کلیدواژه ‘خاطرات شخصی’

عکس‌ها و خاطره‌ها / من و سیداحمد هاشمی‌نژاد

شاید زدن برخی از حرفها و بیان برخی از خاطرات، نیازمند بهانه باشد و عکسها می‌توانند این بهانه را فراهم کنند. بنا دارم برخی از خاطراتم را به بهانه نمایش برخی از عکسهایم بنویسم. اینک اولین و قدیمی‌ترین عکس سیاسی قابل انتشاری که دارم.

 

نویسنده و سیداحمد هاشمی‌نژاد در مقابل حرم حضرت معصومه در قم در سال ۵۷

سفر به تهران و قم با سیداحمد هاشمینژاد

آبان ماه ۱۳۵۷ بود. من روز ۸ آبان از زندان آزاد شدم و حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد هاشمی‌نژاد هم مدتی بعد. در بهشهر استقبال با شکوهی از وی به عمل آمد. مردم به ایشان که روحانی مبارزی بود و سید و اخوی هاشمی‌نژاد خطیب، توجه خوبی نشان داده بودند. یک نکته شیرین از آن مراسم استقبال به خاطرم هست که شنیدنش خالی از لطف نیست. او بر دوش مردم، برای اولین بار در شهرمان علامت V (پیروزی) را با انگشتان دستش نشان می‌داد. مردم هم با این مسائل آشنا نبودند و نمی‌دانستند که آقا چه می‌خواهد بگوید. یکی به زبان مازندرانی داد کشید که آقا می‌گوید شعارها را دوبار تکرار کنید. از آن لحظه هر شعاری را که می‌دادند، دوبار تکرار می‌کردند چون آقا اینجوری می‌خواست!

Share and Enjoy