کلیدواژه ‘حسن روحاني’

منطق هسته‌ای روحانی

روزنامه ایران / دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۳

دیروز در مراسم رونمایی از سه دستاورد جدید هسته‌ای کشور، روحانی به طرح سخنانی مبادرت کرد که می‌توان آن را «منطق هسته‌ای روحانی» دانست. ایشان رویکردهایی را مورد توجه قرار دادند که هم مرز روشن مواضع ایشان با طرف‌های غربی را ترسیم می‌کند، هم جهت‌گیری کلان دولت در رشد درون‌زا و تکیه بر منافع ملی را نشان می‌دهد، هم چرایی مذاکره در این زمینه را بیان می‌کند و هم به بسیاری از اتهام‌های مخالفان افراطی دولت پاسخ می‌دهد.
اول- روحانی نشان داد که دشمن، دشمن است و در تمامی سال‌های قبل و بعد از انقلاب، رفتارهای خصمانه داشته است. ایشان در سخنان خود، موارد متعددی از خصومت‌ورزی دشمنان کشور را ذکر و بر این نکته تأکید کرد که ملت ما با وجود خواست مخالفان، به راه خود رفته است. متأسفانه تا صحبت از مذاکره به میان می‌آید، برخی از افراد گمان می‌کنند که اساساً وجود جبهه دشمن را باید انکار کرد. روحانی نشان داد که رفتارها و سیاست‌های جبهه خصم را به معنای واقعی رصد می‌کند.

دوم- رئیس جمهوری بر حقوق هسته‌ای  جمهوری اسلامی تأکید مجدد کرد و عقب‌نشینی از مواضع بحق و منافع مسلم ایران را حتی برای یک قدم جایز ندانست. وی تأکید کرد که ایران تسلیم آپارتاید علمی و هسته‌ای نخواهد شد و استفاده از فناوری هسته‌ای را حق مسلم جمهوری اسلامی می‌داند. اعلام این مواضع نیز از دو سو حائز اهمیت است. هم موافقان مذاکرات را آگاه‌تر می‌کند که هدف اصلی چیست و هم به ادعای مخالفان پاسخ فیصله بخش می‌دهد که دولت از مواضع اصولی نظام عقب نخواهد نشست. اما نکته مهم‌تر این اعلام مواضع، هشدار به طرف‌های مذاکره کننده است که گمان نکنند دولت کنونی ایران، به هر قیمتی حاضر به مذاکره است. تأکید روحانی بر این نکته که حتی اگر لازم باشد به غنی‌سازی ۲۰ درصد هم باز خواهیم گشت، هشداری به طرف غربی مذاکره است تا گمان نکنند که می‌توانند وقت‌کشی و کارشکنی کنند و در این ۶ ماهه مورد توافق، از نهایی کردن مذاکرات و رسیدن به توافق نهایی خودداری کنند.
سوم- پذیرش مذاکره با غرب بر سر مسأله هسته‌ای، نوعی پیشروی جمهوری اسلامی در حوزه دیپلماسی عمومی و گامی برای خلع سلاح جبهه مخالف نظام است. این واقعیت را نباید انکار کرد که برخی طرف‌های غربی به خاطر اختلاف‌های بنیادینی که با نظام ما دارند، در تنور دشمنی با جمهوری اسلامی می‌دمند و با توسل به دروغ و اتهام‌های بی‌وجه می‌کوشند از نظر حقوقی و سیاسی، محدودیت‌هایی را متوجه ایران اسلامی کنند. برای ایران روشن است که این اتهام‌ها غلط است و مبنایی ندارد اما این کافی نیست که ما بر حقیم و دشمنان ما فاقد منطق و استدلالند. باید برای قانع کردن افکار عمومی مردم جهان و نیز نهادهای حقوقی بین‌المللی، کارهایی مناسب انجام داد و با شفاف‌سازی و ارائه مدارک و پرهیز از طرح مواضع و سخنان نسنجیده، دست دشمنان را بست و هزینه ضدیت با ایران را در جهان بالا برد. باید نشان دهیم که فعالیت‌های هسته‌ای ما بدون انحراف و صلح‌آمیز است و اتهام‌های مطرح شده، وجهی ندارد. این کار به برداشتن گام‌های شجاعانه حقوقی و حضور در صحنه‌های خبری و دیپلماتیک جهانی نیاز دارد.
چهارم- روحانی هم تأکید دارد که ما در انقلاب و دفاع مقدس و رسیدن به فناوری‌های نوین، روی پای خود ایستادیم و خداوند هم ما را به برکت مقاومت و اخلاص و فداکاری مردم، پیروز ساخت. وی نیز نگاه به درون دارد و برای رسیدن به قله‌های علم و دانش به عنوان قطب قدرت اقتصادی و فرهنگی و دفاعی، تکیه بر نیروهای درون را یک اصل اساسی می‌شمارد.
محورهای فوق در سخنان دکتر روحانی برجسته شد تا تأکید شود که جامعیت مواضع ایشان در موضوع هسته‌ای، شایان توجه است و همپوشانی کامل با مواضع رسمی نظام دارد. در نتیجه اتهام‌های وارده به دولت ایشان از سوی افراطیون و چسباندن انگ‌هایی نظیر؛ سازشکاری و عدول از ارزش‌ها، ظلم به رئیس جمهوری و در واقع ظلم به حقیقت است. در عین حال شخصاً از بخش دیگری از سخنان ایشان لذت بردم که در وصف حکومت امام علی(ع) بر زبانش جاری شد. آنجا که رئیس جمهوری با بیان این که افتخار بزرگ ما این است که مولای‌مان علی(ع) است، گفت: مولایی که در حکومتش به همه مخالفانش تا روزی که به شمشیر دست نبردند آزادی کلام و عمل داد و حتی اجازه داد در مسجدش بیایند و در مقابلش حرف بزنند و توهین بکنند اما وقتی شمشیرها را از نیام بیرون آوردند، یک دقیقه هم غفلت نکرد.

 

Share and Enjoy

چشم امید احزاب به مساعد شدن فضای سیاسی

روزنامه ایران / دوشنبه ۲۲ مهر ۹۲

 در اظهارات روزهای اول دکتر روحانی پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری، مضامینی وجود داشت که برخی آن را به معنای مخالفت ایشان با تحزب تفسیر کردند اما بیشتر به نظر می‌رسد که ایشان در مقام توصیف و آسیب‌شناسی تحزب و فعالیت‌های احزاب سیاسی بودند و بارها با به کار بردن تعبیر «متأسفانه»، نشان دادند که از این وضعیت راضی نیستند. این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که متأسفانه احزاب سیاسی دارای جایگاهی برجسته و محوری در ساختار نظام سیاسی کشور نیستند و به همین دلیل، به عنوان اصلی‌ترین نهادی که در جریان چرخش قدرت میان نخبگان سیاسی، باید نقش بازی کند، شناخته نمی‌شوند. هنوز کم نیستند نهادها و گروه‌های مرجع اجتماعی که بیش از احزاب سیاسی، در جابه‌جایی سیاستمداران نقش دارند و کارکرد حزبی آنان بیش از احزاب رسمی است. بخشی از این واقعیت به پیشینه تاریخی و فرهنگ سیاسی خاص جامعه ایرانی باز می‌گردد اما بخشی از آن هم ریشه در ناکارآمدی سازوکار تحزب در کشور ما و نیز ناتوانی فعالان حزبی دارد.
احزاب سیاسی کشور ما عمدتاً فصلی هستند یعنی در زمان انتخابات، دیده می‌شوند و فعالیت می‌کنند و در بقیه ایام، از صحنه غایبند. همچنین بسیاری از آنان به عنوان احزاب دولتی شهره‌اند زیرا به هنگام حاکمیت دولتی خاص و با حمایت همان دولت، تأسیس شدند. بسیاری از این احزاب در حد داشتن دفتر مرکزی در تهران فعالیت می‌کنند و از داشتن شاخه‌های استانی و شهرستانی محرومند. کم نیستند احزابی که به صورت محافل قدرت در آمده‌اند و فاقد تشکیلاتی منظم و فراگیر هستند. تربیت کادرهای سیاسی مورد نیاز و مدیران کارآمد، به صورت جدی در دستور کار بسیاری از این احزاب سیاسی قرار ندارد و در تهیه برنامه‌های مدون اداره کشور، ناتوانند. برای فعال شدن احزاب سیاسی در کشور، چند نکته زیر قابل تأمل است:
اول – مسئولان باید با توجه به دستاوردهای متعدد احزاب سیاسی برای نظام، به مفید بودن فعالیت احزاب سیاسی معتقد بشوند و برای رونق بازار تحزب تلاش کنند.
دوم – احزاب سیاسی همسو با یکدیگر، مذاکره و همفکری برای رسیدن به چند حزب سراسری در کشور را آغاز کنند و به جای تکثر و تعدد احزاب سیاسی همسو، با ادغام و ائتلاف و یکی شدن بسیاری از این احزاب، راه را برای ایجاد حزب واحد قدرتمند در هر یک از جبهه‌های سیاسی موجود هموار سازند.
سوم – قانون جرم سیاسی در اسرع وقت تهیه و تصویب و اجرا شود تا رسیدگی به تخلفات احزاب هم در چارچوب همان قانون، شدنی باشد. متأسفانه امروز به دلیل نبودن قانون جرم سیاسی، حتی با تخلفات احتمالی احزاب سیاسی قانونی هم به عنوان یک جرم امنیتی مواجه می‌شویم که اصلاً منطقی نیست.
چهارم – احزاب سیاسی موجود – و چه بهتر پس از متحد و یکی شدن احزاب همسو – باید به افزایش توان انسانی، آموزش درون تشکیلاتی، عضوگیری گسترده و کادرسازی، تدوین برنامه، ایجاد شعب در سراسر کشور و فعالیت در طول سال، توجه جدی نشان دهند تا از فصلی و محلی و محدود بودن فعالیت‌های خود خارج شوند.
سرانجام آن که احزاب و گروه‌ها در وضعیت کنونی، چشم‌انتظار مساعد شدن فضای سیاسی کشور برای گسترش فعالیت‌های قانونی خود هستند و صحبت‌هایی که این روزها در جراید درباره از سرگیری احتمالی فعالیت برخی از احزاب سیاسی منتشر شده، نویدبخش جان گرفتن دوباره احزاب در کشور است.

Share and Enjoy

چند حاشیه بر سخنان رئیس جمهوری

روزنامه ایران پنجشنبه ۱۱ مهر۹۲

دکتر روحانی رئیس جمهوری، دیروز در جمع خبرنگاران مطالبی را مطرح کرد که به دغدغه نوشته قبلی این ستون مرتبط است یعنی خطر میدانداری تندروها و افراطیون و در حاشیه قرار گرفتن عقلای سیاسی که در ضمن آن، دکتر روحانی به تشریح سیاست دولتش در این قضیه هم پرداخت. تأمل در چند محور این سخنان باید مفید باشد:
الف- استقبال از انتقاد منطقی: دکتر روحانی درخصوص برخی مخالفت‌ها با تماس تلفنی وی با اوباما تصریح کرد: «‌با لحن مؤدبانه و اخلاقی هیچ اشکالی ندارد کسی با دولت مخالفت کند. ما قدم‌های بلندتری می‌خواهیم برداریم و این یک قدم کوچکی بود.» دولت در نظام سیاسی ما از دستگاه‌هایی است که در معرض نقدهای بیشتری قرار دارد و طبعاً باید بیش از دیگر نهادها تحمل نقدها را داشته باشد. رئیس جمهوری از نقدی که با لحن درست مطرح شود، استقبال می‌کند اما ظاهراً دکتر روحانی باید خودش را برای شنیدن انتقادهای تند و تیز و جدی‌تری آماده کند زیرا براساس آنچه گفته است، تماس تلفنی با اوباما در قیاس با قدم‌های بعدی که دولت قصد دارد بردارد، قدم کوچکی است. قدم‌های بعدی کدام است؟ هر چه هست، از قبل باید بسترهای فکری و توجیهات منطقی آن را فراهم کرد.
ب – انزوای تندروی و گروه‌های خودسر: رئیس جمهور در پاسخ به سؤالی درباره فعالیت گروه‌های خودسر گفت: «با گروه‌های خودسر مقابله خواهیم کرد. البته دل‌مان نمی‌خواهد از برخورد گروه‌های خودسر با رئیس‌جمهور شروع کنیم.» وی همچنین اظهار داشت: «در سال اول نمی‌خواهیم شکایتی از کسی بکنیم اما تندروی را به انزوا خواهیم کشاند.» این اظهارات هم سنجیده است و هم امیدوارکننده. بر این باوریم که مسئولان نظام باید مراقب جریان‌های خودسر و افراطی باشند تا فضای لطیف سیاسی به تندروی و خشونت آلوده نشود. این نیز پسندیده است که دولت صرفاً به حریم خودش نمی‌اندیشد و با گذشت شخصی از برخوردهای این عناصر خودسر، مسأله را مهم‌تر می‌داند اما باید توجه داشت که در بستر اجتماعی و سیاسی کنونی، احتمال شکل‌گیری و سازمان‌یافتگی این گونه جریان‌ها، کم نیست و برای اقناع ذهنی آنان باید فکر و برنامه داشت. تنها با برخورد قضایی و طرح شکایت نیست که اقدامات خودسرانه مهار می‌شود بلکه باید از منظر روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناختی، وضعیت برخی نیروهای سیاسی منتقد را مورد مطالعه قرار داد تا از وضعیت عمومی کشور مأیوس نشوند و به خودسری نپردازند. یادمان باشد «سعید حجاریان» هم از خودش انتقاد می‌کرد که چرا ما کم‌توجه بودیم و به وضعیت روحی و سیاسی کسانی مانند «سعید عسگر» توجه درست نداشتیم و زمینه جذب همه نیروهای سیاسی منتقد را در درون نظام سیاسی فراهم نکردیم. «تندروی» باید منزوی شود اما تندروها باید جذب شوند. این شرط موفقیت نظام و جریان‌های معتدل است.

Share and Enjoy

رهبری و انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ (متن کامل)

 اشاره: از روز پنجشنبه ۱۳ تیرماه تا دوشنبه ۱۷ تیرماه در روزنوشت «نقد زمانه» در پنج قسمت به ارزیابی مواضع و عملکرد آیت­‌الله خامنه­‌ای در جریان انتخابات ریاست جمهوری امسال پرداختم. اینک با ادغام این روزنوشت‌ها، متن کامل را به صورت یکجا در اختیار خوانندگان گرامی قرار می­‌دهم. امیدوارم مفید باشد و با نظرات عزیزان تکمیل شود.

 استراتژی رهبری، مبنای برگزاری انتخابات

 همیشه و در هر انتخابات ریاست جمهوری، اولین و مهمترین مسئله، استراتژی رهبری در برگزاری آن انتخابات است. این مسئله از سال ۷۶ به صورت جدی موضوعیت یافت زیرا از آن زمان، به صورت آشکار میان رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی درباره نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اختلافی علنی نشده بروز کرد که طبعا آن انتخابات بر اساس نظر رهبری برگزار شد. گفته می‌شود آقای هاشمی در آن مقطع به برگزاری یک انتخابات رقابتی اعتقاد نداشت و بر این باور بود که اگر رهبری به مصلحت بداند، فردی مانند دکتر حسن روحانی نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود که فردی مرضی‌الطرفین است و همه نیروهای سیاسی اعم از چپ و راست آن روز، حاضر به دفاع از وی هستند. در آن صورت ما به رئیس جمهوری خواهیم رسید که می‌تواند کارهای بزرگی را با تفاهم همه نیروهای سیاسی به انجام برساند. در مقابل رهبری معتقد بودند که مسئله ما در این شرایط، مشارکت بالای مردم است تا با پشتوانه آن بتوان در مقابل دشمن ایستاد و آنان را از پیگیری اهداف خصمانه علیه نظام اسلامی باز داشت. طبعا این که یک رئیس جمهوری با رای بالا انتخاب شود خوب است اما اگر هم اینچنین نشود باز هم فرد منتخب، رئیس جمهور همه ملت خواهد بود و از سوی رهبری هم مورد حمایت قرار می‌گیرد و کارهای اجرایی کشور را پیش خواهد برد اما میزان کل آرای مردم در هر انتخابات مهمتر است.

Share and Enjoy

۲۴ خرداد شکست گفتمان دشمن دانستن هاشمی، خاتمی و موسوی بود

گفتگوی آینده آنلاین با علی شکوهی

اشاره: ۱۰ روز قبل از انتخابات که در جمعی با علی شکوهی صحبت می کردیم، اکثرا ناامید بودند و او معتقد بود هاشمی و خاتمی باید اعتبار خود را برای پیروزی در این انتخابات هزینه کنند و معتقد بود آنها می توانند بخش زیادی از محبوبیت خود را به نامزد مورد حمایتشان منتقل کنند. اکنون او به تحلیل نتایج انتخابات می پردازد و معتقد است رای آوردن روحانی شکست گفتمان ۴ سال گذشته است که از اساس غلط بود. گفت و گوی ما با او را در ادامه می خوانید:

– شما از کسانی بودید که احتمال رای آوردن روحانی در دور اول را جدی می دانستید. چه قرائنی باعث شده بود که به چنین نظری برسید؟
البته کم نبودند کسانی که مثل من فکر می کردند چون قرائن زیادی وجود داشت که این احتمال را تقویت می کرد. رخدادهای انتخابات ریاست جمهوری امسال از جایی شروع شد و مسیری را طی کرد که رای آوردن دکتر حسن روحانی را بسیار محتمل می ساخت و کافی بود برخی از قرائن را کنار هم قرار دهیم تا این نتیجه گیری ممکن شود.
اول این که رهبری خواستار حماسه سیاسی بودند و این امر، نوعی کثرت در نامزدهای انتخاباتی را طلب می کرد. ایشان در جلسات خصوصی بر حضور اصلاح طلبان دستکم در رده های پایین تر در انتخابات تاکید داشتند و با کسانی که معتقد به ردصلاحیت همه اصلاح طلبان بودند، مخالفت می کردند.
دوم این که به دلیل رخدادهای انتخابات سال ۸۸، عزم رهبری و نظام بر این بود که انتخاباتی با کمترین شبهه برگزار شود و اعتماد از دست رفته به مردم باز گردد. این امر به گونه ای مانع تکرار اشتباهات سال ۸۸ می شد.

Share and Enjoy

رهبری و انتخابات ریاست جمهوری ۹۲- قسمت آخر

 دو‌شنبه ۱۷ تیرماه ۹۲

 پس از ردصلاحیت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، مواضع مقام رهبری در برگزاری یک انتخابات رقابتی و مشارکتی، قابل دفاع‌تر می‌شود. ایشان علیرغم این که می‌توانستند با موضع‌گیری نسبت به برخی از اظهارات مطرح شده در جریان مناظرات نامزدها،‌ عملا به نفع نامزدی و علیه نامزدی دیگر،‌ سخن بگویند ترجیح دادند که این سخنان را برای بعد از انتخابات نگه دارند و از مطرح کردن آن در ملاء عام و قبل از روز انتخابات، خودداری کردند. اما مهمترین اقدامی که به نظر می‌رسد از سوی رهبری برای برگزاری انتخاباتی سالم صورت گرفت، جلوگیری از ردصلاحیت مجدد آقای دکتر حسن روحانی بود که در هفته آخر تبلیغات، در دستور کار محافل افراطی حاکمیت قرار گرفته بود.

در آخرین ساعات روز یکشنبه ۱۹ خردادماه، یکباره سایتهای وابسته به سپاه و همان محافل افراطی که به صورت غیرقانونی در مسائل سیاسی مداخله می‌کنند، خبر احتمال تجدیدنظر شورای نگهبان در تایید صلاحیت دکتر روحانی را مطرح کردند. آغاز مطرح شدن این پروژه با خبرگزاری فارس و سایت مشرق بود که از سوی نهادهای وابسته به سپاه اداره می‌شوند. این سایتها از قول «یک منبع آگاه» اعلام کرده بودند که به دلیل اظهارات ضدامنیتی و غیرقانونی حسن روحانی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری، شورای نگهبان تصمیم دارد تا صلاحیت این کاندیدا را در جلسه فردای خود (روز دوشنبه ۲۰ خرداد) مجددا مورد بحث و بررسی قرار دهد. همان منبع آگاه افزود: حمایت از سران فتنه در جلسات سخنرانی، افشای اطلاعات نظام و حرکات ضدامنیتی همچون همایش حامیان روحانی در جماران و همچنین حرکات خیابانی مانند همایش ورزشگاه شهید شیرودی از جمله مواردی است که شورای نگهبان تصمیم دارد تا به این دلایل، صلاحیت این کاندیدا را مجددا مورد بررسی قرار دهد. خبرگزاری فارس، از این حد هم فراتر رفت و ریختن «آتش تهیه» سنگین برای پیروزی در این ماجرا را در همان شب آغاز کرد. این خبرگزاری با افرادی مانند سردار کوثری و قدوسی کریمی نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم شبانه مصاحبه کرد تا آنان بر درستی تصمیم احتمالی شورای نگهبان، مهر تایید بزنند و روحانی را شایسته ریاست جمهوری ندانند.

صبح روز دوشنبه در حالی که بسیاری از مردم و نیروهای سیاسی نگران صحت این گونه اخبار بودند، ناگهان متوجه شدند که تمامی این اخبار از سایت فارس و مشرق و دیگر سایتها برداشته شده است و سخنگوی شورای نگهبان هم پس از ساعاتی این خبر را کاملا تکذیب کرد. از قرائن اینگونه برداشت می‌شد که یک مقام عالی‌رتبه باید دستور ختم این ماجرا را صادر کرده باشد و احتمال این که رهبری در این زمینه مداخله کرده باشند،‌ بسیار زیاد است. در هر صورت با این اقدام،‌ یک توطئه دلسرد کننده افراطیون با شکست مواجه شد و مانند توطئه ردصلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی، جواب نداد. البته هر مقامی در این زمینه اقدام کرده باشد حتما دریافته بود که ردصلاحیت آقای روحانی بعد از تایید اولیه و شروع فعالیت تبلیغاتی،  چه خسارت سنگینی بر اعتماد مردم می‌زند و چه آب سردی است که بر فضای رقابت انتخاباتی ریخته ‌می‌شود. این اقدام اگر صورت می‌گرفت موجب دلسرد شدن کامل مردم شده و میزان مشارکت در انتخابات را بسیار کاهش می‌داد. به همین دلیل بود که بی‌تدبیری جریان افراطی با مخالفت مقامات عالی نظام مواجه شد و مسئله ردصلاحیت مجدد آقای روحانی از دستور کار آقایان خارج شد و الا اخباری وجود داشت که از تماس تلفنی آیت‌الله جنتی با دکتر روحانی و تهدید ایشان به ردصلاحیت مجدد حکایت داشت.

دو اقدام مهم دیگر رهبری را نباید از خاطر دور کرد. اقدام اول، سخنرانی ایشان در دوسه روز مانده به انتخابات که از آن بوی بی‌طرفی کامل به مشام می‌رسید. اقدام دوم، اعلام موضع صریح رهبری مبنی بر بی‌طرفی در میان نامزدهای موجود بود و تاکید بر امانت بودن رای مردم و این که این حق‌الناس از حق‌الله هم مهمتر است. این سخنان، هم احتمال دخل و تصرف در آرای مردم را عملا کاهش داد و هم موجب ایجاد اعتماد در مردمی شد که به شمرده شدن آرای خود، مطمئن نبودند.

جمع‌بندی:

چنین به نظر می‌رسد که مقام رهبری در این انتخابات، در راستای ایجاد فضای رقابتی و مشارکتی در انتخابات، موفق عمل کردند و توانستند بسیاری از خطاهای نهادها و افراد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را اصلاح کنند. در این انتخابات، مداخله مستقیم و همه‌جانبه نهادهای نظامی مانند سپاه و بسیج در انتخابات بسان گذشته قابل مشاهده نبود و این گونه اقدامات بسیار محدود شده بودند. اعضای شورای نگهبان مانند گذشته به نفع یک نامزد خاص، وارد میدان نشدند. دولت تمامی امکانات خود را به نفع یک کاندیدا وارد صحنه نکرد. صدا و سیما کمتر به صورت مستقیم علیه یک نامزد و به نفع نامزدی دیگر تبلیغات کرد. نهادهای نمایندگی رهبری در سپاه و دانشگاه‌ها، اوقاف و … کمتر وارد بازی سیاسی انتخاباتی شدند. نهادهای امنیتی و سیاسی مبادرت به اقداماتی مانند اشغال ستاد یک نامزد انتخابات و تعطیل کردن سیستم پیامکهای تلفنی نکردند. دستور دستگیری جمعی از نیروهای سیاسی مخالف از روزهای قبل از برگزاری انتخابات صادر نشد. در سخنان رهبری،‌ عبارات و مواضعی وجود نداشت که بشود به نفع یک نامزد یا علیه دیگری مورد استفاده قرار بگیرد. خلاصه آن که مجموع عملکرد نهادهای گوناگون منتسب به رهبری به گونه‌ای نشان می‌داد که نفس برگزاری انتخاباتی سالم و احیای مجدد اعتماد مردم به انتخابات در ایران، برای مقام رهبری دارای موضوعیت و اهمیت است و فارغ از این که نتیجه انتخابات چه خواهد شد، ایشان بر درستی روش برگزاری انتخابات اصرار دارند. شاید پایبندی رهبری به این اصل، شاید موجب عملی نشدن استراتژی فرعی مورد نظر ایشان مبنی بر رای آوردن یک چهره اصولگرا شده باشد اما میزان دستاورد این شیوه برای انقلاب و کشور و جایگاه ولایت فقیه، بقدری زیاد است که به شکست نامزدهای اصولگرا می‌ارزید.

مواضع رهبری در این انتخابات را غالب نیروهای سیاسی منتقد و حتی مخالف، وقتی از سر انصاف بنگرند،‌ مثبت ارزیابی خواهند کرد. آنان به خاطر نتیجه انتخابات و رای آوردن دکتر روحانی،‌ از طرح برخی از اعتراضات خود به رهبری هم کوتاه آمدند و این واقعیتی بود که در برخی از شعارهای تندروانه آنان هم قابل مشاهده بود (…. ، …..، تشکر،‌ تشکر). البته نباید فراموش کرد که این روند اگر ادامه نیابد و مطالبات آنان در زمینه رفع حصر و آزادی زندانیان و … عملی نشود، روند احیای جایگاه رهبری در نزد ناراضیان انتخابات سال ۸۸ متوقف خواهد شد که امیدواریم چنین نشود.

Share and Enjoy

پیامی کوتاه برای همه هموطنان و فعالان سیاسی خارج کشور

 هموطنان گرامی مقیم خارج کشور! فعالان سیاسی و همه گروههایی که قلبتان برای سرافرازی ملت و کشورتان می‌تپد و خود را در حماسه بزرگ ملت ایران شریک می‌دانید. خطاب من به شماست.

اخیرا نوشته‌ای را از سیدابراهیم نبوی خطاب به دکتر روحانی رئیس جمهوری منتخب ملت خواندم که در آن نکته مهمی مورد تاکید قرار گرفته بود. وی اعلام کرده است: «ما طلبکار شما نیستیم. ما کنار شما هستیم. ما به شما نظر می‌دهیم، اما شما را تحت فشار نمی‌گذاریم. ما میلیونها تحصیلکرده اهل خرد هستیم که آرزو می‌کنیم که شما که نماینده ما هستید موفق شوید و ما هر کاری بتوانیم برای موفق شدن شما می‌کنیم. ما نمی‌گوئیم مطالبات‌مان از شما چیست، بلکه می‌گوئیم توانایی‌مان برای برآورده کردن مطالبات مردم چیست و ضمن در اختیار قرار دادن همه توانایی‌مان برای کمک به ساختن ایران عزیز، نظرات‌مان را برای بهتر شدن وضع کشور می‌گوئیم».

این سخن نبوی باید سخن دل غالب شما هموطنان باشد و نشانه آن، همین خوشحالی و سروری است که این روزها و به دنبال خلق حماسه‌ای بزرگ از سوی مردم، قطعا همه شما در دل و جان خود احساس می‌کنید.

Share and Enjoy

تنها راه‌حل: مصالحه روحانی و عارف، حمایت هاشمی و خاتمی

مصاحبه سایت انتخاب با علی شکوهی، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار منتقد

مقدمه: گفتگویی که می­‌خوانید متن کامل گفتگوی سایت انتخاب با بنده درباره انتخابات ریاست جمهوری و نحوه حضور نامزدهای اصلاح‌­طلب و اعتدال­گرا (عارف و روحانی) در انتخابات بعد از ردصلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی است. این گفتگو را در نشانی سایت انتخاب می­‌توانید بخوانید اما چون بخش­هایی از آن به ملاحظاتی در انتخاب منتشر نشد، خواندن متن زیر را به دوستان توصیه می­‌کنم.

  – شما از افرادی بودید که قبل از ثبت نام آقای هاشمی به ایشان نامه نوشتید و تاکید کردید که حتی در صورت عدم موافقت اولیه رهبری، به صحنه بیاید و البته دیدیم که موضوع به رد صلاحیت ایشان ختم شد. آیا اکنون این اقدام را موفق می‌دانید؟ آیا باعث ضربه به حیثیت و اعتبار آقای هاشمی نشد؟

بله. همینطور است. من در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ماه نامه‌ای سرگشاده خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم و در همان نامه دلایل چندگانه‌ای را ذکر کردم که آمدن آقای هاشمی را توجیه می‌کرد. وضعیت نگران کننده جهانی و منطقه‌ای و اوضاع ناگوار داخلی، به صحنه آمدن یک چهره برجسته انقلاب در این شرایط را ضروری می‌ساخت و هنوز هم آن ضرورتها موضوعیت دارند. مهمترین دلیل این که باید به چهره‌ای مثل آقای هاشمی رفسنجانی دل می‌بستیم این است که ایشان یکی از دو چهره برجسته در میان یاران امام خمینی بود که سخت مورد توجه امام بود و در مسئولیتهای سنگینی از سوی ایشان گمارده شده بود و نقش اعتدالی و فراجناحی ایشان برای همگان محرز است. از سوی دیگر، یک جریان افراطی و تنگ‌نظر با تحلیل غلط و انحرافی از صف‌بندی دوستان و دشمنان انقلاب، بر حذف همه نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب و اعتدالگرا  اصرار دارند و همین جریان که متاسفانه بر ارگانهای متعدد درون نظام و نهادهای قانونی هم سیطره دارد، با آمدن آقای هاشمی رفسنجانی به صحنه رقابت انتخاباتی مخالف بود و کار خود را هم پیش برد.

Share and Enjoy