کلیدواژه ‘سيدمحمد خاتمي’

خطر حاشیه نشین شدن عقلا

روزنامه ایران چهارشنبه ۱۰ مهر۹۲
شرایط جدید سیاسی کشور بی‌شباهت به سال ۷۶ نیست. در آن سال وقتی جناب آقای خاتمی رئیس‌جمهور شد، گروه‌های سیاسی و حتی افراطی در جامعه ظاهر شدند که عزم خود را میدانداری عرصه سیاست قرار داده بودند و در عمل، فرصت عرض اندام را از عقلای جناح‌های سیاسی گرفتند. گروهی از آنان به نام دفاع از رهبری، به جان دولت افتادند تا نشان دهند که رئیس‌جمهور وقت، مانند «بنی صدر» است و باید او را از صحنه حذف کرد. گروهی دیگر از آنان هم به نام دفاع از خاتمی وارد میدان شدند و به مقابله با کلیت نظام برخاستند تا شاید از آقای خاتمی، یک «گورباچف» وطنی بسازند .
در همان زمان بسیاری از دلسوزان نوشتند که نه تنها عقلای جامعه، نباید به حاشیه بروند بلکه باید افراطیون جناح‌ها را از خود برانند و اجازه ندهند که آنان برای دو جریان اصلی درون نظام، تعین تکلیف کنند. متأسفانه آن اتفاق بد رخ داد و همگی شاهد بودیم که چگونه جریانهای افراطی دو طیف سیاسی مهم کشور، عقلای هر دو جناح را در حاشیه قرار دادند و با تشدید منازعات سیاسی، ایجاد درگیری خیابانی و به هم زدن سخنرانی‌ها و تجمعات، زیر سوال بردن ارزشهای اسلامی و انقلابی، هجوم شبانه به کوی دانشگاه، متهم کردن ناروای یکدیگر و حتی ترور، فضای بسیار ناسالم سیاسی را پدید آوردند.
اکنون هم دولتی سر کار است که در آرمان‌ها و برنامه‌ها، بعضاً اهدافی را پی می‌گیرد که در دوره اصلاحات مورد توجه بوده‌اند. به همین دلیل، کسانی مدعی هستند که این دولت در راستای انقلاب و آرمان‌های امام و رهبری قرار ندارد و باید در فعالیت‌هایش خلل ایجاد کرد. اینان از هم اکنون بر طبل مخالفت با رئیس‌جمهوری می‌کوبند و از موضع دفاع از ارزشها و آرمان‌های انقلاب، دولت را به هزار و یک اتهام، می‌نوازند.
البته انصافاً جریانهای شناخته شده اصلاح‌طلب، در این مقطع بسیار عاقلانه‌تر از گذشته وارد میدان شده‌اند و تندروی قابل ذکری ندارند اما در هر صورت اگر عقلای جریان اصلاح‌طلب هم مواظب نباشند، چه بسا نیروهای افراطی در مقابل تندروان و افراطیون مخالف دولت قرار بگیرند و با ایجاد دوقطبی کاذب، چهره‌های اصلی دو جریان اصیل انقلاب را به حاشیه برانند.
نیروهای عاقل در جامعه، در هر طیف سیاسی که قرار داشته باشند، مصالح کلی نظام را قربانی نمی‌کنند، به هر قیمتی به حذف رقیب مبادرت نمی‌ورزند و حد دشمنی با دیگران را نگه می‌دارند، برای نزدیک کردن مواضع خدمت نیروهای سیاسی انقلاب به یکدیگر تلاش می‌کنند، به کسب قدرت حریص نیستند و به هنگام از دست دادن قدرت، بی‌تابی نمی‌کنند و خلاصه آنقدر از عقلانیت در رفتارها و تصمیمات خود بهره برده‌اند که نگران گرایش و تعلق جناحی آنان نباشیم. در مقابل افراطیون، با رفتارهای غلط خود مشکل‌ساز می‌شوند، بر شقاق و منازعات میان برادران دامن می‌زنند، ناامنی و درگیری و خشونت ایجاد می‌کنند، مصالح جناحی و شخصی خود را بر منافع ملی و مصالح عمومی مقدم می‌دارند. این نیروها برای همه ما خطرناکند ولو آن‌که از نظر گرایش سیاسی به همان جریانی تعلق داشته باشند که ما از آن حمایت می‌کنیم.
اعتراف می‌کنم که نوشتن این یادداشت و طرح این هشدار، تحت تاثیر ابراز نگرانی جناب آقای خاتمی صورت گرفت که اخیراً در جمعی فرمودند: «نقد با تخریب متفاوت است. اگر جلوی جریانات تخریبی گرفته نشود، مانند زمان اصلاحات می‌شود که اوایل این طور بود و بالاخره منجر به ترور شد».

Share and Enjoy

۲۴ خرداد شکست گفتمان دشمن دانستن هاشمی، خاتمی و موسوی بود

گفتگوی آینده آنلاین با علی شکوهی

اشاره: ۱۰ روز قبل از انتخابات که در جمعی با علی شکوهی صحبت می کردیم، اکثرا ناامید بودند و او معتقد بود هاشمی و خاتمی باید اعتبار خود را برای پیروزی در این انتخابات هزینه کنند و معتقد بود آنها می توانند بخش زیادی از محبوبیت خود را به نامزد مورد حمایتشان منتقل کنند. اکنون او به تحلیل نتایج انتخابات می پردازد و معتقد است رای آوردن روحانی شکست گفتمان ۴ سال گذشته است که از اساس غلط بود. گفت و گوی ما با او را در ادامه می خوانید:

– شما از کسانی بودید که احتمال رای آوردن روحانی در دور اول را جدی می دانستید. چه قرائنی باعث شده بود که به چنین نظری برسید؟
البته کم نبودند کسانی که مثل من فکر می کردند چون قرائن زیادی وجود داشت که این احتمال را تقویت می کرد. رخدادهای انتخابات ریاست جمهوری امسال از جایی شروع شد و مسیری را طی کرد که رای آوردن دکتر حسن روحانی را بسیار محتمل می ساخت و کافی بود برخی از قرائن را کنار هم قرار دهیم تا این نتیجه گیری ممکن شود.
اول این که رهبری خواستار حماسه سیاسی بودند و این امر، نوعی کثرت در نامزدهای انتخاباتی را طلب می کرد. ایشان در جلسات خصوصی بر حضور اصلاح طلبان دستکم در رده های پایین تر در انتخابات تاکید داشتند و با کسانی که معتقد به ردصلاحیت همه اصلاح طلبان بودند، مخالفت می کردند.
دوم این که به دلیل رخدادهای انتخابات سال ۸۸، عزم رهبری و نظام بر این بود که انتخاباتی با کمترین شبهه برگزار شود و اعتماد از دست رفته به مردم باز گردد. این امر به گونه ای مانع تکرار اشتباهات سال ۸۸ می شد.

Share and Enjoy