کلیدواژه ‘علي شکوهي’

در ستایش نقد

روزنامه ایران / سه‌شنبه ۲۴ دی ۹۲

اظهارات رئیس جمهوری در تالار وحدت، نوید فضای فرهنگی بازتری را به هنرمندان و نویسندگان داد و امیدشان را به ایجاد تغییرات مناسب در حوزه تولید فکر و اندیشه و در قالب کتاب و فیلم و موسیقی و … بیشتر کرد. دیروز نیز ایشان در جمع محققان و پژوهشگران، بر ضرورت باز بودن فضای فرهنگی تاکید کردند و از جمله گفتند: «نباید بگذاریم فضای جامعه ما به گونه‌ای باشد که خدای ناکرده فکری، اندیشه‌ای و نقدی زیرزمینی شود. پرسش و نقد از بین نمی‌رود و اگر نگذاشتیم بروز و ظهور پیدا کند به ناچار زیرزمینی می‌شود و این قطعا به نفع جامعه نیست. بگذارید فضا باز شود و آن کس که سوال و نقد دارد آن را مطرح کند، زیرا در سایه برخورد اندیشه‌های مختلف است که می‌توانیم به رشد و تعالی دست یابیم».

دو دسته از سخنان است که ممکن است به ذائقه برخی خوش نیاید و شنیدن آن را کسانی در جایگاه قدرت یا قداست برنتابند: اول انتشار افکار متفاوت و دوم نقد صاحبان قدرت.

در میان متدینان کم‌مایه (افراد به ظاهر مذهبی) و بدون پشتوانه فکری، دائما از بستن فضای فرهنگی سخن گفته می‌شود (عده‌ای از انقباض فضای فرهنگی دفاع می‌کنند) و این همه به نام دفاع از دین و دینداری هم صورت می‌گیرد. آنان هر سخن خلاف اندیشه و تفکر خود را ضدیت با دین معنا می‌کنند و با این برداشت انحرافی و غلط، خواستار بستن همه دهان‌ها و تعطیلی همه نشریات و جلوگیری از تشکیل همه انواع جلسات فکری می‌شوند و دفاع از دین را تنها از این طریق ممکن می‌دانند که سخنان مخالف، به گوش متدینان نرسد و مسلمانان اساسا هیچ سخن متفاوتی را نشوند. در حالی که عالمان پرمایه و زمان‌شناس و متدینان دانشمند، هرگز از طرح اندیشه مخالف نمی‌هراسند و با پاسخگویی به شبهات و مواجهه فکری با اندیشه‌های دیگر، بر غنا و قوت اندیشه دینی خود می‌افزایند.   

Share and Enjoy

پیش‌نیازهای رونق تحزب

روزنامه ایران / یکشنبه ۱۵ دی ۹۲

 دیروز نشست وزیر کشور با نمایندگان احزاب سیاسی برگزار شد تا معلوم شود که دولت جدید یک گام دیگر برای فاصله گرفتن از روال گذشته برداشته است. دولت یازدهم در چند ماه گذشته نشان داد که نهادهای مدنی از جمله احزاب و گروه‌های سیاسی را نه یک تهدید بلکه یک فرصت برای پیشبرد اهداف توسعه و تعالی کشور تلقی می‌کند و از حضور نیروهای اجتماعی و سیاسی سازمان یافته در جامعه، نه تنها نگران نیست بلکه آن را امکان و عاملی برای مضاعف کردن توان نیروهای پراکنده اجتماعی می‌داند.

علی‌رغم به رسمیت شناخته شدن تحزب در قانون اساسی و حضور عملی و عینی ده‌ها حزب سیاسی در کشور، هنوز تحزب در جامعه با مشکلات و موانع عدیده‌ای مواجه است. برخی از منظر دینی بر این اعتقادند که تحزب با سازوکار دینی قابل جمع شدن نیست. برخی نیز احزاب سیاسی را پدیده دولت‌های مدرن دانسته و آن را در تغایر با سازوکار یک جامعه دینی معرفی می‌کنند. عده‌ای معتقدند احزاب سیاسی در کشور ما زاییده دخالت خارجیان است و اولین احزاب در کشور به کمک سفارتخانه‌های خارجی ایجاد شدند و بنابراین نسبت به آنان بدبینی تاریخی در میان مردم ما وجود دارد. برخی دیگر هم احزاب سیاسی را در یک قرن گذشته، دارای عملکرد غیرقابل دفاع دانسته و از عضویت در سازوکار حزبی طفره می‌روند. همه این مسائل بستر ذهنی منفی علیه احزاب را موجب شده است. در چنین شرایطی ایجاد رونق در تحزب و فعال کردن احزاب و گروه‌های سیاسی، پیش‌نیازهای متعددی دارد که به برخی از آنان اشاره می‌شود:

اول- باید آن فهمی از دینداری در جامعه تقویت شود که جمع میان دین و سازوکارهای مردم‌سالاری را ممکن می‌داند. این نگرش، نهادهای مردمی از جمله احزاب را نه تنها در تعارض با دینداری نمی‌بیند بلکه ظرفیت بالا و قدرت هاضمه قوی نهاد دین در جذب و هضم راهکارهای مدرن مملکت‌داری را نشان می‌دهد. طبعاً کسانی که می‌خواهند همه روش‌های اداره کشور را از متن دین استخراج کنند، مجبورند به دشمنی با دستاوردهای عام بشر در حوزه اداره جوامع بپردازند و با تحزب هم مخالفت کنند.
دوم- اگر احزاب سیاسی بخواهند نقش تثبیت شده‌ای را در حیات سیاسی مردم داشته باشند، باید فعالیت‌های خود را از شکل فصلی خارج کنند و صرفاً در زمان برگزاری انتخابات و کسب رأی به سراغ مردم نروند. همچنین احزاب سیاسی باید از سطح پایتخت فراتر بروند و دفاتر خود را در سراسر کشور تأسیس کنند تا ارتباط احزاب با توده‌های هوادار و دارای انگیزه سیاسی به صورت مستقیم و مداوم ایجاد شود.
سوم- در دوران اصلاحات برای رونق فعالیت احزاب، دولت به کمک آنان آمد و بودجه‌ای را برای اداره احزاب سیاسی اختصاص داد. این اقدام شاید در نگاه اول، پسندیده نیاید که احزاب سیاسی به کمک دولت وابسته شوند اما در کشور ما به دلیل نوپا بودن تحزب و نیازمندی آن به حمایت دستگاه‌های حکومتی، چاره خوبی برای رونق فعالیت‌های حزبی است. از طرفی اگر بودجه مشخصی متناسب با دامنه فعالیت و میزان نفوذ مردمی هر حزب سیاسی در اختیارشان قرار گیرد، احتمال سوءاستفاده احزاب از اموال عمومی و نقب زدن آنان به بیت‌المال کاهش خواهد یافت، روشی که متأسفانه بسیاری از احزاب سیاسی در سال‌های گذشته به آن متوسل می‌شدند.
چهارم- احزاب سیاسی باید شور و شعور سیاسی ایجاد کنند، به کادرسازی و تربیت نیروهای کارآمد و توانمند مبادرت ورزند، برنامه برای اداره کشور فراهم آورند، تحلیل درست از وضعیت داخلی و خارجی ارائه کنند، مطالبات پراکنده و دست‌نیافتنی مردم را معقول و منطقی کنند، ناکامی‌های احتمالی سیستم حکومتی را برای مردم تبیین کنند، بر صاحبان قدرت نظارت داشته باشند، نقد مسئولان حکومتی را به مثابه یک نیاز اساسی جامعه سامان دهند و… و این همه ناشدنی است مگر این که نخبگان سیاسی فعال در احزاب، به وظیفه خود به درستی عمل کرده و به تحزب نه تنها به عنوان ابزاری برای کسب قدرت سیاسی بلکه به مثابه سازوکاری برای ادای یک مسئولیت سنگین اجتماعی بنگرند.

Share and Enjoy

امام خمینی، بازرگان و مصدق

یادداشت علی شکوهی در باره یک مناظره دانشجویی / سایت آینده‌آنلاین 

 در سایت آینده‌آنلاین متن مناظره‌ای را خواندم که حاوی اطلاعات زیادی برای دانشجویان بود و در آن دو نماینده دانشجویی (آقایان دیانی و دشتبانی) از دو انجمن اسلامی دانشجویان که تفکرات متفاوتی دارند، با هم به مناظره پرداختند. ابتدا باید اظهار خوشحالی بکنم که باب این گونه مناظره‌ها در دانشگاهها باز شده و بیشتر خوشحالم که خود دانشجویان با یکدیگر سخن می‌گویند و بر دانش خود می‌افزایند و تحمل و رواداری نسبت به یکدیگر را تقویت می‌کنند.

2403

در عین حال چند نکته در این مناظره از سوی جناب آقای دیانی نماینده «انجمن اسلامی دانشجویان مستقل» مطرح شد که چون حاوی اطلاعات تاریخی نادرستی است، نیازمند توضیح است. در اینجا بر این نکته تاکید می‌کنم که انتقاد ایشان به «انجمن اسلامی دانشجویان» را در باره مقاطعی از فعالیت این انجمن قبول دارم. اینکه در مقاطعی از فعالیت برخی از انجمنهای اسلامی دانشجویان، متاسفانه افرادی بدون اعتقاد به اسلام، عضو انجمن اسلامی و حتی عضو مرکزیت برخی از انجمنها بودند، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.

اما بیان چند نکته که اشکال تاریخی یا استنادی دارد و تامل بیشتری را می‌طلبد:

Share and Enjoy

مناظره انتخاباتی علی شکوهی و مهدی محمدی در سال ۸۸

اشاره: در گرماگرم فعالیتهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، یک مناظره با عنوان «بررسی تفاوت دیدگاه‌های احمدی‌نژاد و موسوی در مسائل بین‌المللی» برگزار کرد که بنده و مهدی محمدی دبیر سیاسی روزنامه کیهان در آن شرکت کردیم. گزارش اولیه آن مناظره در همان زمان از سوی خبرگزاری فارس منتشر شد ولی چون در تنظیم اولیه معمولا دقت کم است،‌ تاکنون آن را در «نقد زمانه» منتشر نکردم به این امید که با پیدا کردن نوار آن مناظره، متن کامل را منتشر کنم. این کار میسر نشد و امروز به عنوان یک سند از مباحث خودم، همان متن تنظیم شده از سوی خبرگزاری فارس را در سایت «نقد زمانه» قرار می­دهم. این مناظره در تاریخ ۲۶ اردیبهشت سال ۸۸ در محل دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شده بود.

 005

متن مناظره به روایت خبرگزاری فارس

خبرگزاری فارس: دبیر سیاسی روزنامه کیهان با اشاره به شکستن تعلیق UCF اصفهان، گفت: در آخرین روزهای دولت خاتمی قرار شد این کار انجام شود اما هیچ انگیزه‌ای در این دولت برای شکستن تعلیق مشاهده نشد و اگر تکلیف رهبری نبود دولت خاتمی تعلیق UCF اصفهان را نمی‌شکست.

Share and Enjoy

رویکرد صحیح در فعالیت سیاسی دانشجویان

 روزنامه ایران / پنجشنبه ۲۱ آذر ۹۲

این روزها مسأله فعالیت سیاسی دانشجویان و دانشگاهیان بار دیگر مورد توجه قرار گرفته و دلیل آن هم عمدتاً به روی کار آمدن دولتی مربوط می‌شود که شعار آن ایجاد نشاط سیاسی در جامعه برای فعالیت‌های قانونی همه اقشار بخصوص دانشجویان و حذف فضای امنیتی موجود در دانشگاه اعلام شده است.
این امر از یک‌سو امیدوار‌کننده است زیرا فعالیت سیاسی دانشجویان، منجر به بهبود فضای سیاسی کشور و افزایش شور و شعور سیاسی در نسل جوان جامعه می‌شود و در عین حال از بعدی می‌تواند نگران‌کننده باشد همانگونه که مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، اعلام و تأکید کردند که دانشگاه نباید عرصه ترکتازی و جولانگاه جریان‌های سیاسی شود.
دکتر روحانی رئیس دولت جدید هم درباره کار سیاسی در دانشگاه، تعبیری را به کار بردند که دارای پیام جامعی است و هر دو بعد قضیه را بیان می‌کند. ایشان اعلام کردند که «دانشگاه خانه احزاب نیست اما کارگاه سیاست است». در این عبارت هم از ضرورت کار سیاسی در دانشگاه و در جمع دانشجویان سخن رفته و هم بر جلوگیری از تبدیل دانشگاه به خانه احزاب و جولانگاه جریان‌های سیاسی تأکید شده است. در عین حال رئیس جمهوری، دانشگاه را بستری معرفی کرد که دانشجو باید در آن، سیاست‌ورزی کند و مهارت کار سیاسی را به دست آورد.
رسالت اصلی‌ دانشجویان در دانشگاه، تحصیل است ولی نباید به این امر بسنده ‌شود بلکه مسأله جامعه‌پذیری و از جمله جامعه‌پذیری سیاسی هم در حیطه نیازها و مسئولیت‌های این قشر قرار دارد. دانشجو به رغم داشتن حساسیت نسبت به سرنوشت سیاسی جامعه و کشور‌ نمی‌تواند عمل معطوف به قدرت داشته باشد و کار سیاسی را برای کسب قدرت انجام دهد. عمل معطوف به قدرت به سیاستمداران و احزاب و گروه‌های سیاسی مربوط است که هدف رسمی خود را ایجاد شرایط مورد نظر از طریق کسب قدرت و سلطه بر نهادها و مراکز تصمیم‌گیری و اجرایی اعلام کرده‌اند و طبعاً دانشجویان، این‌گونه نیستند. دانشجویان وقتی متشکل هم بشوند و انجمن و گروه هم تشکیل بدهند، باز هم یک گروه اجتماعی محسوب می‌شوند و عمل معطوف به هدف دارند یعنی رسیدن به اهداف خاص مورد نظر آنان است و آن را نه مستقیماً بلکه به دست سیاسیون، عملی می‌کنند.
برای این که دانشگاه کارگاه سیاست برای دانشجویان شود باید:
اولاً امکان تشکیل انجمن‌های مختلف با گرایش‌های سیاسی متفاوت را برای آنان فراهم کرد.
ثانیاً باید هزینه کار سیاسی را برای دانشجویان کاهش داد و داشتن مواضع سیاسی خاص را نباید موجب اعمال فشار یا محدودیت برای آنان قرار داد. حتماً با خطاهای احتمالی دانشجویان در فعالیت‌های کارگاهی سیاست باید با اغماض و گذشت برخورد شود.
ثالثاً از این که در درون دانشگاه، تشکل‌ها یا سازمان‌های دانشجویی به ابزار دست احزاب و گروه‌های سیاسی تبدیل شوند، جداً باید جلوگیری کرد. این تشکل‌ها به مثابه یک گروه اجتماعی هستند و نباید آنان را شاخه دانشجویی نهادها و احزاب بیرون دانشگاه تلقی کرد.
اگر چنین شود شاید شور و شعور سیاسی در دانشجویان درآمیزد و در کنار علم‌آموزی، فعالیت منطقی دانشجویان در حوزه اجتماعی و سیاسی را هم شاهد باشیم.

Share and Enjoy

با یک گل بهار نمی‌شود!

روزنامه ایران / یکشنبه ۱۷ آذر ۹۲

این روزها در سطح شهر تهران تابلوهایی در معرض دید مردم قرار گرفته که عنوان آن چنین است: «با یک گل بهار نمی‌شود» و بعد نقاشی دو دوچرخه‌سوار در این تابلو آمده که اولی با یک فرزندش بسیار پکر و گرفته است و دومی با ۵ فرزندش بسیار سرحال و شاد و در حال رفتن به سیزده‌بدر است و در زیر آن عنوان کلی نوشته شده است: «فرزند بیشتر، زندگی شادتر»!

نمی‌دانم دوستانی که تصمیم گرفتند با نصب این گونه تابلوها در سطح شهر تهران یعنی در یکی از گران‌ترین پایتخت‌های جهان، مردم را به افزایش موالید تشویق کنند، با کسانی از میان صاحبنظران مشورت کرده‌اند یا نه و آیا پیامدهای روان‌شناسانه و جامعه‌شناسانه کارشان را می‌دانند یا خیر اما چنین به نظر می‌رسد دست‌کم از نظر میزان تأثیر این گونه تبلیغات و نوع واکنشی که مردم و بخصوص جوانان به آن نشان می‌دهند، حتماً باید مطالعه و بررسی و خود را قانع کرده باشند که این گونه تبلیغات مستقیم در مقوله افزایش جمعیت، تأثیرگذار است.
واقعیت این است که مسأله کاهش نرخ رشد جمعیت و پیر شدن مردم ما به مقولات متعددی وابسته است که مهمترین آنها، بالا رفتن سن ازدواج و به تأخیر افتادن زمان تشکیل خانواده به دلیل وجود مشکلات اقتصادی است. طبعاً تا زمانی که مشکلات اقتصادی به همین وضعیت ادامه یابد و امکان ازدواج آسان برای جوانان کشور فراهم نشود، میل به فرزندآوری در خانواده‌ها و رشد جمعیت همچنان کم خواهد بود. در آن صورت انتظار این که با این گونه تشویق‌های خیابانی بتوان به تغییر نگرش مردم درباره تعداد فرزندان رسید، ساده‌اندیشانه است.
در دولت سابق برای افزایش جمعیت، سخنهای تشویقی زیادی مطرح و تشویق‌های مادی متعددی هم در نظر گرفته شد. رئیس جمهوری به مردم برخی از مناطق گفته بود که اگر جمعیت آنان زیاد شود، برای تبدیل بخش آن‌ها به شهر، اقدام می‌شود یا به حساب هر فرزندی که به دنیا بیاید، مبلغ یک میلیون تومان به عنوان جایزه داده خواهد شد یا مدت مرخصی ایام زایمان زنان کارمند افزوده شد و… اما به دلیل وجود همان مشکلات اساسی اقتصادی، این اقدامات جواب نداد و نرخ رشد جمعیت افزایش نیافت. مسأله اصلی در این قضیه، شغل و درآمد اقتصادی است که اگر به آن توجه نشود، بقیه تلاش‌ها هم ابتر خواهد ماند. سال‌ها قبل برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهر، سعی شد مرکز بهداشت، مدرسه، امکانات رفاهی و امثال آن در روستا ایجاد شود اما به مسأله اصلی یعنی ایجاد اشتغال و درآمد توجه نشد. نتیجه آن شد که روستاییان به شهر آمدند و ساختمان مدارس و مراکز بهداشت هم بلااستفاده ماند. رشد جمعیت هم بدون حل مسأله اصلی ناشدنی است و این گونه تبلیغات هم بعید است که تأثیر قابل اعتنایی داشته باشد.

Share and Enjoy

گزارش اولیه از نشست یک سال قبل «سرای اهل قلم»

اشاره: در تاریخ دوم آبان سال ۹۱ به دعوت دکتر مهدی خزعلی، در محل «سرای اهل قلم» بحثی را در باره ولایت فقیه داشتم و سپس به سئوالات دکتر خزعلی و دیگر شرکت کنندگان پاسخ دادم. از آن جلسه تاکنون گزارشی در جایی منتشر نشده بود زیرا در جلسه هفته بعد «سرای اهل قلم»، نیروهای امنیتی اقدام به دستگیری همه حاضران و شرکت کنندگان کردند که به اعتصاب غذای طولانی‌مدت دکتر خزعلی در زندان منجر شد. اکنون که بیش از یک سال از تاریخ برگزاری آن جلسه گذشته و دکتر خزعلی هم از زندان بیرون آمده و برگزاری جلسات سرای اهل قلم را از سر گرفته است، گزارش اولیه‌ای از آن جلسه را در تاریخ ۲۷ آبان ۹۲ در سایت باران (وب‌سایت دکتر مهدی خزعلی) منتشر کرده است که با عکسهای پیوست آن در زیر می‌خوانید.

15th6

15th6

15th6 پانزدهمین نشست سرای اهل قلم (ولایت فقیه)

میهمان این هفتۀ (۹۱/۸/۲) صندلی سبز، آقای علی شکوهی فعال سیاسی و مطبوعاتی بود. او در کارنامه خود کوله‌باری از تجربه مطبوعاتی دارد. عضو سابق تحریریه کیهان، سردبیر نشریه ارزشها، عضو تحریریه نشریه صبح، مدیریت وب‌سایت فردا، عضو تحریریه بینش سبز، انتخاب، جام‌جم، بازتاب و رادیو گفتگو بوده است. اینک دیدگاههای خود را در وب‌سایت «نقد زمانه» می‌نویسد. در انتخابات دهم از اصولگرایان حامی میرحسین موسوی و عضو شورای سیاستگذاری ستاد موسوی بوده است.

درآغاز جلسه بیانیه جمعی از فعالان سیاسی (۱۶۰ نفر) و بیانیه «جبهه آزادی» برای دعوت به راهپیمایی صلح و دوستی در ۱۳ آبان قرائت شد. سپس دکتر مهدی خزعلی یاد و خاطره استاد شهید احمد قابل را گرامی داشته و در هفتمین روز اعتصاب غذای نسرین ستوده، مقاومت او را ستود و برایش موفقیت و مقاومت تا رسیدن به خواسته‌های مشروعش را آرزو کرد. در ادامه به سئولات پیرامون مسئله کمپین «راهپیمایی صلح» در ۱۳ آبان پاسخ گفت و بر مسالمت‌آمیز بودن راهپیمایی و پیام صلح جهانی آن تاکید کرد، این که دوستان یا با نماد سبز صلح بیایند و تاکید بر پرهیز از هر گونه شعار له یا علیه هر کسی! در واقع نماد سبز صلح و سکوت وجه تمایز ما از دیگرانی است که فریاد جنگ و مرگ سر می‌دهند!

Share and Enjoy

سه نکته از مشی اعتدالی «ماندلا»

روزنامه ایران / شنبه ۱۶ آذر ۹۲

«نلسون ماندلا» رهبر مبارزات ضدآپارتاید آفریقای جنوبی در ۹۵ سالگی در گذشت. این واقعه قطعاً برای همه مبارزان راه آزادی و عدالت و استقلال، دردناک و یادآور رنج‌هایی است که او برای رهایی مردم سرزمینش از سیطره یکی از ضدبشری‌ترین نظام‌های سیاسی تحمل کرده است. در سیره و حیات چنین انسان‌های بزرگی، برخی رفتارها و خصوصیات برجسته‌تر هستند و به دلیل همان خصوصیات است که شخصیت آنان، از دیگران متفاوت می‌شود. 

در این مختصر برآنم چند خصوصیت مهم و برجسته از زندگی سیاسی ماندلا را یادآوری کنم:

اول- ماندلا در هنگامی مبارزات علیه رژیم آپارتاید را آغاز کرد که جریان چپ در همه کشورهای دنیا، قوی و قدرتمند بود و به اقتضای شرایط آن روز جهان سوم، کسب استقلال و نفی استعمار و رسیدن به آزادی، عمدتاً از طریق توسل به مبارزه مسلحانه پیگیری می‌شد به گونه‌ای که در همه کشورهای جهان سوم، چندین و چند سازمان چریکی در حال جنگ مسلحانه علیه استعمار خارجی یا استبداد داخلی بودند.
علیرغم این وضعیت، ماندلا در مبارزه با یکی از خشن‌ترین نظام‌های سیاسی، از جنگ مسلحانه فرار کرد و مبارزات سیاسی و مدنی را در دستور کار خودش قرار داد و کسب حمایت جهانی از مبارزات خود را موجب شد. این شیوه مبارزه در آن روزها، ظاهراً به پیروزی ختم نمی‌شد و جریان‌های طرفدار مبارزه مسلحانه یا کودتاهای انقلابی در بسیاری از کشورها، زودتر از مبارزان آفریقای جنوبی به پیروزی دست یافتند اما گذشت زمان نشان داد که پیروزی در زمان کوتاه، لزوماً به معنای پیروزی واقعی ملت نیست و چه بسا با همان سرعت هم از دست برود یا به ضد خودش بدل شود یا دیکتاتورهای جدیدی را از دل انقلابیون بر مردم مسلط کند. شیوه مبارزه مسالمت‌جویانه و غیرخشن ماندلا در قیاس با دیگر جریان‌های انقلابی، دستاوردهای بیشتری برای مردم آفریقای جنوبی داشت و این را با یک مقایسه اولیه می‌توان دریافت.
دوم- این جمله ماندلا را همه شنیده‌اند که گفت: «می‌بخشیم اما فراموش نمی‌کنیم». وی این را هنگامی مطرح کرد که پیروز شده بود. عفو همه قاتلان و سرکوبگران و زندانبانان و عوامل رژیم آپارتاید، تصمیمی بود که ماندلا گرفت و با این کارش، جلوی خشونت را گرفت.
سوم- میل به کسب قدرت از انگیزه‌های اساسی بسیاری از مبارزان و انقلابیون است ولی ماندلا خود را از این احساس خالی کرده بود. وی بعد از پیروزی، رئیس جمهوری آفریقای جنوبی شد اما این را هم به اصرار دوستان پذیرفت. وی قدرت را نه برای خود بلکه برای خدمت به مردم می‌خواست و رهایی و آزادی ملت را پی می‌گرفت.
زندگی و مبارزات نلسون ماندلا درس‌های فراوانی دارد که حاصل ۲۷ سال زندانی کشیدن او و تدبیرهای اعتدالی‌اش در سال‌های بعد از پیروزی است. خدایش رحمت کند و آرمان‌هایش را در سطح همه جوامع و ملت‌های گرفتار خشونت و جنگ، مقبول قرار دهد.

Share and Enjoy

ما و قطعنامه‌های حقوق بشر

روزنامه ایران / پنجشنبه ۱۴ آذر ۹۲ 

اخیراً برای چندمین بار، قطعنامه‌ای در سازمان ملل به تصویب رسید که در آن جمهوری اسلامی به عنوان یک کشور ناقض حقوق بشر قلمداد شده است. طبعاً برای ما خوشایند نیست که با این گونه برخوردها مواجه شویم و در حالی که مرام و هدف و آرمان ما تأمین حقوق مردم و رعایت کرامت‌هایی است که اسلام به انسان بخشیده، می‌رنجیم که تصویری ضدحقوق بشری از ما در جهان ترسیم شود.
این درست است که «بانی این قطعنامه‌ها، معمولاً کشورهایی هستند که با ما دشمنند و خودشان هم موارد فراوان نقض حقوق بشر را در کارنامه خود دارند».
با این نکته هم نمی‌شود مخالفت کرد که «یکی از ریشه‌های ادعاهای مطرح شده در مقوله حقوق بشر به «اختلاف مبنایی» میان غرب و جهان اسلام در این حوزه مربوط می‌شود».

با این مسأله هم موافقیم که «استناد به ادعاهای مغرضانه و دروغ عناصر ضدانقلاب از منافقین گرفته تا سلطنت‌طلب‌ها، مهم‌ترین منبع گزارش‌نویسان حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی است».
حتماً این را هم قبول داریم که اگر سیاست‌های جمهوری اسلامی خوشایند غربی‌ها بود، آنها هیچ قطعنامه‌ای را علیه ایران پیشنهاد نمی‌کردند همان گونه که حاضرند چشم خودشان را بر عملکرد ضدحقوق بشری بسیاری از کشورهای متحد خود ببندند.
در عین حال باید خودمان در درون کشور و بدون آن که بویی از انفعال داشته باشد، درباره رعایت حقوق بشر، اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی، تدوین حقوق شهروندی و مواردی از این دست، حساس باشیم و خودمان بیش از دیگران جانبدار اجرای قوانینی باشیم که حقوق مردم ما را در همه حوزه‌ها تضمین می‌کند. البته برای ما که مدعی همه خوبی‌ها برای تمام بشریت در کل جهان هستیم، قطعاً شایسته نیست که در موضع تهمت قرار بگیریم و دشمنان ما از طریق توسل به برخی ضعف‌های درونی، تصویر ناجوری از نظام ما در دنیا ارائه کنند اما از آن مهم‌تر این است که ما مسلمانیم و اسلام را مدافع کرامت انسانی و حقوق بشر می‌دانیم و مردم خودمان بیش از دیگران مستحق برخورداری از این نعمت الهی هستند و بنابراین حق نداریم این موهبت را از مردم خود دریغ کنیم.
سال‌ها قبل با حمایت رئیس قوه قضائیه، کمیسیون حقوق بشر اسلامی در کشور تشکیل شد که کارش نظارت بر ارکان نظام در زمینه اجرای حقوق بشر بوده است. همچنین از سوی چندین رئیس جمهور در دوره‌های متعدد، گروه‌هایی شکل گرفتند که کارشان زمینه‌سازی برای عملی شدن تمامی اصول قانون اساسی از جمله فصل مربوط به حقوق ملت بود. تدوین منشور حقوق شهروندی که این روزها مطرح شده، یکی دیگر از تلاش‌های نیروهای درون نظام برای رعایت حقوق بشر در کشور است. همه این تلاش‌ها، بیانگر وجود یک نیاز و خواست و نیز عزمی درونی برای هر چه بهتر اجرا شدن قانون و تأمین حقوق بشر در کشور است. این تلاش‌ها را باید تقویت و برای نهادینه کردن آن باید برنامه‌ریزی کرد اما پیش‌فرض اصلی ما در این گونه اقدامات باید این باشد که رعایت حقوق بشر، اساس اعتقادات و تعالیم دین ما را تشکیل می‌دهد و بدون آن که دفع اتهام دیگران مدنظر ما باشد، خودمان هم به رعایت حقوق شهروندان ملزم باید بمانیم. اگر این گونه شود، ما بیش از دیگران از مسئولان و صاحبان قدرت، مطالبه رعایت قانون و حقوق شهروندی را خواهیم کرد و دهان دشمنان را هم خواهیم بست.

Share and Enjoy

ادامه بهانه‌جویی سایت‌های خاص

اشاره: مدتی قبل (۲۵ آبان ۹۲) یادداشتی را در روزنامه ایران نوشتم که برخی از این سایتهای خاص (نکات‌پرس، تهران‌پرس، صلح‌نیوز، مشرق و …) آن را بهانه ساختن یک خبر انتقادی قرار دادند. نیازی به گفتن ندارد که عنوان «رژیم اشغالگر فلسطین» به معنای رژیمی است که فلسطین را اشغال کرده است و دیگران هم به کار می‌برند همانگونه که از تعبیر «رژیم اشغالگر قدس» استفاده می‌شود. همچنین دوستان مطلع هستند که بنده در سال ۸۸ و بعد از آن دستگیر نشده‌ام و خبر این سایتها دروغ است. در زیر متن خبر این سایتها  را که منتشر کرده‌اند، می‌خوانید:

 وقتی که فلسطین غاصب می‌شود

به گزارش مشرق به نقل از تهران‌پرس، روزنامه ایران ارگان رسانه‌ای دولت در صفحه آخر این روزنامه در ستون حاشیه و متن در مطلبی به قلم علی شکوهی تحت عنوان «آخرین دولتی که مذاکره می‌کند!» از رژیم غاصب صهیونیستی به عنوان رژیم غاصب فلسطین نام برده است.

2222

این در حالی است که در سرتاسر این یادداشت از لفظ رژیم غاصب صهیونیستی هیچ استفاده‌ای نشده است و بار‌ها این کشور را با نام اسرائیل به مخاطبان عرضه کرده است.

گفتنی است مقاله‌نویس ارگان رسانه‌ای دولت پیش از این در فتنه سال ۸۸ بازداشت شده بود.

Share and Enjoy

صفحه 3 از 1412345...10...قبلی »