کلیدواژه ‘بيمارستان شفاي ساري’

تقدیر از دوستان و گزارشی از «جراحی قلب باز»ی که انجام شد

در هفته گذشته کاملا غافلگیر شدم. پیشتر مشکلی را در وضعیت قلب خود احساس کرده بودم و به همین دلیل به ساری رفتم تا با راهنمایی یکی از بستگانم که پزشک است، این مشکل را به همراه چند معضل دیگر درمانی، بررسی کنم. در اولین مراجعه به متخصص قلب و بررسی‌های علمی و بالینی صورت گرفته،‌ معلوم شد که وضعیت اضطراری است و انفجاری و در اسرع وقت باید عمل جراحی قلب باز برای به اصطلاح «بای پس» صورت گیرد. زمان زیادی هم برای اندیشیدن و مشورت برای من قائل نشدند ولی سرانجام بعد از سه تا چهار روز مشورت با دوستان و متخصصانو و رعایت برخی مصالح مانند هزینه عمل و هوای سالم شمال، تصمیم نهایی را گرفتم و تسلیم تیغ جراحان قلب در بیمارستان شفای ساری شدم. امروز که دقیقا یک هفته از تاریخ عمل جراحی گذشته، یکی دو روز است که از بیمارستان مرخص شده‌ام و به لطف خدا حالم بد نیست و در منزل یکی از بستگان در ساری تحت نظر پزشکم و دوران نقاهت را می‌گذرانم.

قاعدتا بسیاری از دوستان هنوز اطلاعی از این قصه ندارند و امیدوارم این نوشته باعث نگرانی آنان نشود اما به رسم ادب و احترام باید از بستگان و دوستانی تقدیر و تشکر کنم که این روزها از هر جهت به زحمت افتادند.

قطعا اعضای خانواده (پدر و مادر، همسر و فرزندان، برادران و خواهران و خانواده‌های آنان، بستگان بسیار دلسوز همسرم و …) اولین کسانی هستند که باید از آنان تشکر کنم چرا که هم بار روحی و عاطفی و هم هزینه مالی این عمل جراحی بردوش آنان قرار داشت و دعاهای خالصانه آنان، بزرگترین سرمایه امید برای من بوده است.

همچنین ضروری است از دکتر شروین ضیاءبخش طبری جراح سرشناس و همکاران ایشان در بیمارستان شفای ساری تشکر کنم. ایشان اولین بار جراحی قلب باز را در استان مازندران انجام داده و بخشهای مربوطه را در چند بیمارستان ساری تاسیس کرده و تاکنون صدها عمل جراحی قلب باز موفق را به سرانجام رسانده است. بودن چنین جراحانی در کشور موجب اطمینان و آرامش بیماران و خانواده‌ها می‌شود.

سرانجام باید از خیل عظیم دوستان و عزیزانی تشکر کنم که در اولین فرصت اطلاع از وضعیت بیماری بنده،‌ به اشکال مختلف، اعم از حضوری یا تلفنی یا با پیامک و تماس با اعضای خانواده، ابراز محبت کردند. بنده شرمنده محبت صدها دوست و همکار و آشنایانی هستم که در این چند روز، حالم را پرسیدند و روحیه دادند، پیشنهاد تامین همه یا بخشی از هزینه عمل جراحی را دادند، از کنار قبور ائمه بزرگوار در عتبات عالیات و حرم امام رضا(ع) و حضرت معصومه(ع) برای سلامتی‌ام دعا کردند، به صورت دسته‌جمعی نذر صلوات و دعا داشتند، یاسین خواندند و … و خلاصه به اشکال مختلف، بزرگواری خود را نشان دادند. البته آنان همیشه برایم عزیز و بزرگوار بوده‌اند اما این که آدمی در این وضعیت، احساس بی‌پناهی و تنهایی نکند، نعمتی است که خداوند با اعطای این همه دوستان خیرخواه به من عطا کرده است و از این بابت، شاکرم.

فعلا به مدت سه ماه باید استراحت کنم و قاعدتا این ایام را در شمال و در شهر خودم (بهشهر) خواهم گذراند اما طبعا با بهبود تدریجی وضعیت جسمی و فراهم شدن امکانات، نوشتن در روزنامه ایران و برخی سایتها و انجام مصاحبه از راه دور را آغاز خواهم کرد و حضور در دانشگاه‌ها و محافل دوستان و شرکت در مناظرات و امثالهم باید بماند برای وقتی دیگر که توان جسمی و قلبی بنده تا حدی ترمیم و تقویت شده باشد.

در روزهای بستری بودن در بیمارستان، یادداشتهای پراکنده‌ای به اقتضای وضعیت اطرافم نوشتم که در آینده در سایت «نقد زمانه» منتشر خواهد شد.

خداوند به همه دوستان و عزیزان، خیر و سلامتی عطا کند.

Share and Enjoy