کلیدواژه ‘جناح‌های سیاسی’

اعتدال، پادزهر جناح‌زدگی

روزنامه ایران / سوم تیر ۹۳

وجود احزاب و گروه‌های متعدد و جناح‌های سیاسی متفاوت، در جای خود می‌تواند عامل تقویت نظام و تثبیت دستاوردهای آن باشد اما جناح‌زدگی، یک آفت برای فعالیت‌های حزبی دست‌کم از منظر و نگاهی است که ما به قدرت داریم و آن را هدف فرض نکرده‌ایم.
احزاب و جناح‌ها اگر کارکردهای درستی داشته باشند، در چند حوزه زیر وارد عمل خواهند شد:
– به سازماندهی نیروهای پراکنده سیاسی می‌پردازند و نیروهای متفرق را همسو می‌سازند.
– شور سیاسی ایجاد می‌کنند که لازمه فعالیت‌های سیاسی در جامعه است.
– شعور سیاسی ایجاد می‌کنند و با آموزش‌های درون‌تشکیلاتی و طرح مواضع عمومی، سطح فهم سیاسی مردم را افزایش می‌دهند.
– برنامه برای اداره کشور تهیه و در صورت رسیدن به قدرت، آن برنامه‌ها را اجرا می‌کنند.
– بدون آن که بار مالی خاصی را بر بودجه کشور تحمیل کنند، بیش از نهادهای نظارتی بر کار دولت رقیب و نهادهای حکومتی نظارت داشته و در زمینه بروز فساد و انحراف، حساسیت به خرج می‌دهند.
اینها کارکردهای مثبت احزاب و گروه‌های سیاسی در شرایط مطلوب است اما جریان‌های سیاسی با هدف کسب قدرت یا حفظ آن، در مواقعی مرتکب اعمالی می‌شوند که زیانبار است و دود آن به چشم مردم می‌رود. در این وضعیت، هدف اصلی احزاب و جناح‌ها، حفظ موقعیت خودشان در درون نظام و تقویت قدرت و نفوذ سیاسی و اجتماعی نیروهای خودی است. ما این پدیده را «جناح‌زدگی» می‌نامیم که کارکرد منفی احزاب را شامل می‌شود و در آن از اعتدال، عقلانیت و انصاف خبری نیست. در وضعیت جناح‌زدگی، حقیقت قربانی هویت حزبی می‌شود و منافع عمومی، پایین‌تر از منافع حزبی مورد توجه قرار می‌گیرد و بر ضعف‌های درونی، سرپوش گذاشته می‌شود اما برای جریان رقیب، ضعف‌ها و عیوبی تراشیده شده و بزرگنمایی صورت می‌گیرد. در حالت جناح‌زدگی، افرادی ضعیف از جریان خودی مورد حمایت قرار می‌گیرند بدون آن که شایستگی قبول هیچ مسئولیتی را داشته باشند و در مقابل، توانمندان رقیب به زیر سؤال می‌روند و کنار گذاشته می‌شوند.
اعتدال با عقلانیت و انصاف تنیده شده و این سه واژه، گم‌شدگان عرصه سیاسی کشورمان هستند. احزاب و گروه‌ها می‌توانند با تکیه بر کارکردهای مثبت حزبی، تأثیرات فراوانی بر فضای سیاسی کشور و بر فرهنگ نخبگان و مردم داشته باشند و در عین حال می‌توانند با گرفتار آمدن در بستر جناح‌زدگی، آسیب‌های فراوانی را متوجه مردم کنند. روزگاری دوستی نوشته بود که «جناح‌زدگی، شرک جلی روزگار ماست» زیرا برای حفظ مصالح و منافع جناحی، حاضر می‌شویم منافع مردم و کشور را فدا کنیم و اراذل را بر افاضل ترجیح بدهیم. پرهیز از جناح‌زدگی تنها با رویکرد اعتدالی، شدنی است و اساساً تأکید بر اعتدال، عامل گریز از جناح‌زدگی به مثابه شکل غلط فعالیت حزبی است.

Share and Enjoy

صف‌بندی سیاسی تازه‌ای در راه است

روزنامه ایران / پنجشنبه ۹ آبان ۹۲

چپ و راست و میانه، خط امامی و لیبرال، انقلابی و میانه‌رو، خط یک و خط دو و خط سه، جناح دولت و جناح بازار، طرفداران اسلام ناب و حامیان اسلام امریکایی، اصلاح‌طلب و محافظه‌کار، اصلاح‌طلب و اصولگرا و تعابیری از این دست، طی سال‌های بعد از انقلاب برای ترسیم صف‌بندی سیاسی کشورمان مورد استفاده قرار گرفتند. نگاهی به این تعابیر و واژه‌ها نشان می‌دهد که جریان‌های سیاسی حول چه محوری به هم نزدیک یا از هم دور شده و می‌شوند.
مرور حوادث سال‌های بعد از انقلاب، نشان می‌دهد که طیف‌های مختلف سیاسی، همیشه به یک شکل نماندند و مواضع ثابتی نداشتند و چه بسا تغییر جایگاه هم داده‌اند. مثلاً شعارهای اقتصادی عدالت محور در جریان موسوم به چپ، بعدها به جریان افراطی راست رسید و بسیاری از طرفداران اقتصاد شبه‌دولتی در سال‌های دفاع مقدس، بعدها به صف حامیان اقتصاد آزاد پیوستند. خطبه‌های عدالت‌محور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در همان سال‌ها از نظر برخی، تکرار مضامین سوسیالیستی به نام دین بود و بعدها سیاست تعدیل اقتصادی دولت سازندگی را نمونه کامل تبعیت ایشان از اقتصاد سرمایه‌داری می‌دانستند. این گونه چرخش‌ها در مواضع و دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی نیروهای سیاسی ما کم نبود.
ظهور معضلات جدید و مطرح شدن پرسش‌های تازه، نیازمند راه‌حل‌ها و پاسخ‌های متفاوت است و همین امر، بسترساز تغییر مواضع احزاب و گروه‌ها و شروع فصلی تازه در صف‌بندی سیاسی جریان‌های فعال در کشور می‌شود. اکنون نیز با مسائل تازه‌ای مواجه هستیم که احتمالاً منجر به تغییر مواضع بخشی از نیروهای سیاسی و شکل‌گیری ائتلاف‌های تازه‌ خواهد شد.
به نظر می‌رسد که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و روی کار آمدن دولت دکتر روحانی، اکثریت اصلاح‌طلبان، غالب جریان‌های متعلق به اعتدالگرایان، طیفی از نیروهای اصولگرا و بخش بزرگی از مستقلین سیاسی در کشور به یکدیگر نزدیک شده و روند همگرایی آنان زیاد و زیادتر شده است. از سوی دیگر، در درون جریان موسوم به اصولگرایان، شاهد روند واگرایی هستیم و مواضع طیف افراطی آنان در حوزه سیاست خارجی، اقتصادی، فرهنگی و سیاست داخلی، از هم فاصله می‌گیرد. در مواردی شاهدیم که نیروهای سرشناس طیف اصولگرا حاضر به همکاری با نیروهایی از اصلاح‌طلبان هستند اما نمی‌توانند در کنار دوستان سابق خود به نقطه مشترکی برسند. این واقعیت‌ در انتخابات ریاست جمهوری امسال به وضوح بروز کرد و دیدیم که اصولگرایان معتدل در کنار اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان قرار گرفتند اما حاضر به همراهی با بقیه اصولگرایان نشدند.
چنین به نظر می‌رسد که مسأله مذاکرات هسته‌ای و نحوه تعامل با دنیا و نیز نحوه مواجهه با برخی مسائل سیاسی داخلی، اکنون برجسته‌تر از دیگر موضوعات، ملاک مرزبندی سیاسی شده‌اند و احزاب و گروه‌های داخلی بر سر این مسائل، به جبهه‌بندی خواهند پرداخت. بررسی مواضع برخی از احزاب و نیز افراد شاخص آنها در موضوع مذاکرات هسته‌ای، نشان می‌دهد که اوضاع سابق در حال به هم ریختن و به همین دلیل، صف‌بندی سیاسی تازه‌ای در راه است. انتخابات مجلس آینده که فعالیت‌های مرتبط با آن از هم اکنون آغاز شده است، نشان خواهد داد که این نظم سیال حاکم بر مناسبات جناح‌های سیاسی داخلی، به چه سمتی حرکت خواهد کرد و در آینده کدامین نیروها در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت.

Share and Enjoy

انتخابات و جناحها از منظر امام خمینی

اشاره:
فصلنامه «حضور» وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در شماره ۷۲ (خرداد ۱۳۸۹) میزگردی را با حضور علی شکوهی (روزنامه‌نگار و نویسنده، معاون فرهنگی وقت مؤسسه جام‌جم) و فیروز دولت‌آبادی (سفیر اسبق جمهوری اسلامی در ترکیه و تحلیل‌گر مسائل سیاسی) درباره انتخابات و جناح‌های سیاسی از منظر امام خمینی برگزار کرد. متن زیر حاصل این میزگرد است.

Share and Enjoy

اصلاح‌طلبان و خطر کنده شدن از بدنه نظام

اشاره: این مقاله در روز جمعه ۲ دی ۱۳۸۴ درباره صفبندی سیاسی کشور و ضرورت توجه به ریزش نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب از بدنه نظام در سایت فردا منتشر شد.

دائما از زبان مقامات عالی و مسئولان درجه اول کشور شنیدیم که وجود دو جناح سیاسی در صحنه اداره جامعه نه تنها امری ضروری بلکه اجتناب ناپذیر است و حتی برخی از بزرگان تاکید کرده‌اند که اگر جناحی نخواهد در صحنه بماند و مثلا در رقابت‌های انتخاباتی حضور یابد، در آن صورت باید از میان همفکران آنان کسانی را یافت و یک جریان سیاسی تازه ساخت. دلایل این امر روشن است زیرا اسلام وانقلاب و تجارب عادی بشر در زندگی جمعی، وجود سلیقه‌های مختلف سیاسی و نگرشهای متفاوت فرهنگی و سبکهای گوناگون مدیریتی را در میان مسئولان، اندیشمندان و نخبگان به رسمیت می‌شناسند و طبعا جناح‌بندی سیاسی هم بر همین مبنا شکل می‌گیرند. آنچه در روزهای اخیر باعث ایجاد تردید در این موضوع شده است، نقدی است که اصلاح‌طلبان بر رقیب وارد دانسته و آنان را به یک دست کردن حکومت متهم می‌کنند و البته دلایل این امر بویژه پس از تشکیل دولت احمدی‌نژاد، قابل توجه‌تر هم شده است. از آنجا که حاصل وضعیت جدید می‌تواند ایجاد رویکردهای تازه‌ای در جناح‌های سیاسی کشور باشد و به زیان مردم و انقلاب تمام شود، طرح هشدارگونه برخی موارد را ضروری می‌دانیم:

Share and Enjoy