و اصلاح طلبان معتقد به تحریم نیستند.

– قنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس: تحریم، خواست دشمن است و اصلاح‌طلبان حضور گسترده در انتخابات را تکلیف می‌دانند.

– با صدور بیانیه انتخاباتی شماره یک عنوان شد: دعوت «ائتلاف اصلاح‌طلبان جوان» از «اصلاح‌طلبان متعهد» برای حضور در انتخابات مجلس

– شورای هماهنگی جبهه اصلاحات چگونگی حضور در انتخابات را بررسی می‌کند.

– برای رایزنی درباره نحوه حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس، اعضای فراکسیون اقلیت به دیدار شخصیت‌های مطرح سیاسی می‌روند.

– نوروززاده عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی: جبهه اصلاحات باید حضوری گسترده در انتخابات مجلس نهم داشته باشد.

– سید مهدی موسوی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی: عدم شرکت گروه‌ها در انتخابات «حذف از عرصه سیاست» را درپی خواهد داشت.

واقعیت این است که جریان اصلاحات هنوز تکلیف خود را نمی‌داند و تردید دارد که در انتخابات باید شرکت کند یا نه؟ منظور من این است که این گروه بعد از رخدادهای سال ۸۸ تاکنون، در بستر آزمایش مجدد قرار نگرفت و معلوم نیست که نوع رابطه خودشان با نظام را چگونه باید تنظیم ‌کنند. هنگامه تبلیغات انتخاباتی که می‌رسد مخالفان، آنان را وابسته به دشمن معرفی می‌کنند. خودشان خود را دلسوزتر از دیگران برای سرنوشت انقلاب می‌دانند و انتظار برخورد یکسان دارند. در میان آنان کسانی یافت می‌شوند که بدون هر پیش‌شرطی به شرکت در انتخابات حکم می‌کنند و در عین حال، برخی از آنان با شرط و شروط راضی به شرکت در انتخابات هستند. برخی از آنان منتظر دستور تشکیلاتی مانده‌اند و برخی دیگر تصریح می‌کنند که جریان اصلاح‌طلبی در انحصار این تشکلها نیست و خودشان باید تصمیم بگیرند. تعدادی از آنها میل به تحریم انتخابات دارند و تعدادی دیگر به مشارکت جدی در انتخابات و حضور در مجلس شورای اسلامی می‌اندیشند. برخی از آنها معتقدند که باید با همان عنوان اصلاح‌طلبی وارد رقابت انتخاباتی بشوند و برخی دیگر می‌گویند باید اسم و عنوان تازه‌ای برای خود دست و پا کنند. هستند اصلاح‌طلبانی که معتقدند وضع تهران با دیگر شهرستانها فرق دارد و نباید سران تشکلهای اصلاح‌طلب در تهران بنشینند و برای کل اصلاح‌طلبهای کشور تصمیم بگیرند. گروهی می‌گویند انتخابات را باید تحریم کرد و لیست هم نداد و برخی دیگر معتقدند که حتی اگر نتوانیم فهرست انتخاباتی بدهیم اما حق نداریم انتخابات را تحریم کنیم. برخی می‌گویند طرفداران ما میل به مشارکت ندارند و بنابراین هر اصلاح‌طلبی که در انتخابات شرکت کند، پیشاپیش شکست خورده است و برخی دیگر می‌گویند با تبلیغ و ایجاد شور انتخاباتی می‌توان هواداران اصلاحات را به صحنه آورد.

هنوز هم می‌توان با ذکر مواردی دیگر نشان داد که رابطه اصلاح‌طلبها با نظام و نظام با اصلاح‌طلبها خیلی روشن نیست و همین امر آنان را دچار سردرگمی کرده است. این ابهام باید روشن شود و طبعا صاحبان قدرت یعنی مسئولان که دارای قدرت تصمیم‌گیری بیشتری هستند و نحوه برخورد خود با جریان اصلاح‌طلب را می‌توانند مطابق قانون تنظیم کنند، بیش از خود اصلاح‌طلبها در روشن کردن این وضعیت و تعیین تکلیف این جریان می‌توانند نقش بازی کنند. آیا اصلاح‌طلبها به عنوان بخشی از بدنه نظام و جامعه، به رسمیت شناخته می‌شوند؟ پاسخ به این سئوال، بسیاری از مسائل از جمله نحوه شرکت اصلاح‌طلبها در انتخابات مجلس شورای اسلامی را روشن خواهد کرد.

تذکر: این یادداشت در روزنامه سیاست روز با نام مستعار «علی اشرفی» منتشر شد.

Share and Enjoy

اصلاح‌طلبان و انتخابات

 روزنامه سیاست روز / پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰

شنیدم که اخیراً در جلسه دو تن از بزرگان نظام،‌ بر این نکته تاکید شد که چون دشمنان انقلاب، جمع ما را متفرق دیده‌اند،‌ هوس برخورد با جمهوری اسلامی را کرده‌اند و تشدید تحریم‌ها و فشارها،‌ حاصل این وضعیت است. در همین جلسه ظاهراً مطرح شد که اگر یک انتخابات خوب با حضور همه طیفهای سیاسی کشور برگزار شود و برخی اقدامات دیگر هم برای ایجاد وفاق ملی صورت گیرد،‌ این امید هست که تمامی این توطئه‌ها منتفی شود و میل به انجام اقدامات ضدایرانی کاهش یابد. دیروز متن گفتگوی یکی از فعالان اصلاح‌طلب را در یکی از خبرگزاری‌ها خواندم که از عدم شرکت اصلاح‌طلبها در انتخابات مجلس شورای اسلامی سخن گفت. وی اظهار داشت: «ما معتقدیم که اصلاح‌طلبان اگر شرایطی که آقای خاتمی گفتند، تحقق پیدا نکند، در انتخابات شرکت نمی‌کنند. این شرایط هم تحقق پیدا نکرده است». همچنین در اظهارات این چهره اصلاح‌طلب تاکید شده بود: «انتخابات موضوع ما نیست و تا محقق نشدن آن شرایط فعالیتی برای انتخابات نمی‌کنیم».

ممکن است برخی معتقد باشند که ما از مرحله اصلاح‌طلبی گذشته‌ایم و به این جریان دیگر نیازی نداریم و آنان جایگاهی در میان مردم ندارند که نگران بودن آنان در روند انتخابات باشیم. حتی ممکن است برخی چنین مدعی شوند که این جریان،‌ دنباله آمریکا در ایران است و باید در مبارزه با آمریکا، با اصلاح‌طلبها هم مبارزه کرد و آنان را دشمن تلقی کرد. برخی ممکن است چنین ادعا کنند که مشارکت بالای مردم در انتخابات بدون حضور اصلاح‌طلبها هم شدنی است و ما نیازی نداریم که برای پرشور کردن انتخابات،‌ به اصلاح‌طلبها باج بدهیم و … اما بنده نظر دیگری دارم و فکر می‌کنم که تامل در این نظرات برای دست‌اندرکاران نظام و تصمیم‌گیرندگان اصلی جامعه،‌ ضرر نداشته باشد.

سیاست عرصه تامین منافع ملی و مصالح مردم است و نباید آن را با میدان لج‌بازی‌های کودکانه سیاسی اشتباه گرفت. همچنین همکاری نیروهای سیاسی با یکدیگر بر سر «حداکثرها»، همیشه امکان ندارد و بسیار اتفاق می‌افتد که برای تامین مصلحت کشور،‌ باید بر سر «حداقل‌ها» با هم توافق کرد. اگر بخواهیم در همه مسائل با هم همفکر و هم‌نظر باشیم تا همکاری میسر شود،‌ در آن صورت بسیاری از نیروهای اصولگرای کنونی هم ممکن است نتوانند با یکدیگر در یک جبهه عمل کنند چرا که شاهد اختلافات درونی آنان هستیم. از طرفی شاهدیم که تشدید اختلافات نیروهای سیاسی کشور (اصلاح‌طلب – اصولگرا، دولت – مجلس، دولت – قوه قضاییه، مصباح – هاشمی، اصولگرا – جریان انحرافی، جبهه متحد – جبهه پایداری، و …) بهترین فرصت را برای دشمنان انقلاب ایجاد کرده است که با تشدید فشارهای بین‌المللی علیه ایران،‌ مشکلات جدی برای مردم و کشور ایجاد کنند و حتی زمینه برخوردهای تندتر را هم فراهم آورند. در این شرایط،‌ یک راه‌حل کاملا معقول می‌نماید و آن ایجاد بستری برای حضور همه نیروهای سیاسی در انتخابات است تا تنش سیاسی کشور کم شود،‌ جریانهای مختلف کشور را به نظام خوش‌بین و آینده آن را روشن نشان دهد،‌ نمایشی از همبستگی ملی و انقلابی پدید آورد تا طمع دشمنان به استفاده از اختلافات را از میان ببرد یا امید به توفیق این اقدامات علیه جمهوری اسلامی را کم کند.

به نظر بنده وقتی یک جریان سیاسی می‌گوید «ما اپوزیسیون نظام نیستیم بلکه اپوزیسیون دولتیم» یا معتقد است «ما اصلاح‌طلبان اصلا با هیچ کدام از ساختارهای موجود قانون اساسی مشکل نداریم و معتقدیم که همین ساختارهای موجود قانون اساسی اگر اصلاح روش کنند می‌تواند همه مردم راضی باشند. معتقدیم با همین قانون اساسی می‌توانیم به گونه‌ای عمل کنیم که همه با هر فکری راضی باشند» یا وقتی یک جریان سیاسی می‌گوید «برای دفاع از تمامیت ارضی کشور، اصلاح‌طلب و غیر اصلاح‌طلب نداریم» یا باور دارد که «اگر انتخابات با مشارکت همه طیف‌ها و با حضور گسترده مردم باشد، آمریکا هم نمی‌تواند زیاده‌خواهی در قبال ایران داشته باشد»، در آن صورت باید بستری فراهم شود که این جریان هم در صحنه انتخابات حضور یابد و با کمترین هزینه ممکن،‌ خطرات بزرگی از سر ملت ایران برداشته شود. این کار شدنی است و کمی توجه به پیام قرآنی «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» ما را به این هدف نزدیک خواهد کرد.

تذکر: این یادداشت در روزنامه سیاست روز با نام مستعار «علی اشرفی» منتشر شد.

Share and Enjoy