کلیدواژه ‘تحزب’

پیش‌نیازهای رونق تحزب

روزنامه ایران / یکشنبه ۱۵ دی ۹۲

 دیروز نشست وزیر کشور با نمایندگان احزاب سیاسی برگزار شد تا معلوم شود که دولت جدید یک گام دیگر برای فاصله گرفتن از روال گذشته برداشته است. دولت یازدهم در چند ماه گذشته نشان داد که نهادهای مدنی از جمله احزاب و گروه‌های سیاسی را نه یک تهدید بلکه یک فرصت برای پیشبرد اهداف توسعه و تعالی کشور تلقی می‌کند و از حضور نیروهای اجتماعی و سیاسی سازمان یافته در جامعه، نه تنها نگران نیست بلکه آن را امکان و عاملی برای مضاعف کردن توان نیروهای پراکنده اجتماعی می‌داند.

علی‌رغم به رسمیت شناخته شدن تحزب در قانون اساسی و حضور عملی و عینی ده‌ها حزب سیاسی در کشور، هنوز تحزب در جامعه با مشکلات و موانع عدیده‌ای مواجه است. برخی از منظر دینی بر این اعتقادند که تحزب با سازوکار دینی قابل جمع شدن نیست. برخی نیز احزاب سیاسی را پدیده دولت‌های مدرن دانسته و آن را در تغایر با سازوکار یک جامعه دینی معرفی می‌کنند. عده‌ای معتقدند احزاب سیاسی در کشور ما زاییده دخالت خارجیان است و اولین احزاب در کشور به کمک سفارتخانه‌های خارجی ایجاد شدند و بنابراین نسبت به آنان بدبینی تاریخی در میان مردم ما وجود دارد. برخی دیگر هم احزاب سیاسی را در یک قرن گذشته، دارای عملکرد غیرقابل دفاع دانسته و از عضویت در سازوکار حزبی طفره می‌روند. همه این مسائل بستر ذهنی منفی علیه احزاب را موجب شده است. در چنین شرایطی ایجاد رونق در تحزب و فعال کردن احزاب و گروه‌های سیاسی، پیش‌نیازهای متعددی دارد که به برخی از آنان اشاره می‌شود:

اول- باید آن فهمی از دینداری در جامعه تقویت شود که جمع میان دین و سازوکارهای مردم‌سالاری را ممکن می‌داند. این نگرش، نهادهای مردمی از جمله احزاب را نه تنها در تعارض با دینداری نمی‌بیند بلکه ظرفیت بالا و قدرت هاضمه قوی نهاد دین در جذب و هضم راهکارهای مدرن مملکت‌داری را نشان می‌دهد. طبعاً کسانی که می‌خواهند همه روش‌های اداره کشور را از متن دین استخراج کنند، مجبورند به دشمنی با دستاوردهای عام بشر در حوزه اداره جوامع بپردازند و با تحزب هم مخالفت کنند.
دوم- اگر احزاب سیاسی بخواهند نقش تثبیت شده‌ای را در حیات سیاسی مردم داشته باشند، باید فعالیت‌های خود را از شکل فصلی خارج کنند و صرفاً در زمان برگزاری انتخابات و کسب رأی به سراغ مردم نروند. همچنین احزاب سیاسی باید از سطح پایتخت فراتر بروند و دفاتر خود را در سراسر کشور تأسیس کنند تا ارتباط احزاب با توده‌های هوادار و دارای انگیزه سیاسی به صورت مستقیم و مداوم ایجاد شود.
سوم- در دوران اصلاحات برای رونق فعالیت احزاب، دولت به کمک آنان آمد و بودجه‌ای را برای اداره احزاب سیاسی اختصاص داد. این اقدام شاید در نگاه اول، پسندیده نیاید که احزاب سیاسی به کمک دولت وابسته شوند اما در کشور ما به دلیل نوپا بودن تحزب و نیازمندی آن به حمایت دستگاه‌های حکومتی، چاره خوبی برای رونق فعالیت‌های حزبی است. از طرفی اگر بودجه مشخصی متناسب با دامنه فعالیت و میزان نفوذ مردمی هر حزب سیاسی در اختیارشان قرار گیرد، احتمال سوءاستفاده احزاب از اموال عمومی و نقب زدن آنان به بیت‌المال کاهش خواهد یافت، روشی که متأسفانه بسیاری از احزاب سیاسی در سال‌های گذشته به آن متوسل می‌شدند.
چهارم- احزاب سیاسی باید شور و شعور سیاسی ایجاد کنند، به کادرسازی و تربیت نیروهای کارآمد و توانمند مبادرت ورزند، برنامه برای اداره کشور فراهم آورند، تحلیل درست از وضعیت داخلی و خارجی ارائه کنند، مطالبات پراکنده و دست‌نیافتنی مردم را معقول و منطقی کنند، ناکامی‌های احتمالی سیستم حکومتی را برای مردم تبیین کنند، بر صاحبان قدرت نظارت داشته باشند، نقد مسئولان حکومتی را به مثابه یک نیاز اساسی جامعه سامان دهند و… و این همه ناشدنی است مگر این که نخبگان سیاسی فعال در احزاب، به وظیفه خود به درستی عمل کرده و به تحزب نه تنها به عنوان ابزاری برای کسب قدرت سیاسی بلکه به مثابه سازوکاری برای ادای یک مسئولیت سنگین اجتماعی بنگرند.

Share and Enjoy

به رشد فرهنگ تحزب در ایران امیدی نیست

اشاره: آنچه می‌خوانید متن گفتگوی من با نشریه سازمان ملی جوانان است که  در سالهای قبل، انجام شد و هرگز در نیافتم که آیا منتشر شد یا نه. از آنجا که  این گفتگو درباره حزب و تحزب در ایران است و محتوای آن می‌تواند برای نسل جوان‌تر جامعه مفید باشد، به انتشار آن در سایت «نقد زمانه» مبادرت می‌کنم. طبعا تاریخ تعیین شده برای انجام مصاحبه، تقریبی است.

سئوال: اهتمام ویژه حضرت امام به کار شورایی و تشکیلاتی تا چه اندازه در پیشبرد اهداف و پیروزی نهایی انقلاب موثر بود و اساسا نقش رهبری امام در پیشبرد فعالیتهای تشکیلاتی خودجوش و مردمی چگونه ارزیابی میشود؟

پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. برای بررسی نظر امام در باره کار تشکیلاتی و نحوه عمل ایشان در این زمینه باید ابتدا به چند نکته توجه شود.

اول این که برخی از مفاهیم مرتبط با تشکیلات و کار تشکیلاتی، مربوط به دنیای جدید و از مباحث علومی چون مدیریت و علوم سیاسی است و ممکن است با همین تعابیر و نهادها، در محیط دینی سابقه نداشته باشد و حتی در میان علما این پرسش مطرح باشد که آیا میان این نهادهای اجتماعی با دین و تعالیم دینی، سازگاری وجود دارد یا خیر؟ بنابراین در کشور ما بویژه در میان روحانیون و علما، بحث تشکیلاتی از نظر تئوریک و نظری، از پشتوانه‌ای قوی برخوردار نیست.

Share and Enjoy