کلیدواژه ‘دکتر علی شریعتی’

اگر «غدیر» تداوم داشت

روزنامه ایران / چهارشنبه اول آبان ۹۲

هیچ کس را ندیدم که در برابر عظمت روح، دریای علم، همت کار و تلاش، عزم جهاد، زیبایی عبادت و در یک کلام بزرگی شخصیت امام علی(ع)، کلاه خضوع از سر بر ندارد و سر تعظیم فرود نیاورد. بر این ادعا همه کسانی گواهی می‌دهند که شیعه او نیستند اما تسلیم بزرگی و بزرگواری او شده‌اند و سال‌های زیادی از عمر خویش را به نگارش کتاب‌هایی در وصف آن حضرت اختصاص داده‌اند. گواه این ادعا، همه کسانی هستند که در توصیف شخصیت ایشان، فرو مانده‌ و تا خدایش بالا برده‌اند و آنانی هم که او را خدا نخواندند، در بشر خواندنش تردید دارند.
فردا عید غدیر است و بار دیگر افسوس تاریخ از تحقق نیافتن امامت امام علی(ع) مرور می‌شود. در سال‌های قبل از انقلاب در پای سخن مرحوم فخرالدین حجازی، این سخن را شنیدم که اگر امروز در فلسطین، شکم زنی دریده می‌شود و اگر در آفریقا، کودکان از قحطی و فقر می‌میرند و اگر در هر کجای جهان ظلمی واقع می‌شود، به این دلیل است که «حق علی» را خوردند. این همان افسوسی است که در هر عید غدیر، بر جان شیعیان می‌نشیند. عید غدیر، آرزوی عدالتخواهی و انسان‌دوستی آدمیان را تجدید می‌کند اما حسرت محروم شدن جامعه بشری از وجود چنان انسانی را هم تازگی می‌بخشد.
در سال‌های قبل از انقلاب، یکی از بزرگ‌ترین محرکین دین‌خواهی نسل جوان را آثار نویسندگانی تشکیل می‌داد که درباره شخصیت عدالت‌محور امام علی(ع) نگاشته شده بودند.
در آن سال‌ها نوع نگاه نویسندگان به زندگی و تعالیم آن بزرگوار، بیشتر ناظر بر وجه عدالتخواهی و انسانی و ارزش‌های اجتماعی ایشان بود و به همین دلیل، نه تنها برای شیعیان بلکه برای همه انسان‌ها، جذابیت داشت. «جرج جرداق» مسیحی هم کتاب خود درباره امیرالمومنین را «صوت العداله الانسانیه» یعنی فریاد عدالت انسانی نامیده بود. در آن سال‌ها کافی بود یک نمونه از اصرار امام علی بر اجرای عدالت را بشنویم و شیعه آن حضرت و شیفته همه کسانی شویم که بر آن ارزش‌ها، تأکید داشتند.
اکنون البته نمی‌توان صرفاً از بعد نظری بر وجه عدالتخواهی امام علی تأکید کرد و انتظار همان حد تأثیر را داشت زیرا بعد از سال‌ها از پیروزی انقلاب و تشکیل حکومتی به نام آن حضرت، همگان انتظار دارند که آن ارزش‌ها پیاده شوند و ما هم نشانی از سیره شخصی و سلوک حکومتی امام خودمان داشته باشیم. امروز جامعه از مسئولان انتظار دارد که خود را در برابر قانون با مردم عادی یکسان بدانند، در استفاده از بیت‌المال مانند امام علی از خود حساسیت به خرج بدهند، مانند مردم عادی زندگی کنند و به طبقه جدیدی از صاحبان قدرت و ثروت تبدیل نشوند، مردم را برادران خود بدانند خواه برادر در دین و خواه برادر در خلق، خود را مصون از اشتباه و بی‌نیاز از نصیحت مردم ندانند.
اگر این گونه شود، ما می‌توانیم ادعای شیعه بودن کنیم و زینتی برای امام علی باشیم و به داشتن چنان امامی ببالیم والا به قول مرحوم شریعتی، بر مظلومیت و بر رنج‌های آن امام افزوده‌ایم. واقعاً چه رنجی و مظلومیتی برای امام علی، بالاتر از این که ما خود را شیعه و مرید آن امام بدانیم اما در سلوک فردی و اجتماعی ما ردی از آن اسوه عدالت و الگوی مردم‌دوستی وجود نداشته باشد؟

Share and Enjoy

هنوز هم به دکتر شریعتی محتاجیم

اشاره: دو سه سال قبل با مجله «رسش» گفتگویی در باره دکتر علی شریعتی و اندیشه و آثار وی انجام دادم که متن آن را در زیر می‌آورم.

نقش دکتر شریعتی را در پیروزی انقلاب اسلامی، چه طور ارزیابی می‌کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. من فکر می‌کنم انقلاب اسلامی در مقطعی از تاریخ ایران امکان پیروزی پیدا کرد که دو جریان فکری در جامعه ما به یکدیگر رسیدند و با اهداف و گفتمان مشابه و نزدیک به هم به تشویق مردم برای حضور در یک حرکت اجتماعی گسترده پرداختند.

جریان اول جریان روحانیت بود که در طول تاریخ به عنوان یک جریان مورد توجه مردم شناخته می‌شد و پایگاه گسترده توده‌ای داشت. مشخصا روحانیت شیعه در ایران به ویژه از دوران صفویه نقش بسیار موثرتری پیدا کرد و در حرکت‌های ضداستعماری و ضداستبدادی عملکرد نسبتا موفقی از خود نشان داده بود و مرجع و پناه مردم تلقی می‌شد.

جریان دوم جریان روشنفکری دینی بود که در واقع از اوایل مشروطه به بعد شکل گرفت و به صورت یک جریان نسبتا گسترده در محیط‌های آموزشی جدید و مشخصا دانشگاه‌ها درآمد و توانست در برابر مکتب‌های فکری معارض با دین مثل لیبرال‌های غربی و کمونیست‌های شرقی و ملی‌گراهای داخل کشور از ضرورت دینداری دفاع کند و در عین حال در فضای روشنفکری هم باقی بماند.

Share and Enjoy

بازخوانی یک‌پرونده جنجالی: داستان ساواکی‌کردن دکترشریعتی

اشاره: نوشته زیر در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۸۴ به مناسبت سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی در سایت بازتاب منتشر شد. بهانه نگارش و مضمون مباحث با مطالعه عین مقاله دستگیر خوانندگان گرامی خواهد شد.

در سال ۷۲ جلد سوم کتاب «نهضت امام خمینی» به قلم «سید حمید روحانی» منتشر شد که بخشی از آن به افشای اسنادی از شریعتی در ساواک مربوط می شد. نویسنده مدعی بود که شریعتی ساواکی است و با خط و ربط ساواک برای مبارزه با روحانیت عمل کرده است. در همان زمان سلسله مقالاتی را در دفاع از شریعتی با عنوان «بار دیگر شریعتی» در «کیهان» منتشر کردم که در معرفی شریعتی بود و از جمله در چند قسمت به نقد کتاب سید حمید روحانی اختصاص داشت. البته در آن زمان برخی از آقایان از جمله «حسین شریعتمداری» که در آن زمان هنوز مسئولیت مؤسسه کیهان را بر دوش نداشت، با این سیاست روزنامه کیهان مخالفت می‌کردند و نقد کتاب فوق را با توجه به حکم امام به سیدحمید روحانی برای تدوین تاریخ انقلاب اسلامی نمی‌پسندیدند، ضمن آن که با نظر وی درباره مرحوم شریعتی هم موافق نبودند. سرانجام با فشار همین دست از آقایان و از جمله برخی از وابستگان به یک دفتر، ادامه انتشار آن مقالات متوقف شد. در آذرماه ۷۲ در کیهان فرهنگی به صورت مستقل مقاله ای را منتشر کردم که چنین عنوانی را داشت: «این تاریخ ما نیست» و در نقد همان کتاب آقای روحانی بود.

Share and Enjoy